به گزارش ایسنا، نتایج انتخابات میاندورهای آمریکا و پیروزی گسترده دموکراتها، نشانه روشنی از کاهش قدرت سیاسی دونالد ترامپ، رئیسجمهور این کشور در داخل و عرصه بینالمللی تلقی میشود. این تحولات در بسیاری از کشورهای جهان که طی دو سال گذشته از سیاستهای پرتنش و اقدامات ترامپ آسیب دیدهاند، با استقبال همراه شده است.
مردم بسیاری از کشورهایی که در این مدت متحمل خسارت، رنج و تحقیرهای ناشی از سیاستهای ترامپ شده بودند، نتایج انتخابات را نوعی پیروزی مشترک و بازگشت امید به عرصه دموکراسی ارزیابی کردند. با این حال، ترامپ همچنان در کاخ سفید حضور دارد و جریان اقتدارگرایی راست افراطی نیز در بسیاری از کشورها همچنان فعال است.
پیروزی دموکراتها در انتخابات میاندورهای، به منزله مخالفت آشکار رای دهندگان آمریکایی با شخص ترامپ و سیاستهای او ارزیابی شده است. ترامپ پیش از انتخابات از رای دهندگان خواسته بود به گونهای رفتار کنند که گویی خود او نیز در رقابت انتخاباتی حضور دارد. نتایج انتخابات نشان داد که رای دهندگان در شمار گستردهای به این درخواست پاسخ داده و مخالفت خود را با عملکرد او اعلام کردند.
پیامدهای تضعیف ترامپ برای ایران و رژیم صهیونیستی
کاهش قدرت سیاسی ترامپ، در ایران نیز امیدها به پایان تنشها را افزایش داده است؛ هرچند هنوز نمیتوان به پایان قریب الوقوع آن امیدوار بود.
در رژیم صهیونیستی نیز بسیاری از افرادی که هفته گذشته به تغییر رای دادند، از تضعیف موقعیت بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر این رژیم و ائتلاف افراطی او استقبال خواهند کرد. ترامپ یکی از مهمترین حامیان نتانیاهو به شمار میرود و کاهش قدرت سیاسی او میتواند بر حمایت واشنگتن از رژیم صهیونیستی تاثیر بگذارد.
با این حال، کاهش قدرت ترامپ لزوما به معنای کاهش تنشها نیست. او در مواجهه با موانع سیاسی معمولا به جای مصالحه، خشمگین میشود و بر مواضع خود پافشاری میکند.
این احتمال به ویژه از آن جهت مطرح است که شوک بازار نفت در خاورمیانه، موجب نارضایتی گسترده رای دهندگان آمریکایی از ترامپ شده است. در چنین شرایطی، او ممکن است برای جبران این ناکامی، بار دیگر به گزینه نظامی روی بیاورد.
حل و فصل بن بست چند دههای بر سر برنامه هستهای ایران یکی از موضوعات مهمی است که ترامپ به عنوان میراث سیاسی خود به آن نگاه میکند. او که بیش از گذشته به جایگاه خود در تاریخ میاندیشد، در پی دستیابی به توافقی در این زمینه است.

روسیه و اوکراین؛ خطر توافق به زیان کی یف
مسئله روسیه نیز یکی دیگر از موضوعات مهم در محاسبات سیاسی ترامپ محسوب میشود. او برای پاداش دادن به ولادیمیر پوتین، رئیس جمهور روسیه و مجازات اوکراین به دلیل مورد حمله قرار گرفتن، تا اقدامات شرم آوری پیش رفته است.
ترامپ جنگ اوکراین را مانعی بر سر راه عادی سازی روابط با مسکو و دستیابی به توافقهای سودآور دوجانبه در زمینه انرژی، سرمایه گذاری و تجارت میداند. او همچنان به ایده مبهمی موسوم به «نیکسون معکوس» پایبند است که بر اساس آن، آمریکا با نزدیک شدن به روسیه میتواند چین را در موقعیت راهبردی نامساعدی قرار دهد. ترامپ همچنین خواهان دریافت جایزه صلح نوبل است.
با این حال، پایان دادن به جنگ برای حمایت از مردم تحت محاصره اوکراین، انگیزه اصلی ترامپ نیست و او توجه چندانی به هزاران غیرنظامی کشته، مجروح و آسیب دیده روانی در حملات روسیه ندارد.
در عین حال، به شکلی متناقض، تضعیف موقعیت ترامپ ممکن است روند دستیابی به آتشبس را تسریع کند. پوتین که با ناکامیهای نظامی در میدان نبرد و مشکلات اقتصادی فزاینده مواجه است، میداند بهترین فرصت برای دستیابی به توافقی که بتواند آبروی او را حفظ کند، زمانی است که ترامپ همچنان در قدرت حضور دارد.
اما این وضعیت خطر بزرگی برای اوکراین و متحدانش به همراه دارد. مذاکره کنندگان ترامپ ممکن است تلاشهای خود را برای وادار کردن کییف به واگذاری سرزمینها و پذیرش امتیازهای دیگر افزایش دهند و در این مسیر، حقوق حاکمیتی اوکراین و امنیت گستردهتر اروپا را نادیده بگیرند.
ترامپ برای وادار کردن کییف به پذیرش شرایط مورد نظر خود ممکن است فشارها را افزایش دهد و از ارسال تسلیحات و ارائه اطلاعات اطلاعاتی به اوکراین خودداری کند. همچنین احتمال دارد از ارائه تضمینهای امنیتی معتبر به این کشور امتناع کند، بدون آنکه به پیامدهای چنین اقدامی و سابقه خطرناکی که ایجاد خواهد کرد، توجهی داشته باشد.
کنگره و محدودیتهای سیاسی ترامپ
ترامپ همچنان اختیارات گستردهای برای هدایت مستقل سیاست خارجی و دفاعی آمریکا و بدون نیاز به موافقت کنگره دارد. با این حال، پس از آنکه دموکراتها در ژانویه کنترل هر دو مجلس کنگره را به دست بگیرند، رئیس جمهور و مقامهای ارشد دولت او با نظارت و بررسیهای گستردهای درباره اقدامات اجرایی، بودجهها و اتهامهای مربوط به فساد و سوءاستفاده از قدرت مواجه خواهند شد.
یکی از نخستین قربانیان احتمالی این تحولات، پیت هگست، وزیر جنگ آمریکا و از نزدیکان ترامپ خواهد بود؛ هرچند بعید است با مجازاتی علنی و شدید مواجه شود. همچنین در صورت استیضاح مجدد ترامپ، موضوعی که برخی دموکراتها خواستار آن هستند، او فرصت کمتری برای تمرکز بر میراث بینالمللی خود خواهد داشت.

آینده روابط آمریکا با اروپا، چین و آمریکای لاتین
با وجود تحولات سیاسی اخیر، انتظار نمیرود سیاستهای اصلی آمریکا تا سال ۲۰۲۸ تغییر چشمگیری داشته باشند. هر دولت جدیدی در رژیم صهیونیستی نیز احتمالا با حمایت کمابیش واشنگتن، همچنان حقوق اساسی فلسطینیان در غزه و کرانه باختری را انکار خواهد کرد.
ترامپ ممکن است با کاهش تنش در جنگ تعرفهای، روابط خود را با اروپا و کانادا بهبود ببخشد. در مقابل، این احتمال نیز وجود دارد که تهدیدهای پیشین خود برای خروج آمریکا از ناتو و کنار گذاشتن دفاع مشترک از اروپا را عملی کند؛ اقدامی که میتواند از دیگر اهداف او برای ثبت میراثی سیاسی باشد.
همچنین این خطر وجود دارد که ترامپ سیاست تغییر رژیم به سبک ونزوئلا را علیه کوبا به اجرا بگذارد.
در همین حال، شی جینپینگ، رئیس جمهور چین همچنان در رقابتهای بینالمللی از او پیشی خواهد گرفت.
توافقهای ضروری برای متوقف کردن گسترش تسلیحات هستهای همچنان دور از دسترس هستند و نشانهای نیز از پایان انکار بحران اقلیمی از سوی کاخ سفید دیده نمیشود.
با این وجود، دموکراتها پس از در اختیار گرفتن کنترل منابع مالی کنگره میتوانند و باید به سرعت برای احیای کامل بودجه کمکهای خارجی آمریکا اقدام کنند.
آیا ترامپ میتواند سیاستهای خود را تغییر دهد؟
در شرایط کنونی که جهان با امید و عدم قطعیت همزمان مواجه است، این پرسش مطرح میشود که آیا ترامپ میتواند اشتباهات گذشته خود را جبران کند و مسیر سیاسیاش را تغییر دهد؟
انتظار میرود او پس از دریافت رای قاطع عدم اعتماد از سوی مردم آمریکا و مشاهده حمایت گسترده افکار عمومی از دموکراسی، در رفتار و سیاستهای خود تجدیدنظر کند.
اما، احتمال چنین تغییری در رفتار ترامپ بعید ارزیابی شده است. ترامپ ۸۰ ساله به شیوههای همیشگی خود پایبند است، از اشتباهاتش درس نمیگیرد، به حرف دیگران گوش نمیدهد و به تعصبات قدیمی خود چسبیده است. در این شرایط، تغییر رفتار و نگرش او در واپسین مراحل دوران سیاسیاش بعید به نظر میرسد.
تغییر موازنه سیاسی در جهان و تضعیف راست افراطی
در مجموع، آنچه در دو سال آینده در انتظار جهان است، میتواند شامل ادامه اقدامات فراتر از اختیارات رئیس جمهور آمریکا، مداخله در امور کشورهای دیگر، نمایشهای خودخواهانه در سیاست خارجی، مناقشههای اقتصادی زیان بار و ماجراجوییهای نظامی در خارج از مرزهای آمریکا باشد.
با این حال، روند تحولات سیاسی در جهان به زیان ترامپ در حال تغییر است. پیروزیهای انتخاباتی نیروهای ترقی خواه در مجارستان، صربستان، برزیل و اکنون آمریکا، موجب احیای امیدها به دموکراسی در سطح جهانی شده است.
پس از این تحولات، اسپانیا و سپس فرانسه در سال ۲۰۲۷ در کانون توجه قرار خواهند گرفت. اکنون این احتمال وجود دارد که پوپولیستهای راست افراطی و ملیگرایان افراطی که ترامپ و جنبش مگا را شکست ناپذیر میدانستند، با شکستهای تاریخی بیشتری مواجه شوند.
انتهای پیام