دوشنبه ۱۳ مهر ۱۴۰۵ | ۱۲:۲۲
ناگویا؛ وقتی ورزش به زبان دیپلماسی عمومی ایران تبدیل می‌شود

ناگویا؛ وقتی ورزش به زبان دیپلماسی عمومی ایران تبدیل می‌شود

علیرضا هدایت‌پور، معاون همکاری‌های فرهنگی مرکز دیپلماسی عمومی وزارت امور خارجه و عضو کمیسیون بین‌الملل کمیته ملی المپیک، در یادداشتی با بررسی حضور ایران در بیستمین دوره بازی‌های آسیایی آیچی–ناگویا، این حضور را فراتر از یک رویداد صرفاً ورزشی ارزیابی کرده و آن را ظرفیتی برای تقویت دیپلماسی عمومی و معرفی تصویر ایران در عرصه بین‌المللی دانسته است.

 به گزارش ایسنا، در این یادداشت آمده است: «حضور ایران در بیستمین دوره بازی‌های آسیایی آیچی–ناگویا را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک رویداد ورزشی و مجموعه‌ای از رقابت‌های فردی و تیمی ارزیابی کرد. این حضور، در شرایطی شکل گرفت که کشور با فشارهای اقتصادی، محدودیت‌های ناشی از تحریم‌ها و مجموعه‌ای از بحران‌ها و تنش‌های امنیتی مواجه بود. با این حال، ایران با کاروانی ۵۲۲ نفره، شامل ۳۰۵ ورزشکار، در یکی از بزرگ‌ترین رویدادهای چندرشته‌ای قاره آسیا حضور یافت. از این روی، نفس حضور بخشی از پیام بود. اعزام چنین کاروانی نیازمند برنامه‌ریزی، هماهنگی میان فدراسیون‌ها، مدیریت منابع، تدارکات بین‌المللی و تعامل مستمر با برگزارکنندگان بازی‌هاست. بنابراین می‌توان این حضور را، در کنار نتیجه رقابت‌ها، به‌عنوان نشانه‌ای از تداوم فعالیت ساختار ورزش کشور در شرایط دشوار تلقی کرد.

اما اهمیت ناگویا فراتر از مدیریت اعزام و نتیجه مسابقات بود. ورزش در این سطح، یک زبان بین‌المللی است؛ زبانی که پیش از آنکه نیازمند ترجمه باشد، از طریق پرچم، سرود، حضور ورزشکاران و تعامل میان ملت‌ها ارتباط برقرار می‌کند. بازی‌های آسیایی نیز دقیقاً چنین بستری را فراهم کرد: ۴۵ کشور آسیایی در این رویداد حضور داشتند و بیش از ۱۱ هزار ورزشکار در ۴۳ رشته ورزشی به رقابت پرداختند. 

در چنین بستری، حضور ورزشکار ایرانی تنها حضور یک فرد در یک مسابقه نیست؛ بخشی از دیپلماسی عمومی ایران است. ورزشکار، مربی و حتی نمادهای همراه کاروان، تصویری از ایران را بطور مستقیم با افکار عمومی کشورهای دیگر در میان می‌گذارند؛ تصویری که می‌تواند فراتر از روایت‌های سیاسی و رسانه‌ای موجود درباره ایران، بر توانمندی انسانی، فرهنگ، هویت و زندگی اجتماعی ایرانیان تمرکز کند.

«فرشتگان میناب»؛ پیوند ورزش، حافظه و هویت

در این میان، انتخاب عنوان «فرشتگان میناب» برای کاروان ورزشی ایران، ظرفیت ویژه‌ای برای دیپلماسی عمومی ایجاد کرد. شورای المپیک آسیا نیز این نام را در گزارش رسمی خود به یاد دانش‌آموزان مدرسه شجره طیبه میناب که در جریان تجاوز نظامی آمریکا در ۲۸ فوریه ۲۰۲۶ شهید شدند، بازتاب داده است. 

به این ترتیب، نام کاروان صرفاً یک عنوان تشریفاتی نبود؛ بلکه یک پیام ارتباطی را با خود به ناگویا برد: پیوند دادن ورزش، حافظه جمعی، رنج انسانی و امید به آینده.

از منظر دیپلماسی عمومی، این نکته اهمیت دارد که یک رویداد ورزشی چگونه می‌تواند بستری برای طرح یک روایت انسانی باشد؛ روایتی که به جای اتکا به ادبیات رسمی و سیاسی، از طریق نام ورزشکاران و حضور آنان در میدان رقابت منتقل می‌شود. «فرشتگان میناب» از این زاویه، تلاش برای تبدیل یک خاطره تلخ به یک پیام انسانی و بین‌المللی است: کودکانی که از میان مردم برخاستند، در حافظه مردم باقی می‌مانند و نام آنان در یک رویداد بزرگ آسیایی همراه کاروان ایران حضور پیدا می‌کند.

