چند دختر نوجوان ۱۳ تا ۱۴ ساله در آموزشگاه زبان پیش از برگزاری امتحان مضطرب بودند، بعضی گریه میکردند و نگرانی از نتیجه آزمون در رفتارشان آشکار بود. این صحنه برای والدینی که همراه فرزندانشان بودند، اتفاق تازهای نبود. آنها میگفتند این وضعیت تقریباً در هر دوره امتحان تکرار میشود و بهتدریج به بخشی از زندگی خانواده تبدیل شده است.
اما آیا قرار است نگرانی و فشار روانی، جزئی جداییناپذیر از دوران دانشآموزی باشد؟ آیا مدرسه و نظام آموزشی، در کنار آموزش درسها، به اندازه کافی به آرامش روانی و شرایط فردی دانشآموزان توجه میکنند؟
گفتوگو با چند دانشآموز در مقاطع مختلف تحصیلی نشان میدهد اضطراب آنها فقط به امتحان و نمره محدود نیست و گاهی نگرانیهای اقتصادی خانواده، دشواری دسترسی به آموزش و تصور مبهم از آینده نیز بر آن سایه میاندازد.
علی دانشآموز پایه دوازدهم، از نگرانی درباره وضعیت اقتصادی خانواده و آیندهای میگوید که به تصور او ممکن است از شرایط امروز نیز دشوارتر باشد. او نگران است در سالهای پیش رو، با مشکلات بیشتری روبهرو شود و نتواند آینده روشنی برای خود بسازد. این نگرانی در گفتوگو با چند دانشآموز دیگر نیز به شکلهای مختلف تکرار میشود؛ گویی بخشی از دغدغههای آنان از همین حالا فراتر از مدرسه و درس رفته و به شرایط زندگی و آینده گره خورده است.
محمد دانشآموز پایه دهم، حجم مطالب درسی و فرصت محدود برای یادگیری را از عوامل فشارزا میداند. به گفته او، دشواری برخی درسها و امتحانات، در کنار کمبود زمان برای مطالعه و تمرکز، شرایطی ایجاد میکند که گاهی فرصت یادگیری عمیق را از دانشآموز میگیرد.
سپهر دانشآموز پایه دهم، نیز وقفهها و درگیریهای سال تحصیلی گذشته را از عواملی میداند که باعث عقبماندگی درسی شده است. او میگوید جبران مطالبی که در آن دوره بهدرستی آموزش داده نشده، در ادامه سال تحصیلی آسان نیست و همین مسئله فشار بیشتری به دانشآموزان وارد میکند.
یکی دیگر از دانشآموزان از نحوه اعلام تکالیف و زمانبندی آنها گلایه دارد. به گفته او، گاهی برخی معلمان تکالیف را با تأخیر اعلام میکنند و تنها چند روز پیش از موعد تحویل، حجم زیادی از تمرینها را از طریق سامانه شاد در اختیار دانشآموزان قرار میدهند. او به نمونهای اشاره میکند که برای چهار درس، ۲۲ صفحه تکلیف در مدتزمانی محدود اعلام شده بود؛ شرایطی که برنامهریزی را دشوار میکند و دانشآموز را به انجام شتابزده تکالیف و مطالعه حفظی سوق میدهد. پیشنهاد او این است که تکالیف بهصورت منظم و هفتگی اعلام شوند تا دانشآموز فرصت کافی برای انجام آنها داشته باشد.
آموزش مجازی؛ دغدغهای فراتر از کلاس درس
برای دانشآموزانی که خود را برای کنکور آماده میکنند، دسترسی به آموزش نیز به یکی از منابع نگرانی تبدیل شده است. یکی از این دانشآموزان میگوید در کلاسهای آنلاین کنکور شرکت میکند، اما ضعف اینترنت و آنتندهی گاهی حتی دسترسی به فایلهای آموزشی ذخیرهشده را نیز دشوار میکند. او نگران است در نتیجه این اختلالها از برنامه مطالعاتی خود عقب بماند.
دانشآموز دیگری که بخشی از آموزش و مطالعهاش را با تلفن همراه دنبال میکند، از قطعی برق بدون اطلاع قبلی و تأثیر آن بر برنامهریزی درسی میگوید. به گفته او، تهیه ابزارهای مورد نیاز برای آموزش مجازی، از جمله تلفن همراه، لپتاپ و شارژر، هزینهای سنگین برای خانوادهها دارد و همه دانشآموزان از امکانات یکسانی برخوردار نیستند.
این مشکلات در مناطق روستایی شکل دیگری پیدا میکند. یک دانشآموز پایه دوازدهم از روستایی در شهرستان مشگینشهر میگوید در محل زندگی او مدرسه متوسطه اول و دوم وجود ندارد و برای ادامه تحصیل باید مسافت زیادی را طی کند. او به تجربه نرسیدن به جلسه امتحان به دلیل برف و یخبندان اشاره میکند و معتقد است هنگام تصمیمگیری برای تعطیلی مدارس، باید وضعیت راههای روستایی، بهویژه مسیرهای دورتر، نیز در نظر گرفته شود.
