یکشنبه ۲۶ مهر ۱۴۰۵ | ۱۵:۴۱
آسیای مرکزی باید از همسایه‌ای نزدیک به مقصدی قابل اعتماد برای گردشگران تبدیل شود

یک پژوهشگر حوزه گردشگری:

آسیای مرکزی باید از همسایه‌ای نزدیک به مقصدی قابل اعتماد برای گردشگران تبدیل شود

خراسان رضوی (ایسنا) - یک پژوهشگر حوزه گردشگری، با تأکید بر ضرورت تبدیل آسیای مرکزی از همسایه‌ای نزدیک به مقصدی قابل اعتماد برای گردشگران، گفت: جذب گردشگر از کشورهای این منطقه، به‌ویژه ترکمنستان، به ارائه اطلاعات دقیق، تسهیل فرایند سفر، دسترسی مطمئن به خدمات و طراحی بسته‌های گردشگری مشخص و متناسب با نیاز مسافران وابسته است.

بهروز قزل یکشنبه ۲۶ مهرماه، در نشست تخصصی «بررسی فرصت‌ها و چالش‌های پیش روی گردشگری در سه حوزه آسیای مرکزی، افغانستان و پاکستان» که در تالار اجتماعات دانشکده ادبیات و علوم انسانی دانشگاه فردوسی مشهد برگزار شد، اظهار کرد: آسیای مرکزی برای ایران تنها یک همسایه جغرافیایی نیست، بلکه فرصتی برای سنجش توان کشور در تبدیل پیوندهای تاریخی و ظرفیت‌های خدماتی به روابط پایدار گردشگری است. پرسش اصلی این است که چگونه می‌توان سفر به ایران، به‌ویژه برای شهروندان ترکمنستان را به انتخابی روشن، در دسترس و قابل رزرو تبدیل کرد.

وی با اشاره به فرایند جذب گردشگر گفت: این فرایند از جست‌وجوی اطلاعات درباره مقصد آغاز می‌شود و تا رزرو، پرداخت، دریافت خدمات و پیگیری تجربه سفر ادامه دارد؛ بنابراین، مدیریت نامناسب هر یک از این مراحل می‌تواند رضایت گردشگر را کاهش دهد و تجربه ناخوشایند او از طریق خانواده و شبکه‌های خویشاوندی بر اعتبار مقصد تأثیر بگذارد. همچنین ازبکستان، قزاقستان، تاجیکستان و ترکمنستان هرکدام ویژگی‌ها، ظرفیت‌ها و الگوهای سفر متفاوتی دارند و نمی‌توان آن‌ها را بازاری یکپارچه در نظر گرفت؛ از این رو، برنامه‌ریزی برای جذب گردشگر باید متناسب با نیازها و انگیزه‌های سفر شهروندان هر کشور انجام شود.

قزل با اشاره به اهمیت ترکمنستان برای خراسان رضوی و مشهد، بیان کرد: ترکمنستان لزوماً بازاری انبوه و خودجوش نیست و جذب گردشگر از آن به اعتماد و کیفیت اجرای خدمات وابستگی زیادی دارد. نزدیکی جغرافیایی و پیوندهای تاریخی می‌تواند فرصت مهمی باشد، اما اگر این ظرفیت‌ها بدون برنامه‌ریزی رها شوند، نمی‌توان انتظار داشت گردشگری به‌صورت خودکار توسعه پیدا کند.

وی ادامه داد: شرکت‌های گردشگری و مراکز خدماتی باید بتوانند پیش از سفر، اطلاعات روشن و دقیقی درباره نوع خدمات، هزینه‌های تقریبی، شیوه پرداخت، مسئول پاسخ‌گویی و نحوه رسیدگی به مشکلات ارائه دهند. همچنین توافق‌نامه‌ها و پیام‌های سیاسی، هرچند می‌توانند زمینه همکاری را فراهم کنند، به‌تنهایی به محصول گردشگری تبدیل نمی‌شوند؛ این ظرفیت‌ها باید در عمل به بسته‌های مشخص و قابل اعتماد سفر تبدیل شوند.

