محمود سعیدی رضوانی در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به غلبه روش آموزش سخنرانی و ماهیت یک طرفه یادگیری از استاد به دانشجو، اظهار کرد: روش سخنرانی در کنار مزایای فراوان مانند انتقال حجم انبوهی از اطلاعات در کوتاه مدت و عدم نیاز به زیرساختهای پیچیده، کاستیهایی دارد. از این رو، امروزه تکنیکهای آموزش دیگری از جمله « یادگیری همتا به همتا» مرسوم شده است.
وی افزود: دلایل اثر بخشی این روش به این علت است که برای آموزش یک مطلب به دیگران باید ابتدا دانشجو به درک عمیقی رسیده باشد تا بتواند مفاهیم را به زبان ساده انتقال دهد. از سویی دیگر، دانشجویی که در کلاس از پرسشوپاسخ با استاد خجالت میکشد، میتواند ابهامات خود را به راحتی با همکلاسی در میان بگذارد و مجدداً از او بخواهد که مطلب را برایش توضیح دهد.
این استاد علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد با بیان اینکه یادگیری همتا به همتا به افزایش اعتمادبهنفس و مهارتهای ارتباطی میانجامد، تصریح کرد: هنگامی که دانشجو احساس کند در زمینه توضیح مطالب به دیگران توانمند است، انگیزه درونی و حس شایستگیاش فزونی مییابد. علاوه بر آن، تکرار این فرآیند مهارتهای گفتوگو و ارتباطی فرد را ارتقا میدهد.
سعیدی رضوانی با اشاره به دیدگاه «لو ویگوتسکی» روانشناس برجسته روسی مبنی بر تاثیر تعاملات اجتماعی بر یادگیری، تشریح کرد: این مسئله نشان دهنده این موضوع است که فرهنگ تاثیر مستقیم بر رشد شناختی و یادگیری افراد دارد، زیرا کسانی که در یک محیط فرهیخته دائما با محرکهای آموزشی بصری قرار دارند، رشد شناختی بالاتری را نسبت به بقیه تجربه میکنند.

تغییر نقش استاد از انتقالدهنده به تسهیلگر
وی با اشاره به تغییر جایگاه استاد در الگوی آموزشی همتا به همتا، بیان کرد: نقش استاد در این الگو کمرنگ نمیشود، بلکه ماهیت آن تغییر میکند. امروزه در محیطهای آموزشی، استاد دیگر نقش یک دانشمند را ندارد، بلکه بهعنوان یک «تسهیلگر» عمل میکند که با تیمسازی دانشجویان، هدایت شیوه آموزشی، برنامه ریزی، تعیین اهداف مشخص، ارائه بازخورد و ارزیابی نتایج بستر را برای یادگیری مستقل فراهم میسازد. البته در این شیوه یادگیری، دانشجویان باید همواره رویکردی فعال داشته باشند تا یادگیری مطالب ماندگار شود.
این استاد علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد ادامه داد: در گذشته، دانش همچون چشمهای در بیابان بود که استاد آن را با زحمت در کوزهای گردآوری میکرد و قطرهقطره به دانشجویان میبخشید؛ اما امروزه دانش به دریایی بدل شده که استاد و دانشجو با هم در قایقی مشترک بر روی آن قرار دارند و هر کس، هر مقدار که بخواهد میتواند از آن توشه برگیرد؛ زیرا در عصر حاضر، دانشجویان به انواع کتابها، فضای مجازی، مقالات و ویدیوها، دسترسی دارند.
سعیدی رضوانی با اشاره به تسری الگوی یادگیری همتا به همتا فراتر از محیطهای آکادمیک، تاکید کرد: ریشه این روش را باید در مشاغل کارگاهی جستوجو کرد؛ جایی که نیروی باتجربهتر در حین کار به فرد تازهوارد آموزش میدهد و این تعامل دوسویه به یادگیری متقابل میانجامد. این الگو همچنین در محیط خانواده بهخوبی جریان دارد؛ بهطوریکه بررسیها نشان میدهد ۷۵ درصد از کودکان همسنوسال، مهارتهای گوناگون را به صورت برنامه ریزی نشده از یکدیگر میآموزند.
وی با بیان انعطافپذیری بالای یادگیری همتا به همتا، گفت: این الگو در دوران آموزش مجازی نیز قابل اجرا است و به افزایش زمان کار گروهی دانشجویان میانجامد. همچنین، ترکیب یادگیری همتابه همتا با «آموزش معکوس» که در آن مطالب پیش از کلاس ارائه میشود تا زمان کلاس به بحث و تبادلنظر اختصاص یابد، میتواند به بهترین شکل کاستیها و چالشهای هر دو روش را پوشش دهد؛ به شرطی که این موضوع از سوی دانشجویان جدی گرفته شود و صرفا سرگرمی نباشد.

هوش مصنوعی؛ همتایی برای دانشجویان درونگرا
این استاد علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به نقش هوش مصنوعی به عنوان یک همتا در یادگیری، اظهار کرد: هوش مصنوعی میتواند بهعنوان یک همتا و دستیار اثربخش، بهویژه برای دانشجویان درونگرا عمل کند؛ افرادی که شاید از پرسیدن مکرر سوالات خود خجالت بکشند، اما میتوانند در هر زمان و هر بار که نیاز دارند، از هوش مصنوعی بخواهند مطالب را برایشان توضیح دهد. همچین، این ابزار همیشه در دسترس است و حتی اساتید نیز میتوانند در فرآیند تدریس از آن بهره بگیرند.
سعیدی رضوانی خاطرنشان کرد: از سوی دیگر، تعامل افراطی با هوش مصنوعی میتواند ارتباطات اجتماعی را کمرنگ کند، لذت با هم بودن و کار گروهی را از فرد بگیرد و بهمرور، چشمه خلاقیت و ایدهپردازی انسان را با چالش روبهرو سازد. هیچ شیوه آموزشی بهتنهایی کلید حل تمام چالشهای یادگیری نیست. هر روش آموزشی در کنار مزایای فراوان، معایبی دارد که در شیوه آموزش همتا به همتا، شامل احتمال انتقال اطلاعات نادرست، تأثیر صمیمیت و روابط دوستانه بر روند آموزش و چالش مدیریت زمان میشود که باید به آنها توجه داشت.
این استاد علوم تربیتی دانشگاه فردوسی مشهد با اشاره به اینکه وجود تفاوتهای فردی و سطوح علمی مختلف در کلاسها یکی دیگر از چالشهای مهم یادگیری همتا به همتا است، توضیح داد: این تفاوتها اگرچه گاه چالشبرانگیز است، اما استاد میتواند با بهرهگیری از آنها، این تنوع سطوح را به یک مزیت تبدیل کند؛ به این صورت که دانشجویان قویتر به همکلاسیهای خود آموزش دهند تا فضای آموزشی با پویایی بیشتری پیش برود.
انتهای پیام