به گزارش خبرنگار ایسنا،آیین تجلیل از یک عمر فعالیت هنری محرم زینالزاده، بازیگر و کارگردان سینمای ایران، با حضور جمعی از اهالی فرهنگ و هنر عصر امروز ششم آبان در موزه سینما برگزار شد.
زینالزاده که تماشاگران ایرانی او را بیشتر با نقشآفرینی در فیلم «بایسیکل ران» به یاد دارند، متولد خوی در آذربایجان غربی و اکنون ۷۵ ساله است. از دیگر آثار شناختهشدهتر زینالزاده سریال تلویزیونی «آژانس دوستی» است که این هنرمند، کارگردانی برخی قسمتهای آن را بر عهده داشته است.
در مراسم تجلیل از این هنرمند، علی فتحاللهزاده خویی، مدیر عامل سابق تیم فوتبال استقلال به عنوان همشهری زینالزاده، با بیان خاطرهای از دوران جوانی و همکاری خود با این هنرمند در تئاتر، گفت که زینالزاده در نمایشی با عنوان «چشم در برابر چشم» از او خواسته بود دو ساعت بدون حرکت روی صحنه بایستد و این تجربه، سالها بعد برایش روشن کرد که زینالزاده بازیگرانش را بسیار حرفهای تربیت میکرده است.
وی با تأکید بر اینکه زینالزاده از جمله پیشکسوتانی است که بهحق خود نرسیده، گفت که این هنرمند هم به لحاظ اخلاقی و انسانی و هم از نظر نقشآفرینی در میان هنرمندان کشور کمنظیر است.
فتحاللهزاده با یادآوری دوران ۱۱ ساله مدیریت خود در جشنواره تئاتر کشور، خاطرهای از سفر به جشنواره آوینیون فرانسه و تماشای اجرای تعزیه توسط پیتر بروک، کارگردان مطرح تئاتر جهان، گفت: بروک که سه روز متوالی تعزیه ایرانی را تماشا کرده بود، از عمق تأثیرگذاری این هنر نمایشی بر خود ابراز شگفتی کرده بود.
وی با اشاره به اجرای شبانه نمایش «ماهابهاراتا» توسط زینالزاده که از ساعت شش عصر تا چهار بامداد ادامه داشت، تأکید کرد: چنین هنرمندانی در کشور کمیاباند و ابراز تأسف کرد که چنین پیشکسوتانی کمتر مورد توجه قرار میگیرند.
وی در پایان آرزوی طول عمر برای زینالزاده کرد تا تجربیات ارزشمند خود را به نسل جوان منتقل کند.
سید امیر موسوی امین، از شاگردان قدیمی محرم زینالزاده در شهر خوی، هم در آیین تجلیل از استاد خود، گفت: پس از ۴۶ سال از دوران شاگردی با دلی آکنده از مهر و سپاس در برابر استاد ایستاده و همچنان خاطره اجرای نمایشنامه «آنکه گفت آری، آنکه گفت نه» اثر برتولت برشت در سال ۱۳۵۸ در شهر خوی، با وجود کمبود امکانات آن روزگار، برایم زنده است؛ نمایشی که در آن نقش راوی را بر عهده داشتم.
وی با بیان اینکه تئاتر و سینما آینههایی در برابر زندگی و رازهای آدمیاند و این آموزه را از استاد خود فرا گرفته، تأکید کرد: ارزش هنرمند تنها در آثاری که میآفریند خلاصه نمیشود، بلکه در نوری است که در اندیشه و جان دیگران روشن میکند؛ نوری که گاه پس از سالها همچنان میتابد و الهام میبخشد.
موسوی امین ادامه داد: این بزرگداشت برایش تنها ارجگذاری به کارنامه هنری استاد نیست، بلکه سپاس از عمری است که در راه هنر و فرهنگ ایران سپری شده است.
وی همچنین با اشاره به زادروز زینالزاده که روز گذشته (پنجم آبان) بوده، برای او آرزوی تندرستی و سالهایی سرشار از آفرینش کرد و در پایان گفت افتخار میکند که روزگاری شاگرد چنین استادی بوده است.
ناصر شفق تهیه کننده و فعال ورزشی هم در آیین تجلیل از محرم زینالزاده، با بیان اینکه بیش از نیم قرن افتخار شاگردی او را داشته، گفت: استاد در مدرسه ملی بامداد خوی دبیر هنر دوره راهنمایی بود و پیش از انقلاب نیز بهعنوان کارشناس تئاتر و هنر در وزارت فرهنگ و هنر فعالیت میکرد.
وی با تأکید بر اینکه «استاد زینالزاده سمبل نوآوری، خلاقیت و معلمی خوب بوده»، او را «رشدیه هنر آموزش و پرورش» توصیف کرد و گفت: ایکاش وزارت آموزش و پرورش قدر چنین معلمی را میدانست.
