دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵ | ۱۷:۲۷
بازدارندگی هسته‌ای فرانسه؛ مکمل امنیت اروپا یا جایگزین چتر آمریکا؟

بازدارندگی هسته‌ای فرانسه؛ مکمل امنیت اروپا یا جایگزین چتر آمریکا؟

فرانسه با گسترش بازدارندگی هسته‌ای و همکاری با ۱۰ کشور اروپایی، در پی تقویت امنیت قاره سبز در سایه تردیدها درباره تضمین‌های آمریکا است؛ طرحی که با حفظ کنترل انحصاری پاریس، هم فرصت‌های راهبردی و هم چالش‌های سیاسی ایجاد می‌کند.

به گزارش ایسنا، فرانسه با همکاری متحدان اروپایی، نقش خود را به‌عنوان یک قدرت هسته‌ای تقویت و گسترش می‌دهد تا بازدارندگی را در برابر تهدیدات راهبردی افزایش دهد و این اقدام در شرایطی صورت می‌گیرد که اعتماد اروپا به تضمین‌های امنیتی آمریکا متزلزل شده است.

روزنامه وال استریت ژورنال در گزارشی نوشت، طرحی که امانوئل ماکرون، رئیس‌جمهور فرانسه آن را «بازدارندگی رو به جلو» نامیده، استقرار جنگنده‌های رافال دارای قابلیت هسته‌ای فرانسه در سراسر اروپا و ایجاد زیرساخت‌ها، ارتباطات، سامانه‌های هشدار زودهنگام و پیوندهای اشتراک اطلاعات با این متحدان را در نظر دارد.

خاویر شاتل، مشاور امور راهبردی ماکرون در کنفرانس امنیتی ورشو گفت: «آنچه این طرح به همراه می‌آورد، یک پیچیدگی تازه برای طرف مقابل است. همچنین این پروژه گزینه‌های تازه‌ای برای گسترش نیروهای هسته‌ای فرانسه در صورت تشدید هسته‌ای به کشور می‌دهد.»

از زمان اعلام این طرح از سوی ماکرون در ماه مارس، ۱۰ کشور اروپایی از جمله انگلیس، آلمان، لهستان و کشورهای حوزه نوردیک با درجات مختلف مشارکت به این ابتکار فرانسوی پیوسته‌اند. مقامات اروپایی می‌گویند معماری تازه ارتباطات امن، هشدار زودهنگام و اشتراک اطلاعات می‌تواند در صورت ناکامی آمریکا در حفاظت از متحدان ناتو، به دفاع متعارف نیز کمک کند.

در همین رابطه، اسپن بارت آیده، وزیر خارجه نروژ می‌گوید: «اکنون زمانه تنش ژئوپلیتیکی بیشتری است و فرانسه این ظرفیت راهبردی را دارد. طرح فرانسه جایگزین هیچ‌چیز نمی‌شود؛ بلکه مکمل تضمین‌های هسته‌ای موجود که ذیل چتر هسته‌ای ایالات متحده فراهم شده‌اند، به شمار می‌آید.»

دکترین هسته‌ای فرانسه استفاده از سلاح هسته‌ای را زمانی پیش‌بینی می‌کند که «منافع حیاتی» این کشور در معرض خطر باشد. ماکرون در سخنرانی ماه مارس خود که سیاست جدید را اعلام کرد، تکرار کرد که این منافع حیاتی به مرزهای فرانسه محدود نمی‌شود و بُعدی اروپایی دارد: «آیا می‌توانیم بپذیریم که بقای نزدیکترین شرکای ما به خطر بیفتد، بدون آنکه بر منافع حیاتی ما اثر بگذارد؟»

رئیس جمهور فرانسه همچنین گفت، کشورش برای نخستین بار در چند دهه اخیر تولید دستگاه‌های هسته‌ای را از سر می‌گیرد و دیگر اندازه ذخایر خود را افشا نخواهد کرد.

پاریس جغرافیای دقیق «منافع حیاتی» خود را عمدا مبهم گذاشته و هرگز تضمین صریحی به متحدان ارائه نکرده است. اما کشورهایی که به باشگاه هسته‌ای خود دعوت کرده، سرنخ‌هایی به دست می‌دهند.

