به گزارش ایسنا، «اعتماد» در ادامه نوشت: کوچه تسلیم ظهر داغ تیرماه شده، انتهای کوچه حافظ تنها جایی است که در این شهر میشود سراغ مریم میرزاخانی را از خانوادهاش گرفت، مجتمع مسکونی ساکت و آرام است، خبر چند ساعتی است که به گوش شهر رسیده و پیش از آن به ساکنان مجتمع مسکونی حافظ. نگهبان مجتمع، تازه میزبان بچههایی شده که از کلاس تابستانی برگشتهاند و در لابی مجتمع به بازی مشغولند. پاسخش به سوال «منزل آقای میرزاخانی همینجاست؟» مثبت است.
با تلفن به خانواده میرزاخانی خبر میدهد و صدای خانمی از پشت آیفون میآید که «آقا آرش الان میان پایین.»
در لابی منتظریم و نگهبان از زنی میگوید که آرام و متین بود: «چند سال پیش که بهش جایزه دادن اومد اینجا، جلوی در کلی پارچه زدن، خیلی اومدن اینجا، من دومین بار بود که خانم میرزاخانی رو میدیدم، نخستین بار تنها اومده بود و دومین بار با همسرش، چقدر آروم، سادهپوش و متین بود.»
و بعد میگوید خانواده میرزاخانی حدود 6 سال است در این مجتمع ساکن شدهاند و از مهندس میرزاخانی میگوید: «پدرشون هم خیّر هستن، به معلولها کمک میکنند.»
احمد میرزاخانی، رییس هیاتمدیره مجتمع آموزشی و نیکوکاری «رعد» است و از زمانی که حال دخترش رو به وخامت گذاشت راهی امریکا شد تا در جریان روند درمان دخترش قرار بگیرد.
نگهبان از همسایههای مجتمع میگوید که وقتی در اینترنت خبر را دیدهاند به او گفتهاند و از زمانی که شنیده اشک امانش نداده، برادران مریم میرزا خانی با لباس مشکی وارد لابی میشوند و مرد نگهبان با دیدنشان بغضش دوباره میترکد و چشمانش دوباره سرخ میشود. دو مرد محترمانه خوشآمد میگویند اما حاضر به مصاحبه نیستند. برادر بزرگتر میگوید: «اگر مریم الان بود، مصاحبه نمیکرد» و ب