احسان پوراسماعیل در گفتوگو با ایسنا با اشاره به نقش استادان در شکلگیری شخصیت علمی، اخلاقی و اجتماعی دانشجویان اظهار کرد: امیدآفرینی در دانشگاه به معنای کمک به دانشجویان برای کشف امکانهای واقعی تغییر، در شرایط دشواری است. امید پایدار زمانی شکل میگیرد که جوان در کنار شناخت واقعیتها و محدودیتها، احساس کند توانایی اثرگذاری بر محیط زندگی خود را نیز دارد.
وی افزود: استاد در این زمینه نقشی فراتر از انتقال دانش دارد. او از طریق نوع نگاه به مسائل، نحوه مواجهه با مشکلات و اعتمادی که به تواناییهای دانشجویان نشان میدهد، میتواند احساس عاملیت و مسئولیتپذیری را در آنان تقویت کند. استادی که مشکلات را انکار نمیکند، اما در برابر آنها نیز تسلیم نمیشود، عملاً شیوهای واقعبینانه از امیدواری را به دانشجو میآموزد.
این استاد و پژوهشگر علوم قرآن و حدیث با بیان اینکه یکی از عوامل شکلگیری ناامیدی در نسل جوان، احساس بیاثر بودن است، تصریح کرد: هنگامی که جوان تصور کند تلاش علمی، اخلاقی و اجتماعی او تأثیری در آینده ندارد، انگیزه خود را از دست میدهد. استاد میتواند با سپردن مسئولیتهای متناسب، حمایت از ایدههای نو، بهرسمیت شناختن تلاش دانشجو و نشان دادن مسیرهای عملی پیشرفت، این احساس را تعدیل کند.
پوراسماعیل ادامه داد: شکست در یک تجربه علمی نباید به معنای ناتوانی فرد تلقی شود، بلکه میتواند فرصتی برای یادگیری و بازنگری باشد. از سوی دیگر، امیدآفرینی بدون صداقت و عدالت آموزشی امکانپذیر نیست. اگر دانشجو میان شایستگی و فرصت یا میان تلاش و نتیجه، ارتباط معناداری نبیند، توصیههای امیدبخش نیز اثر محدودی خواهند داشت. بنابراین، استاد باید هم در سطح فردی الهامبخش باشد و هم در حد اختیار خود برای تقویت شایستهسالاری، فرصتهای برابر و اعتماد در محیط دانشگاه تلاش کند.
وی با اشاره به ضرورت توجه استادان به آیندهنگری دانشجویان بیان کرد: وظیفه استاد این است که دانشجو را با آیندهای روشن در دوران طلایی ظهور آخرین امام، حضرت مهدی(عج) ، آشنا و به او کمک کند امکان ساختن آیندهای بهتر را بشناسد و سهم خود را در تحقق آن جدی بگیرد.

تقویت تفکر انتقادی در برابر انبوه اطلاعات و روایتها
استاد و پژوهشگر علوم قرآن و حدیث در ادامه، با اشاره به مواجهه دانشجویان با حجم زیادی از اطلاعات، شبهات و روایتهای مختلف گفت: در روزگار کنونی، مسئله اصلی دانشجو کمبود اطلاعات نیست، بلکه دشواری تشخیص اطلاعات معتبر، تفکیک واقعیت از تفسیر، ارزیابی استدلالها و مواجهه سنجیده با روایتهای متعارض است. دسترسی گسترده به اطلاعات، بهخودیخود به معنای افزایش معرفت نیست؛ همانگونه که مواجهه با دیدگاههای متعدد لزوماً به شکلگیری تفکر انتقادی نمیانجامد.
وی با تأکید بر اینکه نقش استاد باید از ارائه پاسخهای آماده به آموزش شیوه رسیدن به پاسخ معتبر گسترش یابد، اظهار کرد: استاد بهجای آنکه صرفاً نتیجه پژوهش را عرضه کند، باید منطق رسیدن به آن نتیجه را نیز آشکار سازد و نشان دهد یک ادعا بر چه شواهدی استوار است، منابع آن تا چه اندازه اعتبار دارند و چه پیشفرضهایی در استدلال دخیل هستند. همچنین باید مشخص شود کدام بخش از نتیجه قطعی و کدام بخش همچنان قابل بررسی است.
پوراسماعیل یکی از روشهای مؤثر در این زمینه را تبدیل کلاس درس از فضای یکسویه انتقال اطلاعات به محیط گفتوگوی علمی و استدلالمحور دانست و افزود: دانشجو باید بتواند پرسش خود را بدون نگرانی از تحقیر یا برچسب خوردن مطرح کند. استاد نیز بهجای واکنش تدافعی، باید با پرسشهای دقیق، او را به بازنگری در مبانی ادعای خود هدایت کند.
وی تصریح کرد: پرسشگری علمی به معنای تردید بیضابطه در همهچیز نیست، بلکه مستلزم آن است که هم پذیرش و هم رد یک ادعا بر اساس معیارهای روشن و متناسب با موضوع صورت گیرد.
این استاد و پژوهشگر علوم قرآن و حدیث با تأکید بر ضرورت آموزش سواد رسانهای و روششناسی ارزیابی منابع در دانشگاه گفت: دانشجو باید بتواند میان داده و تحلیل، گزارش و تفسیر، یا نقد مستند و ادعای بیپشتوانه تمایز بگذارد. در علوم انسانی و مطالعات دینی نیز آشنایی با زمینه تاریخی متون، اعتبارسنجی منابع و بررسی دیدگاههای رقیب، از ابزارهای مهم مواجهه علمی با شبهات است.
