عبدالجبار کاکایی شامگاه یکشنبه سوم آبان در مراسم بزرگداشت مفاخر شعر و ادب فارسی از مولانا تا حافظ در دانشگاه ایلام، با اشاره به مفهوم اراده آگاه در جهانبینی انسان اظهار کرد: در ذهن عمومی جامعه، جهان دارای نظمی است که گویی پشت آن ارادهای آگاه قرار دارد؛ برداشتی که در سنتهای دینی با مفهوم خداوند پیوند میخورد. این نگاه در طول تاریخ در ادبیات نیز بازتاب یافته و رابطه انسان با خداوند بهتدریج در قالب عشق متقابل تصویر شده است.
وی خاطرنشان کرد: در ابتدا، برخی از فقها و پیروان علوم مدرسهای با مفهوم عشقورزی انسان به خدا مخالفت داشتند و بر این باور بودند که انسان باید بنده خداوند باشد. با این حال، مسئله محبت متقابل انسان و خدا در اندیشه دینی و آیات قرآن نیز مطرح شده و همین موضوع زمینه شکلگیری بخش مهمی از ادبیات عرفانی را فراهم کرده است.
این شاعر با بیان اینکه عشق از ظرفیت و توان انسان برای در اختیار گرفتن فراتر میرود، ادامه داد: انسان ممکن است در بسیاری از عرصههای زندگی به موفقیت برسد، اما عشق چیزی نیست که بتوان آن را در دام خود گرفتار کرد. به همین دلیل، در سیر اندیشه عرفانی، انسان از جایگاه صیاد به جایگاه صید تغییر موقعیت میدهد و در برابر عظمت عشق، از خودخواهی فاصله میگیرد.
کاکایی با اشاره به تأثیر عشق بر دگرگونی شخصیت انسان خاطرنشان کرد: وقتی انسان عاشق میشود، خستگی را کمتر احساس میکند، شجاعتر میشود و بخشی از صفات و رفتارهای او تغییر میکند. عشق نیرویی درونی است که میتواند قلعه منیت و خودخواهی را از درون ویران کند؛ کاری که گاهی از عوامل بیرونی ساخته نیست.
وی با اشاره به نگاه مولانا به عشق بیان کرد: در جهان فکری مولانا، عشق تجربهای است که انسان را از خودمحوری عبور میدهد و نگاه او را به جهان تغییر میدهد. انسان در چنین تجربهای، اراده شخصی خود را در برابر ارادهای برتر بازتعریف میکند و در مواجهه با دشواریهای زندگی، به درک دیگری از رنج و شکست میرسد.

تعهد حافظ به هنر و مولانا به اندیشه
کاکایی در پاسخ به پرسشی درباره اینکه چرا حافظ و مولانا بیشتر بهعنوان شاعران بزرگ شناخته میشوند تا اندیشمندانی صاحبنظر، گفت: اگر چنین برداشتی در میان عموم جامعه وجود داشته باشد، میتوان آن را ناشی از محدود بودن شناخت عمومی از پشتوانههای فکری آثار آنان دانست. کسانی که در ادبیات و عرفان پژوهش میکنند، از عمق اندیشههای این شاعران آگاهاند.
وی با اشاره به تفاوت بنیادین حافظ و مولانا یادآوری کرد: حافظ به بیان هنرمندانه اندیشهها متعهد است. او میکوشد مفاهیم و اندیشههای متعارف روزگار خود را به زیباترین شکل ممکن بیان کند و قدرت او در چیدمان واژهها و آفرینش هنری شعر آشکار میشود.
این پژوهشگر ادبی با اشاره به تنوع دیدگاهها در غزلهای حافظ ادامه داد: در شعر حافظ، گاه با دیدگاههایی درباره جبر و اختیار و گاه با اندیشههایی متفاوت یا حتی متعارض روبهرو میشویم. همین تنوع سبب شده است مخاطبان با گرایشهای فکری گوناگون بتوانند بخشی از ذهنیت خود را در شعر او پیدا کنند.
