سه‌شنبه ۲۱ مهر ۱۴۰۵ | ۱۴:۳۰
وقتی پاسخ پرسش می‌سازد/ قهرمانی نمی‌خواهید؛ پس دقیقاً چه می‌خواهید؟

وقتی پاسخ پرسش می‌سازد/ قهرمانی نمی‌خواهید؛ پس دقیقاً چه می‌خواهید؟

از توجیه غیبت بازیکنان آماده تا تردید درباره توقع قهرمانی؛ وقتی سرمربی تیم ملی برای هر پرسش پاسخی دارد اما پاسخ‌ها پرسش‌های تازه‌ای می‌سازند.

به گزارش ایسنا، امیر قلعه‌نویی در تازه‌ترین اظهاراتش درباره تیم ملی، از اصول و چارچوب‌های فنی، شرایط بدنی بازیکنان، محدودیت زمان آماده‌سازی و انتظارات از فوتبال ایران سخن گفته است؛ توضیحاتی که قرار است ابهام‌های مربوط به انتخاب بازیکنان و وضعیت تیم ملی را برطرف کند، اما در بخش‌هایی از آنها پرسش‌هایی جدی‌تر از قبل شکل می‌گیرد.

مساله این نیست که سرمربی تیم ملی باید تمام بازیکنان مورد علاقه رسانه‌ها و هواداران را دعوت کند، مساله این است که معیارهای اعلام شده برای انتخاب بازیکنان تا چه اندازه روشن، ثابت و قابل ارزیابی است و در نهایت چه کسی باید درباره عملکرد تیم ملی پاسخ‌گو باشد؟

معیار فنی برای همه یکسان است؟

قلعه‌نویی درباره غیبت مهدی قایدی توضیح داده که این بازیکن در شرایط فعلی النصر امارات، از نظر میزان حضور در ترکیب و وضعیت مسابقه‌ای، شرایط مطلوبی ندارد. او همچنین تأکید کرده است که قایدی بیشترین بازی ملی خود را در دوره سرمربیگری او انجام داده و دعوت نشدن این بازیکن در مقاطع گذشته، از جمله دوره کارلوس کی‌روش و مارک ویلموتس، نشان می‌دهد که موضوع به اختلافات احتمالی بر سر اظهارنظرهای شخصی ارتباطی ندارد.

اما حتی اگر این توضیح درباره قایدی را بپذیریم، پرسش اصلی همچنان باقی است: آیا همین معیار درباره همه بازیکنان اعمال می‌شود؟ اگر میزان بازی در باشگاه و عملکرد جاری تا این اندازه تعیین‌کننده است، وضعیت بازیکنانی مانند الله‌یار صیادمنش و محمدجواد حسین‌نژاد که در مقاطع مختلف عملکرد قابل توجهی داشته‌اند، چگونه ارزیابی شده است؟ چرا عملکرد بعضی بازیکنان به دعوت منجر می‌شود اما برای برخی دیگر، با وجود نمایش‌های مناسب، چنین فرصتی فراهم نمی‌شود؟

از سوی دیگر، وقتی بازیکنی مانند امیرحسین محمودی با وجود فرصت محدود بازی در پرسپولیس به فهرست تیم ملی راه پیدا می‌کند، توضیح دقیق‌تر درباره معیار انتخاب، اهمیت پیدا می‌کند. ممکن است کادر فنی دلایل تاکتیکی، تمرینی یا ارزیابی‌هایی داشته باشد که از بیرون دیده نمی‌شود اما اگر چنین است، بهتر است این دلایل به‌صورت روشن بیان شوند تا بحث از مقایسه‌های پراکنده به ارزیابی واقعی تصمیم‌های فنی برسد.

سرمربی تیم ملی الزاماً موظف نیست بازیکنی را که در باشگاه بیشتر بازی می‌کند، به بازیکنی که از نظر او برای برنامه تاکتیکی مناسب‌تر است ترجیح دهد. با این حال، وقتی «معیار فنی» پاسخ اصلی به انتقادهاست، طبیعی است که درباره مصادیق آن نیز توضیح خواسته شود. معیار فنی نباید به عبارتی تبدیل شود که هر انتخابی را توجیه کند، بی‌آنکه امکان سنجش منطق آن وجود داشته باشد.

تضاد عجیب درباره دعوت نشدن کنعانی زادگان

فدراسیون فوتبال درباره دعوت نشدن برخی بازیکنان در اردوی قبلی در اطلاعیه‌ای نوشته بود: در این اردو علیرضا جهانبخش، سامان قدوس، مهدی ترابی و علی علیپور چهار بازیکنی هستند که به دلیل مصدومیت امکان حضور در جمع ملی‌پوشان را پیدا نکردند و دو دیدار دوستانه پیش روی تیم ملی را از دست دادند.

نام حسین کنعانی زادگان در این میان وجود نداشت تا این چنین برداشت شود که او به دلایل فنی در اردو حضور ندارد و دعوت نشده است اما اکنون قلعه‌نویی در مورد بحث عدم دعوت محمدحسین کنعانی‌زادگان و علی علیپور به تیم ملی عنوان کرد «این دو بازیکن با تیم پزشکی ارتباط داشتند و مصدوم بودند!»

