میثم فلاح در گفتوگو با ایسنا، با ارائه نقشههای تاریخی و جغرافیایی، به جایگاه آمل در جغرافیای تاریخی منطقه اشاره کرد و گفت: در نقشههای مربوط به قرنهای چهارم و پنجم هجری قمری، نام و موقعیت آمل در کنار مسیرهای ارتباطی منتهی به دریای کاسپی مورد توجه قرار گرفته است.
وی با اشاره به بندرگاه باستانی عینالهم که در محدوده محمودآباد امروزی معرفی کرد، افزود: منابع تاریخی از ارتباط آمل با این بندرگاه حکایت دارند و بررسی این ارتباط میتواند در شناخت جایگاه اقتصادی و تجاری آمل در دورههای تاریخی مؤثر باشد.
این باستانشناس با اشاره به کاوشها و بررسیهای انجامشده در نوار ساحلی دریای کاسپی، مبادلات دریایی با سرزمینهای پیرامون این دریا را از موضوعات مهم پژوهشهای باستانشناسی دانست و اظهار کرد: یافتههای باستانشناسی میتوانند شواهدی از ارتباطات تجاری و فرهنگی منطقه با دیگر نقاط پیرامون دریای کاسپی ارائه کنند.

پروژه دماوند، هراز و دریای کاسپی
فلاح با معرفی طرحی با عنوان «دِدد» با محوریت دماوند، دره هراز و دریای کاسپی، به اهمیت بررسی پیوستگی تاریخی و جغرافیایی این محدوده اشاره کرد و گفت: در این طرح تلاش شده است مسیرهای ارتباطی و آثار تاریخی از ارتفاعات دماوند و دره هراز تا نوار ساحلی دریای کاسپی بررسی شود.
وی با اشاره به واژگان و نامهای جغرافیایی مهم این محدوده، از جمله لاریجان، آمل، هراز و نامهای مرتبط با مسیرهای دریایی و کوهستانی، توضیح داد که شناخت این نامها در کنار بررسی نقشههای تاریخی و شواهد میدانی میتواند به بازسازی جغرافیای تاریخی منطقه کمک کند.
این باستانشناس همچنین با اشاره به گستره جلگه آمل و ارتباط آن با مناطق کوهستانی، افزود: درههای میانکوهی از جمله چلاو، نمار و دیگر مسیرهای کوهستانی، در طول تاریخ بخشی از شبکه راههای ارتباطی منطقه بودهاند و بررسی آنها برای شناخت ارتباط میان جلگه، کوهستان و ساحل اهمیت دارد.

دره هراز؛ شاهراه تاریخی انتقال فرهنگها
فلاح با تأکید بر نقش دره هراز در تحولات تاریخی مازندران اظهار کرد: دره هراز یک شاهراه اصلی ارتباطی بوده و درههای میانکوهی نیز بخشی از مسیرهای مواصلاتی را تشکیل میدادند که در انتقال فرهنگها، جابهجایی کالاها و ارتباط میان جوامع نقش داشتند.
به گفته وی، این مسیرها افزون بر کارکردهای تجاری و فرهنگی، از نظر کنترل راهها و تحولات نظامی نیز اهمیت داشتند؛ ازاینرو، بررسی آثار تاریخی پراکنده در امتداد آنها میتواند در شناخت شبکه ارتباطی و ساختارهای تاریخی منطقه مؤثر باشد.
وی با اشاره به سابقه مطالعات باستانشناسی در این محدوده، از پژوهشها و بررسیهای انجامشده از اواخر قرن نوزدهم میلادی تا دوره معاصر یاد کرد و نام پژوهشگرانی از جمله ژاک دو مورگان و دیگر محققان و باستانشناسان را برشمرد.
فلاح تأکید کرد: استفاده از نتایج مطالعات پیشین و پیوند دادن آنها با یافتههای جدید میتواند تصویر دقیقتری از گذشته تاریخی آمل و مناطق پیرامونی آن ارائه کند.
کشف مهر و گل مهرهای ساسانی در محوطه تاریخی قلاکتی در جنوب شهر سرخ رود فعلی
این باستانشناس در بخش دیگری از سخنان خود به یکی از محوطههای تاریخی بسیار شاخص و مهم منطقه مورد مطالعه پرداخت که به گفته وی، در گذشته در محدوده جغرافیای تاریخی آمل باستان قرار داشته است.
وی با اشاره به انجام کاوشهای باستانشناسی در این محوطه طی چند سال، از کشف مهر و گل مهرهای متعلق به دوره ساسانی خبر داد و گفت: مهرهای دارای کتیبه پهلوی ساسانی از یافتههای مهم این کاوشها هستند و از نظر شناخت مناسبات اقتصادی، اداری و بازرگانی اهمیت دارند.

