هادی کیادلیری سهشنبه ۲۱ مهرماه، در همایش منطقهای پرچمداری آموزش محیط زیست عشایر که در منطقه حفاظتشده سفیدکوه خرمآباد برگزار شد، با تأکید بر ضرورت تلفیق دانش و عاطفه در آموزش محیط زیست اظهار کرد: آموزش اثربخش باید هم از پشتوانه علمی برخوردار باشد و هم بتواند احساسات و عواطف انسان را درگیر کند؛ چراکه دانش و خرد، مسیر حرکت را مشخص میکنند و احساس و عاطفه، نیروی حرکت را فراهم میآورند.
وی افزود: اگر انسان از دانش و خرد برخوردار باشد، اما احساس و عاطفهای نسبت به موضوع نداشته باشد، ممکن است انگیزهای برای اقدام پیدا نکند؛ از سوی دیگر، اگر احساس و عاطفه بدون دانش و خرد وجود داشته باشد، میتواند به تعصب منجر شود و حتی مانع پیشرفت و توسعه شود. بنابراین، آموزش محیط زیست باید این دو مؤلفه را همزمان تقویت کند.
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به تفاوت شیوه آموزش به کودکان و بزرگسالان بیان کرد: هنگامی که با بزرگسالان درباره محیط زیست صحبت میکنیم، معمولاً بر تخریب طبیعت، کمبود آب و مشکلات موجود تأکید میشود، اما در آموزش کودکان نباید صرفاً به هشدار دادن و بیان مشکلات بسنده کرد، بلکه باید زمینه علاقهمندی و عشق به طبیعت را در آنها ایجاد کنیم.
کیادلیری ادامه داد: آموزش کودکان زمانی اثربخشتر خواهد بود که علاوه بر آگاهیبخشی، رابطهای عاطفی میان آنها و طبیعت شکل دهد. این پیوند میتواند در آینده به رفتارهای مسئولانهتر در قبال محیط زیست منجر شود.
حفاظت از طبیعت فراتر از مدیریت منابع است
وی با اشاره به تفاوت مفهومی حفاظت و مدیریت منابع طبیعی اظهار کرد: زمانی که از مدیریت یک منطقه صحبت میکنیم، شکست در مدیریت به معنای ناکامی در اداره آن منطقه است؛ اما وقتی موضوع حفاظت از یک زیستگاه مطرح میشود، شکست میتواند به نابودی زیستگاه و گونههای جانوری و گیاهی منجر شود. از این منظر، حفاظت مفهومی فراتر از مدیریت دارد و مستقیماً با بقای گونهها و اکوسیستمها مرتبط است.
کیادلیری با بیان اینکه حفاظت به معنای جلوگیری از تبدیل تهدیدهای بالقوه به آسیبهای بالفعل است، افزود: در حوزه حفاظت، هنگامی که درباره پیامدهای یک فعالیت یا تصمیم اطلاعات کافی وجود ندارد، باید با احتیاط بیشتری عمل کرد، زیرا پیامدهای احتمالی برخی تصمیمها ممکن است برگشتناپذیر باشد.
وی با اشاره به وضعیت جنگلهای زاگرس تصریح کرد: زاگرس امروز به دلیل تخریبهایی که طی سالهای گذشته در جنگلهای آن رخ داده، وضعیت مطلوبی ندارد و در برخی مناطق، موضوع تنها حفاظت نیست، بلکه باید به سمت احیای سلامت اکوسیستم نیز حرکت کنیم.
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست با تأکید بر اینکه حفاظت از محیط زیست نباید در تقابل با توسعه اقتصادی تعریف شود، گفت: در گذشته تصور میشد برای دستیابی به رشد اقتصادی باید از حفاظت طبیعت صرفنظر کرد، اما بهتدریج مشخص شد که امکان استفاده از رویکردهای سازگار با محیط زیست وجود دارد؛ رویکردهایی که هم حفاظت از طبیعت را دنبال میکنند و هم زمینه توسعه و رشد اقتصادی را فراهم میآورند.
وی افزود: در دورهای، توسعهنیافتگی میتوانست به منابع طبیعی آسیب وارد کند، اما امروز توسعه بیقاعده نیز به یکی از عوامل تخریب طبیعت تبدیل شده است. بنابراین، ضروری است فعالیتهای توسعهای بهگونهای برنامهریزی و اجرا شوند که ضمن پاسخگویی به نیازهای اقتصادی و اجتماعی، از وارد شدن آسیبهای جدی به محیط زیست جلوگیری شود.
