قهرمانانی که در آوردگاه جهانی برای ایران و ایذه افتخار آفریدند، سزاوار مراسمی در شأن نام و جایگاهشان بودند؛ نه استقبالی کمرمق در یک پارک، بدون برنامهای درخور، بدون تشریفات شایسته و با بنری کوچک و چروکیده که بیش از آنکه نشانی از تکریم قهرمانان باشد، به تلاشی برای رفع تکلیف شباهت داشت.
این سوال مطرح میشود چرا برای استقبال از این افتخارآفرینان (احمدی و احمدیوفا)، برنامهای در سالن ورزشی تدارک دیده نشد؟ چرا شور و شکوهی که باید در استقبال از قهرمانان جهانی موج بزند، جای خود را به مراسمی بیرمق و کمجمعیت داده است؟ آیا شأن ملیپوشان این شهر، استقبال در گوشه یک پارک و زیر سایه بنری یکونیممتری است؟
جامعه ورزش این شهرستان با گلهمندی از این مراسم عنوان کردند اگر اداره ورزش ایذه توان یا امکانات برگزاری مراسمی درخور را ندارد، دستکم میتواند از برگزاری برنامههای نمایشی و بیبرنامهای که شأن قهرمانان را پایین میآورد، پرهیز کند؛ گاهی برگزار نکردن یک مراسم، آبرومندانهتر از برگزاری مراسمی است که حاصل آن، دلسردی خانواده کشتی و جامعه ورزش باشد.
اما پرسش اصلی فراتر از یک بنر و یک مراسم است؛ چرا استقبالهای اخیر از قهرمانان کشتی فرنگی چنین کمرمق شده و چرا اشتیاق مردم برای حضور و حمایت از ورزش شهر کاهش یافته است؟ آیا نمیتوان بخشی از این بیرغبتی را در ضعف برنامهریزی، عملکرد مدیریتی و فاصله گرفتن مسئولان از انتظارات جامعه ورزش جستوجو کرد؟
پایتخت کشتی فرنگی ایران، با این همه قهرمان ملی و جهانی، شایسته روزهایی بهتر از این است. قهرمانان ما برای اهتزاز پرچم ایران جنگیدهاند؛ سزاوار نیست سهمشان از بازگشت به خانه، استقبالی سرد و برنامهای در حد رفع مسئولیت باشد.
قهرمانان ایذه تشریفات نمیخواهند؛ احترام، تدبیر و مدیریتی در شأن افتخاراتشان میخواهند.
انتهای پیام