به گزارش ایسنا، همزمان با بروز اختلافات میان بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر رژیم صهیونیستی و دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا پیرامون چگونگی مدیریت پیامدهای جنگ علیه ایران و افت مقبولیت ترامپ، رئیس جمهور آمریکا تلاش کرد بار ناکامیها را بر دوش شریک تلآویوی خود بیندازد و از امکان توافق سخن بگوید. نتانیاهو نیز بارها با لحنی طلبکارانه مدعی شد امنیت رژیم صهیونیستی تنها توسط خود آن تعیین میشود و تلآویو میتواند فارغ از کمکهای مالی واشنگتن، دست به اقدام بزند.
به نقل از سایت خبری العهد، اما با نزدیکشدن به بزنگاههای انتخاباتی و افزایش فشارهای داخلی بر هر دو چهره، بار دیگر منافع مشترک، آنان را کنار هم نشاند. اعلام حمایت علنی ترامپ از نتانیاهو بهعنوان «تنها گزینه قابل تعامل»، در حکم تنفس مصنوعی برای پیشبرد سیاستهای افراطی بود؛ حمایتی که نخستوزیر رژیم صهیونیستی آن را فرصتی برای تشدید تهدیدها، ادعای آمادگی جهت ضربه پیشدستانه به ایران و تقویت طرحهای نظامی مرزی علیه لبنان، سوریه، اردن، مصر و نوار غزه قرار داد.
دکترین دهگانه؛ ستونهای راهبردی امنیت تلآویو
آنچه نتانیاهو پیگیری میکند صرفاً تاکتیکی مقطعی نیست، بلکه چکیدهای از ایدئولوژی جدیدی است که مؤسسه مطالعات امنیت داخلی رژیم صهیونیستی آن را مدون کرده و تامیر هیمن، رئیس اسبق ضداطلاعات نظامی این رژیم (امان)، پرده از ابعاد آن برداشته است. این دکترین بر ۱۰ اصل کلیدی استوار است:
۱- برتری هویت یهودی بر دموکراسی و برابری: خط بطلان رسمی بر دههها ادعای دروغین دموکراتیک بودن رژیم، تثبیت ساختار آپارتایدی و تلاش برای یهودیسازی کامل کرانه باختری، غزه و اراضی ۱۹۴۸.
۲- صلح و عادیسازی در نقش ابزار موقت: توافقنامهها تنها سرپوشی تاکتیکیاند؛ امری که دلیل تداوم فشارها بر اردن و مصر و پیگیری توطئه کوچاندن اجباری فلسطینیان را فاش میکند.
۳- تضعیف، بیثباتسازی و فروپاشی کشورهای عربی: اجرای پروژه «اسرائیل بزرگِ بدون مرز» برای مقابله با واقعیت جمعیتی پیرامون.
۴- جنگ دائمی بهجای ثبات: استمرار بحران بهعنوان زیستبوم همیشگی رژیم.
۵- سیطره برونمرزی: انتقال درگیریها به خاک کشورهای همسایه و توجیه تجاوزگری زیر عنوان حق حمله در هر زمان و مکان.
۶- کاهش وابستگی به واشنگتن: تثبیت اختیارات عملیاتی یکجانبه بدون الزام به هماهنگی با متحدان غربی.
۷- اقتصاد نظامی و تسلیحاتی فناورپایه: استفاده از توان نظامی و فناوری سلاح بهمنزله اهرم چانهزنی و تجارتی که میلیاردها شِکِل سرمایهگذاری را برای رقابت تسلیحاتی هدف میگیرد.
۸- نفی مطلق تشکیل کشور مستقل فلسطین: اجماع احزاب حاکم و رقیب بر انکار حق فلسطینیان؛ جایی که چهرههایی چون آیزنکوت و لاپید نیز آشکارا بر این خطمشی صحه میگذارند.
۹- گسترش شهرکسازی نظامی: تبدیل شهرکها به پایگاههای نظامی پیشرو جهت تسلط میدانی مداوم.
۱۰- ترجیح حملات پیشدستانه بر دفاع: اولویت دادن به ضربه نخست بر اساس کوچکترین احتمال یا شک امنیتی.
رویای تخریب مقدسات و حذف هویت منطقه
این نگرش صرفاً به تحرکات نظامی خلاصه نمیشود؛ پشتوانه آن باورهای افراطی است که تخریب مقدسات اسلامی و مسیحی را دنبال میکند. اظهارات موشه فیگلین در نفی هرگونه شراکت در قدس و بیانات خاخامهای مؤسسه موسوم به «معهد الهیکل» مبنی بر لزوم زدودن مساجد، عمق خباثت این راهبرد را نشان میدهد؛ طرحی که در آن ملتها فاقد حق حیات تلقی میشوند و حتی تولد یک نوزاد فلسطینی، بهانه نسلکشی عنوان میگردد.
دام فریب و لزوم ابتکار عمل مشترک منطقهای
هرچند سقوط نتانیاهو خواست بسیاری از محافل است، اما ساختار این ایدئولوژی نشان میدهد جایگزینهای احتمالی نیز تفاوتی در بنیاد نفی حقوق فلسطینیان ندارند. نتانیاهو در محافل پشت پرده تمایل دولتهای عربی را به بازیچه میگیرد و با دمیدن در آتش اختلافها، طرحهای بلندمدت رژیم را پیاده میکند.
در شرایطی که اعتماد به تضمینهای پوشالی غرب متزلزل شده و ماشین تخریب رژیم صهیونیستی مرزها را درمینوردد، ضرورت توجه به صداهای عقلانی، توقف درگیریهای بیهوده درون جهان عرب و گفتوگوی فراگیر منطقهای با تهران بیش از همیشه رخ مینماید؛ راهکاری که بتواند پیش از گسترش غیرقابلمهار دایره آتش، سدی در برابر توطئه تمامیتخواهانه تلآویو ایجاد کند.
انتهای پیام