سه‌شنبه ۲۸ مهر ۱۴۰۵ | ۱۵:۵۴
علیرضا مشایخی: هنوز من را کشف نکرده‌اند!

علیرضا مشایخی: هنوز من را کشف نکرده‌اند!

علیرضا مشایخی ـ آهنگساز ـ می‌گوید: «پیش از انقلاب شاید ارکستر سمفونیک تهران کلا یک ساعت از آثار من را اجرا کرده باشد، بعد از آن هم چند بار شنیده‌اید که ارکستر سمفونیک تهران آثار من را اجرا کرده باشد؟ ارکستر سمفونیک تهران یک کمیته دارد که آثار اجرایی را انتخاب می‌کند اما هنوز من را کشف نکرده‌اند، گرچه آثار من در همه جای دنیا اجرا شده‌اند، جز کشور خودم.»

به گزارش ایسنا، نشست خبری کنسرت «موسیقی نو در ایران» که قرار است ۱۴ آبان در تالار وحدت برگزار شود، امروز، سه‌شنبه ۲۸ مهرماه با حضور علیرضا مشایخی (آهنگساز)، آرش امینی (رهبر ارکستر)، امین غفاری (نوازنده ویولن) و فرزان فرنیا (نوازنده سازهای کوبه‌ای) برگزار شد.

در ایران من را نادیده می‌گیرند

علیرضا مشایخی در این نشست با اشاره به انتشار آثارش، درباره فعالیت‌های خود در غیبت هفت ساله‌اش گفت: در این مدت توانستم به بخشی از کارهای عقب‌افتاده‌ام در ارتباط با فعالیت‌های هنری برسم و به لطف خدا و با کمک دوستان، بخش قابل‌توجهی از آثارم سازمان‌دهی و منتشر شد. همچنین در این مدت، آثار زیادی از من با همکاری یکی از بزرگ‌ترین ناشران بین‌المللی موسیقی و دومین ناشر بزرگ موسیقی در فرانسه، منتشر شد. اکنون خیالم راحت است که بخش زیادی از آثارم منتشر شده‌اند و باقی نمانده‌اند.

این آهنگساز ادامه داد: در جامعه ما اصراری به نادیده گرفتن من وجود دارد. اما من از ابتدا، پس از بازگشتم از خارج از کشور در حدود سال ۱۹۹۰ میلادی، با این نیت فعالیت کردم که در زمینه موسیقی تحرکی ایجاد کنم. در نسل ما دو نفر بودیم که آهنگسازی می‌خواندیم. من و [احمد] پژمان مسیرهای بسیار متفاوتی را انتخاب کردیم، با اینکه همیشه با هم دوست بودیم. راهی که من انتخاب کردم، در آن زمان با برخوردهای تندی مواجه شد.

موسیقی در ایران تعریف نشده است 

این آهنگساز در بخش دیگری از سخنانش به وضعیت موسیقی در ایران پرداخت و گفت: یکی از معضلات مهم موسیقی ما این است که موسیقی در جامعه تعریف نشده است. این تعریف‌نشدن تبعاتی دارد که یکی از مهم‌ترین آن‌ها، عقب‌ماندگی محیط موسیقی ماست. اگر تاریخ موسیقی ایران را بررسی کنیم، می‌بینیم که از نظر تاریخی، پیشینه ما در این زمینه محدود است. بحث‌هایی که درباره ردیف و روایت‌های مربوط به میرزا عبدالله مطرح می‌شود، در نهایت به حدود ۱۶۵ سال گذشته بازمی‌گردد، درحالی‌که تاریخ موسیقی در اروپا را می‌توان در بازه‌ای بسیار طولانی‌تر بررسی کرد.

مشایخی با اشاره به نبود توافق بر سر مفاهیم و اصطلاحات موسیقی ایرانی، بیان کرد: حدود ۴۰ سال پیش، مجله موسیقی وابسته به مؤسسه ماهور، خبرنگاری را نزد چند نفر از چهره‌های برجسته موسیقی ایرانی فرستاد تا درباره اصطلاحات موسیقی ایرانی توضیح دهند. نکته این بود که حتی دو نفر از آن‌ها نیز به یک شکل صحبت نکردند. این مسئله نشان می‌دهد که ما در تعریف مفاهیم پایه موسیقی با مشکلات جدی مواجهیم.

