سمیه حقی در گفتگو با ایسنا افزود: تنهایی مزمن و از دست دادن پیوندهای خانوادگی، امنیت روانی افراد را به شدت متزلزل میکند.
وی افزود: خانواده، اولین پناهگاه فرد برای تخلیه فشارهای روانی و دریافت حمایت عاطفی محسوب می شود؛ وقتی این پناهگاه برای افراد از بین میرود، آنها در برابر ناملایمات روزمره بیدفاع میمانند.
حقی ادامه داد: نبود حمایت خانواده باعث میشود که فشارهای کوچک زندگی، در ذهن فرد به بحرانهای غیرقابلتحمل تبدیل شده و سطح اضطراب او بهصورت مداوم بالا بماند. در واقع، نداشتن یک تکیه گاه بدون قید و شرط، باعث میشود فرد دائماً احساس ناامنی نموده و قادر نباشد هیجانات خود را بهدرستی مدیریت کند؛ نتیجه این وضعیت، افزایش شدید افسردگی، احساس بیارزشی و اضطرابهای بیپایان است که سلامت روان عمومی را هدف قرار میدهد.
این دکترای جامعه شناسی اضافه کرد: گسست پیوندهای عاطفی عمیق، باعث میشود فرد برای پر کردن خلأ تنهایی، به دنبال راههای جایگزین باشد.
عضو هیئت علمی دانشگاه فرهنگیان خاطرنشان کرد: بسیاری از رفتارهای آسیبرسان مثل اعتیاد به مواد، اعتیاد به فضای مجازی، یا رفتارهای پرخطر، در واقع تلاشی ناخودآگاه برای فرار از درد عمیق انزوا و کسب لذتهای آنی برای تسکین این خلأ است. زیرا فرد احساس میکند «دیگری مهمی» او را نمیبیند یا برایش اهمیت قائل نیست، دلبستگیهای اجتماعیاش کاهش مییابد و بازداریهای درونیاش در برابر رفتارهای خودتخریبی ضعیف میشود.
وی در پایان افزود: در چنین شرایطی، فرد ممکن است به این نتیجه برسد که زندگی ارزشی ندارد و به همین دلیل است که فروپاشی خانواده، مستقیماً با افزایش رفتارهای پرخطر و بحرانهای سلامت عمومی ارتباطی مستقیم و نگرانکننده دارد.
انتهای پیام