شنبه ۲ تیر ۱۳۸۶ | ۱۵:۵۳
منبع: فضای مجازی
ميرحسين موسوي:
بايد بتوانيم با مردم ارتباط واقعي داشته باشيم
رشد كشور درگرو اقتصادوسياست اخلاقيست
افق فكري ما بامولفان قانون اساسي فاصله گرفته است

ميرحسين موسوي: بايد بتوانيم با مردم ارتباط واقعي داشته باشيم رشد كشور درگرو اقتصادوسياست اخلاقيست افق فكري ما بامولفان قانون اساسي فاصله گرفته است

مهندس ميرحسين موسوي گفت: من اعتقاد دارم رشد كشور ما در گرو يك اقتصاد اخلاقي و يك سياست اخلاقي است و جز اين با مردم خودمان نمي‌توانيم ارتباط برقرار كنيم. به گزارش خبرگزاري دانشجويان ايران،ايسنا، به نقل از سايت موسسه مطالعات دين و اقتصاد، نخست‌وزير دوران دفاع مقدس كه روز پنج‌شنبه در اين موسسه با موضوع «رمز ضرورت بازگشت به انديشه‌هاي شهيد بهشتي» سخن مي‌گفت، افزود: از هفته گذشته در آستانه شهادت شهيد دكتر بهشتي و فاجعه هفتم تيرماه قرار گرفته‌ايم. در فضاي شهر تهران پوسترها و تصاويري از شهيد بهشتي مشاهده مي‌شود. وقتي كه برادران مؤسسه مطالعات دين و اقتصاد از من خواستند در اين مراسم شركت و در مورد شهيد بهشتي صحبت كنم، در انديشه بودم كه در اين مراسم به چه نكاتي اشاره داشته باشم. ايده‌اي از اين تصاويري كه در سطح شهر نصب شده بود گرفتم و فكر كردم بحثم را از آنجا آغاز كنم. وي ادامه داد: همان‌طوري كه دوستان اطلاع دارند من در حال حاضر با يك فضاي هنري نيز آشنا و فعال هستم، لذا به اين جهت بحثم را در اين رابطه با يك تمثيل و يك مثال آغاز مي‌كنم. يك نقاش برجسته فرنگي كه در دو سه دهه اخير در فضاي هنري غرب بسيار تأثيرگذار بوده يكسري نقاشي دارد كه از شخصيت‌هاي مختلف به تصوير كشيده است، اين نقاشي‌ها ابتدا بدين صورت است كه تصويري از يك شخصيت مي‌گيرد و يا انتخاب مي‌كند. اين تصوير در متن يك حادثه و اتفاق است كه به خوبي واقعيت و اهميت و رابطه آن شخص در محيط سياسي، اجتماعي را به نمايش مي‌گذارد، بعد اين نقاش مي‌آيد از اين تصوير اصلي با يك فيلتر يك كپي برمي‌دارد، سپس از آن كپي، كپي‌هاي ديگري گرفته مي‌شود. مثلاً به ده يا بيست كپي كه رسيد، آنها را در كنار هم قرار مي‌دهد، در نهايت وقتي شما اين تصاوير را در مجموع كنار هم قرار مي‌دهيد نشان‌دهنده‌ اين مساله است كه تصوير آخري از تصوير واقعي از عكس اوليه به كلي فاصله گرفته است و فضاي واقعي آن عكس اصلي است. به قول امروزي‌ها يك شكل هنري كه هيچ ربطي به واقعيت بيروني ندارد و در واقع هيچ رابطه‌اي با واقعيت امروزي در جامعه آنها ندارند. اين نقاش براي اينكه به خوبي هدف خودش را نشان دهد، در مورد چند چهره اين موضوع را امتحان كرده است. همچنين او در مورد اشيايي كه مورد معامله و تجارت نيز قرار مي‌گيرد اين سبك را اجرا نموده است. بعضاً از يك جعبه بيسكويت يك عكس كامپيوتري گرفته و بدين شكلي كه عرض كردم كپي تهيه شده و سپس آنها را در كنار هم قرار داده است. اين مجموعه عكس تبديل به يك نقاشي شده كه با تغيير نشانه‌هاي هنري و زيباشناسي ارتباط برقرار مي‌كند، ولي ديگر ارتباطي به غذا و ايجاد فضايي براي انسان كه راهنمايي براي استفاده از اين