حجت الاسلام و المسلمین امیرعلی حسنلو یادداشتی با عنوان «یومالله سیزده آبان؛ سه رویداد، یک هویت» را در اختیار ایسنا قرار داده است که متن آن از نظر میگذرد:
در فرهنگ قرآنی و در ادبیات انقلاب اسلامی، «یومالله» روزی نیست که فقط از روی تقویم سر برآورد؛ روزی است که در آن اراده مردم در برابر اراده طاغوت آشکار میشود و مسیر تاریخ یک ملت را تغییر میدهد. سیزده آبان دقیقا از همین جنس روزها است؛ روزی که سه حادثه در سه دوره متفاوت در یک نقطه از تقویم گرد هم آمدهاند و در نهایت یک هویت مشترک ساختهاند.
تبعید امام خمینی(ره) به ترکیه در سیزده آبان ۱۳۴۳، کشتار دانشآموزان تهران در دانشگاه تهران در سیزده آبان ۱۳۵۷ و تسخیر سفارت آمریکا در سیزده آبان ۱۳۵۸ که این سه رویداد در ظاهر بیارتباطاند، اما هر سه یک چیز را هدف گرفته بودند، مقابله با سلطه بیگانگان بر سرنوشت ایران.
به همین دلیل هویت مشترک این سه رخداد «مبارزه با استکبار» تشخیص داده شد و این روز در تقویم رسمی کشور «روز ملی مبارزه با استکبار جهانی» نام گرفت؛ روزی که همزمان «روز دانشآموز» نیز هست و همین همنشینی، معنای خاصی به آن میدهد.
تبعید امام خمینی در ۱۳ آبان ۱۳۴۳؛ نقطه آغاز زنجیره
ریشه سیزده آبان ۱۳۴۳ را باید در «کاپیتولاسیون» جست، کاپیتولاسیون یا حق قضاوت کنسولی، امتیازی است که به اتباع بیگانه مصونیت قضایی میدهد و آنان را از شمول قوانین کشور میزبان مستثنا میکند؛ امتیازی که در ایران نخست با معاهده ترکمانچای به روسیه داده شد و سپس کشورهای استعمارگر دیگر نیز آن را برای خود گرفتند. کاپیتولاسیون در سال ۱۳۰۶ لغو شده بود، اما حکومت پهلوی آن را در پاییز ۱۳۴۲ دوباره زنده کرد، کابینه اسدالله علم، در سیزدهم مهر ۱۳۴۲ و به دستور شاه، لایحه مصونیت قضایی اتباع آمریکایی را در هیئت دولت تصویب کرد.
امام خمینی(ره) چهارم آبان ۱۳۴۳، در مراسمی که به مناسبت میلاد حضرت زهرا(س) در منزلشان برگزار شد، در سخنرانی تاریخی خود مفاسد این لایحه را افشا کردند و با صراحت هشدار دادند که استقلال کشور در خطر است و نُه روز بعد، در سپیدهدم سیزده آبان، مأموران ساواک به سرپرستی رئیس ساواک تهران ایشان را در قم بازداشت کردند و پیش از آنکه آفتاب برآید، با یک فروند هواپیمای نظامی از فرودگاه مهرآباد به ترکیه تبعید شدند.
روایت ویکی امام خمینی از همان بازه زمانی، تبعید امام را در پی اعتراض به لایحه کاپیتولاسیون میداند و امام را «شیطان بزرگ» خواندهشدهای معرفی میکند که پیشرفت نهضت را در بیرون از مرزها ادامه داد و اطلاعیه کوتاه ساواک، لحنی پرمدعا داشت و اعتراض را «تحریکات علیه منافع ملت» خواند؛ اما هیچکس باور نکرد که مسئله با یک تبعید تمام شود. واکنشها سریع بود، تظاهرات در بازار تهران، تعطیلی دروس حوزههای علمیه و ارسال طومار و نامه به مراجع تقلید و سازمانهای بینالمللی.
آیتالله سید مصطفی خمینی نیز در همان روز بازداشت و زندانی شد و بعدها در سیزدهم دی ۱۳۴۳ به ترکیه نزد پدر رفت، امام یازده ماه در ترکیه ماندند؛ اقامت در هتل بلوار پالاس آنکارا، سپس انتقال به خیابان آتاترک و در پایان، بیستویکم آبان همان سال، انتقال به شهر بورسا برای قطع هرگونه ارتباط که سرانجام در سیزدهم مهر ۱۳۴۴ با هماهنگی دولت ترکیه به عراق تبعید شدند؛ تبعیدی که سیزده سال طول کشید و به بستر تازهای برای ادامه نهضت تبدیل شد.