او افزود: زمانی در یکی از مؤسسات وابسته به جهاد دانشگاهی هنر تدریس می‌کردم و قرار بود دانشجویان نمونه‌های سازی را اجرا کنند. همان روز بعدازظهر در دانشگاه تهران هم کلاس داشتم. دانشجویان به من گفتند که آن روز اجازه ندارند ساز بزنند. وقتی علت را پرسیدم، گفتند چنین دستوری ابلاغ شده است. در یک مؤسسه مشغول تدریس موسیقی هستم و دانشجویان ساز می‌نوازند، اما وقتی قرار است همان کار را در دانشگاه تهران انجام دهیم، اجازه نداریم. این دو مرکز فاصله چندانی از یکدیگر ندارند، اما دو قانون متفاوت بر آن‌ها حاکم است. این یکی از تبعات تعریف‌نشدن موسیقی است.

مشایخی همچنین با اشاره به نحوه نمایش موسیقی در تلویزیون، گفت: درحالی‌که ارکستر سمفونیک در تالار وحدت برنامه اجرا می‌کند و تصاویر اجراهای آن پخش می‌شود، گاهی حتی در بزرگداشت یکی از بزرگان موسیقی و نوازندگی تار، تصویر نوازندگی او را در تلویزیون نشان نمی‌دهند و به‌جای آن، سایه یک تار روی درخت را نمایش می‌دهند. چگونه چنین اتفاقی ممکن است؟ به اعتقاد من، این مسئله نیز به تعریف‌نشدن موسیقی در جامعه ما بازمی‌گردد.

او در ادامه درباره مفهوم موسیقی نو توضیح داد: افرادی که متوجه شدند موسیقی ایران از نظر تکامل تاریخی با جریان‌های موسیقی در جهان فاصله دارد و تصمیم گرفتند آهنگساز شوند، برای آموزش به اروپا رفتند. پس از آن، دو مسیر پیش رویشان بود؛ یا آنچه را در اروپا آموخته بودند، به شکلی تقلیدی به کار بگیرند یا ابتکار عمل را در دست بگیرند و راهی متفاوت انتخاب کنند. موسیقی نو صرفاً به معنای موسیقی معاصر نیست، بلکه نوعی مواجهه دوباره با موسیقی و دیدگاهی است که به تفکر در موسیقی اعتقاد دارد.

وضعیت موسیقی بسیار غم‌انگیز است 

مشایخی با بیان اینکه وقتی از موسیقی صحبت می‌کند، منظور صرفاً اجرای موسیقی در یک محفل یا مهمانی نیست، گفت: موسیقی معاصر اصطلاحی است که استفاده از آن اشکالی ندارد، اما منظور من از موسیقی نو، موسیقی مبتنی بر تفکر است؛ موسیقی‌ای که شنونده برای مواجهه با آن باید تمرکز کند و با سکوت و توجه، امکان درک و دریافت اثر را برای خود فراهم آورد.

او با انتقاد از وضعیت موسیقی در ایران، گفت: وضعیت موسیقی بسیار غم‌انگیز است. من چه بخواهم و چه نخواهم، یکی از آهنگسازان سرشناس مملکتم؛ پیش از انقلاب مجموع زمانی که موسیقی من پخش شده، کمتر از یک ساعت است و اکنون این داستان همچنان ادامه دارد. بیشتر عمرم، چه در خارج از کشور و چه در ایران، درگیر فعالیت‌های دانشگاهی و پژوهشی بوده‌ام. در دانشگاه تهران هم فعالیت داشتم. در زمان مرحوم دکتر حبیبی، با پیشنهاد ایشان و در ادامه اعتراض‌هایی که به برنامه‌ریزی درسی دانشگاه تهران داشتم، چند بار برنامه پیشنهادی درسی را ارائه کردم، اما هر بار به دلایلی نامعلوم رد شد و دوباره تغییر کرد.

این آهنگساز با انتقاد از برنامه‌ریزی آموزشی دانشگاه‌ها اظهار کرد: اگر معادله اصلی را بلد نباشید، آیا می‌توانید معادله بعدی را حل کنید؟ این همان مفهوم پیش‌نیاز است. شما باید دست‌کم چهار عمل اصلی را یاد بگیرید تا بتوانید سراغ معادلات پیچیده‌تر بروید. در برنامه‌ریزی آموزشی موسیقی نیز باید پیش‌نیازها به‌درستی رعایت شوند.