دعوت به تیم ملی، امتیاز گذشته است یا ارزیابی امروز؟

یکی دیگر از استدلال‌های قلعه‌نویی درباره بازیکنان غایب، اشاره به سابقه دعوت آنها در دوره خودش است. او درباره خدابنده‌لو گفته که این بازیکن تقریباً فقط در دوره او به تیم ملی دعوت شده است. درباره قایدی نیز به تعداد بازی‌های ملی‌اش در دوران سرمربیگری خود اشاره کرده است.

اما سابقه دعوت یک بازیکن در دوره یک مربی، به تنهایی پاسخ روشنی برای تصمیم امروز نیست. پرسش این است که بازیکن در شرایط فعلی چه کیفیتی دارد، چه نقشی می‌تواند در تیم ملی ایفا کند و آیا گزینه‌های دعوت شده در همان پست، واقعاً برتری فنی مشخصی نسبت به او دارند؟ گذشته می‌تواند بخشی از ارزیابی باشد اما نمی‌تواند جایگزین توضیح درباره وضعیت فعلی شود.

قلعه‌نویی درباره محمد خدابنده‌لو به تعدد گزینه‌ها در خط میانی اشاره کرده و نام بازیکنانی چون سعید عزت‌اللهی، محمد قربانی، عارف حاجی‌عیدی و امید نورافکن را به میان آورده است. این توضیح از نظر ساختار تیمی قابل بررسی است اما مساله به همین جا ختم نمی‌شود. اگر تعداد بازیکنان خوب در یک پست زیاد است، کادر فنی باید روشن کند که بر چه مبنایی میان آنها انتخاب می‌کند و چه ویژگی‌هایی باعث ترجیح یک بازیکن بر دیگری می‌شود.

قهرمانی نمی‌خواهید؛ پس دقیقاً چه می‌خواهید؟

شاید مهم‌ترین بخش صحبت‌های قلعه‌نویی، اظهارات او درباره توقع از تیم ملی باشد. سرمربی تیم ملی می‌گوید انتظارات باید متناسب با شرایط موجود باشد و در توضیحی درباره جلسه هیئت‌رئیسه فدراسیون فوتبال نیز تأکید کرده که کسی از او قول قهرمانی نخواسته است. سرمربی تیم ملی حتی گفته اگر کسی می‌تواند تیم را به نیمه‌نهایی و فینال برساند، مسئولیت را بپذیرد.

این حرف‌ها پرسش مهمی را متوجه خود فدراسیون می‌کند که اگر هیات‌رئیسه از سرمربی تیم ملی قول قهرمانی نخواسته، پس دقیقاً چه نتیجه‌ای از تیم ملی رضایت‌بخش خواهد بود؟ رسیدن به نیمه نهایی، حضور در فینال یا صرفاً ارائه چند بازی قابل قبول، بدون آنکه نتیجه نهایی ملاک قضاوت باشد؟

مدیران فدراسیون نمی‌توانند از یک سو مسئولیت انتخاب سرمربی و تأمین امکانات تیم ملی را بر عهده داشته باشند و از سوی دیگر، درباره هدف نهایی این انتخاب توضیح روشنی ندهند. اگر قهرمانی هدف نیست، باید مشخص شود هدف چیست؟ اگر قهرمانی هدف است، چرا این هدف در جلسه‌ای که سرنوشت کادر فنی و برنامه‌های تیم ملی در آن بررسی می‌شود، به‌روشنی مطالبه نمی‌شود؟

البته قول قهرمانی با تضمین قهرمانی تفاوت دارد. هیچ مربی حرفه‌ای نمی‌تواند نتیجه یک تورنمنت را تضمین کند؛ فوتبال پر از متغیرهایی است که از کنترل کادر فنی خارج‌اند اما پذیرفتن مسئولیت هدایت تیم ملی، به‌ویژه تیمی با سابقه و ظرفیت فوتبال ایران، مستلزم داشتن هدف روشن، برنامه مشخص و معیار پاسخ‌گویی است. مربی لازم نیست جام را پیشاپیش به کسی تحویل دهد اما باید بتواند توضیح دهد که برای بردن آن چه برنامه‌ای دارد و عملکردش با چه شاخص‌هایی سنجیده خواهد شد.