فلاح با اشاره به ارتباط این محوطه با مطالعات تاریخی و باستانشناسی منطقه، توضیح داد که بررسی آثار بهدستآمده و مقایسه آنها با نمونههای مشابه در نقاط دیگر ایران میتواند اطلاعات ارزشمندی درباره گستره ارتباطات تجاری و فرهنگی در اختیار پژوهشگران قرار دهد.
وی با اشاره به اهمیت مستندسازی و معرفی علمی این یافتهها، افزود: دادههای حاصل از کاوشها در اختیار پژوهشگران و متخصصان قرار گرفته تا در مطالعات گستردهتر مربوط به ارتباطات تاریخی و راههای تجاری ایران مورد استفاده قرار گیرد.
شواهد آتشسوزی و بررسی بقایای تاریخی
فلاح در ادامه به آثار تخریب و آتشسوزی در محوطه مورد اشاره پرداخت و گفت: در متون تاریخی، گزارشی از حمله و آتشزدن این مجموعه توسط نیروهای تیمور بر علیه مرعشیان مطرح شده است و در بررسیهای باستانشناسی نیز آثار سوختگی بر روی آجرهای محوطه مشاهده شده است.
وی افزود: بقایای مرتبط با آتشسوزی و میخهای بهدستآمده از محوطه در یک پژوهش دانشگاهی مورد بررسی و تحلیل قرار گرفتهاند و نتایج این مطالعات میتواند در شناخت وضعیت تاریخی مجموعه و بررسی شواهد تخریب آن کمککننده باشد.
این باستانشناس در ادامه با اشاره به وجود لایهها و دورههای فرهنگی مختلف در محوطه، بر اهمیت مطالعه همزمان آثار معماری، سفالها و دیگر یافتهها برای تعیین توالی استقرار و شناخت تحولات تاریخی آن تأکید کرد.
وی همچنین به وجود آثار و اشیای سفالی در میان یافتههای کاوش اشاره کرد و گفت: بخشی از این آثار به همت باستانشناسان و پژوهشگران شناسایی شده و در موزه آمل نگهداری میشود.
سفال نوشتهدار و مهرهای دارای کتیبه پهلوی
فلاح در بخش دیگری از ارائه خود به یک قطعه سفالی نوشتهدار اشاره کرد که در جریان کاوشهای باستانشناسی در جلگه منطقه به دست آمده است.

