به گزارش ایسنا، دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا در دو سال پایانی ریاستجمهوریاش با احتمال از دست دادن کنترل حزبش بر کنگره آمریکا، کاهش شدید محبوبیت و تمرکز شدید حزبش بر جانشینی او در حال از دست دادن قدرت خود است اما سیاست خارجی آخرین حوزهای است که هنوز میتواند برای شکل دادن به میراث سیاسی خود کاری در آن انجام دهد.
درست مانند روسای جمهور دیگر که در پایان دوره ریاستجمهوری خود برای ساختن میراثشان از آن استفاده میکنند، مانند جورج بوش پدر که در هفتههای پایانی دوره خود ۲۸ هزار نظامی آمریکایی را به سومالی اعزام کرد و تلاش بیل کلینتون برای برقراری صلح در خاورمیانه با پایان دادن به درگیریهای رژیم صهیونیستی و فلسطین، احیای روابط با کوبا در دوران باراک اوباما و تلاشهای دیپلماتیک دولت او برای دستیابی به توافقی هستهای با ایران.
روزنامه گاردین در گزارشی با این مقدمه نوشت: در این مدت اثرگذاری بر سیاست داخلی از طریق مصوبات کنگره به دلیل تضعیف موقعیت جمهوریخواهان در آستانه انتخابات میاندورهای و احتمال شکست آنها در برابر دموکراتها، تقریبا بهوقفه در میآید، اگرچه در عرصه جهانی، ماجرا فرق میکند. برخلاف بوش پدر، کلینتون و اوباما، اهدف سیاست خارجی ترامپ صلحآمیز نخواهد بود. دو سال اول ریاستجمهوری او فاجعهبار بوده است اما دو سال باقیمانده میتواند بدتر شود.
در حالی که ترامپ اخیرا احتمال ازسرگیری حملات متجاوزانه علیه ایران پس از انتخابات میاندورهای آمریکا را مطرح کرده است و دیپلماسی او برای صلح میان اوکراین و روسیه با اقداماتی مانند انتقادهای او از ولودیمیر زلنسکی، رئیسجمهور اوکراین و توافق خریداری سوخت دیزل از روسیه بحثبرانگیز شده است، نظم نوینی بر روابط بینالمللی سایه انداخته است؛ ولادیمیر پوتین، رئیسجمهور روسیه پیشنهاد دیداری سهجانبه با حضور ترامپ و شی جینپینگ، رئیسجمهور چین را مطرح کرده است که موضوع صلح در اوکراین نیز در آن مطرح خواهد شد.
اگر چنین دیدار بیسابقهای برگزار شود، پیامدهای فاجعهباری برای بقیه جهان خواهد داشت. این سه رهبر جهان آرزوی تغیر شیوه اداره جهان، بهویژه تقسیم آن به چند حوزه نفوذ را دارند. برگزاری یک نشست موجب تحقق یک ایده نمیشود اما ما را در مسیر بسیار خطرناکی قرار میدهد. در صورتی که یکی از نتایج این نشست خودداری آمریکا از کمک به کشورهایی باشد که با تهدید روسیه مواجهند، پیامدهای آن فراتر از اوکراین خواهد بود. در شرق آسیا نیز به زعم این روزنامه، برچیده شدن چتر امنیتی آمریکا مشکلات زیادی برای تایوان، کره جنوبی، ژاپن و استرالیا ایجاد خواهد کرد.
این یادداشت با اشاره به اینکه برگزاری این نشست میتواند منجر به تحقق چشمانداز «پایان غرب» شود که در دو سال ریاستجمهوری ترامپ مورد بحث قرار گرفته است، مطرح میکند: موضوع فقط کنترل سرزمینی نیست. هر سه دولت امکان افزایش روابط اقتصادی را میبینند. برای آمریکا و چین، مسائل بزرگتر، کنترل آینده زنجیرههای تامین اقتصادی و پلتفرمهای فناوری است، در حالی که منابع سوخت فسیلی روسیه نیز عاملی مهم به شمار میرود. هر سه، بازیگران کلیدی رقابت فضایی بعدی هم از نظر کنترل تجاری و هم نظامی هستند. اگر این سه کشور به زیان اروپا و بقیه جهان شروع به همکاری کنند، ماهیت ژئوپلیتیک را به شکل بنیادین تغییر خواهند داد. یک دهه پیش، بحث درباره جهان چندقطبی بر پایه این ایده بود که آمریکا، چین و اتحادیه اروپا سه بلوک قدرتمند هستند. اما اکنون بروکسل بهنوعی جای خود را به مسکو داده است.
غرب تا کنون تلاش کرده است با وجود تنشها به شکلی به راه خود ادامه دهد. ناتو هنوز به شکل رسمی وجود دارد، نشستهای گروه هفت و گروه جی۲۰ برگزار میشود و مقامات با اشار به حضور ترامپ در مجمع عمومی سازمان ملل و مشارکت دولت او در فعالیتهای روزمره این سازمان امید خود را حفظ کردهاند. مارک کارنی، نخستوزیر کانادا از «گسست» سخن گفته و هشدار داده است که نظم پسا جنگ سرد باز نمیگردد اما با وجود بحثهای تازه درباره دفاع مستقل اروپا، همچنان احساس غالب در غرب این است که همه منتظر پایان یافتن دولت ترامپ هستند.
در بخش پایانی این یادداشت با اشاره به اینکه نمونههای تاریخی نشان میدهد تلاش ترامپ برای میراثسازی در حوزه سیاست خارجی موفقیتآمیز نخواهد بود، مطرح شد: ترامپ ممکن است با شرکت کردن در این نشست که محل برگزاری آن شنژن چین در نظر گرفته شده، فقط به دنبال عکس یادگاری باشد و تضمینی وجود ندارد که این اتحاد سهگانه ناخوشایند به ویژگی دائمی ژئوپلیتیکی تبدیل شود. سیاست خارجی او پایگاه حامیانش(جنبش ماگا) را دچار شکاف کرده و محافظهکاران سنتی را مبهوت کرده است. روزنامه وال استریت ژورنال این نشست سهجانبه را «احتمالا بدترین ایده دوره دوم ترامپ» توصیف کرده است.
اگر این نشست برگزار شود، ترامپ در آن به عنوان رهبری ضعیف ظاهر خواهد شد، در حالی که به پوتین کمک میکند از انزوا بیرون بیاید و جایگاه شی به عنوان یک رهبر جهانی غیرقابل اغماض تقویت میشود. تصویر این سه رهبر در کنار هم تعریف عصری خواهد بود که نظم قانونمند بینالمللی از بین رفته و دورهای جدید و نامطمئن در حال شکلگیری است.
انتهای پیام