معصومه قرهداغی، دانشیار و مدیرگروه تاریخ، در این نشست با بررسی ساختار حکمرانی قرهقویونلوها، اظهار کرد: این حکومت حدود ۱۲۰ سال در آذربایجان و مناطق گستردهای از ایران و آناتولی قدرت داشت و در دورهای همزمان با حکومت تیموریان و جلایریان شکل گرفت.
وی ادامه داد: قرهقویونلوها در ابتدا با حمایت از قدرتهای سیاسی موجود و مشارکت در منازعات آن دوره، به دنبال کسب قلمرو و تقویت جایگاه خود بودند و در ادامه توانستند حکومت مستقلی تشکیل دهند.
وی با اشاره به نقش فرمانروایانی همچون قرا یوسف، محمد و جهانشاه در توسعه و تثبیت این حکومت، افزود: قرهقویونلوها علاوه بر توان نظامی، از ظرفیتهای اقتصادی و سیاسی مناطق تحت سلطه خود نیز بهره میبردند. تبریز به دلیل موقعیت جغرافیایی و جایگاه تجاری، یکی از مهمترین مراکز مورد توجه این حکومت بود و کنترل آن میتوانست درآمد قابل توجهی از تجارت، صادرات، واردات و دریافت مالیات فراهم کند.
قرهداغی با بیان اینکه سلطانیه و گرجستان نیز از دیگر مناطق مهم و راهبردی برای قرهقویونلوها بودند، گفت: این حکومت برای گسترش قلمرو و تقویت قدرت خود، از مناسبات سیاسی با حکومتهای دیگر، از جمله تیموریان و عثمانی، بهره میگرفت. استفاده از نیروی سوم در برابر قدرتهای رقیب، یکی از راهبردهای سیاست خارجی آنها بود که البته همواره نتیجه مطلوبی به همراه نداشت.
وی همچنین مشروعیت سیاسی و مذهبی را از دیگر ابزارهای حکمرانی قرهقویونلوها دانست و اظهار کرد: این حکومت با وجود گرایش رسمی به مذهب تسنن، توجه ویژهای به شعائر مذهبی و شخصیتهای مورد احترام شیعیان داشت. بهرهگیری از میراث سیاسی ایلخانان و برقراری پیوند با خاندانهای صاحب نفوذ نیز در راستای تقویت مشروعیت حکومت انجام میشد.
وی با اشاره به ساختار ایلی و طایفهای قرهقویونلوها، خاطرنشان کرد: وابستگی قدرت نظامی به همراهی طوایف مختلف و نبود ارتش منظم با حقوق ثابت، از تفاوتهای مهم این حکومت با امپراتوری عثمانی بود. همچنین تقسیم قلمرو میان شاهزادگان و اختلافات بر سر جانشینی، زمینه تضعیف ساختار سیاسی و در نهایت فروپاشی حکومت را فراهم کرد. به گفته وی، برخلاف عثمانی که بهتدریج نهادهای اداری و نظامی پایدارتری ایجاد کرد، ساختار حکمرانی قرهقویونلوها بیش از اندازه به شخصیت فرمانروایان وابسته بود.
در ادامه این نشست، علی نعمتی بابایلو، دانشیار مرمت اشیای فرهنگی و تاریخی، با بررسی سنت طراحی و فنون کاشیکاری در دوره ترکمانی، اظهار کرد: هنر دوره ترکمانی را نمیتوان صرفاً ذیل هنر تیموری تعریف کرد؛ چراکه این جریان هنری از ویژگیهای مستقل برخوردار بوده و در برخی حوزهها، بهویژه کاشیکاری، تأثیر بیشتری بر هنر تیموری گذاشته است.
وی با اشاره به جایگاه تاریخی مسجد کبود در معماری ایران، افزود: این بنا بهعنوان یکی از شاخصترین آثار دوره ترکمانی، حاصل شکلگیری و تکامل سنتهای هنری در تبریز است و نباید تصور کرد که چنین شاهکار هنری در قرن نهم هجری بهصورت ناگهانی پدید آمده است.
وی بیان کرد: کاشیهای بهدستآمده از کاوشهای مسجد استاد و شاگرد، مسجد سیدحمزه و چهارمنار تبریز نشان میدهد که سنت کاشیکاری در این شهر از قرن هشتم هجری رواج داشته است.
نعمتی بابایلو با اشاره به حضور استادکاران تبریزی در مناطق مختلف ایران و آناتولی، تصریح کرد: نمونههایی از آثار این هنرمندان در بناهایی در سمرقند، بخارا و آناتولی نیز دیده میشود. همچنین برخی کاشیها و آثار دارای امضای استادکاران تبریزی هستند که نشاندهنده نقش این هنرمندان در انتقال و گسترش دانش فنی کاشیکاری است.
وی با تشریح انواع کاشیهای بهکاررفته در مسجد کبود، گفت: کاشی معرق از مهمترین و پیچیدهترین فنون استفادهشده در این بناست که با برش قطعات کوچک و کنار هم قرار گرفتن آنها اجرا میشود. ظرافت برش، تنوع رنگ و دقت در نصب، از ویژگیهای برجسته این کاشیهاست؛ بهگونهای که در برخی نمونهها ضخامت قطعات به حدود یکونیم میلیمتر میرسد.
وی کاشیهای برجسته، تلفیق کاشی و آجر، زراندود و مینایی را از دیگر گونههای مورد استفاده در مسجد کبود برشمرد و توضیح داد: برخی از این فنون پیشینهای چندصدساله دارند و نمونههایی از آنها در بناهای قدیمیتر ایران نیز دیده میشود، اما هنرمندان مسجد کبود با ترکیب و تکامل این شیوهها، به ظرافت و پیچیدگی کمنظیری در طراحی و اجرا دست یافتهاند.
به گزارش ایسنا، نعمتی در پاسخ به پرسشی درباره علت گسترش برخی شیوههای کاشیکاری در مقایسه با معرق، سرعت و هزینه تولید را از عوامل مؤثر در این زمینه دانست و گفت: کاشی معرق به دلیل نیاز به برش جداگانه قطعات، از پرهزینهترین و زمانبرترین روشهای کاشیکاری است؛ ازاینرو، هنرمندان بهتدریج شیوههای سریعتری مانند زیرآبی و هفترنگ را توسعه دادند. این روشها امکان اجرای طرحهای ظریفتر در زمان کمتر و با مشارکت هنرمندان سفالگر را فراهم میکردند.
انتهای پیام