وی با بیان اینکه این قطعه سفالی نیازمند بررسی تخصصی بیشتر است، توضیح داد: نوشته باقیمانده بر روی آن بهطور کامل خوانا نیست و برای تعیین دقیق متن، دوره تاریخی و ارزش کتیبهای آن باید مطالعات بیشتری انجام شود.
این دیرینهشناس، همچنین مهرهای دارای نوشته پهلوی ساسانی را از مهمترین یافتههای مطرحشده در این پژوهش دانست و گفت: این آثار میتوانند در شناخت ارتباطات اقتصادی و تجاری و بررسی مناسبات میان محوطههای تاریخی ایران با یکدیگر نقش داشته باشند.
وی با اشاره به مطرح شدن مسیرهای دریایی در مطالعات راه آبی ابریشم، تأکید کرد: آثار مهر و دیگر شواهد باستانشناسی میتوانند در بازسازی شبکههای بازرگانی و ارتباطات دریایی ایران مورد استفاده قرار گیرند.
فلاح با اشاره به ارائه دادههای پژوهشی به متخصصان این حوزه، بر ضرورت ثبت، تحلیل و انتشار نتایج کاوشها تأکید کرد و پژوهشهای باستانشناسی را از ابزارهای مهم برای شناخت و معرفی پیشینه تاریخی ایران دانست.
معماری دستکند؛ شناسایی ۲۹ نقطه در مناطق کوهستانی آمل
فلاح درخصوص بررسی معماری دستکند در دره هراز و مناطق کوهستانی آمل؛ آثاری که در منطقه با نام کافرکلی نیز شناخته میشوند، اشاره کرد و با اشاره به انجام دو فصل بررسی میدانی و شناسایی ۲۹ نقطه جغرافیایی در محدودههایی از جمله کهرود، مون، فیره، تینه، نیاک، چلاو، نیاک و ...، گفت: در این بررسیها مجموعههایی از فضاهای معماری دستکند شناسایی شدهاند که برخی از آنها چندطبقه و دارای اتاقهای تو در تو هستند.

این باستانشناس با اشاره به تفاوت ساختار و شکل این فضاها توضیح داد: برخی مجموعهها از نظر معماری پیچیدگی قابل توجهی دارند و بررسی دقیق آنها میتواند به شناخت بهتر شیوه ساخت، کارکرد و دوره تاریخی این آثار کمک کند.
فلاح افزود: پیش از این، برخی از این فضاها عمدتاً بهعنوان محل سکونت موقت در نظر گرفته میشدند، اما بررسیهای باستانشناسی و دادههای حاصل از مطالعات میدانی، ضرورت بازنگری در این برداشت را مطرح کرده است.
وی با اشاره به احتمال وجود کارکردهای آیینی در برخی از این مجموعهها، تأکید کرد: تعیین کاربری قطعی این فضاها به بررسیهای بیشتر، مستندنگاری دقیق و تحلیل شواهد باستانشناسی نیاز دارد.
ضرورت تداوم کاوشها و معرفی میراث تاریخی آمل
فلاح با تأکید بر اهمیت ادامه پژوهشهای باستانشناسی در جلگه آمل، دره هراز و مناطق ساحلی دریای کاسپی، اظهار کرد: بررسی پیوسته محوطههای تاریخی، تحلیل یافتههای معماری و مطالعه آثار مادی میتواند به شناخت ارتباط میان جوامع کوهستانی و جلگهای و نقش منطقه در شبکههای تجاری و فرهنگی گذشته کمک کند.

وی همچنین بر اهمیت همکاری میان پژوهشگران، دانشگاهها و مجموعههای مرتبط با میراث فرهنگی برای مستندسازی و انتشار یافتهها تأکید کرد.
به گفته این دیرینهشناس، یافتههایی مانند مهرهای ساسانی، سفالهای نوشتهدار، شواهد آتشسوزی و مجموعههای معماری دستکند، هرکدام بخشی از اطلاعات تاریخی منطقه را در خود دارند و بررسی تطبیقی آنها میتواند زمینه شناخت دقیقتر تحولات فرهنگی و تاریخی مازندران را فراهم کند.
فلاح یادآورشد: مجموع پژوهشها نشان میدهد پیشینه آمل تنها به آثار داخل محدوده شهری محدود نمیشود، بلکه بررسی پیوند میان جلگه، دره هراز، ارتفاعات دماوند و نوار ساحلی دریای کاسپی نیز برای بازخوانی تاریخ منطقه اهمیت دارد؛ پیوندی که میتواند در معرفی ظرفیتهای میراث فرهنگی آمل و توسعه مطالعات علمی درباره تاریخ شمال ایران نقش مؤثری داشته باشد.
انتهای پیام