چهارشنبه ۶ آبان ۱۴۰۵ | ۱۴:۵۱
منبع: مطبوعات
ماجرای رسانه‌ای که بدون تصویر پیروز شد

ماجرای رسانه‌ای که بدون تصویر پیروز شد

عصر، حوالی ساعت ۶، اگر در واگن‌های خط‌های شلوغ متروی تهران بایستید و به چهره‌ها نگاه کنید، یک تصویر تکرارشونده خواهید دید: سرهایی که اندکی خم شده‌اند، چشم‌هایی خیره به نقطه‌ای نامعلوم و سیم‌ها یا هندزفری‌هایی که در گوش‌ها جا خوش کرده‌اند.

به گزارش ایسنا، رسانه آگاه با این مقدمه نوشت: این تصویر، استعاره‌ای تمام‌عیار از انسان امروز است؛ انسانی خسته از هجوم بی‌امان و فرساینده تصاویر متحرک، نورهای بیلبوردها و پیام‌های شبکه‌های اجتماعی که حالا تصمیم گرفته در میان همهمه روزمرگی، گوشه‌ای دنج برای خودش دست‌وپا کند. منظور ما از این سنگر نوساخته، «پادکست» است؛ رسانه‌ای که برخلاف پیش‌بینی‌ها، توانست در عصر سرعت و تصویر، حق کلمه و لحن را پس بگیرد.

در دهه‌های پایانی قرن بیستم، نظریه‌پردازان ارتباطات گمان می‌کردند سرنوشت محتوم رسانه‌ها، حل شدن در نور و رنگ صفحه نمایش است. اما در کمتر از دو دهه، ورق برگشت. جهان احساس کرد به واسطه تماشای مداوم، دچار فرسودگی شناختی شده است. در چنین وضعیتی، صدا دوباره معجزه کرد. پادکست نه ادعای پر زرق‌وبرق سینما را دارد و نه شتاب‌زدگی شبکه‌های تصویرمحور را؛ بلکه گفت‌وگویی است که از مجرای باریک هندزفری مستقیما به مرکز ادراک شنونده می‌رسد.

پناهگاهی در عصر خستگی چشم‌ها
آیرا گلس (Ira Glass)، برنامه‌ساز برجسته و خالق پادکست نامدار آمریکایی «این زندگی آمریکایی» (This American Life)، در توصیف راز این پیوند عمیق جمله‌ای تامل‌برانگیز دارد: «صدا شاید ساده‌ترین رسانه به نظر برسد، اما در واقع تصویری‌ترین آنهاست؛ چرا که در جهان صوت، تصویرها را کارگردان نمی‌سازد، بلکه این تخیل خود شنونده است که زیباترین و دست ‌اول‌ترین صحنه‌ها را خلق می‌کند.»
نیک کوا (Nick Quah)، منتقد نام‌آشنای نشریه والچر (Vulture) و بنیان‌گذار خبرنامه تحلیلی «هات پاد»، در مقاله‌ای تفصیلی نشان می‌دهد که پادکست در جهان مدرن، از یک قالب رسانه‌ای ساده به یک آیین روزمره تبدیل شده است؛ فضایی برای بازپس‌گیری زمان‌های مرده، مثل زمان ظرف شستن، دویدن یا در ترافیک ماندن. پادکست‌ها فرهنگ شنیدن را که قرن‌ها پیش با سنت نقالی و رادیو زنده بود، بازتعریف کرده‌اند.

نقشه سرزمینی صدا در ایران

جامعه ایران نیز از این موج جهانی برکنار نماند. برآوردهای پژوهشی رسانه‌ای نشان می‌دهد امروز دست‌کم هشت تا ۱۰ میلیون ایرانی به‌طور منظم یا متناوب به پادکست گوش می‌سپارند. اما جغرافیای زیست‌بوم پادکست در ایران ویژگی‌های منحصربه‌فردی دارد که آن را از مدل‌های غربی متمایز می‌کند.
نخستین نکته، آرایش پلتفرمی مخاطبان است. در حالی که در جهان، اپل پادکستس و اسپاتیفای بازیگران اصلی‌اند، در ایران اپلیکیشن کست‌باکس (Castbox) به دلایل فنی و دسترسی آسان، به شکلی غریب و نامتوازن، میزبان بیش از ۸۰ درصد از کل ترافیک شنوندگان فارسی است. در این میان، سکوهای بومی و داخلی نظیر «شنوتو» و «ناملیک» نیز سال‌هاست چراغ این فضا را روشن نگه داشته‌اند، اما به دلیل تمرکز عادات مصرف مخاطبان بر بسترهای شناخته شده، همچنان در حال تلاش برای به دست آوردن سهم عادلانه خود از این بازار به سرعت در حال رشد هستند؛ مسئله‌ای که لزوم تدبیر دقیق در زیرساخت‌های فناوری ارتباطات کشور را بیش از پیش نمایان می‌سازد.

