سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵ | ۱۱:۵۸
یک پژوهشگر تاریخ: داستان کاوه و فریدون؛ روایتی ماندگار از مبارزه با بیدادگری است
عکس تزئینی است

یک پژوهشگر تاریخ: داستان کاوه و فریدون؛ روایتی ماندگار از مبارزه با بیدادگری است

قم (ایسنا) - یک پژوهشگر تاریخ اظهار کرد: داستان کاوه و هماهنگی او با فریدون، پسر آبتین، در شاهنامه فردوسی، بزرگ خداوندگار سخن، آغاز دوره پهلوانی در شاهنامه است و از همان زمان شکل‌گیری این رویداد، جایگاه ویژه‌ای در فرهنگ و زندگی ایرانیان داشته است؛ زیرا کاوه نماد ستیز و دادخواهی است و خیزش او با هدف براندازی ستم ضحاک شکل می‌گیرد.

هم‌زمان با ۲۱ مهر، روزی که در روایت‌های اسطوره‌ای ایران با جشن مهرگان و پیروزی کاوه و فریدون بر ضحاک پیوند خورده است، بازخوانی داستان این دو شخصیت در شاهنامه فردوسی، فرصتی برای پرداختن به مفاهیمی چون ظلم‌ستیزی، دادخواهی و اتحاد مردم در برابر بیدادگری فراهم می‌کند؛ روایتی که در طول تاریخ، جایگاهی ماندگار در فرهنگ ایرانی داشته و همچنان پیام‌هایی برای جامعه امروز در خود جای داده است.

به همین مناسبت ایسنا با حسین مقیمی، پژوهشگر تاریخ به گفت‌وگو پرداخته که در ادامه متن کامل آن را می‌خوانیم:

ایسنا: داستان کاوه و فریدون در شاهنامه چه جایگاهی دارد و این روایت اسطوره‌ای چه تأثیری بر فرهنگ ایرانی گذاشته است؟

داستان کاوه و هماهنگی او با فریدون، پسر آبتین، در شاهنامه فردوسی، بزرگ خداوندگار سخن، آغاز دوره پهلوانی در شاهنامه است و از همان زمان شکل‌گیری این رویداد، جایگاه ویژه‌ای در فرهنگ و زندگی ایرانیان داشته است؛ زیرا کاوه نماد ستیز و دادخواهی است و خیزش او با هدف براندازی ستم ضحاک شکل می‌گیرد.

ماجرا از این قرار است که از ۱۸ پسر کاوه، ۱۷ نفر از آن‌ها کشته شدند و مغز سرشان خوراک مارهای ضحاک شد. وقتی پسر هجدهم او گرفتار شد، کاوه برآشفت و به دربار ضحاک رفت و با بی‌باکی زبان به واخواهی گشود و خواهان آزادی پسرش شد. هنگامی که از دربار ضحاک بیرون آمد، پیش‌بند چرمی خود را بر نیزه کرد و از مردم ستم‌دیده خواست به مبارزه با ضحاک به پا خیزند.

ایسنا: جشن مهرگان در تاریخ و فرهنگ ایران چه جایگاهی داشته و پیوند آن با روایت پیروزی فریدون بر ضحاک از چه پیشینه‌ای برخوردار است؟

جشن مهرگان در تاریخ و فرهنگ ما پس از نوروز بالاترین جایگاه را داشته است. ایرانیان باستان جشن‌های زیادی در طول سال داشتند که مهم‌ترین آن‌ها نوروز، مهرگان، سده و غیره بوده است. درباره پیشینه مهرگان نمی‌توان به‌درستی و با اطمینان سخن گفت. شاید بتوان آغاز آن را به برداشت محصول گره زد. میوه‌هایی مانند انار، انگور و سیب نیز با این جشن ارتباط داشته‌اند.

پیشینه مهرگان ممکن است به پیش از زرتشت و شاید به کیش میترا برسد؛ اما بهترین سندی که می‌توان به آن استناد کرد، شاهنامه فردوسی است. در این اثر آمده است که وقتی فریدون و کاوه بر ضحاک پیروز شدند، این رویداد هم‌زمان با جشن مهرگان بود. آنان از این هم‌زمانی شادمان شدند و آن را به فال نیک گرفتند. فریدون نیز در جشن مهرگان بر تخت پادشاهی نشست و بخشش‌هایی کرد. برخی از استادان ادبیات و تاریخ بر این باورند که جشن مهرگان همان جشن پیروزی فریدون بر ضحاک است و پایه‌گذاری آن را به فریدون نسبت می‌دهند.

ایسنا: روایت قیام کاوه و پیروزی فریدون بر ضحاک در چه منابعی بازتاب یافته و از منظر تاریخ‌پژوهی، چه بخش‌هایی از این روایت را می‌توان تاریخی و چه بخش‌هایی را اسطوره‌ای دانست؟

داستان قیام کاوه و پیروزی فریدون بر ضحاک در آثار کهن، اوستا و آثار پهلوی نیامده است. گروهی از مورخان پیدایش این داستان را به دوره اشکانی و گروهی دیگر به دوره ساسانی نسبت می‌دهند. شاید داستان‌سرایانی که در نگارش این‌گونه رویدادها مهارت داشتند، این داستان را به نگارش درآورده‌اند تا به مردم چگونگی مبارزه با بیدادگری را بیاموزند.

در طول تاریخ، افراد زیادی مانند کاوه در برابر ستم برخاستند و کاوه به نماد این افراد تبدیل شده است. این از هنرنمایی‌های فردوسی بزرگ است که داستان را به این زیبایی پرورانده و آیین پهلوانی، اسطوره‌ای و ظلم‌ستیزی را به بهترین شکل در شخصیت کاوه و فریدون به نمایش گذاشته است.  

