به گزارش ایسنا، روزنامه فایننشال تایمز با اشاره به رویدادهای همزمان درگیری یمن و عربستان، روسیه و اوکراین، تجاوز آمریکا و اسرائیل به ایران، هشدار لهستان درباره احتمال حملات روسیه به خاک اروپا نوشت: هنوز جنگ جهانی سوم آغاز نشده، اما شرایط بینالمللی به شکلی تغییر کرده که احتمال وقوع آن را نمیتوان نادیده گرفت. شاید خطرناکترین اتفاق این باشد که رهبران جهان دیگر مطمئن نیستند اگر جنگی آغاز شود، دیگر کشورها واقعاً برای دفاع از متحدان خود وارد میدان خواهند شد یا نه.
خطر جنگ جهانی از یک عامل واحد نمیآید، بلکه از همپوشانی چند روند شامل جابهجایی توازن قدرت جهانی و کاهش سهم نسبی غرب (سهم گروه ۷ از تولید جهانی از حدود دوسوم در ۱۹۸۹ به حدود ۴۳ درصد در ۲۰۲۲)، رشد قدرتهای تجدیدنظرطلب، ظهور رهبران به اصطلاح«مردان سرنوشت» و سیاست «زور بر حق است»، فرسایش بازدارندگی و تردید درباره اعتبار تعهدات امنیتی آمریکا نشات میگیرد.
در حال حاضر گروه بینالمللی بحران ۶۵ جنگ فعال در جهان- بالاترین رقم پس از جنگ جهانی دوم - ثبت کرده است. جنگ اوکراین، درگیریهای غزه و تنشهای خلیج فارس، همراه با پیوندهای محور روسیه–چین–ایران–کره شمالی، مرزهای جنگهای منطقهای را مبهم کردهاند.
هرچند تعریف دقیق جنگ جهانی، درگیری مستقیم قدرتهای بزرگ و گسترش به چند قاره صورت نگرفته، اما جنگ ترکیبی روسیه علیه حامیان اروپایی اوکراین، خطر تشدید درگیریهای ناخواسته را بالا برده است. فردریش مرتس، صدراعظم آلمان نیز وضعیت کنونی جهانی را اینطور توصیف کرده بود: «ما در جنگ نیستیم، اما دیگر در صلح هم نیستیم.»
از سوی دیگر ترامپ در دوره دوم ریاستجمهوری خود، ادعاهایی درباره لزوم بهدستآوردن گرینلند مطرح کرد؛ سرزمینی خودمختار که بخشی از پادشاهی دانمارک است. همچنین بارها از تبدیل کانادا به ایالت پنجاهویکم آمریکا سخن گفته است. این اظهارات، حتی اگر بخشی از آنها جنبه تبلیغاتی یا چانهزنی سیاسی داشته باشند، نگرانیهایی در میان متحدان آمریکا ایجاد کردهاند. اهمیت موضوع در این است که اگر خود آمریکا مدعی بزرگ دفاع از نظم بینالمللی پس از جنگ جهانی دوم درباره تمامیت ارضی متحدانش ابهام ایجاد کند، دیگر جایی برای دفاع نمیماند. به بیان ساده، وقتی یک قدرت بزرگ برای خود حق ویژهای در برابر کشورهای کوچکتر قائل میشود، دشوارتر میتواند از دیگر قدرتها بخواهد که از چنین حقی صرفنظر کنند.
بازدارندگی و تضمینهای امنیتی با وجود خطر همیشگی جنگ هستهای در دوران جنگ سرد از درگیری مستقیم آمریکا و شوروی جلوگیری کرد. اما خطر اصلی امروز، در بیاعتمادی به همین تضمینهاست اینکه آیا آمریکای ترامپ از کشورهای بالتیک، لهستان، ژاپن یا انگلیس دفاع میکند؟ آیا ماده پنجم ناتو و قانون روابط تایوان هنوز تعهدی آهنیناند یا «تکه کاغذی» مانند تضمین بریتانیا به بلژیک در ۱۹۱۴ و به لهستان در ۱۹۳۹؟
جهان لزوما با تصمیم آگاهانه به جنگ سوم نمیرود؛ خطر واقعی در فرسایش تدریجی بازدارندگی، محاسبات اشتباه و خلاء اعتماد است و تاریخ نشان داده که همین تردیدها میتوانند فاجعهبار باشند.
انتهای پیام