شفق با اشاره به خاطرهای از دهه ۶۰ و همکاری استاد زینالزاده با حوزه هنری و سینماگرانی مانند محسن مخملباف، گفت: در آن زمان به مخملباف یادآوری کرده بود که همکاری با استاد زینالزاده لطفی نیست که سینماگران به او میکنند، بلکه لطفی است که او به آنها میکند؛ چرا که زینالزاده هنرمندی پر از ایده و کنش خلاقانه بود که هرگز نمیگفت کاری غیرممکن است، بلکه همواره به دنبال راهحل میگشت و بدون در نظر گرفتن دوستی یا غیر آن، نهایت کمک خود را به پروژهها و همکارانش انجام میداد.
وی در بخش پایانی سخنان خود با تأکید بر اینکه «استاد زینالزاده در عرصه سینما و تئاتر ایران «غریب و مظلوم» مانده است»، گفت که این سرنوشت تمام هنرمندانی است که بهواقع عاشق هنر هستند، چرا که طبیعت روزگار، گنجها را همواره پنهان نگه میدارد.
شفق استاد زینالزاده را «گنج پنهان تئاتر و سینمای ایران و بهویژه آذربایجان» خواند و با یاد هنرمندانی چون ساسان قهرمان و ابراهیم آبادی که پرچمدار هنر آذربایجان بودند، بهنمایندگی از شاگردان این استاد، دست او را بوسید و از او تشکر کرد.
محسن شایانفر، تهیهکننده سینما و تلویزیون، در آیین تجلیل از زینالزاده با اشاره به دوران پس از انقلاب گفت: در آن سالها بسیاری از جوانان بهصورت خودجوش احساس تکلیف میکردند تا در حوزههایی که مسلمانان در آن عقب بودند، از جمله نمایش، سینما و تئاتر، فعالیت کنند و افرادی مانند زینالزاده نیز از جمله کسانی بودند که در این مسیر «سوختند».
وی گفت: پیش از آشنایی مستقیم با زینالزاده، فعالیتها و زحمات او را نه از کتابها خوانده بودم و نه کسی برایم تعریف کرده بود، بلکه نام او را نخستینبار در جریان فعالیتش در منطقه ۱۶ و تالار فرح شنیده بودم.
شایانفر با بازگویی خاطرهای از سال ۱۳۶۰ یادآور شد: در آن زمان بهدلیل شایعه نامگذاری تالار فرح، این مجموعه عظیم در آستانه تخریب قرار گرفته بود که او و همکارانش با تشکیل ستادی برای جذب نوجوانان علاقهمند به تئاتر و سینما، مانع از این تخریب شدند و با همکاری اداره ارشاد، فیلمهایی را در آن تالار به نمایش گذاشتند.
وی در ادامه گفت: نام زینالزاده را برای نخستینبار در همان تالار و بعدها در سالهای ۶۳ و ۶۴ در ارتباط با فعالیت گروههایی که با حوزه هنری همکاری میکردند، شنیده بودم و حضور پررنگ او در این عرصه، بهویژه در آثار سینمایی که ساخته، زینالزاده را به چهرهای شناختهشده تبدیل کرده است.
وی همچنین به خاطرهای از یک دوره جشنواره اشاره کرد که در آن ابتدا نام زینالزاده در میان نامزدهای جایزه نبود، اما در نهایت جایزه بهترین شخصیت فرهنگی به او تعلق گرفت که این اتفاق باعث خوشحالی او شده بود.
شایانفر در پایان با اشاره به فعالیت ۱۸ ساله خود در یک گروه هنری بدون دریافت دستمزد یا پست رسمی، گفت: تنها دستاورد و افتخارش نزدیک کردن روابط و رفع سوءتفاهمها میان چهار تشکل صنفی فعال در این حوزه بوده و ابراز امیدواری کرد این بزرگداشت موج و انرژی تازهای برای فعالیتهای آینده زینالزاده ایجاد کند.
محرم زینالزاده هم در آغاز سخنان خود با لحنی طنزآمیز، گریزی به یکی از صحنههای سریال «بازی تاج و تخت» زد که در آن شخصیتی کوتاهقامت برای رسیدن به میکروفون روی چهارپایه میایستد و میگوید «هر چند قدم کوتاه است، اما همتم بلند است» گفت: نگران بود که قدش به میکروفون نرسد.
وی در ابتدای صحبتهایش بخشی از یک ترانه آذربایجانی را با مضمون عشق به ساز و هنر اجرا کرد و در ادامه آن را با داستان یک عاشق پیوند داد که برای رسیدن به معشوق باید سالها رنج سفر را تحمل کند و سازش را به «سوز» برساند.
زینالزاده این داستان را استعارهای از مسیر هنرمند دانست و گفت: ما در وادی هنر باید بسوزیم؛ من هم در وادی آموزش و پرورش مانند شمع سوختم، عمری سوختم اما روشنایی دادم.
وی با مروری بر مسیر زندگی خود ، گفت: در شهر زادگاهم خوی، وقتی احساس کردم خودم را تکرار میکنم، به تهران مهاجرت کرد.
