شنبه ۹ آبان ۱۴۰۵ | ۱۶:۳۲
خوابِ خوبِ دیو

خوابِ خوبِ دیو

رمان نوجوان «خوابِ خوبِ دیو» نوشته کرم‌­اله سلیمانی منتشر شد.

به گزارش ایسنا، در معرفی این کتاب که در نشر «آماره» منتشر شده است، می‌خوانیم: «خوابِ خوبِ دیو» روایت نوجوانی‌ ا­ست که در محله‌­ای فقیر و غیر برخوردار از امکانات زندگی می‌­کند. نوجوانی که در فضایی مبهم، وهم‌­آلود، زشت و دردمند، نظاره‌گر شکست و مرگ و ناامیدی آدم­‌هاست.

این رمان که روایتی غیرخطی دارد، سرشار از نماد و نشانه و رمز با زبانی غیرسرراست و شاعرانه است.

افراد و مکان‌­های توصیف شده­‌اش همه کارکردی نمادین دارند، همه گم­گشته در زمان و مکان­ هستند.

به­‌گفته­ نویسنده­ کتاب، مضامین فصل­‌های رمان به حوادثی برمی­‌گردد که پس از انقلاب ۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. فقر، بیکاری، حوادث پس از انقلاب، جنگ و تبعات آن، پوست انداختن افراد فرصت‌طلب، عدم آزادی­‌های فردی، از جمله مضامینی‌ا­ست که در کتاب به شکل­‌های متفاوت آمده است.

راوی نوجوان رمان «خوابِ خوبِ دیو» که در فرهنگ بومی نویسنده «لیوه» ساده­‌لوح و ندانم­‌کار خوانده می‌­شود، همه ­چیز را در ذهنش سمت و سو می­‌دهد تا جایی­‌که می­‌خواهد جهانِ پیرامونش را ویران و متلاشی کند، حتی می­‌خواهد برود جایی دیگر بنایشان کند... اگر بخواهیم با گم­گشتگی که در زمان و مکان رمان وجود دارد، به تعبیر رفتارهای نوجوان بپردازیم، گویا پیش از آغاز رمان، در زمانی دورتر و خاطره­وار، ویرانی اتفاق افتاده است.

زندگی، عشق، مرگ _ که راوی به شکلی نامتعارف و عجیب به سراغ­شان می‌­رود _ از دیگر مضامین رمان است.

رمان «خوابِ خوبِ دیو»، با بیان دیالوگی از طرف دوست راوی که قصد خداحافظی دارد، شروع می‌شود؛ دیگه بهت نمی­گم اگه دوست داشتی بیا... دوست راوی به مقصد نمی‌­رسد و راوی هیچ ­وقت سراغش را نمی‌­گیرد، تا روزی‌­که در ذهنش مرگ سراغش می‌­آید و به ­گفته­ خودش ذره­‌ای تاریک می‌شود. «شده بودم یک جفت چشم که چسبیده بود به حجمی از تاریکی. از میان تاریکی به اطراف نگاه کردم و یک ذره­ تاریک با دو چشم دیدم که به شکل زیبایی راه می‌­رفت.

و ذره‌­های بی‌شماری از تاریکی با جفت چشم‌­ها.

من نیز یک ذره شده بودم.»

تجربه­ شکاف در زبان و در دل زبان رسیدن به دلهره­ وجودی و رنجِ انسان فرودست از شاخصه‌­های این رمان است.

خوابِ خوبِ دیو

 انتهای پیام 

# فرهنگی و هنری

آخرین اخبار فرهنگی و هنری