محیط زیست، گاردریل مسیر توسعه
کیادلیری برای تبیین نقش محیط زیست در فرایند توسعه، این موضوع را به حرکت خودرو در یک جاده تشبیه کرد و گفت: اگر توسعه را به جادهای تشبیه کنیم که خودرو در آن حرکت میکند، دستگاههایی مانند بخشهای صنعت، کشاورزی و معدن در حکم سامانههای حرکت در این مسیر هستند و محیط زیست نقش گاردریل و حفاظ آن را بر عهده دارد.
وی ادامه داد: سازمان حفاظت محیط زیست مانع توسعه نیست، بلکه تلاش میکند توسعه را ایمن کند، شتاب آن را در چارچوب استانداردها قرار دهد و از تبدیل فعالیتهای اقتصادی به عوامل تخریب طبیعت جلوگیری کند. این نگاه باید در برنامهریزیها و تصمیمگیریهای توسعهای مورد توجه قرار گیرد.
مشارکت مردم نباید به اقدامات نمادین محدود شود
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست با تأکید بر ضرورت مشارکت واقعی مردم در حفاظت از محیط زیست اظهار کرد: توسعه پایدار بدون مشارکت مردم امکانپذیر نیست، اما مشارکت به این معنا نیست که صرفاً نظر مردم را بپرسیم و سپس تصمیم خود را اجرا کنیم. مشارکت واقعی زمانی شکل میگیرد که به این باور برسیم برای پیشبرد اهداف به مردم نیاز داریم.
کیادلیری با بیان اینکه مردم میتوانند پشتوانه فکری، مالی، اجتماعی و سیاسی تصمیمها باشند، افزود: هنگامی که مردم بهعنوان بخش جداییناپذیر فرایند توسعه پذیرفته شوند، دیگر صرفاً ابزار توسعه نخواهند بود، بلکه هم هدف و هم یکی از ارکان تحقق آن خواهند شد.
وی ادامه داد: اگر از مردم تنها بهعنوان ابزاری برای اجرای برنامههای توسعهای استفاده شود و توانمندسازی آنها مورد توجه قرار نگیرد، مشارکت واقعی شکل نمیگیرد. مشارکت مردم علاوه بر کمک به اجرای برنامهها، باید زمینه ارتقای توانمندیهای انسانی و افزایش ظرفیت جوامع محلی را نیز فراهم کند؛ در غیر این صورت، بسیاری از برنامهها در حد اقدامات نمادین و گفتوگوهای بدون نتیجه باقی میمانند.
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به نقش آگاهی عمومی در تصمیمگیریهای زیستمحیطی گفت: جامعه آگاه میتواند پشتوانه فکری تصمیمگیران باشد و به ارائه راهحلهای بلندمدت برای مشکلات محیط زیست کمک کند. همچنین آگاهی عمومی میتواند احتمال موفقیت تصمیمها را افزایش دهد و از تحمیل پیامدهای ناخواسته تصمیمها به جامعه جلوگیری کند.
دانش بومی عشایر؛ تجربهای ارزشمند برای حفاظت از زاگرس
کیادلیری با اشاره به پیوند تاریخی عشایر با طبیعت زاگرس اظهار کرد: عشایر طی نسلهای متوالی در دل این اکوسیستم زندگی کردهاند و شیوه زندگی و کوچ آنها بر پایه شناخت شرایط طبیعی و هماهنگی با تغییرات محیطی شکل گرفته است. این تجربه تاریخی، دانشی ارزشمند درباره نحوه تعامل با طبیعت در اختیار ما قرار میدهد.
وی با بیان اینکه زندگی عشایری با تقویم طبیعت هماهنگ بوده است، افزود: عشایر در طول نسلها آموختهاند که چه زمانی کوچ کنند، چه زمانی در یک منطقه بمانند و چگونه از ظرفیتهای طبیعی استفاده کنند تا امکان رویش مجدد گیاهان و تداوم بهرهبرداری از منابع فراهم شود. در واقع، آنها برای طبیعت برنامهای جداگانه تعریف نمیکردند، بلکه برنامه زندگی خود را با شرایط طبیعت هماهنگ میکردند.
