به گزارش ایسنا، میدل ایست آی در گزارشی نوشت: رسانههای جریان اصلی سالهاست به دلیل ناتوانی در گزارش دقیق نسلکشی رژیم صهیونیستی در غزه مورد انتقاد قرار گرفتهاند؛ ناتوانیای که به این رژیم اجازه داده جنایات خود را بدون مجازات انجام دهد.
در ماه ژوئیه، فرانچسکا آلبانیز، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور سرزمینهای فلسطین گزارشی درباره همدستی رسانهها در نسلکشی منتشر کرد. گزارش او جزئیات نحوه هدفگیری سیستماتیک روزنامهنگاران فلسطینی، تحریکگری رسانههای اسرائیلی و مشروعیتبخشی پوشش بینالمللی را شرح میدهد که همه اینها نسلکشی را تسهیل و پاسخگویی را مختل کردهاند.
رسانهها بهشدت به منابع صهیونیستی تکیه کردهاند و از حمله ۷ اکتبر ۲۰۲۳ موسوم به عملیات طوفان الاقصی برای توجیه حمله بعدی این رژیم استفاده کردند و درگیری را طوری نمایش دادند که گویی منحصرا با آن حمله آغاز شده است.
-از «استعمار» تا «شهرکسازی»
ناامیدی از این روایت بود که ماریا روبلز، پژوهشگر و هنرمند مستقل را بر آن داشت تا پژوهش درباره داستانهای آرشیوی روزنامههای آمریکایی را آغاز کند. او میخواست «واقعیت» آنچه در فلسطین میگذشت را از طریق «تاریخ عمومی و حافظه عمومی نه بر پایه عقیده، بلکه با گردآوری مدارک، پژوهشها و روزنامهنگاری موجود و در دسترس قرار دادن آن تا حد امکان برای عموم» به اشتراک بگذارد.
روبلز طی سه سال، بیش از ۳۰۰۰ بریده از نزدیک به ۷۰۰ روزنامه مربوط به سالهای ۱۷۲۴ تا ۲۰۲۳ را با استفاده از آرشیوهای آنلاین و سوابق فیزیکی گردآوری کرد و بدین ترتیب «پوشش فلسطین» را بنیان گذاشت.
روبلز پیشتر روی یک کمپین پژوهشی برای آگاهیرسانی درباره تاریخ بردهداری در نیویورک با استفاده از مواد آرشیوی در دسترس عموم کار کرده بود.
او همچنین امیدوار است این آرشیو به عموم کمک کند تاریخ فلسطین پیش از ۲۰۲۳ را درک کنند و به پژوهشگران و سازمانها اجازه دهد «نگاه کنند و بفهمند، نقد کنند و زیر سوال ببرند که اطلاعات چگونه به اشتراک گذاشته شده، دربارهشان صحبت شده و گزارش شده است. سوگیری رسانهای همیشه وجود داشته است اما زبان استفادهشده با گذشت زمان تغییر کرده است؛ برای مثال، قابل توجه بود که اسرائیل زمانی صریحا بهعنوان یک پروژه استعماری مورد بحث قرار میگرفت، زمانی که این اصطلاح کمتر بار منفی داشت.»
«پوشش فلسطین» ردیابی میکند که چگونه واژه «استعمار» بحثبرانگیز شد و با «شهرکسازی» جایگزین شد؛ تغییری که از دهه ۱۹۲۰ آغاز شد و تا سال ۱۹۴۸ این اصطلاح دیگر استفاده نشد.به عنوان مثال در ۱۹۰۲، ۱۹۳۹ و ۱۹۲۶ تیترهای روزنامه های جریان اصلی آمریکا «طرح استعمار فلسطین با یهودیان»، «یهودیان ۶ مستعمره تاسیس کردند» و «استعمار یهودی فراتر از مرزهای فلسطین گسترش خواهد یافت» بود.
امروز، منتقدان روزنامههایی مانند نیویورک تایمز را متهم میکنند که بهطور معمول امپریالیسم صهیونیستی را تطهیر میکنند و تیترهایی را که اشغال غیرقانونی جنوب لبنان توسط اسرائیل را «تثبیت جای پا» یا «برنامهریزی برای کنترل» توصیف میکنند با تیترهای مبهمتر درباره حملات به اوکراین مقایسه میکنند.
-صدای مجهول
مطالعهای در سال ۲۰۲۴ از سوی اینترسپت سوگیری آشکار طرفداری از رژیم صهیونیستی در پوشش رسانههای جریان اصلی، بهویژه نیویورک تایمز را آشکار کرد و نشان داد که رسانهها بهطور مداوم در استفاده از واژههای احساسی مانند «کشتار» و «سلاخی» برای توصیف کشته شدن غیرنظامیان، استاندارد دوگانه اعمال میکنند.