در حال حاضر، این ۱۰ کشور شامل انگلیس، آلمان، هلند، بلژیک، لهستان، یونان، فنلاند، نروژ، سوئد و دانمارک هستند. سه کشور بالتیک که بیشتر در معرض تهدید هستند، در این فهرست قرار ندارند و ایتالیا از پیوستن خودداری کرده است.

الکساندر استاب، رئیس‌جمهور فنلاند در این باره گفت: «ما هیچ برنامه‌ای برای استقرار سلاح هسته‌ای در خاک فنلاند در زمان صلح نداریم. اما برنامه‌هایی برای ایجاد یک دوراهی راهبردی برای طرف مقابل داریم. احساس کردیم برای امنیت‌مان مفید است که اطلاعات به دست آوریم و در این طرح مشارکت کنیم. نمی‌دانیم این ماجرا کجا پایان می‌یابد؛ احتمالا فرایندی ۱۰ تا ۱۵ ساله است.»

فرانسه زیر نظر شارل دوگل در دهه ۶۰ میلادی، نیروهای هسته‌ای کاملا مستقل و حاکمیتی خود را بیرون از ناتو توسعه داد. این کشور در گروه برنامه‌ریزی هسته‌ای ناتو که آمریکا، دیگر قدرت هسته‌ای اروپا یعنی انگلیس و سایر اعضای ائتلاف را گرد هم می‌آورد، مشارکت ندارد.

آمریکا برنامهٔ جداگانه اشتراک هسته‌ای با چند کشور اروپایی دارد که شامل استقرار سلاح‌های هسته‌ای تاکتیکی روی هواپیماهای متحدان است و هرگونه استفاده از آنها نیازمند اجازه دوگانه کشور متحد و واشنگتن است. بازدارندگی هسته‌ای انگلیس برخلاف فرانسه، به سکوهای ساخت آمریکا متکی است و تحت فرماندهی ناتو قرار دارد.

تردیدها درباره اینکه آمریکا آیا برای یک متحد خطر جنگ هسته‌ای را می‌پذیرد، تازه نیست. این تردیدها یکی از دلایل اصلی بود که دوگل که پس از پرسش از جان اف. کندی در سال ۱۹۶۱ درباره اینکه آیا حاضر است نیویورک را برای نجات پاریس فدا کند، پاسخی نگرفت، به دنبال بازدارندگی مستقل رفت. اما این تردیدها اکنون شدت گرفته‌اند، زیرا دونالد ترامپ به روسیه نزدیک شده، قراردادهای انرژی امضا کرده و بر اوکراین فشار آورده است.

مقامات فرانسوی استدلال می‌کنند بازدارندگی فرانسه معتبرتر است، زیرا امنیت متحدان اروپایی برای پاریس بسیار مستقیم‌تر از واشنگتن اهمیت دارد.

خاویر شاتل، مشاور ماکرون، در کنفرانس امنیتی ورشو گفت: «یک تفاوت میان فرانسه و آمریکا وجود دارد. ما همان جغرافیا را داریم، جزء لاینفک همان قاره هستیم و با همسایگانمان، در معنای گسترده، پیوستگی اقتصادی و اجتماعی داریم.»

اما این به معنای آن نیست که همسایگان فرانسه در تصمیم‌گیری مشارکت خواهند داشت. یک وزیر دولت در یکی از کشورهای اروپایی مشارکت‌کننده در این پروژه با تمسخر گفت: «فرانسوی‌ها به همان اندازه آمریکایی‌ها اجازه می‌دهند ما در بازدارندگی هسته‌ای‌شان مشارکت کنیم.»

به گزارش وال استریت ژورنال، حفظ کنترل کامل فرانسه بر نیروی هسته‌ای، بخشی از تلاشی سنجیده است تا راهبرد «بازدارندگی پیش‌دستانه» را در سراسر طیف سیاسی این کشور از جمله برای حزب راست افراطی «اجتماع ملی» به رهبری مارین لوپن قابل‌قبول سازد؛ کسی که بر اساس نظرسنجی‌ها، در رقابت‌های انتخاباتی ریاست‌جمهوری بهار آینده پیشتاز است.