این پژوهشگر با اشاره به ظرفیت گردشگری زیارتی و پزشکی مشهد اظهار کرد: وجود جاذبه‌هایی مانند بارگاه امام رضا(ع) و امکان دریافت خدمات درمانی، به‌تنهایی برای شکل‌گیری محصول گردشگری کافی نیست و باید خدمات، اقامت و دسترسی در قالب بسته‌های مشخص سامان‌دهی شود؛ همچنین ترکیب سفرهای زیارتی با خدمات پزشکی، تفریحی و خانوادگی می‌تواند مورد توجه قرار گیرد. طراحی سناریوهای متناسب با شرایط احتمالی نیز به حفظ ارتباطات انسانی و اقتصادی و تداوم فعالیت شرکت‌های گردشگری کمک می‌کند.

وی افزود: بنابراین توجه به اشتراکات فرهنگی و تاریخی و طراحی مسیرها و بسته‌های گردشگری منطقه‌ای بر پایه میراث مشترک می‌تواند زمینه همکاری بیشتر جوامع را فراهم کند و از شکل‌گیری حساسیت‌های غیرضروری درباره مالکیت میراث تاریخی بکاهد.

قزل با اشاره به محدودیت‌های مبادلات مالی و ضرورت تسهیل پرداخت‌ها، گفت: به‌جای طراحی بسته‌های متعدد، چند محصول مشخص مانند بسته زیارتی و خانوادگی مشهد، بسته درمانی با محوریت مراکز از پیش ارزیابی‌شده و بسته‌های کوتاه‌مدت خدماتی طراحی شود. بررسی راهکارهای عملی برای تسهیل پرداخت و دسترسی نیز باید هم‌زمان دنبال شود. قیمت پایین خدمات به‌تنهایی تضمین‌کننده جذب گردشگر نیست؛ مسافر زمانی مقصدی را انتخاب می‌کند که علاوه بر هزینه مناسب، از امنیت، کیفیت خدمات و امکان دریافت پاسخ روشن در صورت بروز مشکل اطمینان داشته باشد. بنابراین، ایران برای تبدیل ظرفیت‌های موجود به بازاری پایدار در گردشگری آسیای مرکزی باید دسترسی قابل اتکا، محصولات قابل خرید، اطلاعات دقیق و پاسخ‌گویی مؤثر را در اولویت قرار دهد.

گردشگری ایران و پاکستان؛ از پیوندهای تاریخی تا دیپلماسی عمومی

در ادامه کریم بهنام‌فر، کارشناس ارشد مسائل پاکستان و دیپلمات سابق، با اشاره به نقش گردشگری در تقویت روابط ایران و پاکستان اظهار کرد: گردشگری علاوه بر منافع اقتصادی، می‌تواند با تقویت پیوندهای فرهنگی، افزایش شناخت متقابل و توسعه روابط علمی، به ایجاد ارتباطی پایدار میان مردم دو کشور کمک کند. همچنین تجربه گردشگران از خدمات، برخورد مردم و شرایط اقامت در ایران، بر تصویر ذهنی آنان از کشور تأثیر می‌گذارد و پس از بازگشت به پاکستان، این تجربه‌ها را با خانواده و اطرافیان خود به اشتراک می‌گذارند؛ بنابراین، ارائه خدمات مناسب و برخورد مطلوب می‌تواند اعتماد متقابل را تقویت کند، در حالی که تجربه‌های ناخوشایند به تضعیف آن می‌انجامد.

وی با اشاره به آمارهای جهانی گردشگری افزود: بر اساس داده‌های شورای جهانی سفر و گردشگری، سهم مستقیم و غیرمستقیم سفر و گردشگری از اقتصاد جهانی در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۱.۶ تریلیون دلار بوده است. این آمار سفرهای داخلی و بین‌المللی را در بر می‌گیرد که ۹.۸ سهم قتصاد جهانی به خود اختصاص داده است؛ همچنین  گردشگری به‌عنوان یکی از بزرگ‌ترین بخش‌های اقتصادی جهان، ۳.۵ درصد اقتصاد کلان را در بر دارد. بر اساس همین آمارها، صنعت سفر و گردشگری از ۳۶۶ میلیون فرصت شغلی پشتیبانی کرده و حدود یک‌میلیارد و ۵۰۰ میلیون سفر بین‌المللی انجام شده است.

