کارشناسان اظهار کردند: افراد باید به سلامت روان خود توجه کنند و با دوستان و اطرافیانشان درباره مشکلات خود گفتوگو کنند زیرا حتی یک پیام ساده میتواند زندگی فردی را تغییر دهد.
سازمان جهانی بهداشت(WHO) همزمان با روز جهانی سلامت روان، راهنمای جدیدی برای کمک به کشورها در تغییر الگوی مراقبتهای روانی منتشر کرد. این راهنما بر جایگزینی بستری طولانیمدت در بیمارستانهای روانپزشکی با خدمات جامعهمحور، با محوریت حقوق، انتخاب و نیازهای افراد تاکید دارد.
براساس اعلام این سازمان، بسیاری از افراد دارای مشکلات سلامت روان همچنان در بیمارستانهای بزرگ روانپزشکی و مراکز مراقبتی زندگی میکنند و نزدیک به نیمی از آنان بدون رضایت خود، برای ماهها، سالها یا حتی دههها در این مراکز نگهداری میشوند.
بر اساس گزارش سایت هلث، سازمان جهانی بهداشت تاکید کرد، دسترسی به مسکن، خدمات درمانی، حمایت اجتماعی، آموزش، فرصتهای شغلی و پشتیبانی از خانوادهها برای موفقیت این فرایند ضروری است.
براساس گزارش اطلس سلامت روان سازمان جهانی بهداشت، فقط ۹ درصد کشورهای گزارشدهنده بهطور کامل به مراقبتهای سلامت روان جامعهمحور روی آوردهاند و ۵۳ درصد کشورها همچنان در مراحل اولیه اصلاحات قرار دارند. همچنین، بیش از یکچهارم افراد بستریشده در بیمارستانهای روانپزشکی، بیش از ۶ ماه در این مراکز اقامت داشتهاند. این سازمان در راهنمای جدید خود بر مشارکت مستقیم افرادی که تجربه زندگی در مراکز روانپزشکی را دارند نیز تاکید کرده است.
براساس گزارش منتشرشده سازمان بهداشت جهانی، کارشناسان اظهار کردند: تجربه این افراد باید در تدوین سیاستها و طراحی خدمات سلامت روان مورد توجه قرار گیرد تا خدمات ارائهشده بهتر بتوانند از بهبودی، حق انتخاب و مشارکت اجتماعی آنان حمایت کنند.
سازمان جهانی بهداشت در پایان از دولتها خواست روند انتقال از مراقبتهای نهادی به خدمات جامعهمحور را سرعت ببخشند و نظامهای سلامت روان را با مشارکت افرادی که این خدمات را تجربه کردهاند، طراحی و اصلاح کنند.
پیام دبیرکل سازمان ملل متحد به مناسبت روز جهانی سلامت روان

دبیرکل سازمان ملل متحد در پیامی به مناسبت روز جهانی سلامت روان، بر اهمیت بهرهگیری از تجربیات و مشارکت افرادی تاکید کرد که با چالشهای سلامت روان مواجه بودهاند.
وی با اشاره به شعار سال جاری روز جهانی سلامت روان گفت: این شعار، نشاندهنده آن است که افراد اغلب از تصمیمگیریهایی که بهطور مستقیم بر زندگی خودشان تاثیر میگذارد، کنار گذاشته میشوند در حالی که دیدگاهها و تجربیات آنان برای تدوین سیاستها و ارائه خدمات موثر ضروری است.
دبیرکل سازمان ملل افزود: این موضوع بهویژه درباره جوانانی اهمیت دارد که با نااطمینانی اقتصادی، اضطراب ناشی از تغییرات اقلیمی و آسیبهای فضای مجازی روبهرو هستند. همچنین، افرادی که در هر سنی از جنگ و بحرانهای بشردوستانه آسیب دیدهاند، به دلیل اختلال در ارائه خدمات حمایتی، فشارهای روانی بیشتری را تجربه میکنند.
وی همچنین بر ضرورت تغییر رویکرد در ارائه خدمات سلامت روان تاکید و اظهار کرد: در حال حاضر، بیش از ۸۰ درصد کشورها خدمات سلامت روان را در بیمارستانهای روانپزشکی ارائه میکنند در حالی که بسیاری از افرادی که تجربه مشکلات سلامت روان را داشتهاند، ترجیح میدهند روند بهبودی خود را در خانه و در محیطهای اجتماعی سپری کنند. همه بیماران حق دارند به مسکن، آموزش، اشتغال و حمایتهای اجتماعی دسترسی داشته باشند و شواهد نشان میدهد که فراهم کردن این امکانات در محیطهای مناسب میتواند به روند بهبودی آنان کمک کند.
