حجتالاسلام والمسلمین حسین تمرخانی، در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به توصیف رهبر معظم انقلاب از این شهید عالیقدر، اظهار کرد: ولی امر مسلمین جهان، حضرت آیتالله سید مجتبی حسینی خامنهای، در دومین سالگرد شهادت سید حسن نصرالله، آن شهید عالیقدر را رجلی با عظمت خواندند که بیتردید در طول کل تاریخ شامات تاکنون، پس از انبیا و اوصیا، رجلی به عظمت او در آن خطه کهن سر بلند نکرده بود.
وی خاطرنشان کرد: این کلمات، تنها یک ستایش نیست؛ خروجی نگاه یک شخصیتشناس خبره است که انسانها را نه با ظاهر، که با ترازوی حقیقت و در مقیاس تاریخ میسنجد. شامات قرنها گذرگاه سپاهیان و گورستان امپراتوریها بود و هیچ فاتحی در آن ماندگار نشد. هر که آمد، میخواست حقانیتی بر خویش بیفزاید و در همین خاک زخمخورده بود که شهید نصرالله، سنت پراکنده ایستادگی را به مکتبی سازمانیافته بدل کرد.
مدیرحوزههای علمیه خواهران استان ایلام بیان کرد: برای شناخت بزرگی یک مرد، نخست باید سرزمینش را شناخت. شامات، سرزمین میان دریا و بیابان، از دیرباز پژواک صدای توحید و محراب پیامبران بود؛ خاکی که وحی در آن بالید و قداستش زبانزد شد. هر بار که پیامی از آسمان بر آن فرود آمد، دستی از تبار زور آن را در حصار قدرت گرفت؛ گویی تقدیر شام آن بود که میان رسالت و غصب، پیوسته در کشاکش باشد.
وی تصریح کرد: سپس روم و پس از تقسیم امپراتوری، شاخه شرقی آن یعنی بیزانس بر این سرزمین چیره شد و شام را تا ظهور اسلام در مشت نگه داشت. آنگاه شام به دست مسلمانان گشوده شد؛ اما برکات این گشایش زود به یغما رفت. حکومت بر این خاک، از مسیر وصایت پیامبر خارج شد و به سلطنت زورآزمایان بدل گشت و قرنها، سلسلهها یکی پس از دیگری بر شام نشستند و هیچیک، عهد رسالت را برنگرداندند.
حجتالاسلام والمسلمین تمرخانی یادآوری کرد: آنگاه صلیبیان برخاستند و قدس اشغال شد؛ تا آنکه سپاه صلیبی در همان سرزمین، در برابر عزم مسلمانان درهم شکست و قدس آزاد شد. در پایان، استعمار فرانسه و بریتانیا و سپس رژیم اشغالگر قدس، شامات را سرزمین زخمهای مزمن کردند.
مدیرحوزههای علمیه خواهران استان ایلام با اشاره به راز ایستادگی این خاک گفت: اما راز ایستادگی این خاک، در تبارش است؛ تباری که در سه موج پیاپی، از خاکستر، مقاومت برانگیخت و هر موج، موج پیشین را در دل اندوخت و افزون بر آن، چیزی ساخت. موج نخست، عالمان مجاهد قلم و فتوا در عصر صلیبی بود. موج دوم، عالمان بیدارگر امت در عصر استعمار و اشغال و موج سوم، شهیدان میدان و بنیانگذاران مقاومت در عصر جهاد و قیام و پیروزی بود.
وی افزود: این سه موج، سرانجام در یک قامت به کمال رسیدند: سید حسن نصرالله؛ قلهای که قرنها انتظارش را کشیدند. سید در امتداد همین تبار ایستاد، اما ایستادنی که از تداوم به تحول رسید. او نه تنها وارث آن موجها بود، بلکه حاصل پیوند تمام آنها در یک قامت شد. او به جای آنکه تنها وارث باشد، تکاملیافته تمام تجربههای مقاومت شد تا راه را برای نسلها هموار کند.
این کارشناس مسائل دینی یادآور شد: آنچه سید حسن نصرالله را متمایز کرد، این تضاد باشکوه بود: در عین فقاهت، فرماندهای سختکوش؛ در عین بلاغت، دوراندیشی محاسبهگر در برابر دشمن؛ و در عین قدرت، انسانی چنان متواضع که در هر کلامش ردپای بندگی موج میزد.