در جست‌وجوی معنا؛ چه می‌شنویم؟

نگاهی به فهرست پرشنونده‌ترین پادکست‌های فارسی، آینه‌ای تمام‌نما از دغدغه‌های فکری و روانی طبقه متوسط جامعه ایرانی پیش چشم می‌گذارد. در صدر جدول، موضوعاتی چون «روان‌شناسی و خودیاری»، «تاریخ و تبارشناسی وقایع»، «روایت ادبی و خلاصه کتاب» و «فلسفه و توسعه فردی» قرار دارند.
مردم به صدا پناه برده‌اند تا برای اضطراب‌های پیچیده زمانه پاسخ بیابند، گذشته ملی و دینی خود را مرور کنند و داستان‌هایی فراتر از اخبار روزمره بشنوند. این میل عمومی، هم حامل یک بشارت فرهنگی است و هم هشداری برای اهل اندیشه. فرصت از آن جهت که گوش‌های جامعه تشنه محتوای تعمق‌برانگیز، غنی و خردورزانه است و هشدار به این دلیل که بخشی از پادکست‌های روان‌شناسی ترجمه‌ای و تجاری، بدون بومی‌سازی و سنجش مبانی معرفتی، در حال ترویج نوعی فردگرایی مفرط و شبه‌علمی هستند که با ارزش‌های بومی و همبستگی اجتماعی جامعه ایرانی سازگاری ندارد. در این میدان، خلأ تولیدات عمیق و استاندارد در حوزه‌های معارف دینی، روایت‌های پیشرفت و تاریخ‌نگاری منصفانه انقلاب اسلامی بیش از پیش به چشم می‌آید؛ حوزه‌هایی که اگر با همان ظرافت زیبایی‌شناختی و درام روایی مدرن بازگو شوند، مخاطبی میلیونی و مشتاق خواهند یافت.

اقتصادی که روی هوا بنا شده

با وجود محبوبیت خیره‌کننده، این خانه بر پایه‌های اقتصادی بسیار شکننده‌ای استوار است. گزارش‌های اقتصاد رسانه حکایت از آن دارد که بیش از ۹۰ درصد پادکست‌سازان ایرانی، بدون درآمد پایدار و فقط از سر علاقه فردی، تعهد مدنی یا دغدغه ترویج فرهنگ، تولید محتوا می‌کنند. مدل‌های درآمدی مانند کمک‌های مالی خرد یا به اصطلاح Donation یا جذب اسپانسرهای تجاری، تنها به چند عنوان معدود و انگشت‌شمار در بالای جدول اختصاص دارد.
این بی‌ثباتی مالی موجب شده است که پادکست در ایران پیوسته در آستانه فرسایش قرار گیرد. سازندگانی بااستعداد که در میانه راه، به دلیل دشواری‌های معیشتی و هزینه‌های ضبط استودیویی، از ادامه مسیر بازمی‌مانند. حل این معادله، به جای اتکا به سرمایه‌گذاری‌های هیجانی، نیازمند ورود هوشمندانه نهادهای حامی فرهنگ، ایجاد صندوق‌های حمایت از تولیدات صوتی فاخر و اتصال تولیدکنندگان مستقل به چرخه‌های معافیت و تسهیلات فرهنگی کشور است.

تنظیم‌گری در سایه‌روشن حاکمیت

پادکست‌ها از لحاظ فنی بر بستر آدرس‌های باز فید (RSS) متولد شده‌اند؛ ساختاری ذاتا غیرمتمرکز که امکان ممیزی‌های سنتی پیش از انتشار را منتفی می‌کند. این ذات فنی، سیاست‌گذاران فرهنگی کشور را در سال‌های اخیر بر سر یک دوراهی مهم قرار داده است: آیا باید پادکست را ذیل چارچوب‌های سخت‌گیرانه رسانه‌های تصویرمحور و پلتفرم‌های پخش فیلم سامان‌دهی کرد یا ماهیت گفت‌وگومحور و صوتی آن نیازمند الگویی نو از حکمرانی است؟
مرزهای تنظیم‌گری میان سازمان تنظیم مقررات رسانه‌های صوت و تصویر فراگیر (ساترا) و وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، همچنان نیازمند تدوین سازوکارهایی نرم، تشویقی و آینده‌نگرانه است. یک رویکرد بالغ در چارچوب حاکمیت فرهنگی جمهوری اسلامی، پادکست را نه تهدیدی بالقوه، بلکه بستری استثنایی برای «جهاد تبیین»، تقویت سرمایه اجتماعی، نشر زبان و ادبیات فارسی و مقابله با انحصار رسانه‌های بیگانه می‌داند. تنظیم‌گری کارآمد در این ساحت، نه بر پایه فیلترینگ و انقباض، بلکه بر مبنای ایجاد محیط‌های آزمون تنظیم‌گری (Regulatory Sandbox)، تدوین منشورهای اخلاق حرفه‌ای با مشارکت خود صنف و حمایت مادی و معنوی از صدای جریان اصیل و متعهد شکل می‌گیرد.

نجوایی که ماندگار می‌شود

پادکست در ایران از مرزهای یک پدیده نوظهور گذشت و به بخشی ماندگار از سپهر فرهنگی ما تبدیل شد. صدا، رسانه‌ای صمیمی، آرام و بی‌ادعاست که انسان‌ها را در ژرفای سکوت به تفکر وامی‌دارد. جامعه امروز ایران، بیش از هر چیز به شنیدن، فهمیدن و هم‌کلامی نیاز دارد و پادکست، امکانی شگفت‌انگیز برای تحقق همین پیوند است. آینده این سرزمین شنیداری، به تدبیر هوشمندانه در حفظ استقلال پلتفرم‌های ملی، تعمیق خردورزی در محتوا و احترام به نبض زنده کلماتی وابسته است که روزانه در گوش میلیون‌ها انسان طنین‌انداز می‌شوند.

انتهای پیام

# ایسنا+

آخرین اخبار ایسنا+