وی افزود: همچنین هزینه‌کرد مسافران که از کشور خود سفر کردند در کشورهای مقصد حدود ۲ تریلیون دلار، معادل ۲ هزار میلیارد دلار، اعلام شد. این ارقام نشان می‌دهد که گردشگری هم‌زمان با اشتغال‌زایی، به صادرات خدمات، توسعه زیرساخت‌های ارتباطی، رونق فعالیت‌های اقتصادی و شکل‌گیری تصویر کشورها در ذهن مردم سایر جوامع کمک می‌کند.

این پژوهشگر مسائل پاکستان با اشاره به ظرفیت‌های گردشگری ایران بیان کرد: کشور ما از نظر میراث تاریخی، فرهنگی و جاذبه‌های طبیعی ظرفیت‌های گسترده‌ای دارد و بر اساس آمار مطرح‌شده در این نشست، ایران در سال ۲۰۲۶ دارای ۳۰ اثر ثبت‌شده در فهرست میراث جهانی است. این آثار در کنار سایر جاذبه‌ها می‌توانند زمینه جذب گردشگران از کشورهای مختلف را فراهم کنند، اما برخورداری از جاذبه به‌تنهایی برای توسعه گردشگری کافی نیست. باید بررسی کرد که چرا میان ظرفیت‌های موجود و عملکرد کشور در جذب گردشگر فاصله وجود دارد و چه مواردی مانع استفاده کامل از این توانمندی‌ها شده است.

بهنام‌فر با اشاره به آمار ورود گردشگران خارجی به ایران ادامه داد: بر اساس آمارهای منتشرشده از سوی وزارت میراث فرهنگی، شمار گردشگران خارجی ورودی به کشور در سال ۱۴۰۳ حدود ۷.۴ میلیون نفر اعلام شده است؛ این رقم در سال ۱۴۰۴ به حدود ۶.۲ میلیون نفر رسید که بیانگر کاهش ۱۶ درصدی ورودی گردشگران نسبت به سال قبل است. با توجه به حوادث و جنگ رخ‌داده در کشور و کاهش ورود گردشگران در ماه‌های پایانی سال، این افت تا حدی قابل توضیح است؛ با این حال، ارقام یادشده همچنان نشان‌دهنده حجم قابل توجه سفرهای خارجی به ایران و ضرورت بررسی دقیق‌تر روندهای این حوزه است.

وی با اشاره به پیوندهای تاریخی و فرهنگی ایران و پاکستان اظهار کرد: زبان فارسی قرن‌ها در بخش‌هایی از شبه‌قاره هند، زبان دانش، ادبیات، دربار و عرفان بوده و این پیشینه در کنار پیوندهای دینی و آموزشی دو کشور، ظرفیت ارزشمندی برای توسعه روابط فراهم کرده است. گردشگری میان ایران و پاکستان نباید صرفاً به سفرهای زیارتی و درآمدهای اقتصادی محدود شود، بلکه می‌تواند فرصتی برای تقویت ارتباطات فرهنگی، افزایش شناخت متقابل و گسترش همکاری‌های علمی و اقتصادی باشد. همچنین استفاده از گردشگری زیارتی در دیپلماسی عمومی نباید به تبلیغات یک‌طرفه یا انتقال مداوم پیام‌های موردنظر محدود شود؛ زیرا چنین رویکردی ممکن است نتیجه معکوس داشته باشد و موجب نارضایتی گردشگران شود. از این رو، احترام به باورها و حساسیت‌های فرهنگی و اجتماعی مسافران و فراهم کردن تجربه‌ای طبیعی و رضایت‌بخش باید در اولویت قرار گیرد.

این پژوهشگر با اشاره به جایگاه مشهد در سفرهای شهروندان پاکستانی گفت: برآوردها نشان می‌دهد سالانه حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ هزار زائر و مسافر پاکستانی به مشهد سفر می‌کنند که همه آن‌ها صرفاً با هدف زیارت نمی‌آیند و برخی برای دریافت خدمات پزشکی، فعالیت‌های علمی و سایر نیازها به این شهر سفر می‌کنند. شناخت دقیق انگیزه‌های سفر و ارائه خدمات متناسب با نیازهای این گروه‌ها اهمیت دارد، زیرا هر زائر و گردشگر پس از بازگشت می‌تواند به‌عنوان سفیری غیررسمی، تجربه و برداشت خود از ایران را با خانواده و اطرافیانش به اشتراک بگذارد؛ از این رو، کیفیت خدمات، برخورد مناسب و توجه به حساسیت‌های مسافران پاکستانی می‌تواند به تقویت شناخت متقابل و روابط مردمی دو کشور کمک کند.