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به سه اصل احترام به طبیعت، قناعت و هماهنگی با محیط در فرهنگ ایرانی بیان کرد: در شیوه زندگی گذشتگان، طبیعت جایگاهی ارزشمند داشت و این احترام در رفتارهای روزمره، فرهنگ و حتی معماری سکونتگاههای روستایی و عشایری دیده میشد.
کیادلیری ادامه داد: خانههای سنتی در بسیاری از مناطق روستایی و جنگلی با محیط پیرامون خود هماهنگی داشتند، اما برخی ساختوسازهای امروزی، از جمله ویلاسازی و ایجاد تأسیسات ناسازگار با محیط طبیعی، این هماهنگی را برهم میزنند. توجه به دانش بومی و تجربه جوامع محلی میتواند در اصلاح شیوه تعامل با طبیعت مؤثر باشد.
وی با اشاره به نقش معیشتی جنگلها برای جوامع محلی گفت: ارتباط مردم عشایر با جنگل، صرفاً به زیبایی طبیعت محدود نمیشود، بلکه این منابع بخشی از زندگی و معیشت آنها هستند. همین پیوند میتواند انگیزه بیشتری برای مشارکت در حفاظت از جنگلها ایجاد کند.
زوال دو میلیون هکتار از جنگلهای زاگرس
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست با هشدار درباره وضعیت جنگلهای زاگرس اظهار کرد: از مجموع حدود ۶ میلیون هکتار جنگلهای زاگرس، حدود ۲ میلیون هکتار به بیماری زغالی و انواع بیماریها و پدیده زوال جنگل مبتلا شدهاند؛ وضعیتی که در صورت بیتوجهی میتواند روند بیابانزایی را تشدید کند و زندگی و معیشت جوامع وابسته به این اکوسیستم را تحت تأثیر قرار دهد.
وی با تأکید بر اینکه زاگرس تنها مجموعهای از درختان نیست، افزود: زاگرس یک اکوسیستم زنده و گسترده شامل جنگلها، رودخانهها و درههاست که مجموعهای از حیات را در خود جای داده است. عشایر نیز از گذشته در قلب این اکوسیستم زندگی کردهاند و شناخت و تجربه آنها از طبیعت باید در برنامههای حفاظت مورد استفاده قرار گیرد.
کیادلیری با اشاره به برخی شاخصهای بینالمللی محیط زیست گفت: بر اساس آماری که در این همایش مطرح شد، رتبه ایران در یکی از شاخصهای جهانی محیط زیست در سال ۲۰۲۲، از میان ۱۸۰ کشور بررسیشده، ۱۳۳ بوده و در سال ۲۰۲۴ به رتبه ۱۱۳ رسیده است؛ هرچند این تغییر به معنای مطلوب بودن وضعیت محیط زیست کشور نیست.
وی همچنین با اشاره به مفهوم ظرفیت زیستی و مرزهای زیستمحیطی اظهار کرد: برخی مطالعات نشان میدهد فشار واردشده بر منابع طبیعی کشور از ظرفیت بازتولید آنها فراتر رفته است. بر اساس آماری که وی ارائه کرد، کشور از شش مرز زیستی عبور کرده و در چهار ماه نخست سال، بخشی از ظرفیت زیستی قابل استفاده در ادامه سال مصرف میشود؛ موضوعی که ضرورت بازنگری در الگوهای مصرف و بهرهبرداری از منابع را نشان میدهد.
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به فرسایش خاک در کشور و زاگرس افزود: میانگین فرسایش خاک کشور حدود ۱۶ تن در هکتار عنوان شده و برخی مطالعات درباره زاگرس نشان میدهد بازگرداندن حاصلخیزی خاک در این منطقه به منابع مالی بسیار گستردهای نیاز دارد؛ بهگونهای که در یکی از مطالعات، هزینه این کار معادل ۵۰ درصد درآمد سالانه نفت برآورد شده است.
وی تأکید کرد: طرح این آمارها به معنای مقصر دانستن مردم در تخریب محیط زیست نیست. مردم در صورت برخورداری از آگاهی و امکان مشارکت، میتوانند بخش مهمی از راهحل مشکلات محیط زیستی باشند. تصمیمگیری آگاهانه و توجه به راهکارهای بلندمدت، بدون همراهی و پشتیبانی جامعه امکانپذیر نیست.