از تهدید نابودی تا نمایش تداوم

این وجه از ماجرا زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که فضای سیاسی و امنیتی سال ۲۰۲۶ را در نظر بگیریم. دونالد ترامپ رئیس جمهور جنگ افروز و فاسد آمریکا در ۷ آوریل ۲۰۲۶ در ارتباط با جنگ ایران گفت: «A whole civilisation will die tonight, never to be brought back again»؛ عبارتی که به‌طور گسترده به‌عنوان تهدیدی متوجه تمدن ایران بازتاب یافت. او چند ماه بعد نیز در سخنرانی مجمع عمومی سازمان ملل، درباره امکان «Annihilate» یا نابود کردن ایران در صورت نرسیدن به توافق هشدار داد. 

در چنین زمینه‌ای، می‌توان حضور ایران در ناگویا را در سطح نمادین و ارتباطی به‌عنوان تصویری متفاوت از ایران در برابر روایت نابودی ترسیم کرد؛ نه به این معنا که مدال ورزشی پاسخی نظامی یا سیاسی به یک تهدید است، بلکه از این نظر که یک کشورِ درگیر بحران، هم‌چنان در عرصه‌های بین‌المللی حضوری فعال و موثر دارد، ورزشکار اعزام و رقابت می‌کند و نمادهای ملی خود را در برابر میلیون‌ها مخاطب آسیایی به نمایش می‌گذارد.

نتیجه این حضور نیز در سطح ورزشی قابل توجه بود: ایران در پایان رقابت‌ها با ۱۹ مدال طلا، ۱۸ نقره و ۱۵ برنز، در مجموع با ۵۲ مدال به کار خود پایان داد و در جایگاه ششم جدول کلی قرار گرفت. اما شاید مهم‌تر از تعداد مدال‌ها، تصویری باشد که این مدال‌ها در کنار خود ساختند. در ادبیات دیپلماسی عمومی، قدرت یک کشور تنها در توانایی‌های اقتصادی، نظامی یا سیاسی آن خلاصه نمی‌شود؛ سرمایه انسانی، فرهنگ، ورزش و توانایی ارتباط با افکار عمومی سایر کشورها بخشی از قدرت ملی محسوب می‌شود.

از این روی، ناگویا را می‌توان یک نمونه روشن از هم‌افزایی ورزش و دیپلماسی عمومی دانست: ورزشکاران در میدان مسابقه رقابت کردند، اما همزمان، حضور آنان فرصتی برای معرفی ایران، ایجاد ارتباط با جامعه آسیایی، تقویت تعاملات ورزشی و انتقال یک روایت انسانی از ایران فراهم کرد.

ناگویا؛ وقتی ورزش به زبان دیپلماسی عمومی ایران تبدیل می‌شود

ورزش؛ زبان مشترک ایران با آسیا

از این زاویه، دیپلماسی ورزشی ایران در ناگویا صرفاً به کسب مدال محدود نمی‌شود. دیدارهای رسمی، تعامل با کمیته‌های ملی المپیک، ارتباط با مسئولان عالی رتبه ورزش کشورهای آسیایی و روسای فدراسیون‌های جهانی، حضور در دهکده بازی‌ها، ارتباط ورزشکاران با یکدیگر و دیده‌شدن نمادهای ملی، همگی بخشی از شبکه‌ای از ارتباطات انسانی و نهادی هستند که در شرایط عادی شاید کمتر دیده شوند.

بنابراین می‌توان روایت ناگویا را در سه سطح صورت‌بندی کرد:

نخست، سطح ورزشی:

۱۹ طلا، ۱۸ نقره و ۱۵ برنز و جایگاه ششم جدول کلی؛ نتیجه‌ای که دستاورد رقابتی کاروان ایران را نشان می‌دهد.

دوم، سطح مدیریتی و سازمانی:

حضور ۵۲۲ عضو، شامل ۳۰۵ ورزشکار، بیانگر حجم قابل توجهی از برنامه‌ریزی، هماهنگی، مدیریت و عملیات اعزام در یک رویداد بزرگ بین‌المللی بود. 

سوم، سطح دیپلماسی عمومی و ورزشی:

ایران با نام «فرشتگان میناب»، پرچم، سرود، ورزشکاران و موفقیت‌های خود، روایتی از هویت و حضور ایران را در یک بستر بین‌المللی عرضه کرد؛ روایتی که در آن، ورزش به ابزار ارتباط میان ملت‌ها تبدیل می‌شود.

در نهایت، شاید بتوان پیام ناگویا را نه صرفاً در تعداد مدال‌ها، بلکه در تداوم حضور ایران جست‌وجو کرد: در شرایطی که ادبیات تهدید از «نابودی» و «محو» سخن می‌گفت، ایران در یکی از صحنه‌های بزرگ‌ ورزش آسیا حاضر بود، دیده شد و از طریق ورزش با افکار عمومی منطقه ارتباط برقرار کرد؛ و این دقیقاً همان نقطه‌ای است که ورزش از یک رقابت صرفاً ورزشی عبور می‌کند و به بخشی از دیپلماسی عمومی و قدرت ارتباطی یک کشور تبدیل می‌شود.

انتهای پیام 

# جهان

آخرین اخبار جهان