مشایخی افزود: تا جایی که من به یاد دارم، بخش زیادی از برنامه‌ریزی درسی دانشگاه به‌گونه‌ای بود که پیش‌نیازهای لازم رعایت نمی‌شد. درس‌هایی ارائه می‌شد که دانشجو برای یادگیری آن‌ها آمادگی لازم را نداشت. این مسئله از مشکلات اساسی آموزش موسیقی است. اینکه دانشجویی ابتدا مدرک کارشناسی بگیرد و بعد برای گرفتن مدرک کارشناسی ارشد وارد دانشگاه شود، به‌خودی‌خود مسئله را حل نمی‌کند. من اساساً نمی‌فهمم وقتی پیش‌نیازها به‌درستی تعریف نشده‌اند، این برنامه‌ریزی چه معنایی دارد. موسیقی چیزی نیست که بتوان بدون رعایت اصول آموزشی و پیش‌نیازهای لازم آن را به‌درستی آموخت.

علیرضا مشایخی: ارکستر سمفونیک تهران هنوز من را کشف نکرده است!

سطح برنامه‌های موسیقی رادیو با چلوکبابی‌ها تفاوتی ندارد 

مشایخی در نقد سطح برنامه‌های موسیقی در رسانه‌ها اظهار کرد: سطح برنامه‌های رادیو از نظر موسیقایی تفاوت چندانی با موسیقی‌ای ندارد که در تاکسی‌ها و چلوکبابی‌ها می‌شنوید. حتی ممکن است همان سی‌دی‌هایی که در این مکان‌ها پخش می‌شوند، پیش‌تر از منابع رادیو تهران بوده باشند.

او همچنین درباره وضعیت آموزش نظری موسیقی گفت: از نظر محتوای تئوریک نیز مشکلاتی وجود دارد. گاهی پس از پایان یک کنسرت، بیرون سالن فردی تنبک می‌زند و یکی دو نفر هم با او همراهی می‌کنند، اما از نظر محتوایی، تفاوت چندانی میان آنچه می‌شنویم و برخی جریان‌های موسیقی رسمی وجود ندارد. این مسئله نشان می‌دهد که باید درباره کیفیت آموزش و محتوای موسیقی بیشتر فکر کنیم.

هیچ شرایط محیطی نتوانسته ایران را از بین ببرد

او با اشاره به سختی شرایط موجود در کشور گفت: هیچ شرایط محیطی نتوانسته ایران را از بین ببرد. کردها همیشه هستند، بلوچ‌ها همیشه هستند. نباید مردم مدام از ایران بروند و باید سعی کنند رفاه خود را در ایران بیابند. درست است که کشور بدشانسی آورده است و این امر گریبان موسیقی را هم بسیار گرفته اما اگر این روزها کنسرت کمتر برگزار می‌شود نباید ناامید شد.

او در ادامه با اشاره به شیوه‌های مختلف مواجهه مخاطبان با موسیقی اظهار کرد: مردم از راه‌های مختلف با موسیقی آشنا می‌شوند و ممکن است آن را دوست داشته باشند یا نداشته باشند. برای مثال، یک نفر به من گفت که موسیقی شوپن را به‌راحتی می‌فهمد، اما موسیقی من را نمی‌فهمد. از او پرسیدم در طول زندگی‌اش چند ساعت موسیقی شوپن شنیده است. گفت هزاران ساعت ولی موسیقی من را فقط در کنسرتم شنیده است. به او گفتم نمی‌توانم انتظار داشته باشم که او موسیقی من را به همان اندازه‌ای که با موسیقی‌ای که هزاران ساعت شنیده‌ است و آشنایی دارد، بشناسد. 

این آهنگساز ادامه داد: من بارها گفته‌ام که اگر موسیقی‌ای را می‌شنوید و از آن خوشتان نمی‌آید، این لزوماً به معنای نفهمیدن آن نیست. ممکن است موسیقی را فهمیده باشید، اما دوستش نداشته باشید. از طرف دیگر، ممکن است هنوز فرصت کافی برای شناخت آن نداشته باشید. بنابراین، نباید میان فهمیدن موسیقی و دوست داشتن آن تفاوتی قائل نشویم.