۱۳ آبان ۱۳۵۷؛ روزی که خون دانشآموزان انقلاب را شتاب داد
پس از فاجعه هفدهم شهریور ۱۳۵۷، اعتراضات سراسری ایران به موجی بیبازگشت تبدیل شد که ویژگی بارز این موج، حضور گسترده دانشآموزان بود؛ معلمان نیز پس از اول مهر و آغاز سال تحصیلی، جزو نخستین گروههای کارمندی بودند که همراه دانشآموزان دست به اعتصاب و تظاهرات زدند و دولت جعفر شریفامامی، که خود را «کابینه آشتی ملی» مینامید، در برابر این موج زمینگیر شده بود.
صبح سیزده آبان ۱۳۵۷، دانشآموزان در حالی که مدارس را تعطیل کرده بودند، به سمت دانشگاه تهران راه افتادند و پارادوکس تلخ آن روز این بود که درهای دانشگاه بسته بود و همین درهای بسته به تله مرگ تبدیل شد، هیچکس نتوانست از آتش گلوله بگریزد و یازدهم و دوازدهم آبان، تظاهرات در دانشگاه تهران بدون درگیری تمام شده بود؛ اما آن روز نیروهای ارتش مسیرهای منتهی به دانشگاه را بستند، گاز اشکآور پرتاب کردند و در ادامه از بیرون میلههای دانشگاه به سمت جمعیت شلیک کردند.
آمار شهدا، شاید تکاندهندهتر از خود حادثه باشد و منابع رسمی رژیم، تعداد شهدا را عددی کوچک (در برخی گزارشها ده تا یازده نفر) اعلام کردند، در حالی که شاهدان عینی از شهادت دستکم ۶۵ دانشآموز خبر دادند؛ رئیس پژوهشکده تاریخ معاصر نیز همان عدد ۶۵ نفر را تأیید کرده و افزوده که برخی زخمیها ماهها بعد، حتی پس از پیروزی انقلاب، بر اثر جراحتهای همان روز به شهادت رسیدند و علاوه بر اینها، صدها نفر مجروح شدند و تظاهرات خونین، به گفته همین منبع، شش ساعت ادامه داشت.
واکنش امام خمینی(ره) پیش از حادثه هم آغاز شده بود؛ ایشان در شانزدهم مهر ۱۳۵۷ در پیامی به دانشآموزان، از آنان خواسته بودند که مردم را در اعتصابات حمایت کنند و تا رسیدن به هدف، دست از اعتراض برندارند و حادثه سیزده آبان چنان رسواییآفرین بود که عمر دولت شریفامامی را کوتاه کرد: این دولت که کارنامهاش با حادثه هفدهم شهریور آغاز شده بود، تنها یک روز بعد، در چهاردهم آبان ۱۳۵۷ فروپاشید.
۱۳ آبان ۱۳۵۸؛ تسخیر لانه جاسوسی و انقلاب دوم
سیزده آبان ۱۳۵۸، سفارت آمریکا در تهران برای بار دوم اشغال شد و پیش از آن هم در بیستوپنجم بهمن ۱۳۵۷ گروهی ناشناس سفارت را برای ساعاتی در اختیار گرفته بودند و با گفتوگو آن را ترک کرده بودند؛ اما این بار ماجرا فرق داشت و به دعوت حزب جمهوری اسلامی، مردم برای بزرگداشت روز شهادت دانشآموزان در دانشگاه تهران گرد آمده بودند؛ بخشی از این جمعیت با شعار اللهاکبر به سمت سفارت در خیابان طالقانی راه افتاد و پیشاپیش آنها دانشجویانی بودند که برای تصرف سفارت برنامهریزی کرده بودند، پس از پرتاب گاز اشکآور و مقاومت تفنگداران آمریکایی، دانشجویان در بزرگ سفارت را با قیچی سیمبری پاره کردند و پس از حدود سه ساعت از راه زیرزمین وارد ساختمان شدند.
تصرفکنندگان حدودا ۲۵۰ تا ۴۰۰ تن بودند، عمدتا از دانشگاههای صنعتی شریف، تهران، امیرکبیر و شهید بهشتی و نزدیک به شصت نفرشان دختر بودند که طرح اولیه را سه تن از دانشجویان هسته مرکزی انجمنهای اسلامی پیشنهاد کردند و سرانجام همان جمع، خود را «دانشجویان مسلمان پیرو خط امام» خواندند، نامی که برای این ساختمان انتخاب کردند، پیش از آن در ذهن و زبان مردم بود و بعدها به واژه رسمی تاریخ سیاسی ایران تبدیل شد، «لانه جاسوسی».