در کنار این مسائل، خانوادهها نیز با دشواریهایی برای همراهی تحصیلی فرزندانشان روبهرو هستند. یکی از والدین میگوید دانشآموزان پس از بازگشت از مدرسه، ساعتها برای انجام تکالیف وقت صرف میکنند، اما همه خانوادهها به دلیل اشتغال، مشکلات مالی و مسئولیتهای روزمره فرصت و توان یکسانی برای همراهی با فرزندان خود ندارند. از نگاه او، نمیتوان انتظار داشت همه دانشآموزان در شرایط خانوادگی مشابهی درس بخوانند و از حمایت یکسانی برخوردار باشند.
اضطراب در سالهای ابتدایی هم دیده میشود
این نگرانیها تنها به دانشآموزان دوره متوسطه محدود نمیشود. خانم اسلامی، مشاور یکی از مدارس ابتدایی، با اشاره به مشاهدات خود از رفتار کودکان در زنگهای تفریح میگوید اضطراب ناشی از ناآشنایی با محیط مدرسه در سالهای نخست تحصیل، در برخی دانشآموزان حتی در پایههای بالاتر نیز دیده میشود.
به گفته او، در سالهای ابتدایی، ورود به محیطی تازه و آشنایی با فضای مدرسه میتواند برای کودکان اضطرابآور باشد؛ با این حال، در پایههای چهارم و پنجم نیز همچنان نشانههایی از این نگرانی مشاهده میشود. او میگوید در زنگ تفریح، تعداد محدودی از دانشآموزان با شور و نشاط در حیاط مدرسه بازی میکنند، در حالی که بسیاری از کودکان ترجیح میدهند تنها قدم بزنند یا گوشهای بایستند. از نگاه این مشاور، اضطراب کودکان را نمیتوان صرفاً به محیط مدرسه نسبت داد و عوامل مختلفی در شکلگیری آن نقش دارند.
یک آموزگار پایه دوم ابتدایی نیز تراکم بالای دانشآموزان در کلاس را از موانع توجه کافی به نیازهای فردی کودکان میداند. به گفته او، تعداد زیاد دانشآموزان باعث میشود معلم نتواند به کودکانی که آرامتر هستند یا نشانههایی از اضطراب دارند، به اندازه کافی توجه کند. این آموزگار معتقد است اضطراب برخی کودکان لزوماً ناشی از دشواری درسها نیست و فضای کلاس، قوانین مدرسه و شیوه برخورد با دانشآموزان نیز میتوانند در ایجاد یا تشدید آن مؤثر باشند.
یکی از مادران نیز از تجربه فرزند کلاس اولی خود در مواجهه با یک تهدید انضباطی در مدرسه میگوید. به گفته او، زمانی که دانشآموزان کلاس شلوغ کرده بودند، ناظم مدرسه وارد کلاس شده و به همه دانشآموزان هشدار داده بود که در صورت ادامه شیطنت، آنها را به انباری میبرد و در آنجا را قفل میکند. این تهدید هرگز عملی نشده بود، اما به گفته مادر، ترس زیادی در فرزندش ایجاد کرده بود؛ بهگونهای که کودک گریه میکرد و تمایلی به رفتن به مدرسه نداشت.
این تجربه، در کنار روایت آموزگار از شرایط کلاس و مشاهدات مشاور مدرسه، یادآور این نکته است که احساس امنیت روانی دانشآموزان فقط به محتوای کتابها و دشواری درسها وابسته نیست؛ رفتار بزرگسالان و شیوه اداره محیط آموزشی نیز میتواند بر تجربه کودکان از مدرسه اثر بگذارد.
اضطراب مدرسه و پیامدهای آن در پژوهشها
نگرانیهایی که دانشآموزان و خانوادههایشان از آن سخن میگویند، در مطالعات علمی نیز مورد توجه قرار گرفته است. در پژوهشی با عنوان «پیشبینی عاطفه منفی به مدرسه، انگیزش تحصیلی و تعللورزی تحصیلی بر اساس اضطراب مدرسه دانشآموزان مقطع متوسطه شهر اردبیل» که علی رضایی شریف، طوبی مألوفی و زینب قمری انجام دادهاند، رابطه اضطراب مدرسه با برخی جنبههای تجربه تحصیلی دانشآموزان بررسی شده است.
این پژوهش در سال تحصیلی ۱۴۰۲-۱۴۰۳ و با مشارکت ۳۷۴ دانشآموز دوره متوسطه دوم شهر اردبیل انجام شده است. در این مطالعه، اضطراب مدرسه در ابعادی از جمله اضطراب امتحان، ترس از ابراز وجود، واکنشهای جسمانی و ضعف اعتمادبهنفس بررسی شده است.