کاکایی با اشاره به دیدگاه دکتر محمدرضا شفیعی کدکنی درباره تعهد حافظ به هنر، تشریح کرد: حافظ در بیان هنری مفاهیم، توانایی ویژهای دارد و از میراث غنی ادبیات عرفانی پیش از خود بهره برده است. شاعران بزرگی همچون سعدی، مولانا، سلمان ساوجی و خواجوی کرمانی در شکلگیری این میراث نقش داشتهاند و حافظ توانسته است بسیاری از مضامین و حقایق پیشین را در قالبی هنرمندانه بازآفرینی کند.
وی در مقابل، مولانا را اندیشمندی دانست که تمرکز اصلی او بر تبیین مفاهیم عمیق عرفانی و وحدت وجود است و توضیح داد: مولانا اندیشههای خود را از طریق حکایتها، قصهها، تمثیلها و روایتهایی بیان میکند که برای مخاطب قابل درک باشد، اما در پس این روایتهای ساده، مفاهیم عمیق حکمی و عرفانی نهفته است.
جامعه امروز به حکمت سعدی نیاز دارد
این شاعر با اشاره به جایگاه سعدی در زندگی اجتماعی گفت: جامعه امروز به آموزههای سعدی برای بهتر زیستن در کنار یکدیگر نیاز دارد. سعدی در آثار خود به روابط انسانی، معاملات، اعتماد، جوانمردی و رفتار اجتماعی توجه ویژهای دارد و آموزههای او میتواند در کاهش تنشهای روزمره و تقویت روابط اجتماعی مؤثر باشد.
کاکایی با اشاره به حکایتی از سعدی درباره واکنش مردی به گاز گرفتن سگ تصریح کرد: پیام این حکایت آن است که حتی اگر کسی با ما بدرفتاری کند، نباید رفتاری مشابه او در پیش بگیریم. میتوان با دیگران مخالفت کرد، اما نباید به سطح رفتار نادرست آنان سقوط کرد.
وی با اشاره به حکایتهای سعدی درباره کسبوکار و اعتماد اجتماعی افزود: در زندگی روزمره، کلمات و رفتارهای انسانها میتوانند روابط را به آشوب بکشانند یا زمینه آرامش را فراهم کنند. اعتماد، جوانمردی و رعایت انصاف از جمله ارزشهایی هستند که در آثار سعدی برجسته شدهاند.
رندی حافظ و تجربه تاریخی ایرانیان
کاکایی با اشاره به جایگاه حافظ در فرهنگ ایرانی اظهار کرد: حافظ در روزگاری زندگی میکرد که فراز و فرودهای سیاسی و اجتماعی، سخن گفتن و زیستن را دشوار کرده بود. رندی در شعر او را میتوان در پیوند با تجربه تاریخی جامعهای فهمید که در مواجهه با قدرتهای مسلط، برای حفظ خود و کاهش آسیبها به خرد و تدبیر متوسل شده است.
وی افزود: در تاریخ ایران، تجربه مواجهه با قدرتهای برتر بارها نشان داده است که رویارویی مستقیم و بدون تدبیر، گاه پیامدهای ویرانگری به همراه دارد. از این منظر، رندی حافظ را میتوان یکی از بازتابهای تجربه تاریخی ایرانیان در مواجهه با قدرت و محدودیت دانست.
این شاعر همچنین با اشاره به گرایش نسل جوان به مولانا گفت: یکی از دلایل توجه دوباره به مولانا در روزگار ما، نیاز انسان به امید و معناست. کاهش اعتماد به برخی جلوههای دینداری اجتماعی، لزوماً نیاز انسان به معنویت و جهان غیب را از میان نمیبرد.
کاکایی با تأکید بر اینکه باور به جهان
ماوراءالطبیعه را نباید صرفاً به یک دستور دینی تقلیل داد، اظهار کرد: انسان برای ادامه زندگی به امید و معنایی فراتر از امور مادی نیاز دارد. ادبیات مولانا میتواند برای مخاطب امروز، بهویژه جوانان، زمینهای برای بازاندیشی درباره رنج، امید و انگیزه زندگی فراهم کند.