در داخل سفارت ۱۵۰ کارمند حضور داشتند؛ ۷۹ کارمند ایرانی بلافاصله آزاد شدند، به فرمان امام چند نفر از زنان و سیاهپوستان نیز آزاد شدند، سه نفر از جمله کاردار در وزارت خارجه ایران پناه گرفتند و شش نفر با کمک سفارت کانادا پنهانی از کشور خارج شدند و در نهایت ۵۲ نفر به مدت ۴۴۴ روز گروگان ماندند، اما آنچه این حادثه را به نقطه عطف تبدیل کرد، فقط گروگانگیری نبود؛ انتشار اسناد ضبطشده در سفارت بود که به گفته منابع ایرانی، شبکهای از توطئهها و دخالتهای آمریکا علیه ایران و سایر کشورها را آشکار کرد و همین اسناد بود که به کار امام خمینی(ره) اعتبار تاریخی داد.
پیامدهای این اقدام در همان هفتههای نخست سنگین بود، رئیس دولت موقت آن را نادرست خواند و وزیر امور خارجه رسما ابراز تأسف کرد، اما امام در چهاردهم آبان با صراحت کار دانشجویان را تأیید کرد و آن را «انقلابی بزرگتر از انقلاب اول» نامید که این اعتماد عمومی، معادلات سیاسی کشور را عوض کرد، مهدی بازرگان در همان دوره استعفا کرد و مسئولیت کشور به شورای انقلاب سپرده شد که سرانجام پس از مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا با میانجیگری الجزایر، گروگانها در سیام دی ۱۳۵۹ آزاد شدند.
اهمیت امروز این روز؛ استکبارستیزی و مسئولیت نسل جوان
اگر بخواهیم اهمیت سیزده آبان را در یک جمله خلاصه کنیم، باید بگوییم این روز اجازه داد که یک ملت، سه بار در دورههای متفاوت، یک اصل واحد را به زبان بیاورد، تصمیم درباره ایران را ایرانی میگیرد که در سال ۱۳۴۳ این حرف در لباس اعتراض به کاپیتولاسیون بیان شد؛ در سال ۱۳۵۷ نوجوانان و دانشآموزان آن را روی آسفالت خیابانهای تهران نوشتند؛ و در سال ۱۳۵۸ سفارتخانهای که نماد نظم تحمیلی بیرونی بود، به صحنه فریاد تبدیل شد.
لایه پنهان هر سه رویداد یکی است: ناسازگاری با تحملی که حاکمیت خود را از حریم قانون کشور مهمتر میداندهمین ویژگی، سیزده آبان را به نمادی برای عدالتخواهی و هوشیاری سیاسی تبدیل میکند. رهبر انقلاب در توصیف عظمت حادثه سال ۵۷ فرمودهاند: «در سال ۵۷ جوانهای ما، نوجوانهای ما، دانشآموزان دبیرستانی ما به عنوان پاکترین و بیآلایشترین قشرها توی میدان آمدند و کشته شدند.» موسی حقانی، رئیس پژوهشکده تاریخ معاصر، نیز تأکید میکند که رژیم پهلوی با تبعید امام در سال ۱۳۴۳ گمان میکرد آخرین تیر را شلیک کرده، اما عزم مردم برای استقلال جزمتر از آن بود که با تبعید متوقف شود.
مهمترین بخش اهمیت این روز، نه در ستایش گذشته که در نسبت آن با امروز است. اگر ملاک مبارزه با استکبار فقط شعار روز خاصی از سال باشد، آن سه رویداد به خاطرهای تشریفاتی فرو میکاهند؛ اما اگر ملاک، شناخت سازوکار نفوذ، دخالت و فشار اقتصادی باشد، سیزده آبان به یک برنامه عمل تبدیل میشود و درس روز دانشآموز برای نسل جوان امروز آن است که پرسشگری، بیطرفی در برابر ظلم و آمادگی برای هزینه دادن، سه مؤلفهای است که دانشآموز تهرانی ۱۳۵۷ با خون خود نوشت؛ و درس روز ملی مبارزه با استکبار آن است که استقلال، حالت ثابت و ارثی نیست، بلکه دستاوردی روزمره است که هر نسل باید خودش آن را نگه دارد و از نو بسازد.
انتهای پیام