مواد غذايي باشد و يا مشخصات اين كالا را معرفي كند، ندارد. آن چيزي كه ما در رابطه با شخصيت‌هاي تاريخي و مؤثر و همچنين شخصيت‌هاي سياسي و مؤثر در ابتداي انقلاب اسلامي داشتيم بي‌شباهت به تمثيلي كه نقاش مورد اشاره دارد، نيست. من فكر مي‌كردم در رابطه با بزرگداشت هفتم تير و شخصيت بزرگوار آن حادثه يعني شهيد بهشتي، تصويري كه ما در سال 1361 براي بزرگداشت ايشان داشتيم و در سال‌هاي 62 و 63 تا الان داشتيم سال به سال فرق كرده است. موسوي گفت: به نظر مي‌رسد قدرت ما براي فهم آن چه باعث بروز چهره‌اي درخشان چون شهيد بهشتي و ديگر يارانش بوده است به علت فاصله گرفتن نظام ارزشي جديد، پيش‌داوري‌هاي كه به دنبال اين فضاهاي جديد و اتفاقات گوناگوني كه حادث شده واقعاً دشوار شده است؛ لذا انديشيدن به اين مسئله بسيار مهم است، اين سرنوشت غلط نه ربطي به چهره شهيد بهشتي دارد و نه به قانون اساسي مربوط مي‌شود. مشاهده مي‌فرماييد همين قانون اساسي چگونه در جريان‌هاي سياسي مختلف دستخوش تفاسير گوناگون مي‌شود و وضعيتي پيش آمده كه افق فكري ما با افق فكري كساني كه نشستند و اين قانون اساسي را تنظيم كردند، فاصله زيادي گرفته و ايجاد ارتباط بين اين افق‌ها بسيار دشوار شده است. بدين اساس به نظر مي‌رسد كه واكاوي اين مساله كه چرا چنين اتفاقي پديد آمده است بسيار مهم تلقي شود. بحثي كه من در اين فرصت كوتاه و به طور خلاصه ارائه خواهم كرد اشاره به يكي از موارديست كه همه ما را بدين جا كشانده است و به نظر من از اهميت و ويژگي‌ خاصي برخوردار است. من در اينجا به يكي از اصول قانون اساسي و تطبيق آن براساس آنچه در ابتدا عرض كردم با وضعيت فعلي خواهم پرداخت كه اين مساله به مرحوم دكتر شريعتي و همه عزيزاني كه در اين روزها براي آنها چنين مراسمي برگزار مي‌شود و در رأس آن شهيد بهشتي است، برمي‌گردد. مهندس موسوي در ادامه گفت: قبل از انقلاب اسلامي دوستاني كه آن دوران را به خاطر دارند، به خوبي مي‌دانند كه بعد از كودتاي 28 مرداد توجه خاصي در گروه‌هاي سياسي به اوضاع مردم پيدا شد. هرچه به سال‌هاي پيروزي انقلاب اسلامي نزديك‌تر مي‌شديم اين توجه به مردم با شدت بيشتري اهميت پيدا مي‌كرد. كساني كه در مقابل رژيم بودند درحقيقت نگاه به مردم و اتصال به مردم در جهت آگاهي از وضعيت آنها را يك فضيلت برمي‌شمردند و حتي اين مساله به تدريج در قلمرو حركت‌هايي كه در مقابل رژيم مي‌شد، به يك محور اصولي تبديل شد و شايد در نزديكي پيروزي انقلاب يك حالت اغراق‌آميز هم به خود گرفت. شما اگر آن دوران را نگاه كنيد، خواهيد ديد كه افراد و سياست‌مداران مقابل رژيم سعي داشتند متخلّق به اخلاق حسنه باشند، خودشان را شبيه مردم كنند، سفره‌هايشان را كمرنگ كنند، ماشين‌هاي لوكس خود را از مدار خارج كنند و رفتارهايشان مثل توده‌هاي مردم باشد. حتي لباس‌هايشان، گفتارشان مثل مردم عادي باشد و در هر گفتار و صحبتي يك مثال در چنته داشته باشند از وضعيت واقعي مردم، آن چيزي كه به طور هستي‌شناسانه در جامعه اتفاق مي‌افتد، اگر دوستان دقت كنند مباحث نظري هم كه در آن موقع مطرح مي‌شد، معطوف به يك