شنبه ۱۶ آبان ۱۴۰۵ | ۱۰:۰۴
منبع: نمایندگی لرستان
چرا وقوع سیلاب در لرستان لزوماً به معنی تغذیه آب‌های زیرزمینی نیست؟

چرا وقوع سیلاب در لرستان لزوماً به معنی تغذیه آب‌های زیرزمینی نیست؟

لرستان (ایسنا) - عضو هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان با اشاره به میزان بارش‌های استان و ارتباط آن با وقوع سیلاب‌های ویرانگر و افت منابع آب زیرزمینی گفت: برای تحلیل همزمانی سیلاب و افت آب زیرزمینی در لرستان، باید میان سه مفهوم میزان بارش، حجم رواناب و میزان تغذیه مؤثر آبخوان‌ها تمایز قائل شد؛ چراکه این سه متغیر با یکدیگر ارتباط دارند، اما لزوماً هم‌جهت نیستند.

زهرا یارمرادی در گفت‌وگو با ایسنا، با اشاره به میزان بارش‌های استان و ارتباط آن با وقوع سیلاب‌های ویرانگر و افت آب‌های زیرزمینی اظهار کرد: برای تحلیل همزمانی سیلاب و افت آب زیرزمینی در لرستان، باید میان سه مفهوم میزان بارش، حجم رواناب و میزان تغذیه مؤثر آبخوان‌ها تمایز قائل شد. این سه متغیر با یکدیگر ارتباط دارند، اما الزاماً هم‌جهت نیستند. ممکن است در یک بازه زمانی بارش قابل‌توجهی رخ دهد و رودخانه‌ها با افزایش شدید دبی مواجه شوند، اما بخش محدودی از این آب به ذخیره پایدار زیرزمینی تبدیل شود.

وی ادامه داد: مسئله لرستان را نمی‌توان صرفاً با کمبود یا فراوانی بارش توضیح داد، بلکه باید بررسی کرد که آب در چه شرایطی، با چه شدتی و در کدام بخش از حوضه می‌بارد، چه سهمی از آن به رواناب تبدیل می‌شود و چه مقدار فرصت نفوذ و ذخیره‌شدن پیدا می‌کند.

این کارشناس آب‌وهوا تصریح کرد: نخستین عامل، ویژگی‌های توپوگرافی و هیدرولوژیک حوضه‌های لرستان است. شیب نسبتاً زیاد دامنه‌ها، اختلاف ارتفاع، وضعیت پوشش گیاهی، ویژگی‌های خاک و شرایط رطوبتی پیش از بارش، بر سرعت حرکت آب و میزان رواناب تأثیر می‌گذارند.

وی بیان کرد: هنگامی که بارش شدید بر خاک اشباع یا کم‌نفوذ فرود می‌آید، ظرفیت خاک برای پذیرش آب کاهش می‌یابد و بخش بیشتری از بارش به رواناب سطحی تبدیل می‌شود. در چنین شرایطی، آب با سرعت بیشتری به آبراهه‌ها و رودخانه‌ها می‌رسد و احتمال شکل‌گیری سیلاب افزایش می‌یابد.

عضو هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان ادامه داد: در مقابل، تغذیه آبخوان به فرصت و شرایط مناسب برای نفوذ آب به لایه‌های زیرسطحی نیاز دارد؛ فرایندی که ممکن است با تأخیر انجام شود و در همه نقاط حوضه نیز یکسان نیست.

یارمرادی با اشاره به عامل دوم، یعنی تغییرات رژیم بارش و برف، اظهار کرد: برخی مطالعات انجام‌شده در زاگرس از افزایش سهم رخدادهای بارش سنگین و کاهش مدت پوشش برف در بخش‌هایی از منطقه حکایت دارند؛ هرچند دامنه این تغییرات و شدت آن‌ها باید بر اساس دوره آماری و موقعیت هر ایستگاه ارزیابی شود.

وی افزود: اهمیت این موضوع در آن است که برف، در صورت انباشت و ذوب تدریجی، می‌تواند نقش یک مخزن طبیعی را ایفا کند و آب را در طول زمان در اختیار رودخانه‌ها و سامانه‌های نفوذ قرار دهد.

یارمرادی ادامه داد: در مقابل، بارش‌های متمرکز و شدید، به‌ویژه در شرایط اشباع خاک، می‌توانند در مدت کوتاهی رواناب زیادی تولید کنند. با این حال، نباید نتیجه گرفت که هر بارش برفی الزاماً تغذیه بیشتری نسبت به باران ایجاد می‌کند یا همه بارش‌های شدید به سیلاب منجر می‌شوند.

این دکترای آب‌وهواشناسی یادآور شد: نوع سنگ و خاک، دمای هوا، وضعیت پیشین رطوبت و شرایط هر حوضه در این فرایند تعیین‌کننده هستند.

وی با اشاره به نقش ساختار زمین‌شناسی لرستان در وضعیت منابع آب زیرزمینی تصریح کرد: نکته مهم دیگر، ساختار زمین‌شناسی لرستان و ارتباط میان آبخوان‌های کارستی و آبرفتی است.

یارمرادی افزود: در محیط‌های کارستی، آب می‌تواند از طریق شکستگی‌ها، درزه‌ها، مجراهای انحلالی و مسیرهای زیرزمینی حرکت کند؛ درحالی‌که در آبخوان‌های آبرفتی، میزان ذخیره‌سازی به عواملی مانند دانه‌بندی رسوبات، ضخامت آبرفت و پیوستگی لایه‌های نفوذپذیر وابسته است. به همین دلیل، واکنش آبخوان‌ها به یک رخداد بارشی در همه نقاط یکسان نیست.

عضو هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان بیان کرد: بخشی از آب ممکن است به‌سرعت از مسیرهای زیرزمینی عبور کند، بخشی در ذخایر کم‌عمق باقی بماند و بخشی دیگر با تأخیر به چشمه‌ها یا آبخوان‌های مجاور برسد. بنابراین، مشاهده سیلاب در رودخانه به‌تنهایی نشان نمی‌دهد که آبخوان‌های همان حوضه به میزان کافی تغذیه شده‌اند.

نقش برداشت انسانی در افت بلندمدت آب زیرزمینی

یارمرادی با اشاره به نقش انسان در افت بلندمدت آب زیرزمینی گفت: در توضیح افت بلندمدت آب زیرزمینی، نباید نقش برداشت انسانی را به حاشیه برد. حتی اگر در یک سال میزان بارش افزایش یابد و بخشی از ذخایر زیرزمینی بهبود پیدا کند، چنانچه برداشت از چاه‌ها و منابع زیرزمینی همچنان بیش از میزان تغذیه قابل‌تداوم باشد، روند افت تراز آب می‌تواند ادامه یابد. در چنین وضعیتی، یک رخداد پربارش یا حتی یک سال تر، لزوماً کسری انباشته‌شده آبخوان را جبران نمی‌کند.

وی تصریح کرد: در بخش‌هایی از لرستان، مطالعات مربوط به وضعیت آب زیرزمینی بر اهمیت عوامل انسان‌زاد، به‌ویژه فشار برداشت در بخش کشاورزی، در کنار تغییرات اقلیمی تأکید کرده‌اند. از این رو، تحلیل افت آبخوان نباید صرفاً بر اساس مقدار بارش سالانه انجام شود، بلکه باید داده‌های تراز آب زیرزمینی، میزان برداشت، تغییرات تغذیه و بیلان آب هر دشت یا حوضه نیز مورد بررسی قرار گیرد. بر همین اساس، راهکار مقابله با این وضعیت نیز نمی‌تواند به افزایش سازه‌های ذخیره آب یا اجرای طرح‌های تغذیه مصنوعی محدود شود.

مدیریت برداشت و حفاظت از پوشش گیاهی در اولویت قرار گیرد

یارمرادی اظهار کرد: در وهله نخست، باید برداشت از آبخوان‌ها متناسب با ظرفیت واقعی و قابل‌تداوم آن‌ها مدیریت شود و اصلاح الگوی کشت، کنترل برداشت‌های غیرمجاز و پایش مستمر تراز آب در اولویت قرار گیرد.

وی ادامه داد: هم‌زمان، حفاظت از پوشش گیاهی و خاک، جلوگیری از تخریب عرصه‌های حساس، حفظ پهنه‌های طبیعی سیلاب و کاهش موانع نفوذ آب می‌تواند به مدیریت رواناب کمک کند.

عضو هیأت علمی دانشگاه فرهنگیان لرستان تصریح کرد: پخش سیلاب و تغذیه مصنوعی نیز در صورت انتخاب محل مناسب، برخورداری از شرایط زمین‌شناسی و هیدروژئولوژیک مطلوب و اطمینان از کیفیت آب، این ظرفیت را دارند که به تغذیه آبخوان کمک کنند؛ اما اجرای این طرح‌ها بدون مطالعات دقیق زیرسطحی و برنامه کنترل برداشت، تضمینی برای احیای منابع آب زیرزمینی نیست.

این دکترای آب‌وهواشناسی خاطرنشان کرد: در مجموع، همزمانی سیلاب و افت آب زیرزمینی در لرستان نشان می‌دهد که مسئله فقط مقدار آبی نیست که از آسمان دریافت می‌کنیم، بلکه به چگونگی توزیع زمانی و مکانی بارش، سرعت تبدیل آن به رواناب، ظرفیت نفوذ و ذخیره‌سازی زمین و میزان برداشت انسانی نیز مربوط است.

یارمرادی افزود: ممکن است یک حوضه از نظر رواناب سطحی با وفور لحظه‌ای آب و از نظر ذخیره زیرزمینی با کسری بلندمدت مواجه باشد؛ بنابراین رویکرد مؤثر برای لرستان، مدیریت یکپارچه حوضه آبریز و آبخوان است؛ رویکردی که هم‌زمان کاهش خطر سیلاب، تقویت تغذیه طبیعی در نقاط مناسب و کنترل برداشت از منابع زیرزمینی را دنبال کند.

انتهای پیام

آخرین اخبار استان‌ها