این نشست با همت دبیرخانه دومین دوره جایزه جهانی شهید صدر و با همکاری پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی برگزار شد و طی آن، ظرفیتهای علمی، پژوهشی، نظری و اجرایی حوزههای علمیه برای حضور و اثرگذاری در عرصه بینالمللی، راهکارهای معرفی اندیشه سیاسی اسلام و ضرورت پیوند میان تولید علم و نیازهای جهانی مورد بررسی قرار گرفت.
شناسایی و معرفی ظرفیتهای علمی حوزه در عرصه بینالملل
حجتالاسلام والمسلمین نجف لکزایی رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، با اشاره به اهداف تشکیل کمیته علوم سیاسی، مدیریت و حکمرانی در جایزه جهانی شهید صدر اظهار کرد: در ذیل این جایزه ۱۰ کمیته علمی تشکیل شده است که هر یک موضوعات، نوآوریها و ایدههای علمی قابل طرح در عرصه بینالملل را در حوزه تخصصی خود بررسی و آثار برجسته را برای ورود به مرحله نهایی جایزه معرفی میکنند.
وی افزود: کمیته علوم سیاسی، مدیریت و حکمرانی یکی از این کمیتههاست. در این نشست به دنبال شناسایی ظرفیتهای قابل ارائه حوزه علمیه در عرصه بینالمللی و آشنایی با توانمندی مراکز حوزوی در زمینه علوم سیاسی، روابط بینالملل، مطالعات منطقهای، حکمرانی و مدیریت هستیم.
رئیس پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با تأکید بر ضرورت معرفی ایدههای علمی استادان بیان کرد: انتظار میرود مدیران، رؤسای گروههای علمی، اندیشکدهها، دانشکدهها و پژوهشکدههای فعال در این حوزه، دستکم یک ایده علمی از سوی هر یک از اعضای هیئت علمی مجموعه خود برای عرضه در عرصه بینالملل معرفی کنند.
وی ادامه داد: این معرفی باید همراه با مشخصات استاد، عنوان ایده و آثار علمی منتشرشده مرتبط با آن، از جمله مقالات و کتابها و همچنین لینک یا نشانی دسترسی به این آثار باشد تا پس از بررسی، ظرفیتهای موجود برای معرفی به سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی و سایر نهادهای فعال در عرصه بینالملل شناسایی شود. از این ظرفیتها میتوان برای حضور استادان در کنگرهها و همایشهای بینالمللی و معرفی آثار آنان در مجلات علمی بینالمللی و سایر رویدادهای مرتبط نیز استفاده کرد.
وی با اشاره به جایگاه انقلاب اسلامی در عرصه جهانی اظهار کرد: انقلاب اسلامی ایران حتی از سوی دشمنان نیز بهعنوان انقلابی تمدنی مورد توجه قرار گرفته است؛ انقلابی که مسیر جدیدی را پیش روی بشر امروز گشوده و لازم است این مسیر از ابعاد مختلف برای علاقهمندان در سراسر جهان تبیین و در دسترس جهانیان قرار گیرد. این رسالت باید از منظر علوم سیاسی، روابط بینالملل، مطالعات منطقهای، حکمرانی و شاخههای مختلف آن و همچنین مدیریت دنبال شود.
ضرورت فعالسازی ظرفیتهای علمی، فرهنگی و ارتباطی حوزه
حجتالاسلام والمسلمین سیدکاظم سیدباقری مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی و رئیس انجمن مطالعات سیاسی حوزههای علمیه، با اشاره به ظرفیتهای انجمن مطالعات سیاسی حوزه اظهار کرد: این انجمن ظرفیت ارزشمندی برای مراکز علمی و پژوهشی فعال در قلمرو سیاست و اندیشه سیاسی اسلام است؛ زیرا اندیشمندان و دغدغهمندان این حوزه را گرد هم آورده و زمینه همکاری و فعالیت مشترک آنان را فراهم کرده است.
وی توان علمی و معرفتی را از مهمترین ظرفیتهای فعالیت بینالمللی مراکز حوزوی دانست و افزود: دنیای معاصر با پرسشها و دشواریهای متعددی در عرصههای مختلف، از جمله مباحث تمدنی، مواجه است و مراکزی همچون انجمن مطالعات سیاسی حوزه میتوانند در پاسخگویی به این پرسشها و عرضه اندیشه سیاسی اسلام نقشآفرینی کنند. این مراکز همچنین ظرفیت تربیت عالمان و پژوهشگران توانمند برای حضور در ارتباطات علمی بینالمللی را دارند.
سیدباقری ظرفیت فرهنگی و تبلیغی را از دیگر توانمندیهای این مجموعهها برشمرد و بیان کرد: مراکز مختلف فعال در انجمن مطالعات سیاسی، هر یک از توانمندیهای خاصی برخوردار هستند که باید ساماندهی و متناسب با زبانها و فرهنگهای جوامع گوناگون عرضه شوند. شناسایی این ظرفیتها و تربیت و معرفی زباندانان و مبلغان توانمند میتواند در مقابله با تبلیغات مسموم دشمن در زمینه اسلامهراسی و تحریف معارف اسلامی، اندیشه شیعی و گفتمان انقلاب اسلامی مؤثر باشد.
مدیر گروه سیاست پژوهشگاه فرهنگ و اندیشه اسلامی با اشاره به ظرفیت اجتماعی و ارتباطی انجمن مطالعات سیاسی حوزه اظهار کرد: ایجاد شبکه ارتباطی میان اندیشمندان و تشکلهای مرتبط با اندیشه سیاسی، زمینه تعاملات علمی گستردهتر را فراهم میکند. در همین زمینه، نشستهای مناسبی با نمایندگان اقلیتهای دینی برگزار شده است تا زمینه گفتوگوی علمی با آنان فراهم شود.
وی ظرفیت سیاسی و دیپلماتیک را از دیگر زمینههای فعالیت بینالمللی دانست و گفت: باید زمینه گفتوگو با نهادها و مراکز همسو، رهبران و انجمنهای سیاسی در جهان اسلام و حتی فراتر از آن فراهم شود. همچنین برقراری ارتباط پایدار با مراکز حوزوی و دانشگاهی و بهرهگیری از شبکه دانشآموختگان در دانشگاههای مطرح جهان اسلام، از جمله دانشگاههای مدینه، قاهره و زیتونیه، میتواند در این مسیر مورد توجه قرار گیرد.
سیدباقری همگرایی مسلمانان، مقابله با نظام سلطه، استعمار و وابستگی، دفاع از استقلال ملتها و حمایت از مظلومان را از موضوعات مهم قابل طرح در عرصه بینالمللی برشمرد و افزود: گفتوگوی بینالمللی و همزیستی دینی نیز باید مورد توجه قرار گیرد تا علاوه بر تعاملات درون جهان اسلام، زمینه گفتوگو با ادیان و مذاهب دیگر و شکلگیری تعاملات تمدنی فراهم شود.
رئیس انجمن مطالعات سیاسی حوزههای علمیه با تأکید بر ضرورت باور به توانمندیهای بینالمللی مراکز حوزوی اظهار کرد: نیروی انسانی برجسته، اعتبار حوزوی و دانشگاهی و آشنایی با زبان علمی و آکادمیک بینالمللی از ظرفیتهای بالقوه حوزه است که باید فعال شود. فعالیتهای علمی موجود، از جمله تلاش استادان در فصلنامه «سیاست متعالیه» نیز میتواند در معرفی توانمندیهای پژوهشی حوزه نقش داشته باشد. باید این ظرفیتها را در عرصههای آموزش، معرفت، فرهنگ، ارتباطات و مدیریت فعال کنیم؛ چراکه تاکنون نتوانستهایم گفتمان اندیشه سیاسی اسلام، انقلاب اسلامی و تفکر رهبران انقلاب را آنگونه که شایسته است در عرصه بینالمللی معرفی کنیم.
بینالمللیسازی علم؛ عبور از حضور به اثرگذاری
حجتالاسلام والمسلمین حامد رفعتی دبیر جایزه جهانی شهید صدر، با تأکید بر ضرورت ایجاد ارتباط میان توان علمی حوزه و نیازهای محیط بینالملل اظهار کرد: مسئله اصلی این است که چگونه میتوان میان توان علمی موجود در حوزه و نیازهای عرصه بینالملل حلقه اتصال ایجاد کرد و زمینه شکلگیری همکاریهای پایدار را فراهم آورد.
وی با اشاره به تفاوت حضور در عرصه بینالملل و اثرگذاری در این عرصه بیان کرد: ترجمه یک اثر، سفر علمی، ارائه سخنرانی در خارج از کشور یا حضور مخاطبان و مهمانان خارجی در یک کنفرانس، از مصادیق حضور بینالمللی هستند، اما حضور در عرصه بینالملل لزوماً به معنای اثرگذاری نیست. آنچه در جایزه جهانی شهید صدر دنبال میشود، عبور از مرحله حضور و ورود به عرصه اثرگذاری علمی است؛ موضوعی که بهویژه در حوزه علوم سیاسی و حکمرانی اسلامی اهمیت دارد و مستلزم شکلگیری ادبیات مشترک میان تولیدکنندگان علم و مخاطبان بینالمللی است.
رفعتی سه سطح را برای اثرگذاری علمی در عرصه بینالملل مورد توجه قرار داد و گفت: نخست باید در فهم مسائل و چگونگی صورتبندی آنها سهم داشته باشیم و بررسی کنیم که ما مسائل را چگونه میفهمیم و دیگران چگونه اندیشه و دیدگاه ما را درک میکنند. برای نمونه، در حوزه علوم سیاسی میتوان به موضوع مشروعیت پرداخت و از ظرفیتهای میانرشتهای همچون ارتباط علوم سیاسی با اخلاق، فقه و اصول و اقتصاد برای بررسی موضوعاتی مانند اخلاق حکمرانی، حقوق و تکالیف و اقتصاد حکمرانی اسلامی بهره گرفت. همچنین باید بررسی شود که موضوعاتی همچون ولایت فقیه تا چه اندازه در فضای علمی بینالمللی شناخته و فهمیده شدهاند.
دبیر جایزه جهانی شهید صدر دومین سطح اثرگذاری را افقگشایی علمی دانست و افزود: پس از شناخته شدن مسئله و دیدگاه ما، باید بتوانیم در حوزههای آموزشی و پژوهشی افقهای تازهای بگشاییم و در مرحله بعد به شکلگیری نظریههایی برسیم که قابلیت طرح و پذیرش در عرصه علمی بینالمللی داشته باشند.
وی با تأکید بر اینکه ظرفیت علمی حوزه محل تردید نیست، اظهار کرد: مسئله اصلی تبدیل این ظرفیتها به مشارکت علمی معتبر و همکاری پایدار است. در بسیاری از موارد، گروهها و شخصیتهای علمی خارجی به کشور دعوت میشوند یا هیئتهای علمی از کشورهای دیگر حضور پیدا میکنند، اما این ارتباطات به پروژههای مشترک و همکاریهای ماندگار منتهی نمیشود.
رفعتی یکی از ضرورتهای بازنگری در فعالیتهای بینالمللی حوزه را عبور از فعالیتهای صرفاً تبلیغی و معرفی یکطرفه دانست و بیان کرد: در بسیاری از تعاملات بینالمللی تلاش کردهایم داشتههای خود را معرفی کنیم، اما کمتر به شنیدن دیدگاههای طرف مقابل و آمادگی برای نقد شدن توجه داشتهایم. بر اساس ارزیابیهای مطرحشده در انجمنهای علمی حوزه، یکی از دلایل ارائهنشدن نظریههای استادان، نگرانی از نقد شدن است؛ در حالی که حضور مؤثر در فضای بینالمللی مستلزم آمادگی برای شنیدن نقدها و مواجهه علمی با دیدگاههای دیگران است.
وی بیتوجهی به اولویتهای مخاطبان بینالمللی را دومین آسیب این مسیر برشمرد و افزود: مخاطب بینالمللی میخواهد بداند میراث علمی ما چه نسبتی با مسائل و نیازهای او دارد. موضوعاتی همچون عدالت، اعتماد عمومی و نسبت قانون و اخلاق میتوانند زمینه مشترکی برای گفتوگوهای علمی بینالمللی فراهم کنند، هرچند اشتراک در مسائل لزوماً به معنای اشتراک در پاسخها نیست.
دبیر جایزه جهانی شهید صدر در پایان سه محور آمادگی برای نقد شدن و شنیدن دیدگاههای مخاطبان، شناسایی مسائل و اولویتهای جهانی و برقراری نسبت میان میراث علمی حوزه و نیازهای مخاطبان را برای توسعه فعالیتهای بینالمللی ضروری دانست.
انتقال تجربیات حوزه علمیه و برنامهریزی برای تمدنسازی جهانی
حجتالاسلام والمسلمین قاسم شباننیا مدیر گروه علوم سیاسی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، با اشاره به ضرورت انتقال دستاوردها و تجربیات حوزه علمیه به جوامع دیگر اظهار کرد: در ابتدای پیروزی انقلاب اسلامی، بحث صدور انقلاب مطرح شد؛ موضوعی که پشتوانه نظامی نداشت، بلکه ماهیتی فرهنگی داشت و حوزه علمیه در این زمینه رسالت جدی برعهده دارد.
وی افزود: یکی از دستاوردهای مهم حوزه علمیه پس از پیروزی انقلاب اسلامی، خارج شدن از وضعیت تکبعدی و دستیابی به نوعی جامعیت در عرصههای مختلف علمی و تخصصی است که زمینه شکلگیری رشتههای تخصصی متعدد در حوزههای علمیه را فراهم کرده است. حوزه در مسیر تحول خود از تجربیات مراکز علمی دیگر نیز بهره گرفته و اکنون باید در کنار استفاده از این تجربیات، دستاوردهای خود را نیز به دیگران منتقل کند.
شباننیا با اشاره به پیشرفتهای حوزه علمیه در مدت نسبتاً کوتاه ورود به عرصههای تخصصی بیان کرد: این پیشرفتها ظرفیت مناسبی برای گفتوگو با حوزههای علمیه و مراکز علمی دیگر کشورها فراهم کرده است. همچنین حوزه علمیه در نظام جمهوری اسلامی با چالشهایی مواجه شده که جهان اسلام و حتی جوامع غربی نیز با برخی از آنها دستوپنجه نرم میکنند؛ بنابراین، تجربیات ما در مواجهه با این چالشها، چه در ابعاد محتوایی و چه در ابعاد غیرمحتوایی، باید به دیگر جوامع منتقل شود.
مدیر گروه علوم سیاسی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) مواجهه با تفکر سکولار و جریانهای متحجر و تفکرات حجتیه را از جمله این تجربیات دانست و گفت: حوزه علمیه در برابر تفکر سکولار موضعگیری و سرمایهگذاری داشته است و باید تجربیات و دستاوردهای آن در مواجهه با این تفکر برای سایر جوامع تبیین شود. همچنین جریانهای متحجر تصویرهای سطحی، خشک و مقدسمآبانهای از اسلام ارائه میکنند که حوزه علمیه در جمهوری اسلامی با آنها مواجه بوده و با وجود فراز و نشیبها، تا حدودی توانسته است از این چالشها عبور کند.
وی با اشاره به مراحل پنجگانه تحول در اندیشه رهبر شهید انقلاب اظهار کرد: مراحل انقلاب اسلامی، نظام اسلامی، دولت اسلامی، جامعه اسلامی و تمدن اسلامی باید در برنامهریزیهای بینالمللی نیز مورد توجه قرار گیرند؛ زیرا اگر برای انقلاب اسلامی رسالت جهانی قائل هستیم، باید برای تحقق هر پنج مرحله در سطح جهانی برنامه داشته باشیم.
شباننیا برخورداری حوزههای علمیه از عمق فکری و مبانی بنیادین اندیشه اسلامی را ظرفیتی برای پیشبرد این برنامه دانست و افزود: باید بررسی کنیم که در کشورهای دیگر و مناطق مختلف جهان، چگونه میتوان این پنج مرحله را متناسب با شرایط بومی آن جوامع دنبال کرد، بهگونهای که حساسیتهای غیرضروری ایجاد نشود. دستیابی به تمدن اسلامی نیازمند برنامهریزی درازمدت است و حوزه علمیه باید در عرصه بینالملل برای همه مراحل انقلاب اسلامی، نظامسازی، دولتسازی، جامعهسازی و تمدنسازی برنامه داشته باشد.
وی با تأکید بر ظرفیت جهانیسازی در اندیشه اسلامی بیان کرد: اسلام و فقه اسلامی صرفاً در برابر پدیده جهانیشدن یا فرایند جهانیسازی تحمیلی موضعی منفعلانه ندارند، بلکه از ظرفیت جهانیسازی برخوردارند و باید از این ظرفیت برای سوق دادن جوامع دیگر به سوی شکلگیری تمدنی مبتنی بر تفکر صحیح اسلامی استفاده کرد. تحقق این هدف نیازمند آیندهنگری و توجه به چشماندازهایی فراتر از برنامههای ۲۰ ساله و حتی افقهای ۵۰، ۱۰۰ و ۲۰۰ ساله است؛ زیرا بدون تصور روشن از جایگاه نهایی خود در عرصه جهانی، فعالیتها ممکن است به اقدامات مقطعی محدود شوند.
مدیر گروه علوم سیاسی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) در پایان با تأکید بر ضرورت معرفی پویایی فقه شیعه و فقه اهلبیت(ع) اظهار کرد: فقه جواهری که حضرت امام خمینی(ره) همواره بر آن تأکید داشتند، ظرفیتهای فراوانی دارد که هنوز برای تبیین و گسترش آن در داخل حوزههای علمیه و عرصه بینالمللی جای کار وجود دارد. در حوزههای علمیه کارهای ارزشمندی در زمینه ورود به مسائل و حل آنها و مباحث درجه دوم انجام شده است، اما نتوانستهایم این دستاوردها، بهویژه در حوزه فقه سیاسی و فقه حکومتی را آنگونه که شایسته است در سطح جهان منتشر کنیم؛ در حالی که گسترش این مباحث علاوه بر تأثیرگذاری در جوامع دیگر، میتواند به تحولات جدی و اساسی در خود فقه نیز کمک کند.
دیپلماسی علمی؛ مؤلفهای از قدرت نرم جمهوری اسلامی
حجتالاسلام والمسلمین محمد شجاعیان، مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، با اشاره به ظرفیتهای گسترده کشور در عرصه علوم سیاسی و حکمرانی اظهار کرد: تحقق این ظرفیتها در عرصه بینالملل به زمینهسازی و حمایت نهادهای متولی روابط بینالملل از استادان و پژوهشگران نیاز دارد تا بتوان از این توانمندیها در مسیر قدرتآفرینی نظام اسلامی بهره گرفت.
وی با تأکید بر اهمیت دیپلماسی علمی افزود: تعاملات و ارتباطات علمی میتواند به یکی از مؤلفههای مهم قدرت نرم تفکر دینی در جهان تبدیل شود. پس از طوفانالاقصی و تحولات و شهادتهای اخیر نیز ظرفیت و جایگاه جمهوری اسلامی در افکار عمومی جهان بیش از گذشته مورد توجه قرار گرفته است و باید از این فرصت برای معرفی دستاوردها و تجربههای کشور استفاده کنیم.
شجاعیان حضور فعال و مستمر در عرصههای بینالمللی را ضروری دانست و بیان کرد: شرکت در گفتوگوهای دوجانبه، کنفرانسها و نشستهای علمی، برگزاری دورههای آموزشی کوتاهمدت و بلندمدت، تدریس در دانشگاههای کشورهای مختلف و پذیرش دانشجویان کارشناسی ارشد، دکتری و پسادکتری، بهویژه از میان نخبگان جهان اسلام، میتواند در افزایش اثرگذاری علمی و فرهنگی کشور نقش مهمی داشته باشد.
مدیر گروه علوم سیاسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه ایجاد جایگاه و پایگاه علمی در کشورهای مختلف، بهویژه کشورهای منطقه را از دیگر ضرورتها برشمرد و تصریح کرد: مراکز حوزوی و دانشگاهی کشور ظرفیت ایجاد شعب و نمایندگیهای بینالمللی در کشورهای جهان اسلام را دارند و تحقق این موضوع میتواند دامنه اثرگذاری علمی و فکری جمهوری اسلامی را گسترش دهد.
وی با اشاره به تجربههای جمهوری اسلامی در عرصه نهادسازی اظهار کرد: کشور در حوزه دانش، نهادسازی و تجربههای اجرایی، ظرفیتهای متعددی دارد که میتوان آنها را در سطح بینالمللی عرضه کرد. تجربه شکلگیری و گسترش نهاد بسیج بهعنوان نهادی مردمی پس از انقلاب اسلامی، از جمله این ظرفیتهاست که در برخی کشورهای منطقه و جریان مقاومت، از جمله عراق و لبنان، بازتولید شده و به یکی از عوامل مؤثر در مقابله با نظام سلطه تبدیل شده است.
شجاعیان با تأکید بر ضرورت نقشآفرینی نهادهای مسئول در توسعه روابط علمی بینالمللی بیان کرد: هرچند یک استاد یا پژوهشگر میتواند بهصورت فردی برای گسترش ارتباطات علمی اقدام کند، اما حضور مؤثر و مستمر در کشورهای مختلف به پشتیبانی نهادی نیاز دارد. سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، بخش بینالملل حوزههای علمیه، دفتر همکاریهای علمی و بینالمللی وزارت علوم و وزارت امور خارجه باید زمینه و پشتیبانی لازم را برای حضور استادان حوزوی و دانشگاهی در عرصه جهانی فراهم کنند.
وی نگاه بینالمللی را یکی از الزامات فعالیت مراکز علمی دانست و گفت: یکی از مشکلات موجود این است که بسیاری از پژوهشگاهها و دانشگاهها فاقد معاونت بینالملل هستند و فعالیتهای بینالمللی آنها در سطح یک اداره همکاریهای علمی و بینالمللی باقی مانده است. این مسئله نشان میدهد که نگاه بینالمللی هنوز بهصورت جدی در ساختار و برنامهریزی برخی مراکز علمی نهادینه نشده است؛ در حالی که تعاملات علمی باید بهعنوان یکی از مؤلفههای قدرت نرم نظام اسلامی مورد توجه قرار گیرد و برای تحقق آن، علاوه بر ظرفیتهای علمی و انسانی، به ساختارهای حمایتی و برنامهریزی منسجم نیاز داریم.
ضرورت توسعه فقه سیاسی و نظریه روابط بینالملل اسلامی
سیدعبدالقیوم سجادی رئیس دانشگاه خاتمالنبیین افغانستان، با اشاره به ظرفیتهای نظری و فقهی حوزههای علمیه در عرصه حکمرانی اظهار کرد: جمهوری اسلامی ایران طی ۴۷ سال گذشته دستاوردهای ارزشمندی برای ارائه در عرصه بینالمللی داشته است، اما در کنار این تجربههای اجرایی، ظرفیتهای نظری و تئوریک حوزه علمیه نیز وجود دارد که هنوز بهدرستی شناسایی و معرفی نشده یا به تولید نظریههای جدید نیاز دارد.
وی با اشاره به جایگاه فقه سیاسی در میراث علمی شیعه،افزود: با وجود اقدامات ارزشمند انجامشده، فقه سیاسی در روند تاریخی فقه اسلامی تا حد زیادی در حاشیه قرار داشته و بیشتر مباحث فقه فردی مورد توجه بوده است. در سالهای اخیر نیز اگرچه توجه بیشتری به موضوعات فقه سیاسی شده، اما فقه روابط بینالملل همچنان از حوزههای مغفول به شمار میرود.
سجادی با تأکید بر امکان تولید نظریه اسلامی روابط بینالملل بر پایه فقه سیاسی شیعه بیان کرد: هنوز درباره امکان تولید نظریه اسلامی در این عرصه پرسشها و تردیدهایی مطرح است، در حالی که این ظرفیت در آموزههای فقه شیعی وجود دارد و با انسداد نظری مواجه نیست. برای بهرهگیری از آن، ابتدا باید ظرفیتهای موجود شناسایی و روششناسی فقه سیاسی در پاسخگویی به مسائل بینالمللی تقویت شود.
رئیس دانشگاه خاتمالنبیین افغانستان با بیان اینکه بخش عمده مباحث فقه سیاسی به حکمرانی و سیاست داخلی اختصاص یافته است، تصریح کرد: موضوعاتی مانند تعاملات بینالمللی، تبیین محیط بینالملل و صورتبندی قواعد و ارزشهای حاکم بر مناسبات جهانی همچنان به پژوهش و نظریهپردازی جدی نیاز دارند و حوزه علمیه میتواند در این زمینه نقشآفرینی کند.
وی بازخوانی مفاهیم جهاد و دعوت در مناسبات بینالمللی را ضروری دانست و گفت: در مواجهه با محیط بینالملل معمولاً مفهوم جهاد بیشتر مورد توجه قرار میگیرد، در حالی که مفهوم دعوت و بازنمایی اندیشه اسلامی در تعاملات بینالمللی نیز اهمیت فراوانی دارد. در شرایط کنونی، لازم است جهاد تبیین و معرفی گفتمان اسلامی در روابط بینالملل با توجه به اقتضائات روز جهان مورد توجه جدی قرار گیرد.
سجادی با اشاره به چالشهای نظریههای رایج روابط بینالملل اظهار کرد: نظریههای لیبرالیستی و سکولار در عرصه روابط بینالملل با چالشهای جدی مواجه شدهاند و مسائل جدیدی پدید آمده که این نظریهها توان پاسخگویی کامل به آنها را ندارند. در این میان، موضوع هویت به یکی از محورهای مهم مباحث روابط بینالملل تبدیل شده است که با رویکردهای هنجاری و ظرفیتهای موجود در فقه شیعه ارتباط دارد.
وی هویت سیاسی و تمدنسازی را از دیگر زمینههای نظریهپردازی در فقه سیاسی دانست و افزود: منازعات امروز جهان در بسیاری از موارد بر سر هویت سیاسی و تمدنی شکل میگیرد و مفهوم تمدن نوین اسلامی که در اندیشه رهبر شهید انقلاب مورد تأکید قرار گرفته است، ظرفیت مهمی برای تولید گفتمانی کارآمد در مناسبات بینالمللی به شمار میرود.
رئیس دانشگاه خاتمالنبیین افغانستان بازنمایی مفهوم امت اسلامی را نیز از موضوعات مهم نظریهپردازی روابط بینالملل برشمرد و بیان کرد: فقه اسلامی میتواند در تبیین محورهای مشترک امت اسلامی و تبدیل آنها به مبنایی برای همگرایی نقش داشته باشد. این مفهوم باید در چارچوب هویت کلان اسلامی تعریف شود و از تفاوتهای مذهبی که گاهی مانع همگرایی میشوند، فراتر برود.
سجادی با تأکید بر اهمیت روایتسازی در تقویت قدرت نرم جمهوری اسلامی اظهار کرد: در تحولات کنونی جهان، روایتسازی نقش مهمی در قدرتآفرینی و تأثیرگذاری بر افکار عمومی دارد و مبنای این روایتسازی باید در فقه سیاسی و نظریه روابط بینالملل اسلامی شکل بگیرد. اگر مبانی نظری بهدرستی تبیین نشوند، روایتهای ما نیز ممکن است تابع شرایط زودگذر و مقطعی باشند.
وی با اشاره به ضرورت ارائه مفاهیم اسلامی در قالبی قابل فهم برای جوامع مختلف افزود: مفاهیمی مانند تمدن نوین اسلامی، امت اسلامی، جهاد، دعوت و تعاملات بینالمللی باید بهدرستی تبیین و بازنمایی شوند تا علاوه بر امت اسلامی، برای سایر جوامع بشری نیز قابل درک و اثرگذار باشند.
رئیس دانشگاه خاتمالنبیین افغانستان قواعد مشترک انسانی را زمینهای برای معرفی گفتمان اسلامی روابط بینالملل دانست و گفت: ضرورتی ندارد قواعد و ارزشهای حاکم بر مناسبات بینالمللی را از ابتدا صرفاً با عنوان گفتمان اسلامی مطرح کنیم؛ زیرا بسیاری از این قواعد ماهیتی انسانی دارند و در عین حال مورد تأیید آموزههای اسلامی نیز هستند. عدالت، کرامت انسانی، احترام به حاکمیت ملی و اراده ملتها از جمله اصولی هستند که هم در متون دینی مورد تأکید قرار گرفتهاند و هم میتوانند در صورتبندی گفتمان اسلامی روابط بینالملل مورد استفاده قرار گیرند. تبیین و بازنمایی این مؤلفهها میتواند به تقویت قدرت نرم و افزایش توان جمهوری اسلامی در مدیریت و تأثیرگذاری بر افکار عمومی و مناسبات بینالمللی کمک کند.
پیوند ظرفیتهای علمی با تجربه عملی حکمرانی اسلامی
عبدالله توکلی دانشیار گروه مدیریت پژوهشگاه حوزه و دانشگاه، با اشاره به ظرفیتهای موجود برای حضور بینالمللی حوزه اظهار کرد: نخستین نکته، ضرورت نشان دادن توان پاسخگویی این ظرفیتها در عرصه عمل است. آنچه طی حدود ۲۰ سال اخیر در حوزه علوم سیاسی، مدیریت و حکمرانی شکل گرفته، هرچند ایدههای آن از گذشته وجود داشته است، باید در مواجهه با تحولات مورد ارزیابی قرار گیرد و توان پاسخگویی آن بهروشنی دیده شود.
وی با اشاره به تحولات اخیر و مواجهه چندگانه نظام استکباری با جمهوری اسلامی ایران و جبهه مقاومت بیان کرد: آنچه در این تحولات مشاهده کردیم، نشان داد که الگوی حکمرانی اسلامی و علوم انسانی اسلامی در حد خود بسیار فعال، پویا و پاسخگوست. کسانی که ابعاد مختلف این مبارزه، جنگ و دفاع مقدس را اداره میکردند، در بسیاری از بخشها از محصولاتی استفاده کردند که برخاسته از علوم انسانی اسلامی و ایدههای امام راحل(ره) و مقام معظم رهبری شهید بود. آنچه تاکنون انجام شده، به نوعی خود را اثبات کرده و توان پاسخگویی خود را نشان داده است.
توکلی با تأکید بر ضرورت تبدیل این ظرفیتها به نظریه و مدل اجرایی افزود: اگر بخواهیم این ظرفیت را در قالب نظریههایی در حوزههای مختلف و مدلهایی برای اجرا بازتعریف کنیم، باید بتوانیم پاسخگو بودن آن را بهخوبی نمایش دهیم. در فضای عمومی جهان، زمینه پذیرش این موضوع وجود دارد که چنین الگویی میتواند مدل مناسبی برای اداره جامعه باشد، اما برای ماندگاری، استمرار، نوشوندگی و کارآمدی آن در دورههای مختلف، باید این مسیر بهدرستی طی شود.
دانشیار گروه مدیریت پژوهشگاه حوزه و دانشگاه با اشاره به ضرورت تعریف دقیق هدف در عرصه بینالمللی اظهار کرد: اگر هدف بهخوبی تعریف شود، همه ظرفیت جامعه اسلامی، اعم از جمهوری اسلامی ایران و مسلمانانی که در سراسر دنیا به این اندیشه وفادار هستند، پای کار خواهند آمد.
وی افزود: با تعریف مطلوبیت نظام حکمرانی و الگوی اداره جوامع در سطح بینالمللی، ظرفیتهای ملی و بینالمللی برای تحقق آن وارد میدان میشوند و همافزایی مناسبی میان حوزههای علمیه، دانشگاهها و مدیرانی که مجری نظریهها و مدلها هستند، شکل میگیرد.
توکلی تصریح کرد: در چنین شرایطی نباید نگران بود که ظرفیت دانشگاه بیشتر است یا حوزه علمیه و کدام بخش در جایگاه بالاتری قرار دارد. هنگامی که هدف بهدرستی مشخص شود، هر فرد و مجموعهای متناسب با ظرفیت خود وارد میدان میشود و توانمندیهای بالقوه خود را به فعلیت میرساند.
وی با تأکید بر اینکه پاسخگویی لزوماً به معنای واکنش نشان دادن به مسائل نیست، بیان کرد: پاسخگویی در بسیاری از موارد میتواند پیشبرنده باشد و خود را در قالب هدفگذاریهای متعالی نشان دهد؛ بنابراین، این رویکرد باید فعال باشد و صرفاً به واکنش در برابر مسائل محدود نشود.
توکلی با اشاره به ضرورت شکلگیری رویکردی دوسویه در تولید دانش و حل مسائل گفت: باید رویکردی از کل به جزء و از جزء به کل داشته باشیم. این مسیر از مبانی اصیل تفکر اسلامی و معارف اهلبیت(ع) آغاز میشود و در محیط اجتماعی و مسائل موجود تبلور پیدا میکند. از سوی دیگر، باید مسائل و مشکلات موجود را شناسایی کنیم و با تکیه بر همان مبانی، برای آنها راهحل ارائه دهیم.
وی افزود: این رفتوبرگشت میان رویکرد کل به جزء و جزء به کل، دو رویکرد مکمل و تقویتکننده یکدیگر است که باید بهصورت نظاممند و روشمند و با استفاده از روشهای علمی برای حل مسئله به کار گرفته شوند. حل مسئله نیز به شکلگیری روشهای روشن و منسجم کمک میکند و این فرایندها یکدیگر را تقویت خواهند کرد.
دانشیار گروه مدیریت پژوهشگاه حوزه و دانشگاه مسئلهمحوری را یکی دیگر از نکات مهم این مسیر دانست و اظهار کرد: باید مسائل نظری و مسائل حوزه عمل را شناسایی کنیم و از طریق رویکرد جزء به کل، آنها را در مسیر ارائه و دریافت پاسخ قرار دهیم تا امکان حل آنها فراهم شود.
وی ادامه داد: در چنین شرایطی، بخشهای مختلف جامعه اسلامی، از جمله حوزه علمیه، مأموریتهای خود را در راستای این هدف تعریف میکنند. اکنون در متن حوزه و مراکز پیرامونی آن نیز ضرورت دارد تقسیم کاری هوشمندانه شکل بگیرد تا مأموریت هر بخش برای پاسخگویی به مسائل مشخص شود و راهحلهای ارائهشده کارآمدتر و متناسب با نیازها باشند.
توکلی با اشاره به نقش فرهنگ اسلامی در شکلگیری الگوی حکمرانی اظهار کرد: کلیت این چارچوب مبتنی بر فرهنگ اسلامی به معنای عام آن است. فرهنگ در حوزه مدیریت و حکمرانی نقش بسیار مهمی دارد و شاید یکی از نقاط تمایز اصلی نظام جمهوری اسلامی با سایر نظامها نیز همین موضوع باشد؛ زیرا این نظام، نظریه سیاسی متفاوتی را مطرح کرده و ابزارهای رسیدن به آن نظریه سیاسی نیز باید متناسب با همان مبانی، بهروز و کارآمد شوند.
وی با اشاره به ناکارآمدی برخی نظریههای مطرح در جوامع دیگر افزود: باید به مبانی فرهنگی الگوی حکمرانی اسلامی توجه کرد و ابزارها و مدلهای اجرایی آن را نیز متناسب با همین مبانی توسعه داد.
دانشیار گروه مدیریت پژوهشگاه حوزه و دانشگاه در جمعبندی سخنان خود بیان کرد: علوم انسانی اسلامی در این مقطع، در جمهوری اسلامی ایران، در حد خود توان پاسخگویی را نشان داده است. مقاومت جمهوری اسلامی که برگرفته از اندیشه امامین انقلاب و مبتنی بر معارف اهلبیت(ع) است، یک نظام پاسخگویی فراهم کرده که با وجود برخورداری از امکانات و توان مادی بسیار کمتر در مقایسه با نظام استکباری، توان پاسخگویی خود را نشان داده است.
وی تأکید کرد: این پاسخگویی هم در حوزه نظریه و هم در عرصه عمل و اجرا قابل مشاهده است. بنابراین، باید این ظرفیت بر همان بنیان فرهنگیای که جمهوری اسلامی بر اساس آن شکل گرفته استوار باشد و در قالب زنجیرهای از دانش تا اثر تعریف شود؛ بهگونهای که هدف و طراحی مشخصی داشته باشد و بتواند ظرفیتهای مختلف را با رویکردی مسئلهمحور و با تأکید بر کارآمدی به ظهور و بروز برساند.
توکلی با اشاره به ضرورت تقسیم نقش هوشمندانه میان مجموعههای علمی گفت: اگر نقش هر بخش و هر ساختار بهدرستی تعریف شود، فعالیتها بهجای خنثی کردن یکدیگر یا اتلاف انرژی، به همافزایی منجر خواهند شد و نتیجه فعالیت مجموعهها در کنار یکدیگر میتواند چندبرابر شود. پژوهشگاه حوزه و دانشگاه نیز در گروههای مختلف خود به این مسئله توجه دارد و آثار و پروژههای مرتبط در سایت این پژوهشگاه منعکس شده است.
تولید دانش حکمرانی اسلامی با تکیه بر قرآن و میراث سیاسی اسلام
محمود فلاح رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی، با تشریح فعالیتها و دستاوردهای این پژوهشکده در حوزه حکمرانی اظهار کرد: پژوهشکده علوم سیاسی طی سه دهه فعالیت مستمر علمی، با سازماندهی پژوهشهای خود در قالب سه گروه فلسفه سیاسی، علوم سیاسی و فقه سیاسی، در گام نخست بازخوانی میراث سیاسی اسلام و تولید و تقویت اندیشه سیاسی اسلامی را در دستور کار قرار داده است.
وی افزود: این پژوهشکده طی سه دهه فعالیت خود بیش از ۲۵۰ اثر تألیفی تولید کرده و بیش از هزار نشست و کرسی تخصصی و ترویجی برگزار کرده است و در مسیر دستیابی به مرجعیت علمی در این حوزه گام برداشته است.
فلاح با اشاره به تغییر رویکرد پژوهشکده در سالهای اخیر بیان کرد: در این سالها تمرکز پژوهشکده بر حکمرانی سیاسی و دینی قرار گرفته است. فعالیتهای این مجموعه در این زمینه را میتوان در دو عرصه بررسی کرد؛ نخست آثاری که حکمرانی را بهمثابه رویکردی برای حل مسائل سیاسی در نظر گرفتهاند و دوم آثاری که حکمرانی را بهعنوان یک موضوع دانشی و حوزهای مستقل از دانش مورد توجه قرار دادهاند.
رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی ادامه داد: اگر حکمرانی را بهمثابه رویکردی برای حل مسائل نظام سیاسی در نظر بگیریم، پژوهشکده طی ۱۰ سال گذشته تمرکز خود را بر حل مسائل این نظام قرار داده و تلاش کرده است تا حدودی از فضای انتزاعی و نظری فاصله بگیرد و از ظرفیتهای فکری و علمی خود برای حل مسائل عینی نظام سیاسی استفاده کند.
وی با اشاره به رویکرد دوم پژوهشکده در حوزه حکمرانی گفت: با توجه به حرکت فضای غالب کشور و ادبیات سیاسی به سمت حکمرانی، پژوهشکده تلاش کرده است با نگاهی انتقادی و با تکیه بر میراث و منابع سیاسی اسلام، قرائتی اسلامی از حکمرانی ارائه دهد و الگوهایی را از میراث اسلامی در این زمینه استخراج کند.
فلاح پروژه «حکمرانی در قرآن» را نخستین کلانپروژه پژوهشکده در زمینه حکمرانی بهعنوان یک موضوع دانشی معرفی کرد و گفت: این پروژه با ابتکار یکی از استادان آغاز شد و در ذیل آن بیش از ۴۰۰ نشست تخصصی و علمی و همچنین دهها درسگفتار برگزار شد. هدف از این فعالیتها، استخراج الگوهای حکمرانی از قرآن و دستیابی به الگوی حکمرانی سیاسی از منظر قرآن کریم بود. بخشی از این نشستها و فعالیتهای علمی نیز در قالب کتاب و مقاله منتشر شده است.
وی «موسوعه روایات سیاسی» را کلانپروژه بعدی پژوهشکده دانست و بیان کرد: این مجموعه با هدف مستندسازی اندیشه سیاسی اسلام تدوین شده است تا کتابهایی مستند در اختیار پژوهشگران قرار گیرد و آنان بتوانند بر پایه این منابع، اندیشه سیاسی اسلامی را تدوین کنند. روایات سیاسی بحارالانوار، مباحث سیاسی کتاب کافی، احادیث سیاسی غررالحکم و روایات سیاسی شیعه از جمله آثاری هستند که در این زمینه تدوین شدهاند و تدوین روایات سیاسی کتابهای تهذیب و من لا یحضره الفقیه نیز در حال انجام است.
رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی سومین کلانپروژه را بازخوانی نهجالبلاغه با محوریت حکمرانی و استخراج الگوی حکمرانی علوی معرفی کرد و افزود: طی سه تا چهار سال اخیر پروژههایی در این زمینه منتشر شده و برخی دیگر همچنان در دست انجام است. «نهجالبلاغه و ادب حکمرانی» با تمرکز بر نامه ۳۱ نهجالبلاغه، «سیاست حکمرانی» با محوریت نامه ۵۳، «اخلاق سیاسی در نهجالبلاغه»، «حکمرانی مردمی در نهجالبلاغه» و «مقاومت عادلانه در نهجالبلاغه» از جمله این پروژهها هستند.
فلاح با اشاره به دیگر پروژههای پژوهشکده در حوزه علم سیاست و حکمرانی اظهار کرد: پروژههای «علوم سیاسی و حکمت متعالیه»، «چالشها و راهکارهای کاربسته حکمرانی» و «حکمرانی و مسائل نوپدید آن در جمهوری اسلامی» در گروه فلسفه سیاسی و گروه علوم سیاسی تعریف شدهاند و آثاری نیز در ذیل آنها منتشر شده است.
وی «فقه و حکمرانی» را کلانپروژه دیگر پژوهشکده دانست و افزود: این پروژه با تمرکز بر گروه فقه سیاسی دنبال میشود و طرحهایی مانند «فقه حکمرانی و مردم» و «نظارت بر قدرت در فقه سیاسی» در چارچوب آن تعریف و منتشر شدهاند.
رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با اشاره به برگزاری همایش «الهیات حکمرانی» اظهار کرد: مقدمات برگزاری این همایش از دو سال پیش آغاز شده، پیشنشستهای آن برگزار شده و اکنون تدوین مقالات همایش در جریان است. امیدواریم این همایش در نیمه دوم سال آینده برگزار شود.
وی هدف این پروژه را نقد مبانی هستیشناختی و معرفتشناختی قدرت سیاسی و ارائه پاسخهایی به بحرانهای معاصر نظام سیاسی از خاستگاه الهیاتی دانست و افزود: برگزاری دوره مدارس تخصصی حکمرانی سیاسی اسلامی نیز از دیگر فعالیتهای این مجموعه است. در این مدارس نخبگان حوزه و دانشگاه حضور داشتند و اکنون نیز در تدارک برگزاری دوره دیگری هستیم.
فلاح انتشار نشریات بینالمللی را یکی دیگر از اقدامات پژوهشکده در عرصه حکمرانی اسلامی دانست و بیان کرد: هدف از این اقدام آن است که حوزه دانشی حکمرانی اسلامی بهعنوان یک دانش بومی در گستره بینالمللی به رسمیت شناخته شود و صدای اندیشه سیاسی اسلامی به گوش پژوهشگران جهان، بهویژه جهان اسلام، برسد.
وی افزود: با توجه به ظرفیتهایی که این مجموعه طی سه دهه فعالیت علمی به دست آورده است، سه نشریه تخصصی و علمی تأسیس شد که هر سه در پایگاههای معتبر بینالمللی نمایه شدهاند. «الفکر السیاسی الاسلامی» به زبان عربی و «مطالعات سیاسی اسلامی» به زبان انگلیسی از جمله این نشریات هستند.
رئیس پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی پژوهشگاه علوم و فرهنگ اسلامی با اشاره به اقدامات این مجموعه در زمینه بازنگری متون و برنامههای آموزشی اظهار کرد: یکی دیگر از اقداماتی که پژوهشکده طی یکی دو سال اخیر انجام داده، فراتر رفتن از تولید متن و ورود به عرصه برنامهریزی آموزشی بوده است.
وی افزود: با استقرار کمیته مطالعات سیاسی اسلامی و کمیته اندیشه سیاسی، سرفصلهای دوره کارشناسی ارشد و دکتری علوم سیاسی بازخوانی و تدوین شدهاند و اکنون نیز تدوین سرفصلهای دوره کارشناسی با همکاری کمیته مطالعات سیاسی اسلامی در حال انجام است.
فلاح در پایان با جمعبندی فعالیتهای سهدههای پژوهشکده علوم و اندیشه سیاسی بیان کرد: این تلاشها نشان میدهد میراث علمی حوزه علمیه در مسیر پاسخگویی به مهمترین مسائل حکمرانی در سطح جهان قرار دارد و حوزه علمیه در برابر بحرانهای موجود همواره در پی ارائه پاسخ و یافتن راهحل برای مسائل بوده است.
ارائه عقلانی اندیشه سیاسی اسلام به مخاطبان جهانی
حجتالاسلام والمسلمین محمدجواد نوروزی عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره)، با تأکید بر ضرورت شناخت وضعیت جهان معاصر اظهار کرد: برای بررسی ظرفیتهای بینالمللی حوزه علمیه، ابتدا باید وضعیت کنونی جهان را از نظر نظری و عملی مورد توجه قرار دهیم.
وی افزود: جهان معاصر هم در عرصه عمل و هم در عرصه نظر با بحران مواجه است. ناکارآمدی لیبرالیسم در سطح جهانی و بنبستهای متعدد آن در عرصه حکمرانی، از جلوههای روشن این بحران در حوزه عمل است. در عرصه نظری نیز بیش از یک دهه است که نویسندگان و اندیشمندان غربی در حوزههایی مانند جامعهشناسی، علوم سیاسی و دیگر رشتههای علوم انسانی، درباره این وضعیت و بحران دانش سیاسی سخن میگویند.
نوروزی با اشاره به کتاب «احیای علوم سیاسی» بیان کرد: آثاری از این دست که از سوی نویسندگان غربی مطرح شده و در داخل کشور نیز ترجمههایی از آن منتشر شده است، نشان میدهد دانش سیاسی با بحرانهایی روبهروست. در چنین شرایطی، اگر اندیشههای نو و الگوهای فکری در قالبی عقلانی، دقیق و قابل فهم ارائه شوند، امکان پذیرش و توجه به آنها افزایش مییابد. ضرورت ارائه عقلانی ظرفیتهای علوم سیاسی اسلام
عضو هیئت علمی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با تأکید بر ضرورت همافزایی مجموعههای حوزوی گفت: حوزه علمیه باید ظرفیتهای مختلف دانش سیاسی، از جمله فلسفه سیاسی، فقه سیاسی، جامعهشناسی سیاسی، روابط بینالملل، مسائل منطقهای و دیگر شاخههای این دانش را با زبانی قابل فهم برای مخاطب جهانی ارائه کند.
وی ادامه داد: این ارائه باید عقلانی باشد و حتی در طرح مسائل فقهی نیز لازم است به سراغ فلسفه فقه برویم و تلاش کنیم مباحث را با زبان دنیای امروز بیان کنیم. مخاطب جهانی امروز عمدتاً غیرمسلمان است و آنچه میتواند زمینه مفاهمه و گفتوگو را فراهم کند، زبان عقلانیت است. ازاینرو، باید به این بُعد بهطور جدی توجه کنیم.
نوروزی تصریح کرد: این مسئولیت بر عهده حوزه علمیه است؛ زیرا دانشگاه بهتنهایی نه ظرفیت و نه توان لازم برای ارائه چنین منظومهای را دارد. بنابراین، مجموعههای مختلف حوزوی باید با یکدیگر همافزایی داشته باشند و برای معرفی این ظرفیتها تلاش کنند.
عضو هیئت علمی گروه علوم سیاسی مؤسسه آموزشی و پژوهشی امام خمینی(ره) با اشاره به هدف تمدنسازی اسلامی اظهار کرد: ادعای ما تمدنسازی است و رسیدن به این هدف مستلزم رشد علوم انسانی است. علوم انسانی نیز اگر قرار است در مسیر تمدنسازی حرکت کند، باید بُعد عقلانی آن بهطور جدی مورد تأکید قرار گیرد.
وی افزود: اعتقاد ما این است که الگوی نظام ولایی و ولایت فقیه، الگویی عقلانی است؛ زیرا هر انسان عاقلی میپذیرد که اگر حاکمی از نظر دانش، حکمت، توانمندی و ارزشهای اخلاقی در جایگاه برتری قرار داشته باشد، شایستگی بیشتری برای حکمرانی دارد. وظیفه ما این است که این الگو را در قالبهای علمی مختلف به جهان معرفی کنیم.
نوروزی در پایان با اشاره به تلاشهای علمی خود و مجموعهای که در آن فعالیت دارد، گفت: تلاش ما این است که فلسفه سیاسی اسلام را بهگونهای تدوین کنیم که مباحث آن، از جمله ولایت فقیه، مشروعیت و دیگر موضوعات، بر پایه استدلالهای عقلانی باشد و قابلیت عرضه در سطح جهانی را پیدا کند.
وی تأکید کرد: در دنیای امروز، همانگونه که رزمندگان ما در میدان تلاش میکنند، ما نیز باید از اندیشیدن در چارچوبهای محلی، قومی، کشوری و منطقهای فراتر برویم و نگاهی جهانی داشته باشیم و اندیشه ناب برگرفته از معارف اهلبیت(ع) را در عرصه نظامسازی و اندیشه سیاسی به جهان معرفی کنیم.
ظرفیت دانشگاه باقرالعلوم(ع) برای نظریهپردازی در عرصه بینالملل
محمد ستوده رئیس دانشکده مطالعات تاریخی، سیاسی و منطقهای دانشگاه باقرالعلوم(ع)، با اشاره به ضرورت حضور فعال و اثرگذار جامعه علمی کشور در عرصه بینالملل اظهار کرد: این نشست و حضور فعال و بانشاط استادان در عرصه علمی و نظریهپردازی بینالمللی، سنگ بنای ارزشمندی برای تقویت این جریان است.
وی با تشریح ظرفیتهای دانشکده مطالعات تاریخی، سیاسی و منطقهای دانشگاه باقرالعلوم(ع) گفت: این دانشکده دارای سه گروه آموزشی تاریخ، علوم سیاسی و مطالعات منطقهای است که در مجموع ۱۵ عضو هیئت علمی با این گروهها همکاری دارند. این استادان از چهرههای شناختهشده و صاحبنظر در حوزههای تخصصی خود هستند و همین مسئله ظرفیت علمی قابل توجهی برای دانشکده ایجاد کرده است.
ستوده تربیت دانشجو را از دیگر ظرفیتهای این مجموعه دانست و افزود: بخش قابل توجهی از دانشجویان دانشکده را طلابی تشکیل میدهند که در سطوح بالای حوزوی، یعنی سطح سه و چهار، تحصیل کردهاند. در حال حاضر حدود ۱۰۰ دانشجوی فعال در دانشکده مشغول تحصیل هستند و در سطح کل دانشگاه نیز بیش از هزار دانشجو حضور دارند که بیشتر آنها طلبهاند.
وی ادامه داد: دانشجویان دانشگاه در مقطع کارشناسی ارشد در ۱۴ رشته تحصیل میکنند و در مقطع دکتری نیز رشتههای جدید و تأسیسی در نظر گرفته شده است که از جمله آنها میتوان به فلسفه تاریخ، مطالعات نظری تمدن و غربشناسی انتقادی اشاره کرد. همچنین رشته فقه سیاسی با گرایش بینالملل در دانشگاه ارائه میشود که از نظر مبانی فقهی و آشنایی با ادبیات بینالمللی، ظرفیتهای قابل توجهی دارد.
رئیس دانشکده مطالعات تاریخی، سیاسی و منطقهای دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به ظرفیت پایاننامهها و رسالههای علمی دانشجویان بیان کرد: یکی از ویژگیهای مهم این آثار، نگاه اسلامی، بومی، علمی و نظری به موضوعات است و بخش قابل توجهی از پایاننامهها و رسالهها تاکنون از سوی انتشارات دانشگاه یا ناشران دیگر به چاپ رسیدهاند.
وی افزود: بهویژه در مقطع دکتری، رسالههای متعددی وجود دارد که صرفاً به گردآوری مطالب محدود نیستند، بلکه صاحب ایده، فکر و نظریهاند. از آنجا که آموزش و تربیت دانشجویان با رویکرد دینی، حوزوی و مسئلهمحور دنبال میشود، این رویکرد در موضوعات و محتوای پایاننامهها نیز انعکاس یافته است. بنابراین، آثار دارای ایده و ظرفیت نظری میتوانند پس از شناسایی و آمادهسازی، در سطح بینالمللی عرضه شوند.
ستوده انجمنهای علمی فعال در دانشگاه را نیز از دیگر ظرفیتهای نظریهپردازی دانست و گفت: بخش مهمی از نوآوریها، ابتکارها و حرکت به سمت نظریهپردازی در عرصههای مختلف از طریق انجمنهای علمی پیش میرود. این انجمنها با ایجاد فضای گفتوگو و تعامل علمی و دعوت از صاحبنظران رشتههای مختلف دانشگاهی و افراد دارای تجربه، زمینه مناسبی برای تبادل دیدگاهها و شکلگیری ایدههای جدید فراهم میکنند.
