مرتضی موسیخانی در نشست آیندهپژوهی و مدیریت استراتژیک در نظام اداری که عصر امروز ۲۰ مهر ماه با حضور مدیران دستگاههای اجرایی در سالن شهید امامی استانداری قزوین برگزار شد، اظهار کرد: کلمه why به معنای «چرا» مجموعه حلقههایی است که اگر در مدیریت به آنها بپردازیم متوجه اهمیت آن میشویم، «چرا» هدف نیست، بلکه فراتر از هدف است.
وی ضمن اشاره به سلسله مراتب اهداف شامل purpose، objective، goal و target افزود: همه سازمانها این سلسله مراتب اهداف را دارند، بنابراین سازمان نباید دچار روزمرگی شود، چرا که سازمان برای یک غایت نهایی خلق شده است که این همان مأموریت اصلی سازمان است.
رئیس اسبق دانشگاه آزاد اسلامی قزوین عنوان کرد: قانون وسیله-هدف میگوید هر هدف نسبت به هدف بالاتر از خود وسیله است و نسبت به هدف پایینتر از خود هدف است، به این طریق هر چقدر پایینتر بیاییم، اهداف ما کمیتر و قابل برنامهریزیتر میشوند.
وی ضمن اشاره به اینکه ۹۰ درصد مدیران شرکتهای خصوصی از این قانون بیبهرهاند، بیان کرد: «چرا» میگوید رهبران بزرگ و الهامبخش معمولا برعکس عمل میکنند، یعنی از چرا به what (چه چیزی) میآیند، what پاسخگوی افکار منطقی و تحلیلی بوده و why پاسخگوی احساسات، اعتماد، وفاداری و تمامی رفتارهای انسانی است.
موسیخانی ضمن توصیه مدیران به مطالعه کتاب «مغز قلب» ترجمه دکتر زالی، خاطرنشان کرد: در این کتاب اثبات شده که روی قلب شما مغز وجود دارد، اگر مغز را به چهار قسمت تقسیم کنیم، قسمت بالا سمت راست آن بصری، کلنگرانه، شهودی، نوگرایانه، مفهومی و تخیلی است.
وی تأکید کرد: قسمت بالا سمت چپ آن نیز منطقی، واقعی، انتقادی، تحلیلی، فنی و کمی است، قسمت پایین سمت راست آن بینفردی، احساس عضلانی، عاطفی، روانی، حسی و احساسی بوده و قسمت پایین سمت چپ آن محافظهکار، ساختاریافته، سازمانیافته، با جزئیات، مشروح و طرحریزی شده است.
این استاد دانشگاه تصریح کرد: بنابراین اگر کارها را دلی انجام ندهیم، بر دل نمینشیند، چرا که صرفا اظهار و گفتار ما بهعنوان مدیر کفایت نمیکند، مدیران ما باید بهدنبال هدف باشند، آن مدیر و معلمی کارشان اثرگذار است که دلی کار کنند، نه اینکه صرفا بهدنبال کسب پول و درآمد باشند.
وی اظهار کرد: هدف برادران رایت از ساخت هواپیما این بود که مردم را از لذت پرواز بهرهمند کنند، اگر در هر دستگاهی ما نیز بهدنبال همین هدف باشیم، کارها پایدار بوده و به نتیجه میرسد.
موسیخانی ادامه داد: متأسفانه بسیاری از سازمانهای ما دچار بحران هویت هستند و نمیدانند چه هدفی را دنبال میکنند، برای مثال آیا مأموریت شهرداری صرفا عوارض گرفتن از مردم است یا هدف این است که شهری شاد و جذاب برای مردم بسازند؟ به این دلیل که سازمانهای ما از مأموریت خود دور شدهاند، بعضا همان مأموریتهای مشخصشده را هم به درستی انجام نمیدهند.
وی عنوان کرد: فرآیند مدیریت استراتژیک شامل چشمانداز، مأموریت، اهداف و استراتژیها است، وقتی ما میخواهیم یک سازمان را مدیریت استراتژیک کنیم یعنی باید سازمان را طوری مدیریت کنیم که بقا، رشد، سودآوری، رقابتپذیری و بهرهوری داشته باشد، بنابراین باید سازمان را طوری مدیریت کنیم که بقا برای رشد داشته باشد، در حالی که برخی شرکتهای ما صرفا بقا برای بقا دارند.
رئیس اسبق دانشگاه آزاد اسلامی قزوین بیان کرد: همه ما باید در سازمانی که هستیم، با هم چشمانداز مشترکی داشته باشیم، چشمانداز سازمان باید واقعگرایانه، قابل تحقق و جذاب باشد، بیان صریح سرنوشتی باشد که سازمان بهسوی آن حرکت میکند و هنر دیدن نادیدنیها در آن باشد.
وی خاطرنشان کرد: هدف ما ایجاد چشماندازی است که فرصتهای موجود برای شرکت یا سازمان را نشان دهد، راه بهرهجویی از فرصتها را بنمایاند، بلند پروازانه و منحصر به فرد باشد، در کارکنان رضایت شغلی ایجاد کند، استانداردهای بالایی را بنا بگذارد، در کارکنان ایجاد تعهد، علاقه و غرور کند، مسیر حرکت شرکت را به وضوح بیان کند، مشوق یادگیری باشد و نهایتا اینکه مخاطب را مشخص سازد.