وی تأکید کرد: شهید نصرالله فقاهت را به زبان عصر تبدیل کرد، بلاغت را به سلاحی برای تخریب روانی دشمن و فرماندهی را از سطح یک مقاومت محلی، به یک مرجعیت راهبردی در سطح منطقه رساند. غرش صدایش تنها یک سخنرانی نبود؛ لرزهای بود که ستونهای امنیتی دشمن را پیش از شلیک اولین گلوله متزلزل میکرد. او مردی بود که توانست حق را از حالت دفاعی خارج کند و به قدرتی بازدارنده بدل سازد؛ چنان که دشمن، حتی در پیروزیهای نظامیاش، در برابر او احساس شکست میکرد.
حجتالاسلاموالمسلمین تمرخانی در خصوص واژهای که رهبری برگزید، اظهار کرد: ولی امر مسلمین جهان نفرمودند عالمی یا شخصیتی، فرمودند رجلی. این انتخاب، تصادفی نیست. رجل کسی است که بر پای خویش ایستاده و استوار گشته است. قرآن این واژه را جایی بهکار میبرد که تنهایی و برخاستن به هم میپیوندند: وَجَاءَ مِنْ أَقْصَی الْمَدِینَةِ رَجُلٌ یَسْعَی؛ یک نفری در برابر یک نظام قدرت.
وی توضیح داد: بسیاری مؤمناند، اما رجال درجهای برترند: آنان که پیمانشان را تا شهادت بردند. ایمان، پیشزمینه است، اما رجلیت، هنر ایستادگی در اوج طوفان است. تعبیر سر بلند نکرده بود گواه همین استواری است.
این کارشناس مسائل دینی در تشریح چهار ستون شخصیت شهید نصرالله گفت: ستون اول، خیرخواهی صادق است. سرمایه او اعتماد بود؛ چنان که مسیحیان و اهل سنت نیز او را وارث پیامبران خواندند. او کسی بود که نام لبنان را، کشوری کوچک که سالها حیاط خلوت برخی قدرتها شده بود، به عظمت بلند ساخت.
وی بیان کرد: ستون دوم، بلاغت راستین است. کلامش سلاح بود؛ هر جملهاش یک بیانیه جنگ بود و هر سکوتش، یک هشدار؛ چنان که اعتراف ژنرال دشمن گواه است که تنها چند کلمه از نصرالله کافی بود تا اسرائیل را در حالت آمادهباش قرار دهد.
حجتالاسلاموالمسلمین تمرخانی ادامه داد: ستون سوم، شجاعت دوراندیش است. میدانست کجا بایستد؛ در خطابه بنتجبیل، با اتکا به آیه «مَثَلُ الَّذِینَ اتَّخَذُوا مِنْ دُونِ اللَّهِ أَوْلِیَاءَ کَمَثَلِ الْعَنْکَبُوتِ اتَّخَذَتْ بَیْتًا وَإِنَّ أَوْهَنَ الْبُیُوتِ لَبَیْتُ الْعَنْکَبُوتِ» بر بنیان ناپایدار دشمن تاخت و بیتالعنکبوت را بر زبانها انداخت.
وی تصریح کرد: ستون چهارم، شهادتطلبی آگاهانه است. شهادت را نه پایان راه، که خود راه میدانست؛ هدیهای که تنها بر سینه عاشق میدان مینشیند.
این کارشناس مسائل دینی در خصوص راهی که از نصرالله ماند، گفت: سید، شخصیتی نامیرا آفرید. او سدی شد تا طمع دشمن به خانههای مسلمانان نرسد؛ سپر بلای مقاومت و پناه دلهای مؤمنان بود. نصرالله سیاستمداری بود که ابتدا محاسبات دشمن را به اشتباه انداخت، سپس او را مبهوت کرد و همواره یک گام جلوتر ایستاد.
تمرخانی افزود: او خودش یک رسانه جهانی بود و هیمنه پوشالی دشمن را به چالش کشید. تمام آزادگان و دلدادگان، به وقت سخنرانیهایش ساعتها را کوک میکردند و در انتظار صدای رعدآسا و دشمنشکنش مینشستند. در نهایت، دشمن زبون با خالی کردن ۸۵ تن مهمات بر فرازش، او را جاودانه کرد؛ و در سوگش، نه فقط منارههای مساجد، که ناقوس کلیساها نیز به یاد او نواخته شد.
وی گفت: اینک پرچم او در دست جناب شیخ نعیم قاسم است. شخص میرود، راه میماند؛ بهویژه اگر در جان ملتی ریشه دوانده باشد. از اینرو باید تلاش کرد مجاهدتهای این مرد بزرگ به فراموشی سپرده نشود.
انتهای پیام