تیم ملی ایران از سال ۱۹۷۶ تاکنون قهرمان جام ملت‌های آسیا نشده است. نزدیک به نیم قرن ناکامی در این رقابت‌ها، به خودی‌ خود مسئولیت قهرمانی را بر دوش یک مربی نمی‌گذارد اما نشان می‌دهد که انتظار برای پایان دادن به این طلسم، مطالبه‌ای عجیب و بی‌پایه نیست. اگر حتی در آسیا نیز نباید انتظار قهرمانی داشت، پس تیم ملی برای چه در این رقابت‌ها شرکت می‌کند؟ صرف حضور در مسابقات و عبور از مرحله گروهی قرار است دستاورد نهایی فوتبال ایران باشد؟

تفاوت مهمی میان توقع غیرواقع‌بینانه و مطالبه متناسب با ظرفیت وجود دارد. انتظار قهرمانی در هر تورنمنت به معنای تضمین آن نیست اما وقتی یک تیم با هدف رقابت برای عنوان قهرمانی وارد جام ملت‌ها می‌شود، سرمربی و مدیرانش باید برای رسیدن به این هدف پاسخ داشته باشند. اگر کادر فنی معتقد است که شرایط موجود امکان چنین رقابتی را فراهم نمی‌کند، باید دقیقاً توضیح دهد که کدام مشکلات مانع هستند، چه اقداماتی برای رفع آنها انجام شده و چه نتیجه‌ای را می‌توان منصفانه از تیم انتظار داشت؟

این موضوع اگر از زاویه دیگر بررسی شود، قلعه‌نویی بر اساس گفته‌ ریاست فدراسیون فوتبال حداقل ۳۰ میلیارد تومان دستمزد می‌گیرد. آیا این دستمزد برای کسب رتبه دوم، سوم یا چهارم پرداخت می‌شود؟ از سوی دیگر، اگر هیات رییسه از او قول قهرمانی نخواسته‌اند، پس چرا سرمربی در فیفادی گذشته در لیست تیم ملی جوان‌گرایی نکرد؟ به قول خودش، کسی از او قهرمانی نخواسته اما باز هم از دعوت کردن بازیکنان جوان پرهیز می‌کند.

هیات رئیسه فدراسیون؛ جلسه برای گزارش گرفتن یا فقط شنیدن؟

اظهارات قلعه‌نویی درباره جلسه هیات‌رئیسه نیز به اندازه صحبت‌های او درباره بازیکنان قابل تأمل است. او گفته حدود ۱۰ دقیقه توضیح فنی ارائه کرده، کسی سؤالی نپرسیده و پس از پایان صحبت‌هایش جلسه را ترک کرده است. همچنین ادعای قول قهرمانی را رد کرده و گفته هیچ‌یک از اعضا در این زمینه حرفی نزده‌اند.

اگر روایت سرمربی از جلسه دقیق باشد، سوال بعدی متوجه اعضای هیات‌رئیسه است. آنها برای چه جلسه تشکیل داده بودند؟ اگر قرار بود وضعیت تیم ملی، برنامه آماده‌سازی و اهداف آینده بررسی شود، چرا پس از گزارش سرمربی پرسش‌های روشن و مشخصی درباره نقاط ضعف، نتایج، فهرست بازیکنان و برنامه رقابت‌های پیش رو مطرح نشد؟

هیات‌رئیسه صرفاً نهادی برای شنیدن گزارش سرمربی نیست. وظیفه مدیران فوتبال این است که برنامه بخواهند، عملکرد را ارزیابی کنند و درباره نتیجه‌ای که از هزینه‌ها و امکانات تخصیص یافته انتظار دارند، تصمیم روشن بگیرند. اگر از قلعه‌نویی قول قهرمانی نخواسته‌اند، باید توضیح دهند چه شاخصی را برای ادامه همکاری با او در نظر گرفته‌اند. اگر قهرمانی را هدف می‌دانند، چرا این هدف به مطالبه‌ای شفاف و قابل سنجش تبدیل نشده است؟

در این میان، نمی‌توان صرفاً از روی صحبت‌های یک طرف درباره محتوای جلسه، نتیجه گرفت که هیات‌رئیسه هیچ هدفی نداشته یا هیچ ارزیابی‌ای انجام نداده است اما همین روایت، ضرورت انتشار توضیحی روشن از سوی فدراسیون را نشان می‌دهد. فوتبال ایران به جلساتی نیاز دارد که در آنها درباره مسئولیت‌ها و نتایج تصمیم گرفته شود، نه اینکه پس از پایان جلسه، سرمربی و مدیران هر کدام روایت متفاوتی از انتظارات داشته باشند.

در نهایت، پاسخ‌گویی فقط وظیفه سرمربی نیست. فدراسیونی که سرمربی را انتخاب می‌کند، باید اهداف را مشخص کند؛ کادر فنی که مسئولیت تیم را می‌پذیرد، باید برنامه ارائه دهد و هر دو باید در برابر نتایج و تصمیم‌های خود پاسخ‌گو باشند.

تیم ملی فوتبال ایران برای موفقیت، بیش از هر چیز به معیارهای روشن نیاز دارد؛ معیارهایی که نه با نام بازیکنان تغییر کنند، نه با نتیجه یک مسابقه و نه با نزدیک شدن به یک تورنمنت بزرگ. اگر قرار است از تیم ملی انتظار قهرمانی داشته باشیم، باید این هدف را صریح اعلام کنیم و برای رسیدن به آن برنامه بخواهیم. اگر هم چنین انتظاری وجود ندارد، مدیران فدراسیون باید صادقانه توضیح دهند که از این همه هزینه، دقیقاً چه دستاوردی می‌خواهند؟

انتهای پیام

آخرین اخبار ورزشی