مشایخی با اشاره به دو شیوه مواجهه با موسیقی توضیح داد: به نظر من، دو نوع برخورد با موسیقی وجود دارد؛ یکی برخورد شنیداری و دیگری برخورد حرفه‌ای. در برخورد حرفه‌ای، موسیقیدان به بافت اثر و ابعاد مختلف آن توجه می‌کند، اما در برخورد شنیداری، شما به‌عنوان شنونده به دانش تخصصی و پیش‌نیازهای موسیقایی نیاز ندارید. موسیقی را می‌شنوید و هرچه بیشتر بشنوید، شناختتان از آن بیشتر می‌شود. البته این شناخت بیشتر الزاماً به معنای دوست داشتن آن نیست.

موسیقی نوعی زبان است

او افزود: من معتقدم موسیقی نوعی زبان است؛ زبانی برای بیان ناگفته‌هایی که کلمات قادر به بیان آن‌ها نیستند. برخی شخصیت‌های برجسته ادبی نیز درباره این ویژگی موسیقی و ارتباط آن با احساسات و مفاهیم ناگفته صحبت کرده‌اند. نباید زبان کلمات را با زبان موسیقی یکی بدانیم. برای فهم زبان موسیقی، لزوماً به پیش‌نیازهای علمی و تخصصی نیاز نداریم. موسیقی را می‌توان شنید، با آن ارتباط برقرار کرد و به‌تدریج شناخت بیشتری از آن به دست آورد، اما هیچ تضمینی وجود ندارد که با شناخت بیشتر، حتماً آن را دوست داشته باشیم.

این آهنگساز در ادامه درباره تفاوت موسیقی نو با موسیقی تلفیقی گفت: لعنت به من چون واژه تلفیقی اولین بار توسط من استفاده شد. به ایران که آمدم نشر ماهور به من گفت که برخی از آثارم را منتشر کند. من نیز گفتم از واژه تلفیقی برای این آثار استفاده کنند. اما فرمول ساده‌ای وجود دارد؛ تمام آهنگسازانی که در تاریخ موسیقی ماندگار شده‌اند، چیزی به موسیقی اضافه کرده‌اند. اگر تاریخ موسیقی را بررسی کنید، می‌بینید آهنگسازانی که نامشان باقی مانده، به‌واسطه نوآوری و تأثیری که بر موسیقی گذاشته‌اند، شناخته می‌شوند.

مشایخی افزود: نوآوری در موسیقی به این معناست که آهنگساز چیزی تازه به مجموعه صداها و امکانات موسیقایی شناخته‌شده اضافه کند. بنابراین، مرز میان موسیقی کلاسیک، معاصر و نو را می‌توان در یک اصل خلاصه کرد؛ موسیقی‌ای که چیزی به موسیقی موجود اضافه کرده باشد.

آهنگسازان موسیقی ایرانی تنبل هستند 

علیرضا مشایخی با انتقاد از کم‌توجهی به ثبت و مکتوب کردن موسیقی ایرانی، گفت: اگر بخواهم درباره ۱۵۰ تا ۱۶۰ سال اخیر موسیقی ایران، بر اساس تجربه و شناخت خودم قضاوت کنم، باید بگویم که با نوعی تنبلی در این زمینه مواجه بوده‌ایم. من در موسیقی ایرانی شاگرد دکتر مفخم بودم. ایشان از عزیزکرده‌های مرحوم صبا بودند و من هم علاقه زیادی به ایشان داشتم. شاهد بودم که مفخم با چه زحمتی تلاش می‌کرد استادان موسیقی ایرانی را راضی کند تا اجازه دهند نت‌هایشان را بنویسد. این کار با مشکلات زیادی همراه بود و او برای ثبت این آثار تلاش فراوانی می‌کرد. خوشبختانه، ابتدا رضایت برخی از استادان را جلب کرد و بعد از صبا، مرحوم مرتضی محجوبی نیز تا اندازه‌ای با این کار موافقت کرد.

این آهنگساز ادامه داد: من خودم شاهد این اتفاقات بودم. شاگردی داشتم که متأسفانه از دنیا رفته است. روزی در یکی از شوراهای موسیقی پیشنهاد شد که آهنگسازان آثارشان را مکتوب کنند. او چنان عصبانی شد که من نگران شدم مبادا سکته کند. او که در دانشگاه تهران هم تدریس می‌کرد، این پیشنهاد را توهین به سنت موسیقی می‌دانست و معتقد بود که موسیقی باید سینه‌به‌سینه منتقل شود.

