در تاریخچه نیکوکاری و مردمیبودن چهرههای ماندگار خطه سرسبز مازندران، نام زندهیاد «سید حسین فلاح نوشیروانی»، بنیانگذار فقید دانشگاه صنعتی نوشیروانی بابل، همواره با نوعدوستی، آزادمنشی و نگاه عمیق انسانی گره خورده است؛ مردی که تمام ثروت و همّ خود را صرف آبادانی، دستگیری از مستمندان و توسعه علم و فرهنگ دیار خود کرد.
اگرچه نام این خیر بزرگوار بیشتر با ساخت مراکز آموزشی، درمانی، پرورشگاهها و اماکن عامالمنفعه شناخته میشود، اما در میان روایتهای سینهبهسینه و خاطرات برجایمانده از سالهای فعالیت اقتصادی و خیرخواهانه او در تهران و بابل، حکایتهای لطیفی از روش منحصربهفرد او در حمایت از نیازمندان نقل میشود که رنگوبوی کرامت انسانی دارد.
بر اساس این روایتها، آن مرحوم هنگامی که با افراد نیازمند، آبرومند یا جوانان جویای کار و سرمایه مواجه میشد، بهجای اخذ تضمینهای مرسوم اداری و بانکی همچون چک، سفته یا ضامنهای سنگین، سنتی مبتنی بر «اعتماد و شرافت» را پایهگذاری کرده بود. او به هر میزان که فرد برای رفع مشکل یا راهاندازی کسبوکار خود نیاز داشت، وام و کمک مالیِ بیدریغ پرداخت میکرد؛ و در ازای آن، هیچگونه سند یا تعهد مالی مطالبه نمیکرد، جز اینکه از وامگیرنده یک «قول مردانه» میگرفت.
او میگفت: «روزی که به توفیق و جایگاهی رسیدی، دین خود را به جامعه ادا کنی و دستِ دستتنگِ دیگری را بگیری.» این شیوه خردمندانه، فراتر از یک کمک مالی ساده، درس بزرگ مسئولیت اجتماعی، عزتنفس و پاسداشت کرامت انسانی بود که زندهیاد نوشیروانی در مراودات خود با مردم به یادگار گذاشت؛ سنتی اصیل که نشان میدهد چگونه میتوان با تکیه بر گوهر «شرف و اعتماد»، بنیاد نیکوکاری و دستگیری از همنوع را در جامعه مستحکم ساخت.
از سفر پیاده تا حسابداری کاروانها
بنا بر روایتهای خانوادگی، هوش سرشار او از نوجوانی مورد توجه بزرگان فامیل قرار گرفت و برای تحصیل راهی بابل شد. او سپس با پای پیاده و همراه کاروان، مسیر ۷۰۰ کیلومتری تا مشهد را طی کرد.
در مشهد، هوش ریاضی و امانتداری او نظر یک تاجر آرد را جلب کرد و به عنوان حسابدار کاروانها و تجارتخانههای دوره قاجار به کار گرفته شد.
آهنفروشی؛ پایگاه مردمی گرهگشایی
مغازه آهنفروشی او در منطقه ششم بهمن بابل سالها پناهگاه نیازمندان بود. او نه تنها مشکلات مالی مراجعان را حل میکرد، بلکه با رویکردی تربیتی، مسئولیت اجتماعی را به آنها منتقل میکرد؛ چنانکه به جوانی مستأصل مبلغ ۲۰۰ تومان داد و از او تعهد گرفت که همین لطف را در حق فرد دیگری تکرار کند؛ رویکردی که به تربیت یکی از ارتوپدهای نامآشنای تهران انجامید که سالها نیازمندان را رایگان درمان میکرد.
اجرای برنامه بورسیه تحصیلی صدها دانشجو
دستگیری از افراد در آستانه آسیب، اعتیاد و بزهکاری و تبدیل آنان به کارآفرینان موفق، از ویژگیهای برجسته او بود. اجرای برنامههای بورسیه تحصیلی برای صدها دانشجو در تهران و دیگر مناطق نیز نشان از نگاه او به توسعه انسانی داشت.

مدرسهسازی با پوشاک، لوازمالتحریر و داروی رایگان
۸۱ سال پیش (دهه ۱۳۲۰)، او در حالی اقدام به ساخت مدارس بزرگ در منطقه نوشیروانکلا بابل کرد که تمام امکانات تحصیل، از دفتر و مداد و پاککن تا داروی رایگان و حتی کتوشلوار و لباس دانشآموزان را به رایگان فراهم میکرد.
خیاطخانهها با پارچههای رنگارنگ در پایگاه ششم بهمن مستقر بودند تا لباس بچهها با رنگهای گوناگون دوخته شود و هیچکس احساس حقارت نکند.
واگذاری املاک در ازای «یک شاخه نبات»
او زمینهای وسیع و مستغلات پرشمار خود را در ازای «یک شاخه نبات» به نام مردم بابل سند زد تا برای همیشه وقف مردم بماند. نوشیروانی معتقد بود سهم فرزند مشخص است و مابقی دارایی باید صرف تعالی جامعه و صنعت کشور شود.
مدیریت پدرانه؛ ماجرای باغ هنرستان زمانی که باغبان از ورود جوانان ورزشکار از دیوار باغ گلایه کرد، او با لحنی پدرانه گفت: «بچههای من از دیوار داخل میشوند؛ چرا زودتر به من نگفتی؟» و با جبران خسارت باغبان، درِ باغ را به روی جوانان برای همیشه گشود.

استمرار میراث در نسلهای بعد
مرام این بزرگ مرد خیر بابلی به نسلهای بعد نیز منتقل شد؛ از تجهیز نخستین دانشگاهها به رایانه به همت فرزندش تا اقدام نوهاش سهراب نوشیروانی که پس از حادثهای تلخ و از دست دادن دوستش در سفر بشردوستانه به هند، دو دستگاه آمبولانس به نام پدربزرگ و دوست فقیدش در هند اهدا کرد.
نامگذاری روز بابل به نام زادروز این خیر، پاسداشتی است بر مردی که بزرگی را نه در دارایی، بلکه در وسعت قلب، نجات جانها و ساختن آینده دیگران میجست؛ میراثی که در حافظه تاریخی مردم مازندران زنده مانده است.
انتهای پیام