زینب مرامی، رتبه دوم بخش قطعه ادبی دومین پویش ملی آیین ققنوس که به همت جهاددانشگاهی البرز برگزار شد، در گفتوگو با ایسنا، با اشاره به نقش ادبیات در بازتاب رویدادهای اجتماعی و تجربههای انسانی اظهار کرد: ادبیات همواره برای انسان نوعی تسلی بوده است. کارکرد ادبیات فراتر از نیازهای مادی و روزمره انسان است و با عواطف، احساسات و جهان درونی او ارتباط برقرار میکند.
وی افزود: هر انسانی در خلوت خود به دنبال راهی برای رسیدن به آرامش است؛ ممکن است فردی با شنیدن یک قطعه موسیقی، دیگری با مرور خاطرهای و شخصی دیگر با خواندن یک متن ادبی به آرامش برسد. به اعتقاد من، ادبیات نیز چنین ظرفیتی دارد و میتواند احساساتی را که گاهی در وجود انسان باقی میمانند و امکان بیان مستقیم آنها وجود ندارد، به زبان بیاورد.
مرامی با تأکید بر مسئولیت اجتماعی نویسندگان و هنرمندان تصریح کرد: به نظرم کسانی که قلمی در دست دارند و از توانایی بیان هنری برخوردارند، مسئولیتی در قبال جامعه نیز بر عهده دارند. آنها میتوانند با استفاده از زبان هنر، مشکلات، اتفاقات دردناک و رنجهایی را که مردم تجربه میکنند، روایت کنند. گاهی انسانها در مواجهه با یک اتفاق دشوار، احساساتی دارند که نمیتوانند بهدرستی آنها را بیان کنند؛ در چنین شرایطی، نویسنده میتواند با قلم خود به این احساسات شکل بدهد و آنها را به زبانی قابل درک برای دیگران تبدیل کند.
رتبه دوم بخش قطعه ادبی دومین پویش ملی آیین ققنوس توضیح داد: البته مسئله مهم، چگونگی روایت رنجهاست. به اعتقاد من، هدف هنر نباید فقط بازگویی تلخیها و افزودن بر اندوه مخاطب باشد، بلکه یک اثر هنری باید بتواند زمینهای برای همذاتپنداری ایجاد کند. زمانی که مخاطب با خواندن یک متن احساس میکند نویسنده توانسته بخشی از درد و تجربه شخصی او را بیان کند، به این باور میرسد که در جامعه تنها نیست و افراد دیگری نیز وجود دارند که احساسات و رنجهای او را درک میکنند.
این نویسنده با بیان اینکه احساس درک شدن میتواند به انسان در مواجهه با دشواریهای زندگی کمک کند، گفت: این همان نقطهای است که ادبیات میتواند تأثیر عمیق خود را نشان دهد. گاهی انسان تصور میکند آنچه تجربه کرده، فقط متعلق به خودش است؛ اما وقتی با نوشتهای مواجه میشود که همان احساس یا تجربه را بازتاب میدهد، متوجه میشود دیگرانی هم هستند که درد او را فهمیدهاند. همین آگاهی میتواند از احساس تنهایی او بکاهد و نوعی آرامش درونی ایجاد کند.
مرامی برای توضیح بیشتر این موضوع به تجربههای روزمره افراد در فضای مجازی اشاره کرد و افزود: برای مثال، ممکن است مطلبی درباره زندگی شخص دیگری را بخوانید، اما زمانی که احساس کنید بخشی از آن روایت را در زندگی خودتان نیز تجربه کردهاید، ارتباط متفاوتی با آن برقرار میکنید و با احساس نزدیکی و گشادهرویی بیشتری به آن واکنش نشان میدهید. به نظرم ادبیات نیز همین کارکرد را دارد؛ یعنی میتواند از دل روایت زندگی و تجربه یک فرد، احساسی مشترک در میان افراد مختلف ایجاد کند.
رتبه دوم بخش قطعه ادبی دومین پویش ملی آیین ققنوس با اشاره به اهمیت این کارکرد در مواجهه جامعه با بحرانها و حوادث انسانی اظهار کرد: در چنین موقعیتهایی، هنرمندان و نویسندگان میتوانند با استفاده از ظرفیت قلم خود، آنچه را بر مردم میگذرد، روایت کنند. گاهی یک اثر ادبی میتواند احساسات و رنجهایی را بیان کند که در میان انبوه اخبار و اتفاقات کمتر مجال دیده شدن پیدا میکنند. چنین آثاری این فرصت را فراهم میکنند که مخاطب نهتنها با یک رویداد، بلکه با ابعاد انسانی و عاطفی آن ارتباط برقرار کند.
مرامی درباره اثر خود در دومین پویش ملی آیین ققنوس نیز گفت: قطعه ادبیام درباره ناو دنا بود که روایت آن را از زبان دریا نوشته بودم. برای این اثر، دریا را بهعنوان راوی انتخاب کردم تا موضوع را از زاویه دیدی متفاوت روایت کنم و از ظرفیتهای زبان ادبی برای بیان آن بهره بگیرم.
وی تصریح کرد: به نظرم ادبیات این امکان را در اختیار نویسنده قرار میدهد که از زاویهای متفاوت به موضوعات نگاه کند و با انتخاب راوی و شیوه روایت مناسب، مخاطب را به مواجهه عمیقتری با یک موضوع دعوت کند. در این اثر نیز تلاش کردم از زبان دریا به روایت ناو دنا بپردازم و از این طریق، به موضوع نگاهی ادبی داشته باشم.
این برگزیده پویش ملی درباره پیشینه فعالیت خود در حوزه نویسندگی نیز اظهار کرد: تقریبا از زمانی که نوشتن را یاد گرفتم، فعالیت ادبیام را آغاز کردم و نخستین کتابم را در ۱۷ سالگی منتشر کردم. پس از ورود به دانشگاه، این فعالیت را جدیتر دنبال کردم و در سالهای بعد در جشنوارههای مختلف حضور داشتم و چندین مرتبه بهعنوان برگزیده انتخاب شدم. همچنین تجربه شرکت در جشنوارههای بینالمللی را نیز داشتهام.
مرامی خاطرنشان کرد: ارتباط من با ادبیات به سالهای نخست یادگیری نوشتن بازمیگردد و در طول این سالها، نوشتن همواره بخشی از زندگیام بوده است. به اعتقاد من، ارزش یک اثر ادبی زمانی اهمیت عمیقتری پیدا میکند که بتواند با تجربههای انسانی مخاطب ارتباط برقرار کند و احساسی مشترک میان نویسنده و خواننده به وجود بیاورد.
وی در پایان تأکید کرد: اگر نوشتهای بتواند به مخاطب نشان دهد که احساسات و رنجهایش دیده و درک میشوند، توانسته است فراتر از یک متن ادبی عمل کند. این همان ظرفیتی است که ادبیات را به ابزاری برای همدلی، نزدیکی انسانها و تسکین آلام جامعه تبدیل میکند.
انتهای پیام