مشایخی با انتقاد از این نگرش اظهار کرد: ما با چنین طرز تفکری مواجه بودیم؛ افرادی که به انتقال سینه‌به‌سینه موسیقی تعصب داشتند و معتقد بودند که نباید آثار را مکتوب کرد. حتی زمانی که دستگاه‌های ضبط‌صوت کوچک به تهران آمدند، عده‌ای برای ضبط آثار صف می‌کشیدند، اما حاضر نبودند نت‌های موسیقی نوشته شود. به نظر من، این مسئله نوعی تنبلی بود؛ تنبلی در انجام کاری که باید انجام می‌شد.

او افزود: در ایران، وقتی می‌خواهند درباره موسیقی صحبت کنند، معمولاً به یاد یک تصنیف یا غزل می‌افتند، مثلاً می‌پرسند آن غزل سعدی را که قمر می‌خواند، به یاد دارید؟ درحالی‌که کمتر به این موضوع توجه شده است که موسیقی می‌تواند مستقل از شعر و سایر پدیده‌ها وجود داشته باشد.

این هنرمند در پایان تأکید کرد: ما موسیقی عزا، موسیقی شادی و موسیقی فیلم داریم، اما موسیقی می‌تواند به‌خودی‌خود نیز یک پدیده مستقل باشد. موسیقی برای بیان و انتقال مفاهیم و احساسات، الزاماً به چیز دیگری نیاز ندارد و باید به‌عنوان هنری مستقل شناخته شود.

علیرضا مشایخی: ارکستر سمفونیک تهران هنوز من را کشف نکرده است!

توضیحاتی درباره رپرتوار 

در بخش دیگری از این نشست، آرش امینی درباره قطعاتی که در این کنسرت اجرا خواهند شد، گفت: سه قطعه با حضور من در این برنامه اجرا می‌شود. قطعه نخست، کنسرتو برای ویولن و سازهای ضربی است که با تکنوازی امین غفاری اجرا خواهد شد. قطعه دوم نیز اثری است که تاکنون اجرا نشده است و برای نخستین بار روی صحنه می‌رود. در بخش پایانی برنامه نیز کنسرتو دیگری برای ویولن و ارکستر اجرا خواهد شد که امین غفاری تکنوازی آن را بر عهده دارد. این اثر هم برای نخستین بار اجرا می‌شود.

افتخار آشنایی چندین باره 

امین غفاری، نوازنده ویولن و ویولا، با ابراز خرسندی از اجرای دوباره آثار علیرضا مشایخی پس از سال‌ها، گفت: خیلی خوشحالم که مجدداً بعد از سال‌ها این فرصت را دارم که آثار استاد مشایخی را اجرا کنم. می‌خواهم توضیح کوتاهی درباره گذشته خودم و اینکه چندمین بار است افتخار اجرای آثار ایشان را دارم، بدهم.

او ادامه داد: زمانی که دانشجوی دانشگاه تهران بودم، کتابی از استاد مشایخی با عنوان «همه آن سال‌های بی‌خاطره» می‌خواندم. آن زمان ارتباطی با ایشان نداشتم و آشنایی من با آثارشان به همین کتاب‌ها، مقالات و موسیقی‌هایشان محدود می‌شد. خیلی دوست داشتم روزی این افتخار را داشته باشم که بتوانم آثار ایشان را اجرا کنم.

غفاری افزود: فکر می‌کنم تعداد اجراها و ضبط‌هایی که از آثار ایشان داشته‌ام، اکنون دو رقمی شده است. از اجرای کنسرتو ویولن ایشان و ضبط آن که خوشحالم با انتشار ماهور منتشر شده، تا اجرای دوئت‌ها، سونات‌ها و کوارتت‌های ایشان، همواره این فرصت را داشته‌ام که با آثارشان بیشتر آشنا شوم. اکنون نیز افتخار دارم در کنار آرش امینی، دوست بسیار عزیز و حرفه‌ای‌ام، و دیگر هنرمندان در این کنسرت حضور داشته باشم. نکته‌ای که برای من اهمیت ویژه‌ای دارد، اجرای دو کنسرتو در یک برنامه است؛ اتفاقی که به نظرم در دنیا نیز چندان معمول نیست. به‌ویژه اینکه قرار است این دو اثر را نه با یک ساز، بلکه یک بار با ویولن و بار دیگر با ویولا اجرا کنم.