قوانین و فناوریها باید امکان رفتار سازگار با طبیعت را فراهم کنند
کیادلیری با تأکید بر ضرورت اصلاح برخی رویکردهای اجرایی اظهار کرد: در سیاستگذاریهای محیط زیستی باید شرایط زندگی و معیشت مردم نیز مورد توجه قرار گیرد. برای مثال، هنگام برخورد با دامداری که بهدلیل فعالیت خود در معرض محدودیت قرار میگیرد یا روستاییانی که در مجاورت جنگل زندگی میکنند، باید علاوه بر مقررات حفاظتی، راهکارهای عملی و جایگزینهای قابل اجرا نیز در نظر گرفته شود.
وی افزود: حفاظت از منابع طبیعی نباید تنها بر برخورد با تخلفات متمرکز باشد، بلکه باید سازوکارهایی فراهم شود که مردم بتوانند به شیوهای سازگار با محیط زیست زندگی و فعالیت کنند. در همین راستا، سازمان حفاظت محیط زیست سند ارتقای فرهنگ محیط زیست را تدوین کرده که در آن برای دستگاههای دولتی وظایفی تعریف شده است و لازم است عملکرد دستگاهها در این زمینه ارزیابی شود.
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست با اشاره به نقش فناوری و امکانات در تغییر رفتارهای زیستمحیطی گفت: صرف توصیه به مردم برای انجام رفتار درست کافی نیست؛ بلکه باید شرایط و امکانات لازم نیز فراهم شود. اگر از شهروندی خواسته میشود زباله در طبیعت رها نکند، باید امکان دفع مناسب زباله نیز در دسترس او باشد.
وی ادامه داد: رفتار مردم تا حد زیادی تحت تأثیر فناوریها، امکانات و شرایط محیطی قرار دارد. بنابراین، اگر روشهای سازگار با محیط زیست پرهزینه یا دشوار باشند، نمیتوان انتظار داشت همه مردم بهراحتی از آنها استفاده کنند. تسهیل دسترسی به راهکارهای عملی، بخشی ضروری از سیاستهای حفاظت محیط زیست است.
آموزش کودکان باید به تغییر رفتار منجر شود
کیادلیری با تأکید بر اهمیت آموزش در سنین پایین اظهار کرد: عادتها گاهی از آگاهی قدرتمندتر عمل میکنند و تغییر رفتارهایی که از کودکی شکل گرفتهاند، در بزرگسالی دشوارتر است. به همین دلیل، باید از سنین پایین زمینه شکلگیری عادتهای آگاهانه و مسئولانه در قبال طبیعت را فراهم کنیم.
وی با اشاره به راهاندازی برنامهای آموزشی در سطح کشور گفت: در ماههای اخیر، حدود ۵۵۰ هزار نفر در این برنامه عضو شدهاند. وی از مدیرکل حفاظت محیط زیست لرستان خواست اجرای جدی این برنامه در میان دانشآموزان استان را پیگیری کند.
معاون آموزش و مشارکتهای مردمی سازمان حفاظت محیط زیست با بیان اینکه تغییرات اجتماعی بدون پذیرش مردم ماندگار نمیشوند، افزود: هر تغییری باید مورد پذیرش جامعه قرار گیرد؛ زیرا اگر مردم آن را نپذیرند، امکان تداوم آن کاهش مییابد و در نهایت، اقدامات عملی مورد انتظار نیز محقق نخواهد شد.
وی با تأکید بر ضرورت عبور از آموزش صرف و حرکت به سمت تغییر رفتار گفت: سیاستهای آموزشی نباید تنها به انتقال اطلاعات و بیان مشکلات محدود شوند. مردم امروز با مسائلی مانند خشکسالی، آلودگی هوا و گردوغبار بهطور مستقیم مواجهاند و در بسیاری موارد از مشکلات موجود آگاهی دارند؛ بنابراین آموزش باید به اقناع، تغییر نگرش و تقویت دانش کمک کند و در کنار آن، شرایط انجام رفتار مطلوب را نیز فراهم آورد.
کیادلیری تأکید کرد: برای تحقق رفتارهای سازگار با محیط زیست، باید انجام کار درست را آسان، منطقی، معنادار و دارای فایده قابل درک کرد. در این صورت، آموزش از سطح توصیه و آگاهیبخشی فراتر میرود و میتواند به تغییرات عملی و پایدار در رفتار جامعه منجر شود.
انتهای پیام