دشواری دریافت روادید و مشکلات حمل‌ونقل

وی با اشاره به موانع ورود گردشگران پاکستانی به ایران خاطرنشان کرد: یکی از مشکلات مهم، فرایند دشوار و طاقت‌فرسای دریافت روادید است و نمایندگی‌های جمهوری اسلامی ایران در پاکستان می‌توانند برای تسهیل این روند اقدامات بیشتری انجام دهند. یکی از راهکارهای پیشنهادی، طراحی مسیرهای جداگانه و متناسب با اهداف مختلف سفر، از جمله زیارت، درمان، تحصیل و تجارت است. به این ترتیب، افرادی که با اهداف متفاوت وارد ایران می‌شوند، می‌توانند از فرایندهایی متناسب با نیازهای خود استفاده کنند و با محدودیت‌های غیرضروری کمتری مواجه شوند.

این کارشناس مسائل پاکستان با اشاره به مشکلات حمل‌ونقل میان ایران و پاکستان گفت: پروازها گاهی با اختلال مواجه می‌شوند و مسیرهای زمینی در بخش‌هایی از خاک پاکستان نیز با مشکلات امنیتی روبه‌رو هستند. این عوامل می‌توانند بر انتخاب شیوه سفر، هزینه‌ها و میزان اطمینان مسافران تأثیر بگذارند. در کنار این مسائل، موضوع سفر دریایی از کراچی به چابهار و سایر بنادر ایران نیز مطرح شده است که در صورت فراهم شدن شرایط لازم، می‌تواند به‌عنوان یکی از مسیرهای جایگزین برای توسعه ارتباطات مورد بررسی قرار گیرد.

بهنام‌فر افزود: رسیدگی به این موانع می‌تواند هم بر تعداد گردشگران ورودی از مسیر پاکستان و هم بر کیفیت خدمات ارائه‌شده به آنان اثرگذار باشد. افزایش ظرفیت‌های حمل‌ونقل به‌تنهایی کافی نیست و باید هماهنگی میان فرایندهای روادید، دسترسی به مقصد، اقامت و ارائه خدمات نیز در نظر گرفته شود. در واقع، هرگونه اختلال در یکی از مراحل سفر می‌تواند بر کل تجربه گردشگر اثر بگذارد و حتی تصمیم او برای سفرهای بعدی را تغییر دهد.

وی با اشاره به موانع پرداخت، اقامت، حمل‌ونقل و امنیت گردشگران پاکستانی اظهار کرد: حمل پول نقد در سفر می‌تواند مخاطراتی برای مسافران ایجاد کند و لازم است راهکارهای امن و قابل استفاده‌ای برای تسهیل پرداخت هزینه‌ها طراحی شود. امنیت علاوه بر شرایط واقعی، به برداشت گردشگر از مقصد و دسترسی او به اطلاعات روشن و قابل اعتماد درباره مسیرها، اقامت و خدمات مورد نیاز نیز بستگی دارد.

وی افزود: پرداخت، اقامت، خدمات درمانی، امنیت، حمل‌ونقل و دسترسی به اطلاعات، حلقه‌های به‌هم‌پیوسته زنجیره سفر هستند و بروز مشکل در هر یک از آن‌ها می‌تواند بر تجربه گردشگر و تصمیم او برای سفر تأثیر بگذارد؛ بنابراین، رفع این موانع به برنامه‌ریزی هماهنگ و ایجاد فرایندی روشن و قابل اعتماد از زمان تصمیم‌گیری برای سفر تا پایان اقامت نیاز دارد.

این پژوهشگر در ادامه گفت: گردشگری میان ایران و پاکستان در نقطه تلاقی فرهنگ، اقتصاد، آموزش و دیپلماسی عمومی قرار دارد. زیارت ممکن است نخستین انگیزه سفر برای بسیاری از گردشگران باشد، اما اگر تجربه آنان مناسب و رضایت‌بخش باشد، زمینه گسترش ارتباطات در حوزه‌های دیگر نیز فراهم می‌شود. در چنین شرایطی، میراث مشترک فرهنگی و تاریخی می‌تواند از یک ظرفیت نمادین فراتر رود و به سرمایه‌ای راهبردی برای توسعه روابط میان دو کشور تبدیل شود. بزرگ‌ترین مانع توسعه گردشگری ایران را نمی‌توان صرفاً کمبود جاذبه دانست؛ مسئله مهم‌تر، پراکندگی مدیریت و دشواری فرایند سفر برای زائران، مسافران و گردشگران است. 

