محمد شجاعیان در گفتوگو با ایسنا اظهارکرد: استکبارستیزی به معنای مبارزه علیه سلطه و حاکمیت یک نظام ناعادلانه در عرصه روابط بینالملل و روابط بین دولتهاست و بخشی از ادبیات و نظریههای روابط بینالملل، بهویژه بخشهایی که گرایشات علیه نظام سلطه دارند یا ادبیات پستمدرن یا جنبشهای جدیدی مانند جنبشهای مبارزه علیه نابرابری و تضییع حقوق اقلیتها و حفاظت از محیط زیست یا حتی حقوق زنان، همه اینها در واقع با جنبههایی از نظام سلطه و استعمار در شکل نو یا فراگیر آن جز این ادبیات هستند.
عضو هیات علمی و دانشیار گروه علوم سیاسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه تصریح کرد: استکبارستیزی به آن مفهوم قرآنیاش که یک اصل در سیاست خارجی یک دولت اسلامی و یک اصل در روابط بین دولتهاست، از یک گفتمان دینی و اسلامی و از یک منظر اسلامی و دینی، با مخالفت سیاسی تفاوتهای بسیار زیادی دارد، چون نظام سلطه فقط در عرصه سیاست وجود ندارد، بلکه در عرصههای مختلف حیات اجتماعی مانند عرصه اقتصادی و بهویژه عرصه فرهنگی شاهد بازتولید آن نظام سلطه هستیم.
وی ادامه داد: بنابراین مبارزه با استکبار و مبارزه علیه نظام سلطه یک مفهوم فراگیر است و میتوان گفت یک دکترین است که مخالفت سیاسی با قدرتهای بزرگ، یک جنبه کوچک و بخش کوچکی از مبارزه علیه نظام سلطه است، چون نظام سلطه هم یک گفتمان خاص است، هم ابزارهای خاصی دارد و هم ساختارهای خاصی دارد که روابط نابرابر را در عرصه نظام بینالملل و روابط بین کشورها بازتولید میکند.
شجاعیان بیان کرد: همانطور که بسیاری از تحلیلگران گفتهاند، نظم جهانی در حال تغییر است و آرامآرام شاهد شکلگیری یک نظم جدید جهانی هستیم و نشانههای آن کاملاً آشکار شده است؛ نظم فعلی، نظمی است که بعد از جنگ جهانی دوم توسط قدرتهای پیروز آن جنگ، بهویژه ایالات متحده آمریکا، شکل گرفت، ولی این نظم که حدود هشتاد سال از آن گذشته، آرامآرام شاهد تغییرات جدی است و به نظر میرسد که قدرت از غرب به شرق در حال انتقال است.
وی افزود: طبیعتاً در این فضایی که شاهد تغییر آرامآرام نظم جهانی و ظهور قدرتهای جدید در روابط بینالملل هستیم، بازیگران عرصه روابط بینالملل تلاش میکنند که در این نظم جدید جایگاه خودشان را پیدا کنند و ارتقا بدهند.
شجاعیان گفت: درباره اینکه آیا استکبارستیزی در نظم جدید هم معنایی دارد یا نه، طبیعتاً اگر نگاه واقعگرایانهای داشته باشیم، همانطور که در نظمهای گذشته مانند نظمی که در قرن هجدهم و نوزدهم در روابط بینالملل شکل گرفت یا نظمی که بعد از جنگ جهانی دوم شکل گرفت، در هر دوی اینها شاهد تلاش برای سلطه و بسط آن توسط قدرتهای بزرگ بودهایم، بنابراین در نظم جدید هم ممکن است چنین اتفاقی رخ بدهد، کما اینکه در گذشته متعدد پیش آمده است.
عضو هیات علمی و دانشیار گروه علوم سیاسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه عنوان کرد: بنابراین در این صورت باز هم مبارزه علیه نظام سلطه و ایجاد یک نظم عادلانه و تلاش برای ایجاد روابط عادلانه در عرصه نظام بینالملل همچنان یکی از اهداف و در واقع گفتمانهایی خواهد بود که نیروهای عدالتخواه در عرصه روابط بینالملل باید آن را پیگیری کنند تا بتوانند آن نظام عادلانه را شکل بدهند.
وی ادامه داد: البته در وضعیت فعلی، نظام سلطه قاعدتاً از ابزارها و روشهای خاصی برای بازتولید، ایجاد، حفظ و استمرار سلطه خودش استفاده میکند؛ در حال حاضر مثلاً بهرهگیری از قدرت هوشمند که ترکیب قدرت سخت و نرم است، یکی از ابزارهای مهم نظام سلطه است و مستکبران عالم برای حفظ قدرت و سلطه خودشان بهویژه از این ابزار استفاده میکنند.
شجاعیان یادآور شد: بهرهگیری و حاکمیت انحصاری بر ابزارهای جدید ارتباطی مانند شبکههای اجتماعی و شبکههای ماهوارهای هم یکی از ابزارهای جدیدی است که در اختیار نظام سلطه قرار گرفته است؛ البته استفاده از شبکههای اجتماعی و ابزارهای نوین ارتباطی میتواند از طریق کسانی که با نظام سلطه مخالفت میکنند نیز مورد استفاده قرار بگیرد، اما به هر حال نظام سلطه به خاطر آن سرمایه و استثماری که در دههها و سالهای گذشته انجام داده، سلطه بیشتری بر این ابزارهای جدید دارد.