در ۱۰۰ روز نخست درگیری پس از ۷ اکتبر، نیویورک تایمز واژه «کشتار» را ۱۲۴ بار برای توصیف خشونت علیه اسرائیلیها و نه در قبال فلسطینی ها به کار برد؛ در سال اول، سیانان آن را ۲۲۵ بار برای اسرائیلیها و ۱۶ بار برای فلسطینیها استفاده کرد و این در حالی بود که تعداد فلسطینی هایی که به دست عناصر رژیم صهیونیستی شهید شده بودند، بیشتر بود.
این الگو جدید نیست؛ در ۲۹ اکتبر ۱۹۵۶، پلیس مرزی رژیم صهیونیستی ۴۸ غیرنظامی فلسطینی غیرمسلح، از جمله ۲۳ کودک، را در کفر قاسم به گلوله بست؛ کسانیکه از مزارع خود به خانه بازمیگشتند و منع آمد و شدی را که ارتش اسرائیل همان روز بر شهر تحمیل کرده بود و به آنها اطلاع نداده بود، نقض میکردند. آرشیو «پوشش فلسطین» الگوهای بسیار آشنای زبان مجهول و تلویحی را آشکار کرد. این خبر به مدت ۴۴ روز توسط سانسور نظامی اسرائیل سرکوب شد. هیچ چیزی درباره کشتار کفر قاسم تا ۱۲ دسامبر ۱۹۵۶ در آرشیو ظاهر نمیشود؛ روزی که دیوید بن-گوریون، نخستوزیر وقت این رژیم ممنوعیت خود را شکست و به کنست گفت.
-سانسور خبری جدی
در آوریل ۲۰۲۴، یادداشت داخلی افشاشده نیویورک تایمز به روزنامهنگاران دستور داد از اصطلاحاتی از جمله «نسلکشی»، «پاکسازی قومی» و «سرزمین اشغالی» در گزارشهای خود درباره درگیری پرهیز کنند.
روبلز اشاره کرد که گزارشهای تاریخی اغلب درباره سانسور اسرائیل صریح بودند؛ مقالهای از نیویورک تایمز در سال ۱۹۸۰ اعلام میکرد «سانسور اسرائیل ناخوشایند و اسرارآمیز به گوش میرسد» و با این جمله آغاز میشد؛ «این گزارش تحت سانسور اسرائیل قرار گرفته است.»
سانسور مطبوعات فلسطینی نیز توسط نیویورک تایمز گزارش شده بود و جزئیات آن را شرح میداد که «اسرائیل کنترل خود بر روزنامههای عربی را تشدید میکند» هنگامی که مقامات اسرائیلی در سال ۱۹۸۲ کامیونها را متوقف و روزنامههای در حال حمل برای توزیع در کرانه باختری را ضبط کردند.
امروز، فلسطینیها نسلکشی علیه خود را مستقیما از طریق رسانههای اجتماعی مستند میکنند و بدون آنکه اخبارشان از فیلتر رسانههای آمریکایی یا سانسور اسرائیلی عبور کند، اخبار خود را به مخاطبان بینالمللی میرسانند. با این حال، هدفگیری سیستماتیک روزنامهنگاران فلسطینی توسط رژیم صهیونیستی، غزه را به خطرناکترین مکان برای روزنامهنگار بودن تبدیل کرده است.
اسرائیل بارها روزنامهنگاران فلسطینی را «تروریست» برچسب میزند تا این حملات علیه آنها را توجیه کند و اینها دروغهایی هستند که همکاران غربیشان بدون بررسی کافی و بدون نقد آن را بازتاب میدهند.
-انسانیتزدایی
حملات نیروهای صهیونیستی علیه غزه اغلب بهعنوان «هدف قرار دادن حماس» گزارش میشوند اما تلفات غیرنظامیان به شدت زیاد است. با این حال، مدتها پیش از وجود حماس، رسانههای آمریکایی از قبل با توصیفهای تحقیرآمیز یا انسانیتزدا، رنج فلسطینیان را کماهمیت جلوه میدادند و اقدامات اسرائیل را توجیه میکردند.
روبلز همچنین میخواهد با این اقدام روایتهای صهیونیستی را به چالش بکشد که فلسطین «سرزمینی بدون مردم» بود یا «کشور واقعی نبود.» سوابق تاریخی، مردمی و جامعهای را آشکار میکند که سالها پیش از وجود رژیم صهیونیستی وجود داشتند؛ یکی از بریدههای جراید سال ۱۸۹۱ « دهقانان فلسطین» را «مردمی باستانی و تاریخی» توصیف میکرد؛ همچنین در سال ۱۹۱۰ آنها «ساکنان بومی سرزمین مقدس» نامیده شدند.
آرشیو «پوشش فلسطین» نشان میدهد آنچه امروز در صفحات خبری میگذرد، نه یک لغزش تازه، بلکه ادامه الگویی صدساله است؛ الگویی که در آن واژهها تغییر میکنند، اما سکوت پابرجا میماند. روبلز امیدوار است این بریدههای کهنه، حافظه عمومی را بیدار و یادآوری کند که داستان فلسطین بسیار پیشتر از ۷ اکتبر آغاز شده است.
انتهای پیام