سلسله امور واقعي و مربوط به زندگي مردم بود؛ يعني داخل چارچوب مجموعه نظرات انتزاعي در كتاب‌ها به اصطلاح نوشته نمي‌شد و اين رخداد در همه گروه‌ها اعم از چپ و راست تحقق داشت؛ البته گروه‌هاي مذهبي در برقراري ارتباط با مردم موفق‌تر بودند. در اين راستا گروه‌هاي مذهبي در حوزه اقتصاد كتاب‌هايي را مثل مالكيت در اسلام(مرحوم طالقاني)، اقتصاد اسلامي، اقتصادنا، جامعه بي‌طبقه توحيدي و امثال اينها منتشر كردند. در تمام اين كتاب‌ها يك نوع رجوع به وضعيت مردم وجود دارد؛ يعني به هيچ‌وجه اين كتاب‌ها، كتاب‌هاي انتزاعي نيستند. كتاب‌هاي استاد شهيد مطهري و همچنين نوشتارها و گفتارهاي شهيد بهشتي تماماً ‌معطوف به حل مشكلي از مردم و براي حل مسائل مردم و جامعه است و يا حداقل با اين انتظار و ادعا نوشته شده است كه مي‌شود اين مسائل را حل كرد. من كاري به محتواي اين‌گونه كتاب‌ها ندارم، اما در اصل اين نكته وجود دارد كه اين كتاب‌ها در درونشان مساله ارتباط با مردم و حل مشكلات آنها به عنوان يك فرض تلقي شده است. كساني كه اين كتاب‌ها را نوشته‌اند به نظر مي‌رسد، مي‌خواهند نشان دهند بحراني در وضعيت مردم عادي وجود دارد و در همين دوران است كه واژه‌هايي مثل مستضعف و امثالهم از درون قرآن بيرون كشيده مي‌شود و اهميت پيدا مي‌كند و در چنين فضايي است كه اين واژه‌ها معاني و برجستگي‌هاي خود را آشكار مي‌سازند و واسطه قرار مي‌گيرند تا نيروهاي فعال سياسي از اين طريق به بيان ديدگاه‌هاي خود بپردازند و تلاش آنها به برقراري رابطه مستحكم بين آنها و مردم منجر شود. وي اظهار داشت: اين حالت به قدري شديد مي‌شود كه اگر آن زمان را به ياد داشته باشيد قبل از انقلاب و به ويژه در آستانه انقلاب اسلامي به يك نهضت ساده‌زيستي در ميان همه گروه‌هاي سياسي منجر شد تا جايي كه مخالفت با تجمل‌گرايي به يك شعار همگاني تبديل شد و همه به هم انتقاد مي‌كردند كه چرا ساده‌زيستي را رها كرده‌ايد، چرا فلان اسراف صورت گرفته است و اين مساله تا بدانجا كشيده شد كه حتي بعضي از گروه‌هاي چريكي شب‌ها فرش‌ها را كنار مي‌زدند و روي زمين دراز مي‌كشيدند و زندگي مي‌كردند. اينها همه تابع فضايي بود كه در آن روزها ايجاد شده بود. من برداشتم اين است كه در كنار همه بصيرت‌ها و مطالعات ارزشمند و تلاش‌هاي فكري صورت‌گرفته از سوي بزرگان، مجموع نظراتي كه اول انقلاب موجب پيروزي شد و نهايتاً چنين نظراتي بعداً‌ در قانون اساسي تبلور يافت، در چنين فضايي مطرح شده و در حقيقت بندبند اصول قانون اساسي در اين چارچوب شكل گرفت. همچنين كتاب مواضع ما كه در حزب جمهوري اسلامي تنظيم شد و مرحوم شهيد آيت‌الله دكتر بهشتي در تهيه آن نقش محوري داشت، حتي در آن كتاب نيز ارتباط با مردم و وضعيت سرنوشت مردم در اولويت‌هاي اصلي چه به صورت آشكار و چه به صورت پنهان قرار گرفت. اين يك اصل بود كه حتي گروه‌هاي چپ هم شعار آن را مي‌دادند، اما آنها مردم مستضعف را فقط در طبقه كارگر بلوكه كردند. آنها آمدند طبقه كارگر را از اسلام، مليت، فرهنگ بومي‌اش جدا كردند و او را تبديل به يك شخصيت بين‌المللي و به اصطلاح جامعه‌