نتایج پژوهش از ارتباط اضطراب مدرسه با عاطفه منفی نسبت به مدرسه و تعللورزی تحصیلی حکایت دارد و نشان میدهد میان اضطراب مدرسه و انگیزش تحصیلی رابطه معکوس وجود دارد. به بیان دیگر، اضطراب مدرسه میتواند با نگرش منفیتر به محیط آموزشی و کاهش انگیزه تحصیلی همراه باشد.
از سوی دیگر، نقی دشتی، رئیس اداره مشاوره دانشگاه علوم پزشکی اردبیل، در گفتوگویی با مفدا درباره فشارهای زندگی مدرن، پیامد بحرانهای سالهای اخیر، سلامت روان و تابآوری جوانان سخن گفته است. هرچند این گفتوگو مشخصاً به اضطراب امتحان نمیپردازد، اما به زمینه گستردهتری اشاره دارد که نگرانیهای تحصیلی دانشآموزان نیز میتواند در بستر آن شکل بگیرد؛ شرایطی که در آن فشارهای اجتماعی و اقتصادی، آرامش روانی نسل جوان را تحت تأثیر قرار میدهد.
غربالگری و مراکز مشاوره؛ خدمات تا چه اندازه در دسترساند؟
در حوزه آموزشوپرورش نیز طرحها و خدماتی برای شناسایی و رسیدگی به مسائل روانی و رفتاری دانشآموزان پیشبینی شده است. سید اردشیر رشیدی آلهاشم، مدیرکل آموزشوپرورش استان اردبیل، اردیبهشتماه امسال اعلام کرده بود ۹۳ درصد دانشآموزان استان در غربالگری طرح نماد مشارکت داشتهاند. این آمار بیانگر میزان مشارکت در فرایند غربالگری است و بهتنهایی نشاندهنده میزان شیوع اضطراب یا رفع مشکلات شناساییشده نیست.
پرویز اصغری، معاون پرورشی و فرهنگی آموزشوپرورش استان اردبیل، نیز از فعالیت ۲۰ مرکز مشاوره و خدمات روانشناختی در مناطق و نواحی استان خبر داده و گفته است این مراکز در زمینه مسائل تحصیلی، تربیتی و رفتاری، خدمات حضوری و تلفنی ارائه میکنند. به گفته او، خط ملی نماد با شماره ۱۵۷۰ نیز برای ارائه خدمات مشاورهای در دسترس دانشآموزان و خانوادهها قرار دارد.
با این حال، موضوع کمبود نیروی متخصص همچنان یکی از چالشهای این حوزه است. پروانه رضاقلیزاده، مدیرکل دفتر امور اجتماعی و فرهنگی استانداری اردبیل، پنجم آبانماه امسال در بازدید از مراکز مشاوره دانشآموزی، کمبود نیروی مشاور در مدارس و محدودیتهای کاری مشاوران مراکز تخصصی را از مشکلات موجود دانست و بر ضرورت تأمین نیروی متخصص و تقویت طرح نماد تأکید کرد.
در کنار این آمار و برنامهها، پرسشهایی درباره دسترسی واقعی دانشآموزان به خدمات مشاوره همچنان باقی است: چند خانواده از فعالیت این مراکز و شیوه مراجعه به آنها اطلاع دارند؟ چه تعداد از دانشآموزان از خدمات مستمر مشاوره استفاده میکنند و چه شواهدی از اثربخشی این خدمات در کاهش اضطراب آنها وجود دارد؟ اعلام تعداد مراکز و میزان مشارکت در غربالگری، بهتنهایی به معنای حل مسئله نیست؛ بهویژه آنکه خود مسئولان نیز از کمبود نیروی مشاور سخن میگویند.
آرامش روانی، بخشی از حق دوران دانشآموزی است
دوران کودکی و نوجوانی قرار است فرصتی برای یادگیری، تجربه کردن، کشف تواناییها و ساختن رؤیاهای آینده باشد؛ نه زمانی برای تحمل مداوم ترس از امتحان، نگرانی از وضعیت معیشت خانواده و اضطراب از فردایی نامعلوم. اضطرابی که در این سالها شکل میگیرد، اگر بهموقع دیده و برای آن چارهاندیشی نشود، ممکن است در سالهای بزرگسالی نیز همراه فرد بماند و بر روابط، انتخابها، اعتمادبهنفس و کیفیت زندگی او سایه بیندازد.
بنابراین مسئله فقط آرام کردن دانشآموز پیش از امتحان نیست؛ مسئله این است که چرا کودکی و نوجوانی باید با چنین حجم سنگینی از نگرانی سپری شود. کاهش فشارهای غیرضروری آموزشی، توجه به تفاوتهای فردی دانشآموزان، فراهم کردن محیط امن در مدرسه و دسترسی مؤثر به خدمات مشاوره، بخشی از اقداماتی است که میتواند به بازگشت آرامش به این دوران کمک کند. اضطراب نباید از نیمکت مدرسه آغاز شود و تا پایان زندگی همراه انسان بماند.
انتهای پیام