ایسنا:کاوه آهنگر در این روایت چه جایگاهی دارد و چرا یک شخصیت برخاسته از میان مردم به نماد اعتراض به بیداد و ظلم تبدیل شده است؟

کاوه آهنگری ساده و ستم‌دیده از دست ستمگر زمان خود، ضحاک، است. او که از ستم به تنگ آمده، علیه ستمگر برمی‌خیزد. پیش‌بند چرمی او که بر نیزه قرار گرفت، در تاریخ به نام درفش کاویانی ماندگار شد. کاوه با دلیری و شهامت بی‌مانندی علیه ضحاک خون‌خوار و قدرتمند قیام کرد و به دیگر مردمان آموخت که نباید زیر بار بیدادگری بمانند و با اتحاد و همبستگی می‌توانند پیروز شوند.  

ایسنا: درفش کاویانی چه جایگاهی در تاریخ و فرهنگ ایران دارد و این نماد در دوره‌های مختلف تاریخی چگونه بازخوانی شده است؟

پیش‌بند چرمی کاوه که بر نیزه قرار گرفت و بعدها به درفش کاویانی معروف شد، در تمام دوران تاریخ جایگاه خود را حفظ کرد. شاهان و حکومت‌ها پرچمی به نام درفش کاویانی داشتند و در جنگ‌ها نیز از آن استفاده می‌شد تا باعث ایجاد هیجان، افزایش شجاعت و تشویق سربازان به نبرد شود. هر حکومتی نیز به‌گونه‌ای و مطابق با سلیقه خود آن را می‌آراست. پس از شاهکار فردوسی، بیشتر شاعران در اشعار خود از درفش کاویانی یاد کردند. برای نمونه، در این بیت آمده است:

«بود گاه افکندن زین به رخش، برافراشتن کاویانی درفش»

همچنین در شعری دیگر آمده است:

«ای درفش ظفربخش کاویان، مایه افتخار کشور کیان»

ایسنا: با توجه به جایگاه مهرگان و داستان کاوه و فریدون در فرهنگ ایرانی، بازخوانی این روایت‌ها در روزگار امروز چه نقشی در شناخت تاریخ و هویت فرهنگی ایران دارد؟

جایگاه جشن مهرگان و نوروز از ریشه و جایگاه کهن و استواری برخوردار است. اینکه این جشن‌ها در دوران تاریخی در روزهای مختلفی برگزار می‌شده‌اند، می‌تواند ناشی از تغییر در گاه‌شماری‌ها باشد؛ بااین‌حال، ۱۶ مهر مشهورتر است. در گذشته، روزهای هر ماه نام ویژه‌ای داشتند و روز ۱۶ مهر، مهر نام داشت. ازاین‌رو، آغاز جشن از شانزدهم مهرماه بوده است. جشن‌های بزرگ ایرانیان تا پنج روز ادامه داشت و مردم در این پنج روز به شادی و پایکوبی می‌پرداختند و خوش می‌گذراندند. این شادی تا بیست‌ویکم مهرماه ادامه داشت.

بر ما ایرانیان است که از این آداب‌ورسوم زیبا و بی‌مانند خود به‌خوبی پاسداری کنیم و این یادگاری‌های ارزشمند نیاکان فهیم خود را زنده نگه داریم.

بازخوانی داستان کاوه، فریدون و ضحاک هیچ‌گاه کهنه نمی‌شود؛ زیرا تاج‌ها بر سر برخی از حاکمان ستمگر همچنان برپاست. بنابراین، مردم باید از این داستان درس بگیرند، بر ستمگران بشورند و آنان را از اوج قدرت به زیر بکشند. امروز می‌بینیم که در جهان چه می‌گذرد و استعمارگران و حاکمان ظالم، خودخواه و زیاده‌خواه چه ستم‌هایی کرده‌اند و همچنان می‌کنند. یک نمونه آن، مردم فلسطین و غزه هستند که سال‌هاست روزگار سختی را می‌گذرانند. کاوه‌ای باید به پا خیزد، مردم را زیر یک پرچم گرد آورد و آنان را از ستم نجات دهد.

داستان کاوه، فریدون و ضحاک یکی از شاهکارهای بی‌نظیر فردوسی بزرگ است که استادان بزرگ ما باید به واکاوی آن بپردازند و ابعاد مختلف آن را مورد بررسی و پژوهش قرار دهند. کاوه نماد ظلم‌ستیزی و دادخواهی است؛ فریدون نماد پادشاهی دادگر، بخشنده و مردم‌مدار است و ضحاک نماد ظلم، ستم، خون‌ریزی و پلیدی به شمار می‌رود. در باور ایرانیان، مار نشانه اهریمن است و کار اهریمن، گمراه کردن مردم و وادار کردن پیروان خود به انجام کارهای زشت و ناپسند است.

این پرسش مطرح می‌شود که چرا مغز سر جوانان هدف ضحاک بوده است. جوانی بهترین سن برای برخاستن و جنگیدن است و مغز نیز جایگاه تفکر و اندیشه به شمار می‌رود. جوان در جست‌وجوی زندگی بهتر است؛ بنابراین، باید جوانان از بین بروند تا کسی باقی نماند که نیروی مبارزه با ضحاک را داشته باشد. همچنین، مغز جوانان باید هدف قرار گیرد تا قدرت تفکر نیز نابود شود.

در پایان، از همه ایرانیان، به‌ویژه جوانان، خواسته می‌شود که خواندن شاهنامه را به‌صورت ویژه در برنامه روزانه خود قرار دهند.

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان‌ها