بر اساس گزارش دانشگاه وین، دبیرکل سازمان ملل در پایان از دولتها خواست به جای طرد و کنار گذاشتن افراد، بر مشارکت آنان تاکید کنند و سرمایهگذاری در خدمات سلامت روان مبتنی بر جامعه را افزایش دهند. وی همچنین بر ضرورت پایبندی مستمر به حمایت از سلامت روان، مقابله با انگ اجتماعی و ایجاد نظامهایی مبتنی بر کرامت انسانی و حقوق همه افراد تاکید کرد.
افزایش فشارهای روانی در محیط کار

همزمان با روز جهانی سلامت روان در ۱۰ اکتبر، نتایج پژوهشهای بینالمللی از افزایش اضطراب، فرسودگی شغلی و کمبود حمایت روانی از کارکنان حکایت دارد. کارشناسان تاکید کردند: کارفرمایان باید از آگاهیبخشی فراتر بروند و برای بهبود شرایط کاری و حمایت موثر از سلامت روان کارکنان اقدام کنند.
بر اساس نتایج پژوهشی در انگلیس، ۸۸ درصد کارفرمایان معتقدند مسوولیت آنان برای حمایت از کارکنان دارای مشکلات روانی بیش از گذشته شده است، با این حال، فقط ۳۷ درصد سازمانها رویکردی جامع برای حمایت از سلامت روان کارکنان دارند. همچنین، ۳۳ درصد کارفرمایان اعلام کردند طی یک سال گذشته، یکی از کارکنانشان به دلیل مشکلات روانی به مرخصی استعلاجی طولانیمدت رفته و ۲۵ درصد نیز شاهد ترک کار یکی از کارکنان به همین دلیل بودهاند.
فشارهای روانی در محیط کار به انگلیس محدود نیست. طبق گزارش های منتشرشده، ۵۸ درصد کارکنان بررسیشده در انگلیس و آمریکا به دلیل مشکلات سلامت روان به ترک شغل خود فکر کردهاند. همچنین، ۴۰ درصد آنان از مرخصی مرتبط با سلامت روان استفاده کردهاند و ۹۲ درصد گفتند کار، خواب آنان را مختل میکند.
در اروپا نیز نتایج پژوهشی با مشارکت نزدیک به ۲۵ هزار کارمند در ۱۹ کشور نشان داد، فقط ۵۳ درصد کارکنان، محیط کار خود را از نظر روانی سالم میدانند. این در حالی است که ۶۷ درصد مدیران ارشد، سازمان خود را محیطی سالم از نظر روانی ارزیابی کردهاند که در میان کارکنان غیر از مدیر و مدیران میانی به ۵۱ درصد میرسد.
بر اساس آمارهای اداره سلامت و ایمنی انگلیس، در سال مالی ۲۰۲۴ تا ۲۰۲۵ حدود ۹۶۴ هزار نفر در انگلیس دچار استرس، افسردگی یا اضطراب ناشی از کار شدهاند. این مشکلات به از دست رفتن ۲۲.۱ میلیون روز کاری منجر شده است.
اضطراب شغلی همچنین بر پیشرفت حرفهای کارکنان تاثیر میگذارد. نتایج پژوهشی در انگلیس نشان میدهد، ۳۶.۵ درصد کارکنان از درخواست برای افزایش حقوق اضطراب دارند و ۵۷ درصد گفتهاند که اضطراب در مقطعی مانع درخواست افزایش حقوق یا ارتقای شغلی آنان شده یا این درخواست را به تاخیر انداخته است.
این فشارها در میان کارکنان جوان بیشتر گزارش شده است. کارشناسان همچنین هشدار دادند کارکنان دارای معلولیت، افراد دارای شرایط عصبی متفاوت، جوانان و والدین تنها، ممکن است با فشارهای روانی بیشتری مواجه باشند. مدیران نیز از این مشکلات در امان نیستند. حجم بالای کار و آمادگی ناکافی برای مدیریت گفتوگوهای دشوار میتواند سلامت روان آنان را تحت تاثیر قرار دهد.