حزب لوپن به‌طور ضمنی از ابتکار «بازدارندگی رو به جلو» حمایت کرده است. اما برخی تحلیلگران هشدار می‌دهند که ریاست‌جمهوری لوپن احتمالا جذابیت این طرح در اروپا را با توجه به روابط گرم گذشتهٔ او با پوتین و بدبینی کلی حزبش به تعهدات اروپایی تضعیف می‌کند.

«برونو ترتره» کارشناس سیاست هسته‌ای فرانسه و معاون بنیاد پژوهش‌های راهبردی پاریس در این باره گفت: «مشکل این است که رئیس‌جمهوری از حزب اجتماع ملی به معنای از دست رفتن اعتبار در هر دو شاخه هم بازدارندگی و هم اطمینان‌بخشی به متحدان خواهد بود.»

یک مقام ارشد نظامی اروپایی در یک کشور شریک نیز گفت اگر لوپن به قدرت برسد، قصد، تمرکز و دامنه مشارکت با فرانسه در پاریس و میان متحدان دوباره زیر ذره‌بین قرار خواهد گرفت.

«ویپین نارانگ» استاد امنیت هسته‌ای و علوم سیاسی در موسسه فناوری ماساچوست که در دولت بایدن مسئول سیاست هسته‌ای در پنتاگون بود، معتقد است: «احتمالا چنین رویکردی بهتر است اما این جایگزین بازدارندگی گسترده آمریکا نیست و نباید چنین تلقی شود. فرانسوی‌ها هم در این باره بسیار شفاف‌اند. اینکه چنین چیزی ضروری شده، مرا به‌عنوان یک مقام آمریکایی پیشین آزار می‌دهد. اما فرانسوی‌ها راه زیادی آمده‌اند.»

در حالی که آمریکا زرادخانه هسته‌ای راهبردی بسیار بزرگتری دارد، باور در پاریس و بسیاری از پایتخت‌های اروپایی این است که توانمندی‌های راهبردی آمریکا برای حفاظت از سرزمین آمریکا نگه داشته شده‌اند و چتر هسته‌ای واقعی برای اروپا در بهترین حالت فقط شامل بمب‌های برنامه اشتراک هسته‌ای ناتو است. آمریکا عمدا درباره نحوه پاسخ خود ابهام را حفظ می‌کند.

این بمب‌های هسته‌ای گرانشی B-۶۱ که در دهه۶۰ میلادی برای متوقف‌کردن لشکرهای زرهی شوروی طراحی شدند، در جنگ مدرن به‌طور فزاینده‌ای منسوخ شده‌اند و با توجه به پیشرفت پدافند هوایی، تهدید محدودی برای عمق خاک طرف مقابل به شمار می‌روند.

در مقابل، موشک‌های کروز هسته‌ای ASMP-A فرانسه متصل بر روی جنگنده‌های رافال، برای حمله به شهرهای اصلی طرف مقابل طراحی شده‌اند و احتمال بالایی برای رسیدن به اهداف خود دارند؛ موضوعی که به گفته مقامات نظامی و تحلیلگران، سطح کاملا متفاوتی از بازدارندگی ایجاد می‌کند.

نیکول گراژفسکین، کارشناس امور روسیه و مسائل هسته‌ای در دانشگاه «سیانس پو» پاریس، گفت: «مشخص نیست که آیا این موضوع برای روس‌ها متقاعدکننده باشد که فرانسوی‌ها، برای مثال به خاطر ورشو، خطر اقدام تلافی‌جویانه علیه پاریس را به جان بخرند یا خیر. اما روس‌ها قطعا به این مساله توجه دارند.»

گراژفسکی با بیان اینکه ماهیت دکترین هسته‌ای فرانسه و زرادخانه هسته‌ای این کشور، از جهاتی آن را برای روسیه تهدیدآمیزتر از «بازدارندگی گسترده» ناتو به رهبری ایالات متحده می‌کند، گفت: «بمب‌های B-۶۱ ابزاری برای انجام جنگ نیستند، بلکه بیشتر ابزاری برای اطمینان‌بخشی سیاسی محسوب می‌شوند. در مقابل، زرادخانه هسته‌ای فرانسه قادر است به خاک روسیه برسد.»

انتهای پیام

# جهان

آخرین اخبار جهان