وی با اشاره به بازخوردهایی که از جوانان درباره شعر مولانا دریافت کرده است، افزود: برخی از مخاطبان گفتهاند که شنیدن اشعار مولانا انگیزه آنان را برای تحصیل، بهبود زندگی و پیگیری اهدافشان افزایش داده است.
عشق؛ تجربهای فراتر از دانستن
کاکایی در پاسخ به پرسشی درباره تفاوت نگاه حافظ و مولانا به عشق و اراده انسان، گفت: در شعر حافظ با بیان هنرمندانه اندیشههای متنوع و گاه متعارض روبهرو هستیم، اما مولانا در بسیاری از آثار خود میکوشد تجربه عشق را بهعنوان حقیقتی فراتر از دانستن نظری توضیح دهد.
وی با اشاره به یکی از غزلهای مولانا افزود: عشق آموختنی نیست، بلکه تجربهای است که باید آن را از سر گذراند. عقل و دانش نظری برای شناخت بسیاری از مسائل ضروریاند، اما نمیتوانند بهتنهایی همه ابعاد تجربه انسانی را توضیح دهند.
این پژوهشگر ادبی با اشاره به مسئله وجود شر و رنج در جهان و پرسش درباره نسبت آن با عدالت خداوند گفت: این پرسش ذهن بسیاری از انسانها را درگیر میکند. مولانا در آثار خود تلاش میکند با بهرهگیری از تمثیل و روایت، مخاطب را به تأمل درباره محدودیت شناخت انسان و نسبت او با جهان دعوت کند.
کاکایی برای توضیح این موضوع به فیلم «بروس قدرتمند» اشاره کرد و گفت: در این فیلم، شخصیتی که قدرت خداوند را در اختیار میگیرد، تلاش میکند خواستههای خود را محقق کند، اما درمییابد که برآورده کردن خواستههای فردی بدون در نظر گرفتن پیامدهای گسترده آنها میتواند به آسیبهای بزرگ منجر شود. این مثال نشان میدهد که انسان حتی با فرض برخورداری از قدرتی بسیار گسترده، نمیتواند همه ابعاد جهان و پیامدهای تصمیمهای خود را درک کند.
وی با اشاره به غزل مولانا با مطلع «عشق تو آورد قدح پر ز بلای دل من» اظهار کرد: مولانا در این غزل از تجربهای سخن میگوید که با رنج و دگرگونی همراه است و معرفت حاصل از آن، صرفاً دانشی نظری نیست. در این نگاه، عشق انسان را دگرگون میکند و او را به شناختی متفاوت از خود و جهان میرساند.
کاکایی با تأکید بر اینکه تجربه عرفانی را نمیتوان صرفاً با آموزش نظری منتقل کرد، گفت: ادبیات مولانا بارها به محدودیت زبان و عقل در بیان تجربه عشق اشاره میکند و مخاطب را به تجربه و دریافت شخصی فرامیخواند. در این مسیر، رنج، صبر، امید و عبور از خودخواهی از مؤلفههای مهم تحول انسان هستند.
وی با اشاره به نقش عشق در ایجاد شهامت و دگرگونی درونی انسان، ابراز امیدواری کرد که مخاطبان با بهرهگیری از آموزههای ادبیات عرفانی، زمینه شناخت عمیقتر خود و زندگی را فراهم کنند.
مراسم بزرگداشت مفاخر شعر و ادب فارسی از مولانا تا حافظ، با همت معاونت فرهنگی و اجتماعی دانشگاه ایلام در سالن آمفیتئاتر آیتالله حیدری برگزار شد. در این برنامه، علاوه بر سخنرانی عبدالجبار کاکایی، بخشهای متنوع فرهنگی و هنری، شعرخوانی و مسابقه نیز اجرا شد.
انتهای پیام