به گزارش ایسنا، در معرفی این کتاب که در نشر «آماره» منتشر شده است، میخوانیم: «خوابِ خوبِ دیو» روایت نوجوانی است که در محلهای فقیر و غیر برخوردار از امکانات زندگی میکند. نوجوانی که در فضایی مبهم، وهمآلود، زشت و دردمند، نظارهگر شکست و مرگ و ناامیدی آدمهاست.
این رمان که روایتی غیرخطی دارد، سرشار از نماد و نشانه و رمز با زبانی غیرسرراست و شاعرانه است.
افراد و مکانهای توصیف شدهاش همه کارکردی نمادین دارند، همه گمگشته در زمان و مکان هستند.
بهگفته نویسنده کتاب، مضامین فصلهای رمان به حوادثی برمیگردد که پس از انقلاب ۱۳۵۷ اتفاق افتاده است. فقر، بیکاری، حوادث پس از انقلاب، جنگ و تبعات آن، پوست انداختن افراد فرصتطلب، عدم آزادیهای فردی، از جمله مضامینیاست که در کتاب به شکلهای متفاوت آمده است.
راوی نوجوان رمان «خوابِ خوبِ دیو» که در فرهنگ بومی نویسنده «لیوه» سادهلوح و ندانمکار خوانده میشود، همه چیز را در ذهنش سمت و سو میدهد تا جاییکه میخواهد جهانِ پیرامونش را ویران و متلاشی کند، حتی میخواهد برود جایی دیگر بنایشان کند... اگر بخواهیم با گمگشتگی که در زمان و مکان رمان وجود دارد، به تعبیر رفتارهای نوجوان بپردازیم، گویا پیش از آغاز رمان، در زمانی دورتر و خاطرهوار، ویرانی اتفاق افتاده است.
زندگی، عشق، مرگ _ که راوی به شکلی نامتعارف و عجیب به سراغشان میرود _ از دیگر مضامین رمان است.
رمان «خوابِ خوبِ دیو»، با بیان دیالوگی از طرف دوست راوی که قصد خداحافظی دارد، شروع میشود؛ دیگه بهت نمیگم اگه دوست داشتی بیا... دوست راوی به مقصد نمیرسد و راوی هیچ وقت سراغش را نمیگیرد، تا روزیکه در ذهنش مرگ سراغش میآید و به گفته خودش ذرهای تاریک میشود. «شده بودم یک جفت چشم که چسبیده بود به حجمی از تاریکی. از میان تاریکی به اطراف نگاه کردم و یک ذره تاریک با دو چشم دیدم که به شکل زیبایی راه میرفت.
و ذرههای بیشماری از تاریکی با جفت چشمها.
من نیز یک ذره شده بودم.»
تجربه شکاف در زبان و در دل زبان رسیدن به دلهره وجودی و رنجِ انسان فرودست از شاخصههای این رمان است.

انتهای پیام