موسیخانی تأکید کرد: تعیین چشمانداز برای سازمانها کارکردهای زیادی دارد، از جمله اینکه تعهد ایجاد میکند، انرژی میدهد، به زندگی کارکنان معنا میبخشد و حال و آینده را به هم پیوند میدهد.
وی ضمن اشاره به اینکه لازم است برای سازمان چشمانداز داشته باشیم تا از روزمرگی خارج نشویم، تصریح کرد: باید مدیرانی پرورش دهیم که با ما چشمانداز مشترکی داشته باشند، در پی کسانی باشیم که انرژی میدهند، هیجان برمیانگیزند و مهار کار را در دست دارند، نه کسانی که برای مهار کارها سستی به خرج میدهند و افسردگی میآفرینند.
این استاد دانشگاه اظهار کرد: اگر اجزای ماشینی همسو نباشند، این ماشین نمیتواند حرکت کند، اجزای یک سیستم هم باید همسو و همجهت باشند تا بتوانند درست و در راستای رسیدن به اهداف حرکت کنند، اجزای سیستم باید ارزشهای مشترکی داشته باشند، اگر ارزشهای مشترکی نداشته باشند نمیتوانند با هم کار کنند، در راستای رسیدن به اهداف لازم است پایبندی به ارزشها و عملکرد مدیران مثبت باشد.
وی عنوان کرد: مأموریت به مثابه دلیل حیات سازمان است، اصلیترین دلیل شکلگیری یک سازمان همان مقصود بنیادی سازمان است، متأسفانه برخی از سازمانهای ما نمیدانند دلیل حیاتشان چیست و دچار بحران هویت هستند.
موسیخانی بیان کرد: در یک سازمان، مأموریت، ارزشها و چشمانداز بهصورت چرخه هستند، مأموریت همان دلیل ما برای بودن است، ارزشها همان مواردی هستند که به آنها پایبندیم، چشمانداز هم یعنی بدانیم چه موفقیتی را ترسیم میکنیم؟ افرادی که بدون ارزشها در سازمانها کار میکنند باید بدانند که کمکاری میکنند، آنهایی هم که بدون چشمانداز در سازمانها کار میکنند، بدانند که دچار روزمرگی هستند.
وی خاطرنشان کرد: هر تصمیمی که در سازمان گرفته میشود، ۱۶ عوارض جانبی مثبت و منفی در حال و آینده و بر سازمان و ذینفعان دارد.
رئیس اسبق دانشگاه آزاد اسلامی قزوین تأکید کرد: مدیریت استراتژیک یعنی بتوانیم برنامههای تدوین شده را پیادهسازی و جاری کنیم، ۹۰ درصد سازمانها استراتژیهای خود را پیاده نمیکنند، چرا که برنامهریزی استراتژیک ندارند.
وی تصریح کرد: در برنامهریزی استراتژیک باید راهبرد مشخص باشد و در زمان معقول و با دانش استراتژیک انجام شود.
موسیخانی ضمن تأکید بر اینکه رمز ماندگاری برنامهریزی استراتژیک شامل تشخیص مسائل مهم، تخصیص منابع مهم به مسائل مهم، تفکر بلندمدت و پاسخ به مشخصههای دنیای واقعی است، اظهار کرد: تشخیص و تخصیص منابع باید با توجه به پویاییهای رقابتی و خواستههای ذینفعان ذینفوذ باشد، کنار گذاشتن فرصتهای ضعیف و پرداختن به فرصتهای اصلی نیز از شاخصههای مهم برای برنامهریزی استراتژیک است، مدیران ما باید قدرت «نه گفتن» داشته باشند و منابع را به جایی ببرند که ما را رقابتپذیر و بهرهور کند.
وی عنوان کرد: تصمیمگیری استراتژیک باید بر متغیرهای کلیدی عملکرد تأثیرگذار بوده و منافع راهبردی داشته باشد، ما مستلزم بازتخصیص جدی منابع هستیم، چرا که با محدودیت منابع روبرو هستیم.
رئیس اسبق دانشگاه آزاد اسلامی قزوین ضمن بیان اینکه مهمترین وظیفه یک مدیر برنامهریزی است، بیان کرد: مدیر یعنی تصمیمگیرنده و مدیریت به معنای تصمیمگیری است، اگر مدیران ما محور برنامهریزی نباشند، نمیتوانند برنامه را تجسم کنند، اگر نتوانند برنامه را تجسم کنند، نمیتوانند آن را انجام داده و عملی کنند، مدیر زمانی میتواند برنامه را پیاده کند که خودش محور باشد و برنامهریزی کند، برنامهریزی به معنای خلق ذهنی آینده است، برنامهریزی استراتژیک در این مقطع از تاریخ کشورمان، بسیار ضروری است.
انتهای پیام