بهنام‌فر تأکید کرد: پیشنهاد محوری این است که ایران و پاکستان گردشگری را به یکی از محورهای ملموس همکاری میان مردم تبدیل کنند و دانشگاه فردوسی مشهد نیز در جایگاه پیونددهنده دانش و فرهنگ، در این مسیر نقش‌آفرینی داشته باشد. هدف نباید صرفاً افزایش تعداد گردشگران ورودی باشد، بلکه باید شرایطی فراهم شود که مسافر در طول سفر تجربه‌ای قابل اعتماد، منصفانه و معنادار داشته باشد. در چنین صورتی، گردشگری تنها مردم را از مرزی به مرز دیگر منتقل نمی‌کند، بلکه می‌تواند به درک عمیق‌تر آنان از یکدیگر و تقویت روابط پایدار میان دو جامعه منجر شود.

ظرفیت‌های گردشگری افغانستان فراتر از تصویر رسانه‌ای آن است

در ادامه جاوید حسینی، کارشناس ارشد مسائل افغانستان و پژوهشگر مؤسسه مطالعات راهبردی شرق، با اشاره به ظرفیت‌های تاریخی، فرهنگی و طبیعی افغانستان، اظهار کرد: تصویر رسانه‌ای این کشور بیشتر تحت تأثیر چند دهه جنگ و بحران شکل گرفته است، در حالی که افغانستان ظرفیت‌های گردشگری متنوعی دارد که شناخت آن‌ها می‌تواند به توسعه همکاری‌های گردشگری منطقه‌ای کمک کند.

وی با اشاره به پیوندهای تاریخی افغانستان با ایران فرهنگی و خراسان بزرگ، گفت: شهرهایی مانند بلخ، هرات و غزنی از مراکز مهم افغانستان است؛ آثاری همچون بقایای تاریخی بامیان، منار جام با حدود ۶۵ متر ارتفاع، محوطه باستانی مس عینک و ارگ اختیارالدین هرات، بخشی از میراث تاریخی این کشور هستند. علاوه بر جایگاه هرات در میراث فرهنگی و مذهبی منطقه، به مسجد جامع و آثار تاریخی این شهر می‌توان اشاره کرد. افغانستان در کنار آثار تاریخی، از ظرفیت‌های فرهنگی مشترکی با ایران برخوردار است؛ چهره‌هایی همچون مولانا، سنایی، خواجه عبدالله انصاری و ناصرخسرو بخشی از پیوندهای فرهنگی دو کشور به شمار می‌روند.

این پژوهشگر، طبیعت افغانستان را از دیگر ظرفیت‌های گردشگری آن برشمرد و در این زمینه به بند امیر در بامیان و مناطق طبیعی بکر کشور اشاره کرد که می‌توانند برای گردشگران خارجی جذاب باشند. بنابراین با وجود چالش‌های جدی، به‌ویژه در حوزه اجتماعی و سفر زنان، رویکرد عمل‌گرایانه طالبان نسبت به گردشگران خارجی و انتشار تصاویر سفرها در شبکه‌های اجتماعی، در افزایش توجه گردشگران به این کشور نقش داشته است. شمار گردشگران خارجی از حدود ۶۹۰ تا ۷۰۰ نفر در سال نخست حاکمیت طالبان به حدود ۱۰ هزار نفر رسیده است؛ آماری که نیازمند بررسی دقیق بازه زمانی آن است.

حسینی بر ضرورت شناخت واقع‌بینانه ظرفیت‌های گردشگری افغانستان تأکید کرد و گفت: بخش خصوصی گردشگری ایران باید بازار افغانستان و فعالیت‌های رقبای منطقه‌ای را بررسی کند. هدف از معرفی این ظرفیت‌ها، نادیده گرفتن مشکلات افغانستان نیست، بلکه شناخت واقعیت‌های این کشور و میراث تاریخی و فرهنگی مشترک دو ملت است.

انتهای پیام 

آخرین اخبار استان‌ها