او با اشاره به دشواری‌های این اجرا توضیح داد: این موضوع برای خودم چالش بزرگی است. نوازندگی ویولن و ویولا، هرکدام آمادگی، تمرکز و انرژی خاص خود را می‌طلبد. وقتی ویولن می‌نوازید و قرار است ویولا را در دست بگیرید، به زمان نیاز دارید تا با ساز جدید گرم شوید و تمرکز لازم را به دست آورید. بنابراین، اجرای هر دو ساز در یک برنامه، انرژی مضاعف و آمادگی ویژه‌ای می‌خواهد.

غفاری ادامه داد: وقتی پیشنهاد اجرای این آثار مطرح شد، با کمال میل پذیرفتم و از این بابت بسیار خوشحالم. در این کنسرت، کنسرتو ویولن را همراه با ۱۲ نوازنده ویولن و ارکستر اجرا می‌کنم و کنسرتو ویولا که نخستین اجرای آن است، با همراهی ارکستر زهی خلیج فارس و گروه کوبه‌ای روی صحنه می‌رود. رهبری این اجراها را دوست عزیزم آرش امینی بر عهده دارد. آثار استاد مشایخی، مانند همیشه، سرشار از تازگی و ساختارشکنی هستند و اجرای آن‌ها برای من تجربه‌ای ارزشمند است.

علیرضا مشایخی: ارکستر سمفونیک تهران هنوز من را کشف نکرده است!

همکاری دوباره پس از سال‌ها وقفه

فرزان فرنیا با اشاره به آشنایی خود با آثار علیرضا مشایخی و تجربه اجرای این آثار به‌عنوان نوازنده سازهای کوبه‌ای، گفت: من در اواخر نوجوانی، در اوایل دهه ۷۰، این شانس را داشتم که اجرای ارکستر سمفونیک تهران از آثار استاد مشایخی را بشنوم. فکر می‌کنم آن اجرا تنها یک بار برگزار شد. هرچند آن روز موسیقی برایم بسیار سنگین بود و درک چندانی از آن نداشتم، اما جرقه‌ای در ذهنم ایجاد کرد که باعث شد سالیان دراز این افتخار را داشته باشم که به‌عنوان نوازنده سازهای کوبه‌ای، آثار ایشان را اجرا کنم.

او ادامه داد: اگر با استاد مشایخی آشنایی داشته باشید، می‌دانید که نگاه ایشان به سازهای کوبه‌ای فراتر از رویکرد آهنگسازان پیش از خود در دوره‌های مختلف است. برای ایشان، نوشتن حتی یک نت برای سازهای کوبه‌ای به همان اندازه اهمیت دارد که برای نوشتن و کنار هم چیدن آکوردها وقت می‌گذارند. این نگاه نشان می‌دهد که سازهای کوبه‌ای در آثار ایشان جایگاه ویژه‌ای دارند.

فرنیا با اشاره به شکل‌گیری گروه کاروان توضیح داد: در تمام این سال‌ها، نوازندگی و ضبط آثار علیرضا مشایخی باعث شد گروه کاروان در حدود ۱۰ سال گذشته شکل بگیرد. این گروه توانست چند قطعه منحصربه‌فرد و واقعاً کمترشنیده‌شده را اجرا کند، اما متأسفانه شیوع کرونا فعالیت‌های گروه را متوقف کرد.

او افزود: حالا پس از این وقفه، من و دیگر نوازندگان گروه کاروان این افتخار را داریم که در چهاردهم آبان‌ماه در اجرای آثار استاد مشایخی حضور داشته باشیم. به‌جز قطعه «دریا»، در اجرای تمام قطعات مشارکت خواهیم داشت. همچنین گروه کاروان با هویت مستقل خود، قطعه «پیچک دوم» را اجرا می‌کند که به نظر من یکی از آثار متأخر و کمترشنیده‌شده استاد است.

این نوازنده سازهای کوبه‌ای در پایان گفت: قطعه «پیچک دوم» از نظر من اثری بسیار خاص است. هر بار که قطعه جدیدی از علیرضا مشایخی می‌شنویم، احساس می‌کنیم که موسیقی او حتی جلوتر از زمانه خودش حرکت می‌کند و با ما سخن می‌گوید.

انتهای پیام

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری