در تاریخ اسلام، روزهایی رقم خورد که مظلومیت خاندان پیامبر(ص) را در حافظه تاریخ برای همیشه ماندگار کرد. رحلت پیامبر اکرم(ص) و حوادث تلخ پس از آن، بهویژه آنچه بر حضرت فاطمه زهرا(س)، دختر گرامی رسول خدا(ص)، گذشت، از مقاطع حساس و تأملبرانگیز تاریخ اسلام است؛ بانویی که جایگاه والای او در کلام پیامبر(ص) تجلی یافته و نامش با فضیلت، پاکی و مظلومیت پیوند خورده است.
با وجود گذشت قرنها، درباره برخی رخدادهای مربوط به حضرت زهرا(س)، روایتها و برداشتهای متفاوتی مطرح است و گاه مطالبی بدون بررسی دقیق پیشینه تاریخی و اعتبار اسناد، در فضای رسانهای بازنشر میشود؛ ازاینرو، واکاوی این گزارشها و سنجش آنها بر پایه منابع تاریخی و حدیثی، میتواند در روشن شدن ابعاد مختلف این مقطع از تاریخ اسلام و پاسخگویی مستدل به پرسشها و شبهات مطرحشده مؤثر باشد.
در همین راستا، ایسنا قم بر آن شده است تا در یادداشتی به قلم آیتالله محمدجعفر طبسی کارشناس تاریخ اسلام و استاد درس خارج حوزه علمیه قم، به بررسی شبهه «حقیقت نداشتن آتش زدن خانه حضرت زهرا (س)» در ایام فاطمیه بپردازد و با تکیه بر منابع تاریخی و روایی، پاسخهایی مستند به این پرسش ارائه کند. در ادامه، متن این یادداشت را میخوانیم:
میگویند که سوزاندن خانه حضرت زهرا(س) یک مسئله ساختگی است و چنین چیزی در تاریخ ثابت نشده است؛ بلکه تهدید به سوزاندن خانه آن حضرت نیز صحیح نیست و شیعیان آن را جعل کردهاند و هیچ اثری از آن در منابع اهل سنت وجود ندارد.
پاسخ شبهه
جواب شبهه این است که موضوع، آنگونه که آنان میگویند نیست. زیرا تاریخنگار معروف، طبری(م ۳۱۰ ق)، در این باره ثبت کرده است: «عمر بن خطاب به خانه علی(ع) آمد. در آنجا طلحه و زبیر و شماری از مهاجرین حضور داشتند. او گفت: به خدا سوگند، یا برای بیعت از خانه بیرون بیایید، یا خانه را آتش میزنم!»(تاریخ طبری: ج۲ ص ۲۳۳)
ابن قتیبه نیز روایت کرده است: «ابوبکر به گروهی که از بیعت با وی تخلّف کرده بودند، رسیدگی کرد و عمر را به سوی آنها فرستاد. عمر به نزد آنان آمد و صدایشان کرد؛ ولی آنان از بیرون آمدن از خانه علی(ع) امتناع کردند. وی هیزم طلبید و گفت: سوگند به کسی که جان عمر در دست اوست، یا باید بیرون بیایید، یا همه کسانی را که در خانه هستند، به آتش میکشم. به او گفتند: ای ابوحفص! فاطمه در این خانه است! او گفت: حتی اگر فاطمه هم باشد!»(الامامه و السیاسه: ج ۱ ص ۱۹)
شاید کسی اشکال کند و بگوید که این متون و امثال آنها بر وقوع آتشسوزی دلالتی ندارند، بلکه فقط تهدید به آتش زدن را بیان میکنند. آتش زدن، یک چیز است و تهدید به آن، چیز دیگری است. پس این که خانه آن حضرت را آتش زدند، اثبات نمیشود.
در پاسخ این اشکال میگوییم: برفرض که بپذیریم آتش زدن خانه رخ نداده است، ولی باید دید خانهای که براساس روایات، به اندازهای اهمیت داشته که پیامبر اکرم(ص) هیچگاه بدون اجازه وارد آن نمیشدند، چگونه تهدید به آتش زدن میشود!
ابن عساکر دمشقی شافعی(م ۵۷۱ ق) در کتاب تاریخ خود، با سندی از عمران بن حصین روایت کرده است که پیامبر(ص) به او فرمود: «آیا همراه من نمیآیی تا به دیدار فاطمه برویم؟ زیرا او بیمار است.» گفتم: آری. پس همراه ایشان حرکت کردیم. هنگامی که به در خانه ایشان رسیدیم، پیامبر سلام کرد و اجازه ورود خواست. سپس فرمود: «آیا من و کسی که همراه من است، وارد شویم؟» فاطمه(س) یاسخ داد: «بله، پدرجان»(تاریخ دمشق: ج ۴۵ ص ۱۰۳)
تهدید به سوزاندن خانهای برتر از خانههای پیامبران
سیوطی شافعی(م٩١١ ق) در تفسیر آیه «فی بُیوتِ أَذِنَ اللّه أَن تُرفَعَ وَیُذْکَرَ فِیْهَا المسعَا»(سوره نور/ آیه ۳۶) ازابن مردویه واو از انس بن مالک و بُرَیده روایت کرده است که: پیامبراکرم(ص) آیه «فی بُیوتٍ أذِنَ اللّٰه أَن تُرفَعَ وَیُذکَرَ فیهَا اسْمُهُ یُسَبِّحُ لَهُ فیها بِالْعُدَوَقَ الْآصالِ؛ در خانههایی که خداوند اذن داده است که رفعت یابند و نام او در آنها ذکر شود و صبح و شام درآن تسبیح او گویند» را تلاوت نمود. در این هنگام، مردی برخاست و پرسید: ای رسول خدا! این خانهها کداماند؟ فرمود: «خانههای پیامبران». سپس ابوبکر برخاست و پرسید: ای رسول خدا! آیا این خانه(خانه علی و فاطمه) نیزاز آنهاست؟ پیامبر(ص) فرمود: «آری و از بهترین آنهاست».
آری، واقعیّت این است خانهای را که پیامبر(ص) در برابر آن میایستاد و آیه تطهیر را تلاوت مینمود، تهدید کردند. ابن عساکر دمشقی شافعی(م٥٧١ ق) در کتاب خود با سندش ازابو سعید خُدری روایت کرده هنگامی که این آیه نازل شد: «وَأُمُر أهلَیَ بِالصَّلاةِ وَاضْطَبِر عَلَیها؛ و خانوادهات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیبا باش»(سوره احزاب/ آیه ۱۳۲)، پیامبر خدا(ص) به مدت هشت ماه، هر صبح به درِ خانه علی(ع) میآمد و میفرمود: «الصلاة رحمکم الله؛ نماز بگزارید. خداوند شما را رحمت کند.» و سپس آیه تطهیر را تلاوت میفرمود: «إِنَّما یُریدُ اللَهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرجسَ أَهلَ البَیتِ وَیُطهِرَکُم تَطهیرَا؛همانا خداوند اراده کرده است تا پلیدی را از شما اهل بیت بزداید و شما را پاک گرداند».
همچنین با سند خود از ابوحمراء نقل کرده که گفت: من هفت ماه در مدینه اقامت کردم(که گویی یک روز بود). پیامبر خدا(ص) هر صبح به در خانه فاطمه(س) میآمد و میفرمود: «الصلاة! (إنَّما یُریدُ اللَّهُ لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أَهلَ الْبَیتِ وَیُطَهرَکُم تَطهِیرًا، نماز! (همانا خداوند اراده کرده است تا پلیدی را از شما اهلبیت بزداید و شما را پاک سازد)».
در روایت دیگری ازابوحمراء آمده است: پیامبر(ص) را به مدّت نُه ماه همراهی کردم. حاکم نیشابوری(م ۴۰۵ ق) به نقل ازانس بن مالک روایت میکند که پیامبر اکرم(ص) به مدّت شش ماه هرگاه برای نماز صبح خارج میشد، از کنار درِ خانه فاطمه(س) میگذشت و میفرمود: «نماز، ای اهل بیت!» وآیه «إنَّما یُریدُ اللّه لِیُذهِبَ عَنکُمُ الرِّجسَ أَهلَ الْبَیتِ وَیُطَهِرَکُم تَطهِیرًا» را تلاوت میکرد.
حاکم نیشابوری، این حدیث را صحیح دانسته و آن را براساس شرایط کتاب صحیح مسلم قرار داده است، در حالی که هر دو، حاکم و ذهبی، بر صحّت آن تأکید کردهاند.( المستدرک علی الصحیحین: ج ۳ ص ۱۲۲)
این روایت نشان میدهد که خانه حضرت فاطمه(س) جنان جایگاه والایی دارد که حتّی بر خانههای پیامبران برتراست. با این حال، برخی جسارت کردند و آن را به آتش زدن تهدید نمودند، آیا چنین رفتاری با مکانی که پیامبر(ص) آن را از برترین خانههای الهی شمرده، توجیه پذیراست؟!
تأمّلی کوتاه
در این جا چند سؤال از حاکم نیشابوری و حافظ ذهبی که هر دو خود ناقد حدیثند، مطرح میشود:
• چرا پیامبرخدا(ص) این آیه خاص را از میان آیات قرآن انتخاب نموده است؟
• چرا پیامبر(ص) این خانه را از میان صدها خانهای که در مدینه وجود داشت، انتخاب کرده است؟
•چرا این کار، در زمان نماز و دراین لحظه خاص انجام شده است؟
تمام پرسشهای یاد شده، نیاز به پاسخی قانع کننده دارند و پیروان مکتب خلفا باید به این سؤالات پاسخ گویند.
آلوسی در بیان حادثه آتش زدن خانه حضرت علی(ع) نقل میکند: هنگامی که علی(ع) از پاسخ دادن به درخواست بیعت با خلیفه أوّل خودداری کرد، عُمَر خشمگین شد و به درِ خانه علی(ع) آتش افکند و وارد خانه شد. دراین هنگام، فاطمه(س) مقابل او قرار گرفت و با صدای بلند فریاد زد: «ای پدر، ای رسول خداا». سپس عمر شمشیر خود را که درغلاف بود، بلند کرد و به پهلوی فاطمه ضربه زد که موجب آسیب رسیدن به جنین ایشان شد. همچنین با تازیانه به سینه فاطمه(س) ضربه زد واو با صدای بلند فریاد زد: «ای پدر». علی(ع) یقه عمر را گرفت و او را تکان داد و به صورت و گردنش ضربه زد.
آلوسی همچنین نقل میکند که عمر به علی(ع) گفت: بیعت کن. علی(ع) پاسخ داد:«اگر نکنم،چه؟». عمر گفت: «به خدا، گردنت را میزنم!» علی(ع) در پاسخ گفت: «به خدا، دروغ میگویی، ای پسرصهاک! تو توانایی این کار را نداری. تو حقیرتر و ضعیفتری از آنی که بتوانی چنین کاری را انجام دهی».(روح المعانی: ج۳ ص ۱۲۴)
متن آلوسی، یکی از قویترین شواهد و دلایل و پاسخ برای کسانی است که میپرسند: چرا امیرمؤمنان علی(ع) هنگامی که به خانهاش هجوم آوردند، از حضرت زهرا(س) دفاع نکرد؟ این متن همچنین به صراحت، به آتش زدن خانه حضرت زهرا(س) دلالت دارد. ابن قتیبه(م ۲۲۶ ق) در این باره مینویسد: «آنها علی(ع) را از خانه بیرون آوردند و او را نزد ابوبکر بردند. به او گفتند: بیعت کن. علی(ع) پرسید: اکَر بیعت نکنم، چه میکنید؟ گفتند: به خداوندی که جز او خدایی نیست، گردنت را میزنیم. علی(ع) پاسخ داد: آیا میخواهید بنده خدا و برادر رسولش را به قتل برسانید؟ عمر گفت: بنده خدا، بله؛ امّا برادر رسولش، نه!»(الامامه و السیاسه: ج ۲ ص ۲۰)
شبهه رضایت حضرت زهرا(س) از خلیفه در اواخر عمر