وی افزود: استکبارستیزی تأثیر کاملاً جدی در سست کردن بنیانهای نظام سلطه دارد و در مقابل این نظام سلطه، روابط عادلانه و تقویت استقلال سیاسی، اقتصادی و حتی فرهنگی کشورها وجود دارد؛ یعنی کشورهایی که میخواهند خارج از آن روابط ناعادلانه، روابط مرکز پیرامون و روابطی که در آن یک طرف بیشترین منافع و منابع را در اختیار میگیرد و طرف دیگر بهره بسیار کمی از منافع دارد، قرار بگیرند؛ بنابراین استکبارستیزی یک رویکرد کاملاً ضروری برای شکلگیری روابطی متفاوت از روابطی است که در ساختار نظام سلطه شکل میگیرد.
عضو هیات علمی و دانشیار گروه علوم سیاسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه اظهار کرد: اندیشمندان بسیاری نیز درباره این بحث مقاومت و مبارزه علیه نظام سلطه مباحثی را مطرح کردهاند، اما درباره دولتها هم میتوان گفت که برخی از دولتها از منتقدان جدی نظم موجود در جهان هستند که از جمله مهمترین آنها جمهوری اسلامی ایران است.
وی ادامه داد: در پاسخ به این سوال که جمهوری اسلامی با توجه به اینکه یک اصل مهم در روابط خارجیاش مبارزه علیه نظام سلطه و استکبارستیزی و تأکید بر استقلال سیاسی، اقتصادی و فرهنگی خودش است، باید بگوییم که جمهوری اسلامی در معادلات سیاسی و بینالمللی جهان در حال حاضر یک بازیگر بزرگ محسوب میشود و بهویژه بعد از جنگهای تحمیلی دوم و سوم، یعنی جنگ دوازدهروزه و جنگ چهلروزه، به یک بازیگر جهانی تبدیل شده است.
شجاعیان توضیح داد: به این دلیل که یک گفتمان بسیار مهم یعنی مبارزه علیه نظام سلطه و آن قدرت اصلی سلطهگر که ایالات متحده است را سالهاست در دستور کار خودش دارد و الان میتوان گفت که جمهوری اسلامی رهبری مبارزه علیه نظام سلطه را بر عهده دارد و بسیاری از شعارهایی که نظام اسلامی در پنجاه سال گذشته مطرح کرده، الان توسط جنبشها، گروهها و مردمی که با نظام سلطه مخالفت میکنند تکرار میشود.
وی افزود: بنابراین گفتمان نه شرقی نه غربی یا گفتمان استکبارستیزی که جمهوری اسلامی از ابتدای تأسیس خودش آن را مبنای سیاست خارجی قرار داده، علاوه بر اینکه از بنیانهای دینی و اسلامی برخوردار است، در واقع یک پارامتر و عامل مهم در روابط بینالملل در عرصه منطقهای و در سطح جهانی تبدیل شده و به ذات میتوان گفت که حداقل یکی از رهبران برجسته در این گفتمان، نظام اسلامی و جمهوری اسلامی است که چالشهای جدی را علیه نظام سلطه ایجاد کرده است.
عضو هیات علمی و دانشیار گروه علوم سیاسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه تصریح کرد: جمهوری اسلامی بهویژه در منطقه غرب آسیا که ایران رهبری مبارزه علیه نظام سلطه را بر عهده دارد و تشکیل جبهه مقاومت در این منطقه، از دستاوردهایی است که در واقع ملتهای منطقه و گروههای مبارز به رهبری جمهوری اسلامی و البته با تأکید بر منافع ملی خودشان شکل گرفته است.
وی ادامه داد: البته یکی از چالشهای استکبارستیزی، فهم نادرست این گفتمان به معنای دشمنی با همه جهان نیست، بلکه به معنای دشمنی با آن دولتها، نظامها و ساختارهایی است که میخواهند همه جهان را زیر سلطه خودشان داشته باشند و نمیخواهند اجازه بدهند که کشورها یا مناطق بر اساس منافع، خواستهها و ارزشهای خودشان در عرصه داخلی و خارجی اقدام و فعالیت کنند.
شجاعیان بیان کرد: در واقع استکبارستیزی به معنای رد کردن روابط ناعادلانه و سلطهآمیزی است که کشورهای سلطهگر در اشکال جدیدش تلاش میکنند آن را تحقق ببخشند. البته در این میان برخی سازمانهای بینالمللی، بهویژه به نظر من سازمان ملل و نهادهای مربوط به آن، مخصوصاً بانک جهانی و صندوق بینالمللی پول، در موارد زیادی به عنوان ابزارهای نظام سلطه به رهبری آمریکا عمل کردهاند و عملاً بسیاری از اقدامات نادرست و جنایتهایی که کشورهایی مثل آمریکا یا اسرائیل انجام دادهاند را مورد حمایت قرار دادهاند.
وی افزود: بنابراین ما باید توجه داشته باشیم که اولاً ابزارها، گفتمانها و ساختارهایی که نظام سلطه به رهبری آمریکا و لابی یهود که در سیاست خارجی آمریکا بسیار تأثیرگذار است از آنها استفاده میکند را بشناسیم و اجازه ندهیم نظام سلطه بتواند از این ابزارها استفاده کند.
عضو هیات علمی و دانشیار گروه علوم سیاسی پژوهشگاه حوزه و دانشگاه گفت: همچنین باید توجه داشته باشیم که مخالفت با نظام سلطه به معنای مخالفت با روابط ناعادلانه و مخالفت با تلاش برای بسط و گسترش سلطه ایالات متحده آمریکا در سراسر عالم است؛ یعنی مبارزه با نظام سلطه و استکبارستیزی در واقع به معنای دشمنی با روابط ناعادلانه در عرصههای منطقهای و بینالمللی و تلاش برای جایگزینی آن با روابط عادلانه هم در سطح منطقهای و هم در سطح جهانی است.
انتهای پیام