وی با اشاره به ظرفیت بخش بینالملل دانشگاه اظهار کرد: دانشکده در ارتباط مستقیم با این بخش، در انجام وظایف و برنامههای آن همکاری دارد. از جمله فعالیتهای این بخش، برگزاری همایش «حقوق بشر با رویکرد شرقی» با حضور استادان برجسته داخلی، حوزوی و بینالمللی بود که در پنلهای مختلف آن، موضوعات و حوزههای گوناگون حقوق بشر با رویکرد شرعی بررسی شد.
رئیس دانشکده مطالعات تاریخی، سیاسی و منطقهای دانشگاه باقرالعلوم(ع) ادامه داد: همایش بینالمللی «دین، فرهنگ و فناوری» نیز از برنامههایی است که قرار است امسال برگزار شود. موضوع ورود فناوری به عرصه اجتماعی، بهویژه در جامعه ایران، و نسبت و تلاقی آن با دین و فرهنگ، از محورهای مطالعاتی دانشگاه در این زمینه است و برای برگزاری دومین دوره این همایش تاکنون پیشنشستهای متعددی برگزار شده است. نشستهای علمی دانشگاه نیز بستری برای طرح ایدهها و دیدگاههای استادان بوده و محتوای آنها مکتوب و ثبت شده است. انتشارات دانشگاه نیز در کنار این فعالیتها، آثار علمی تولیدشده را منتشر میکند.
ستوده با اشاره به فلسفه شکلگیری دانشگاه باقرالعلوم(ع) و ظرفیت آن برای حضور علمی حوزه در عرصه بینالملل گفت: فلسفه وجودی این دانشگاه با موضوع این نشست ارتباط مستقیم دارد و بر تولید علم، نظریهپردازی، نقد و مناظره در حوزه علوم انسانی و معارف حوزوی در سطح جهانی استوار است.
وی افزود: دانشگاه باقرالعلوم(ع) با همین هدف تلاش کرده است در رشتههای مختلف، بهویژه حوزههای مرتبط با مسائل روز و موضوعات تمدنی، ورود کند و دانش حوزوی و دانش جدید را در کنار یکدیگر قرار دهد تا زمینه تولید نظریه فراهم شود.
رئیس دانشکده مطالعات تاریخی، سیاسی و منطقهای دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به تجربه نظریهپردازی در علوم سیاسی و روابط بینالملل غرب بیان کرد: نظریههای موجود در غرب، بهویژه در روابط بینالملل و دیگر شاخههای علوم اجتماعی، غالباً در پاسخ به یک مسئله مشخص شکل گرفتهاند و در بسیاری از موارد، ماهیتی سیاسی داشتهاند.
وی برای نمونه به نظریههای تصمیمگیری در روابط بینالملل اشاره کرد و گفت: بخشی از ادبیات گسترده این حوزه در واکنش به بحران موشکی کوبا در سال ۱۹۶۲ شکل گرفت. در جریان این بحران، نظریههایی درباره فرایند تصمیمگیری مطرح شد که بعدها در قالب کتاب منتشر شدند و همچنان در دانشگاهها بهعنوان سه الگوی اصلی تصمیمگیری تدریس میشوند. این نظریهها برای پاسخ به مسئلهای مشخص در سیاست خارجی آمریکا شکل گرفتند.
ستوده نظریه بازدارندگی را نیز از نمونههای دیگر دانست و افزود: این نظریه در ارتباط با مسئله تقابل آمریکا و شوروی و چگونگی جلوگیری از وقوع جنگ هستهای در دوران جنگ سرد مطرح شد. همچنین نظریه برخورد تمدنها از سوی هانتینگتون، پس از فروپاشی شوروی، در پاسخ به شرایط جدید نظام بینالملل شکل گرفت و آثار و پیامدهای آن همچنان در مباحث علمی مورد توجه است.
وی با تأکید بر تفاوت ظرفیت نظریهپردازی در مراکز حوزوی و علمی ایران با این نمونهها تصریح کرد: امتیاز نظریهپردازی در ایران و مراکز حوزوی این است که این نظریهها میتوانند علاوه بر پاسخگویی به نیازهای ایران و جهان اسلام، به مسائل جامعه بشری و نیازهای فکری و انسانی در سطحی گستردهتر نیز بپردازند و از پشتوانه الهیاتی برخوردار باشند.
ستوده با اشاره به بحران و ناکارآمدی نظریههای موجود در علوم سیاسی، روابط بینالملل و علوم اجتماعی اظهار کرد: در شرایطی که نظریههای موجود با خلأها و ناکارآمدیهایی مواجه شدهاند، زمینه برای تولید و عرضه نظریههای توحیدی، الهی و متعالی بیش از دورههای گذشته فراهم شده است.
وی افزود: این نظریهها صرفاً نظریههایی سیاستزده، محدود به یک دوره زمانی یا معطوف به حل مسئله خاص یک کشور نیستند، بلکه میتوانند در عین پاسخگویی به مسائل زمانه، از ظرفیت فراگیری برخوردار باشند و برای حل مسائل جامعه جهانی راهحل ارائه کنند.
رئیس دانشکده مطالعات تاریخی، سیاسی و منطقهای دانشگاه باقرالعلوم(ع) با اشاره به تلاشهای علمی چهار دهه اخیر در مراکز حوزوی، دانشگاهی و پژوهشی کشور بیان کرد: در حال حاضر هم ظرفیت علمی لازم برای حضور در عرصه بینالمللی وجود دارد، هم نظریههای متعددی تولید شده و هم دیدگاهها و راهکارهای مختلفی برای مسائل گوناگون در اختیار داریم. از این جهت، حضور پررنگتر جامعه علمی کشور در عرصه بینالملل میتواند بسیار اثرگذار باشد.
وی با اشاره به فعالیت دبیرخانه کرسیهای نظریهپردازی گفت: با مراجعه به این دبیرخانه میتوان مشاهده کرد که چند صد نظریه در حوزههای مختلف مطرح شده است. البته این نظریهها از نظر سطح و گستره یکسان نیستند و برخی در حد نظریههای ترویجی و برخی در سطح نظریهپردازی کلان قرار دارند، اما ثبت و ارائه این آثار در دبیرخانه کرسیهای نظریهپردازی، دانشگاهها و پژوهشگاههای مختلف، نشاندهنده ظرفیت گسترده کشور برای ورود جدیتر به این عرصه است.
ستوده با اشاره به تجربه تدوین نظریهای در حوزه روابط بینالملل اظهار کرد: پیشتر درباره نظریه متعالیه در روابط بینالملل کار کرده و بخشی از مباحث آن را ارائه کردهایم. استادان روابط بینالملل در ایران که این نظریه را بررسی کردهاند، آن را واجد نوآوری دانستهاند و این موضوع نشان میدهد ظرفیت ارائه ایدههای جدید در این حوزه وجود دارد.
وی با اشاره به اهمیت روزافزون بحث تمدن در روابط بینالملل افزود: در شرایط کنونی که موضوع تمدن در مباحث روابط بینالملل اهمیت زیادی پیدا کرده است، میتوان در کنار آن، مفهوم دیگری را نیز وارد ادبیات نظریهپردازی کرد و آن مفهوم «حکمت» است. بحث تمدن همچنان جای کار فراوان دارد، اما حکمت نیز میتواند بهعنوان یک مبنای نظری در تولید اندیشه و نظریههای روابط بینالملل مورد توجه قرار گیرد.
رئیس دانشکده مطالعات تاریخی، سیاسی و منطقهای دانشگاه باقرالعلوم(ع) ادامه داد: اخیراً درباره حکمت در سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران نیز مطالعه و بحث کردهام و به این نتیجه رسیدهام که ورود مفهوم حکمت به این حوزه، حتی ماهیت و جنس سیاست خارجی را تغییر میدهد. از این منظر، حکمت میتواند زیربنایی نظری و تئوریک برای تولید اندیشه و نظریهپردازی در عرصه سیاست خارجی باشد.
انتهای پیام