وی الگوی عملی استاد را نیز در تقویت قدرت تحلیل دانشجویان مؤثر دانست و افزود: استادی که محدودیت دانش خود را میپذیرد، در برابر دلیل قوی دیدگاهش را اصلاح میکند و میان نقد یک نظریه و تخریب صاحب نظریه تفاوت میگذارد، به دانشجو میآموزد که حقیقتجویی مهمتر از اثبات همیشگی درستی موضع شخصی است.
پوراسماعیل تأکید کرد: موفقیت استاد در این عرصه را نباید تنها با میزان اطلاعاتی سنجید که دانشجو به خاطر میسپارد، بلکه باید دید دانشجو تا چه اندازه توانمند شده است که مستقل بیندیشد، مستدل داوری کند و در برابر اطلاعات نادرست یا استدلالهای فریبنده، مصونیت فکری بیشتری داشته باشد.

ضرورت پیوند آموزش دانشگاهی با اخلاق و مسئولیت اجتماعی
وی درباره ضرورت تغییر جایگاه استاد از یک موقعیت صرفاً آموزشی به الگویی علمی، اخلاقی و اجتماعی برای دانشجویان اظهار کرد: الگو شدن استاد را نمیتوان صرفاً با توصیههای اخلاقی یا انتظارهای فردی محقق کرد، بلکه این امر به محیط دانشگاهیای نیاز دارد که در آن علم، اخلاق و مسئولیت اجتماعی در عمل به یکدیگر پیوند خورده باشند.
این استاد و پژوهشگر علوم قرآن و حدیث افزود: اگر ساختار دانشگاه تنها بر ساعات تدریس، تولید مقاله و شاخصهای کمی تأکید کند، طبیعی است که بخشی از ظرفیت استاد برای تربیت انسانی و اجتماعی دانشجو نادیده گرفته شود.
پوراسماعیل نخستین تغییر ضروری را بازنگری در نظام ارزیابی و ارتقای اعضای هیئت علمی دانست و گفت: در کنار پژوهش و آموزش تخصصی، باید کیفیت تعامل با دانشجویان، رعایت عدالت آموزشی، راهنمایی علمی، مشارکت در حل مسائل جامعه و نقش استاد در پرورش دانشجویان نیز مورد توجه قرار گیرد. البته این شاخصها باید دقیق، شفاف و قابل ارزیابی باشند تا به تشریفات اداری یا امتیازهای صوری تبدیل نشوند.
تقویت فرهنگ گفتوگو و اعتماد در دانشگاه
وی تقویت فرهنگ گفتوگو و اعتماد در دانشگاه را دومین ضرورت برشمرد و بیان کرد: دانشجو زمانی میتواند استاد را بهعنوان الگویی علمی و اخلاقی بپذیرد که در محیط دانشگاه، احترام متقابل، امکان نقد، آزادی علمی مسئولانه و انصاف در داوری را تجربه کند. این ویژگیها صرفاً از طریق سخنرانی و توصیه شکل نمیگیرند، بلکه در تجربه روزمره دانشجو از رفتار استاد و مناسبات دانشگاهی ساخته میشوند.
این استاد و پژوهشگر علوم قرآن و حدیث، تقویت ارتباط دانشگاه با مسائل واقعی جامعه را سومین ضرورت دانست و تصریح کرد: هنگامی که آموزش و پژوهش در ارتباط با نیازهای اجتماعی، فرهنگی، اقتصادی و انسانی قرار میگیرد، استاد فرصت مییابد مسئولیت اجتماعی علم را بهصورت عملی نشان دهد. مشارکت دانشجویان در طرحهای مسئلهمحور، فعالیتهای علمی بینرشتهای، پروژههای خدمترسانی تخصصی و همکاری دانشگاه با نهادهای اجتماعی میتواند فاصله میان دانش نظری و زندگی واقعی را کاهش دهد.
پوراسماعیل با اشاره به ضرورت حمایت نهادی از استادان گفت: نمیتوان از استاد انتظار داشت همواره نقش تربیتی، اخلاقی و اجتماعی مؤثری ایفا کند، اما برای تعامل عمیق با دانشجویان، راهنمایی علمی و مشارکت در فعالیتهای اجتماعی، فرصت یا حمایت مناسبی در اختیار نداشته باشد. کاهش موانع اداری غیرضروری، فراهم کردن فرصتهای توانمندسازی حرفهای و بهرسمیت شناختن فعالیتهای تربیتی، از جمله اقداماتی است که میتواند این ظرفیت را تقویت کند.
وی با تأکید بر تفاوت میان استاد بودن و الگو بودن خاطرنشان کرد: استاد الگو کسی نیست که هیچگاه اشتباه نکند، بلکه کسی است که پاسخ درست را همواره در اختیار دارد و از اشتباه کردن مصون است. پذیرش خطا، اصلاح دیدگاه در مواجهه با دلیل و مسئولیتپذیری در قبال رفتار، از ویژگیهایی است که میتواند استاد را به الگویی باورپذیرتر و اثرگذارتر برای دانشجو تبدیل کند.
انتهای پیام