یکی از شبهههایی که در ایّام شهادت حضرت زهرا(س) به آن دامن زده میشود، این است که ایشان در اواخر عمر خود، از خلیفه اوّل راضی شد و روابط میان آنها عادی گردید. ابن سعد نقل کرده است که عبداللّٰه بن نُمَیر، از اسماعیل بن ابی خالد، از عامر روایت کرده که ابوبکر در هنگام بیماری حضرت زهرا(س) به خانه ایشان آمد و اجازه ورود خواست. علی(ع) به حضرت زهرا(س) گفت: «ابوبکر پشت در است. آیا میخواهی به او اجازه بدهی». حضرت زهرا(س) پرسید: آیا این کار به نظر شما پسندیده است؟ علی(ع) پاسخ داد: «بله». سپس ابوبکر وارد شد و از حضرت زهرا(س) عذرخواهی کرد و با ایشان صحبت کرد و حضرت زهرا(س) از او راضی شد. (الطبقات الکبری: ج ۸ ص ۲۷ چاپ بیروت)
پاسخ شبهه
مشکل اصلی این روایت، ارسال آن است؛ زیرا وفات عامر- که یکی از راویان این روایت و به «شعبی» معروف است. در سالهای ۱۰۴،١٠٣ یا ١٠٥ هجری ذکر شده و این به معنای آن است که وی، در زمان خلافت خلیفة دوم متولّد شده و خودش شاهد ماجرا نبوده است. بیهقی به صراحت، ارسال این روایت را تأیید کرده است.
از سوی دیگر، متن این روایت با روایت محمّد بن اسماعیل بخاری(م ۲۵۶ ق) در تضاد است. بخاری در کتاب صحیح خود نقل میکند که ابوبکر از دادن فدک به حضرت فاطمه(س) خودداری کرد و ایشان از این موضوع ناراحت شد و تا زمان وفاتش با ابوبکر سخن نگفت و او را ترک کرد.(صحیح البخاری: ج ۵ ص ۸۲)
واژه «الوجد» در زبان عرب، به معنای خشم و غضب است. ابن منظور افریقی(م٧١١ ق) میگوید: «وجد علیه» در معنای خشم به کار میرود و از آن افعالی مانند «یجد»، «یجدُ» و مشتقّاتی مانند «وجداً»، «وجدةً»، «موجدةً» و «وجداناً» به معنای غضب استفاده میشود. بنابراین، این واژه به صراحت بر عدم رضایت حضرت زهرا(س) از خلیفه اوّل دلالت دارد.
واژه «فهجرته» دلیل دیگری برعدم رضایت حضرت زهرا(س) در اواخر عمرشان است. این کلمه به معنای ترک سخن گفتن و در مقابل ارتباط و وصل است.
جمله «فلم تُکلّمه» دلیل دیگری برعدم رضایت حضرت فاطمه(س) ازابوبکراست. بنابراین چگونه میتوان میان این موضوع و ادّعای «رضایت» حضرت زهرا(س) از خلیفه جمع کرد؟
بیان ابن قتیبه دینوری
ابن قتیبه(م ۲۷۶) میگوید: حضرت فاطمه از ابوبکر میراث پدرش رسول خدا(ص) را مطالبه کرد؛ امّا وقتی به او چیزی داده نشد، سوگند خورد که هرگز با او سخن نگوید و وصیّت کرد که شبانه دفن شود تا ابوبکر در مراسم دفن او حاضر نشود. بنابراین، او را شبانه دفن کردند.
آیا میتوان میان «رضایت» و این عبارت «که حضرت سوگند خورد که هرگز با او سخن نکوید» جمع کرد؟ آیا ممکن است کسی از شدّت ناراحتی سوگند بخورد که با شخصی سخن نگوید؛ ولی از سوی دیگر از وی راضی باشد؟ آیا چنین چیزی ممکن است؟! و آیا تناقض در گفتار نیست؟!
انتهای پیام