وی افزود: در تهران ابتدا در کانون فرهنگی منطقه ۱۶ مسئول هنری شدم، سپس مسئول تئاتر کشور و معاونت پرورشی وزارتخانه را بر عهده گرفتم و در دوره مدیریت سید احمد زرهانی، همراه با تیمش، نگاه به نمایشنامهنویسی در تمام استانهای کشور را با رویکردی تازه دگرگون کردیم و مسئولان هنری استانها را با فراخوان و معیارهایی مانند آگاهی، دانایی و خلاقیت گزینش کردیم.
وی با اشاره به دوران فعالیتش در جشنوارههای تئاتر گفت: در آن سالها تمامی نمایشهای استانها ضبط و از شبکه پخش میشد و این دوره برای نسلی که آن زمان در مقطع راهنمایی تحصیل میکردند، افتخاری بزرگ بود.
نسلی که به گفته او امروز بسیاری از آنها کارشناس، بازیگر یا کارگردان شدهاند.
زینالزاده در بخش دیگری از سخنانش به دوران قرنطینه کرونا اشاره کرد و گفت در آن دوره، بهجای ماندن بیهدف در خانه، برای خود برنامهریزی کردم تا بهترین آثار جشنوارههای جهانی مانند کن، اسکار و ونیز را ببیینم.
وی با بیان اینکه از سال ۱۳۷۴ و به دلیل بیعدالتیهایی که در آن سالها شاهد بود، با سینمای ایران قهر کرده، گفت : در آن دوران بسیاری از بازیگران کیش و مات شدند و از صحنه رانده شدند و من نیز از سینمای ایران بیگانه و جدا شدم و دیگر آثار آن را دنبال نکردم، هرچند با سینمای جهان همچنان ارتباط دارم.
وی در ادامه با اشاره به فیلم «اودیسه» ساخته کریستوفر نولان که بهتازگی دیده، آن را اثری برجسته دانست که با وجود کاستیهایی، با اقتباس از حماسه هومر به زیبایی ساخته شده است.
زینالزاده با توصیف صحنهای از این فیلم که در آن اودیسه پس از بازگشت ناشناس به خانه، تنها کسی است که میتواند زه کمانش را بکشد، خود را با این شخصیت مقایسه کرد و گفت: من اودیسه نیستم؛ من محرم زینال زاده هستم با نام مستعار احمد زینالزاده.
وی با قدردانی از حضور دوستان و همشهریان خود از جمله اسرافیل علمدار و محمدعلی سعیدی دو بازیگری که کاپ طلایی جشنواره فیلمهای کوتاه دانشجویان کشور را گرفتهاند گفت: در طول زندگی هنریام با رنجها بزرگ شدم و عشق را گمشده اصلی انسان میدانم؛ عشقی که باید انسان را به آگاهی، رویا و شجاعت برساند.
زینالزاده با اشاره به ضرورت کار جمعی در سینما و تئاتر گفت: باید با سادهترین امکانات، دست یکدیگر را در تولید و ساخت آثار هنری بگیریم، همانگونه که کریستوفر نولان فیلم «تعقیب» را با کمترین بودجه و با کمک اعضای خانوادهاش ساخت.
وی در ادامه با اشاره به شیوه متفاوت کارگردانانی چون ریدلی اسکات در دو فیلم «گلادیاتور» یا جیمز کامرون در «تایتانیک»، بر اهمیت خلاقیت فراتر از بودجه تأکید کرد.
وی با بیانی فلسفی درباره فانی بودن زندگی گفت هرگز به اطمینان از زنده بودن در فردا باور ندارم و این موضوع را به بسته و باز شدن پلک در خواب تشبیه می کنم.
زینالزاده با اشاره به خاطره یکی از دوستان دوران نوجوانیاش که در وصیتنامه خود خواسته بود پیکرش پس از مرگ به حیوانات بیابان داده شود، از دردهایی گفت که در طول عمر خود در سینمای ایران با آنها بزرگ شده است؛ از جمله دورانی که بهعنوان دستیار، هشت فیلم سینمایی را در دو سال ساخته بودند، آن هم با عشق و شور فراوان و بیخوابیهای مکرر.
وی در پایان با اشاره به داستان شمس تبریزی و مولانا گفت همانگونه که عشق شمس، ملا محمدِ رومی را به مولانا تبدیل کرد، هنرمندان نیز باید به «ذوق حال» برسند، نه به داوری و دادگاه.
زینالزاده با ابراز نگرانی از ضعف کار گروهی در میان اهل فرهنگ، از بزرگان هنر خواست در این مسیر یاریاش کنند و از تمامی حاضران تشکر کرد و گفت:"با عشق زندگی کردم و امیدوارم با عشق هم بمیرم".
مراسم با رونمایی از کتاب زینال زاده با عنوان «عاشیق واله» و برش کیک به مناسبت تولد او به پایان رسید.
انتهای پیام