به گزارش ایسنا، سیدمسعود رضوی در یادداشتی با عنوان "درباره وضع استثنایی کنونی" در روزنامه اطلاعات نوشت: مدتی توجه افکار و سیاستها، نسبت به دو انتخابات ایالات متحده آمریکا و رژیم صهیونی در اسرائیل معطوف شد. طبعاً در هر دو انتخابات، تأثیر جنگ با ایران ـ یا بهتر است بگویم تجاوز به وطن عزیز ـ روشن و مشهود بود. تحلیلگران سیاست بینالملل در عرصه هر دو حکومت مذکور میتوانند نتایج را تحلیل کنند و هر نتیجهای بگیرند، اما آن نتیجه خالی از تأثیر ایران نخواهد بود.
مهمترین وزن و مؤثرترین عامل در این دو رویداد، مقاومت ایران و رخدادهای مرتبط با تنگه هرمز، انرژی و جنگ ناعادلانهای است که به ما تحمیل کردند. با تمام تبلیغاتی که شده بود، نتیجه را باید نوعی نارضایتی از ترامپ و نتانیاهو ارزیابی کرد.
اما مسائل ایران را باید فارغ از علل و اسباب یا خواست و اهداف خارجی مورد توجه و بررسی قرار دهیم. اگر قرار بر این باشد که نیروهای نظامی یا سیاستگران خارجی و یا تحولات درون کشورهای متخاصم، وضع و وزن سیاست و قدرت را در ایران تعیین کنند، دچار قفلشدگی و انفعال در داخل خواهیم شد.
امری که بسیاری از تحلیلگران خبره و با تجربه بارها در همین ماهها و هفتههای اخیر گفتهاند. ما بر اساس منافع و منابع کشورمان تصمیم میگیریم و متناسب با امنیت و اهداف ایران، هر کاری لازم باشد باید انجام دهیم.
باری، نباید این تصور پیش آید که با این تغییرات در آمریکا و به ویژه در تلآویو، تحولی در تجاوز و جنگ بیرحمانه آنها علیه ایران رخ خواهد داد. البته بیتأثیر نیست، اما تجربههای گذشته نشان داده که اولا ترامپ به عنوان تصمیمگیر اصلی در واشنگتن، قابل پیشبینی نیست و هر تصمیم و ماجراجویی که در عالم سیاست عجیب باشد، ممکن است به دستور او اتفاق بیفتد.
دوم رژیم صهیون است که اهداف استراتژیک آن در ضدیت و تضعیف ایران و دشمنی قطعی با میهن و ملت و حکومت، هیچ تقلیل و کاهشی نخواهد داشت. در حقیقت اگر شیوه عوض شود، هدف تغییر نخواهد کرد و یک عبارت باید در ذهن همه نیروهای لشکری و سیاسی و امنیتی ایران تکرار شود: در مقابل قصابان تلآویو، یک لحظه نباید غفلت کرد؛ هر کاری از آنها بر میآید و برای هر جنایتی آمادگی دارند!
مسئله ایران، جبهه داخلی است و ما بارها درباره وحدت ملی و شراکت تمام جریانهای سیاسی و اصناف و طبقات اجتماعی با هر سلیقه و شیوه و سطحی از زیست و معیشت گفته و نوشتهایم. اکنون در روزهای سرنوشتسازی به سر میبریم. امکان سنجی رویدادها به ما میگوید که میتوانیم با دقت و سنجیدگی، بازیگردان رویدادها باشیم.
همچنانکه ممکن است ناچار به واکنش سخت در برابر حملات دشمنان ایران هم باشیم. در هر صورت، پشتیبانی مردم و همبستگی ملی، امری غیرقابل چشم پوشی است. اگر مردم، یعنی اکثریت قاطع و عظیم ملت ایران، موافق و مؤید و پشتیبان مقاومت و نبرد نباشد، توالی رویدادها ممکن است سمت و سوی دیگری پیدا کند.
مشارکت مردم، همواره موجب برکت و قدرت نظام جمهوری اسلامی و رویش نیروهای تازهنفس و ابداعات بیسابقه بوده و هست. حتی در آمریکا، افکار عمومی و رأی مردم بود که رویگردانی از ترامپ را به عنوان یک رئیسجمهور خودشیفته و شکست خورده، در مقابل چشم جهانیان به نمایش گذاشت.
در ایران، زندگی و معیشت ملت با مشی و مشیّت دولت و حکومت، پیوندی ناگسستنی پیدا کرده است. بخش خصوصی، تعاونیها، خیریهها و همیاریهای محلی و بومی، به دلایلی تضعیف شده و کارآیی لازم را ندارند. چرایی و دلایل آن را به وقت دیگری واگذار میکنم.
اما وسعت تاثیرگذاری بخش دولتی و نیروهای مرتبط با مدیریت کلان و دیوانسالاری اداری و اقتصادی، بزرگتر از آن است که بخش خصوصی و تعاونیها و خیریهها بتوانند در مقابل آن عرض اندام کنند. ویژگی خاصی که موجب شده همه نخهای اقتصاد و جامعه و فرهنگ و مشاغل به نخ دولت و نهادهای حکومتی وصل شود. اگر تغییری در بالا پدید آید، به سرعت بر کل نظام معیشت و روابط اجتماعی و تکانههای فرهنگی و روانی مردم اثر خواهد نهاد.
پس تصمیمگیری، در این شرایط، باید ملت و شرایط آن را با جزئیات لحاظ کند. مقاومت اصل است، مردم نمیتوانند برکنار بمانند و جنگ و مقاومت را تنها به نیروهای مسلح و حکومت بسپارند. قاطبه مردم ایران، خواسته و ناخواسته درگیر این جنگ و در تقابل با دشمنان سرزمین هستند.
پس باید در تحول و سویهای که رویدادهای جاری و تصمیمهای آتی برجای خواهد نهاد، وزن و اهمیت کافی داشته باشند و آن اثرگذاری را احساس کنند. هرگونه نادیدهانگاری، اقلیتپروری و کنارزدن مردم، میتواند نتایجی داشته باشد که نیاز به بیان آن نیست.
اقلیت پرسروصدایی که به خود اجازه میدهد حتی در مقابل ستادهای نظامی کشور، مداخلات شعاری و اختلالات و تفرقات اجتماعی ایجاد کند، نمایش حقیرانهای دارد که در تاریخ ثبت خواهد شد.
این اندک جماعت پرهیاهو، از حضور گسترده مردم در صحنه دفاع از میهن و همیاری به دولت و ملت، بیمناک هستند، ولی منظور اصلی آنها، تعیین تکلیفی دروغین برای حرکت به سوی کسب قدرت، به نام ارزشها و آرمانهای مقدس و ملی است. ژست نامربوط آنها، آرام آرام، از یک نمایش خستهکننده، به آزار و زیاده روی در لحظات حساس تاریخی رسیده است. تصور میکنم تغییر رویکرد در مورد این جماعت از یک سو، و هم صدایی و دلجویی و تکیه به پیوندهای اصیل تاریخی و فرهنگی ملت بزرگ، موثرتر و مطمئنتر از این ریسمانهای پوسیده خواهد بود.
علامه بیدل دهلوی گوید:
بر زبان، راست روان را نرود حرف خطا
خامه ظاهر نکند جز سخن دلکش را
کینهسازی، المی نیست که زایل گردد
روز و شب سینه پر از تیر بود ترکش را
انتهای پیام