در واکنش به این شرایط، سازمان «کمکهای اولیه سلامت روان انگلیس» استانداردهای جدیدی برای حمایت روانی در محیط کار معرفی کرده است. این استانداردها بر تعهد مدیران، آموزش کارکنان مسوول حمایت روانی، فراهم کردن منابع مناسب، ارزیابی نتایج و ایجاد فرهنگ سازمانی حمایتگر تاکید دارند.
کارشناسان معتقدند سازمانها باید علاوه بر فراهم کردن دسترسی به مشاوره و خدمات تخصصی، عواملی مانند حجم کاری بیش از حد، مدیریت نامناسب، تبعیض و ناامنی روانی را نیز برطرف کنند. مسوولیت سلامت روان نباید فقط بر دوش کارکنان باشد و افزایش تابآوری فردی نمیتواند جایگزین اصلاح محیطهای کاری ناسالم شود.
بر اساس گزارش وبسایت فیرپلی تالک، نتایج این پژوهشها نشان میدهد، برگزاری مناسبتهایی مانند روز جهانی سلامت روان بهتنهایی کافی نیست و بهبود پایدار شرایط، به حمایت عملی کارفرمایان، آموزش مدیران و ایجاد محیطی نیاز دارد که کارکنان بتوانند بدون ترس از قضاوت یا پیامدهای شغلی، مشکلات خود را مطرح کنند و کمک بگیرند.
بیش از یک میلیارد نفر در جهان با مشکلات سلامت روان زندگی میکنند و کمبود حمایت، همچنان چالش اصلی است. همزمان با روز جهانی سلامت روان، کارشناسان بر ضرورت افزایش سرمایهگذاری، گسترش خدمات حمایتی و مشارکت افراد دارای تجربه مشکلات روانی در تصمیمگیریها تاکید کردند.
با وجود افزایش آگاهی عمومی درباره سلامت روان، دسترسی به خدمات درمانی و حمایتی همچنان محدود و نابرابر است. بر اساس آمارهای جهانی، بیش از یک میلیارد نفر در جهان با مشکلات سلامت روان زندگی میکنند. این مشکلات بر زندگی فردی و اجتماعی افراد، ازجمله آموزش کودکان، اشتغال بزرگسالان و توانایی خانوادهها برای مقابله با بحرانها تاثیر میگذارند.
جوانان از جمله گروههای آسیبپذیر در این زمینه هستند و بسیاری از آنان بدون دسترسی به حمایت بهموقع، با اضطراب، افسردگی، تنهایی و آسیبهای روانی مواجه میشوند. برآوردها نشان میدهد در سال ۲۰۲۱ حدود ۷۲۷ هزار نفر بر اثر خودکشی جان باختند. خودکشی، سومین علت مرگ در میان افراد ۱۵ تا ۲۹ ساله بود و ۷۳ درصد مرگهای ناشی از خودکشی در کشورهای با درآمد کم و متوسط رخ داد.
با وجود گستردگی این مشکل، کشورها بهطور متوسط فقط ۲ درصد از بودجه سلامت خود را به سلامت روان اختصاص میدهند. همچنین، میانه جهانی نیروی انسانی متخصص در این حوزه به ازای هر ۱۰۰ هزار نفر، تنها ۱۳ نفر است که در کشورهای کمدرآمد شدیدتر است.
کارشناسان معتقدند مقابله با مشکلات سلامت روان تنها به درمانهای تخصصی محدود نمیشود بلکه عواملی مانند فقر، تبعیض، جنگ، خشونت، انزوا و ناامنی نیز بر سلامت روان افراد تاثیر میگذارند. از سوی دیگر، فضای مجازی در کنار فراهم کردن فرصتهایی برای ارتباط و دریافت حمایت، میتواند زمینهساز آزار اینترنتی، انزوای اجتماعی و مواجهه با محتوای آسیبزا باشد.
در این گزارش بر ضرورت گسترش خدمات سلامت روان در مراکز بهداشت، مدارس و جوامع محلی، تقویت برنامههای پیشگیری، حمایت زودهنگام از افراد در معرض خطر و ارائه خدمات مبتنی بر حقوق و نیازهای فردی تاکید شده است.
در پایان، این گزارش خاطرنشان کرد: موفقیت در حوزه سلامت روان تنها به افزایش آگاهی عمومی وابسته نیست بلکه به فراهمکردن حمایتهای موثر و بهموقع، حفظ کرامت و حقوق افراد و مشارکت واقعی آنها در تصمیمگیریهای مرتبط با سلامت روان بستگی دارد.
انتهای پیام
