به گزارش خبرنگار ایسنا در لبنان، این نشست در حالی برگزار شد که موضوع استعفای سعد حریری از ریاض رویدادهای کشورهای منطقه را به شدت تحت تاثیر قرار داده بود:
1- مدیریت سناریوی استعفای سعد حریری توسط دستگاه سیاست و امنیت خارجی پادشاهی سعودی با شکست مواجه شد. سعودی نه به خواستههایش در لبنان رسید و نه در سطح منطقه و بینالملل توانست آن را به خوبی اداره کند. لبنان در سایه این اقدام سعودی به رغم همه اختلافات سیاسی و دیدگاهها بین جریانات داخلی اما با یک اجماع سیاسی اعلام نشده مبنی بر مخالفت با این شکل از استعفاء روبرو شد، این مخالفت به شکل عملی مخالفت با سیاستهای سعودی بود. در سطح منطقه نیز هیچ حمایت آشکاری از این اقدام سعودی صورت نگرفت که به معنی نوعی تقبیح سیاسی از این عملکرد سعودی بود.
افکار عمومی کشورهای عربی نیز هیچ حمایتی از این اقدام سعودی نکردند بلکه مواضعی کامل نکوهش گرایانه و یا محکومیت چنین اقدامی را اتخاذ کردند. در سطح بینالملل نیز نه تنها عربستان هیچ موافقی را کسب نکرد که به تهدید و اقدامات تلافی جویانه قضایی و حقوقی به خصوص از سوی مجامع اروپایی مواجه شد. آخر الامر هم عربستان برای برون رفت از این تراژدی در سیاست خارجی مجبور شد تن به طرح فرانسه دهد تا از زیر بار فشار اقدام نافرجام رهایی یابد. در چنین شرایطی، سیاست خارجی پادشاهی سعودی به سوی مقر وزرای خارجه اتحادیه عرب در قاهره میرود تا پروندهای جدید علیه ایران بگشاید.
2- بیش از هزار روز از حمله عربستان به یمن میگذرد. عربستان از دریا، زمین و هوا با پیشرفته ترین امکانات نظامی، یمن و مردمش را هدف قرار داد. جنگی که به گمان سعودیها باید حداکثر ظرف یک ماه با ورود ارتش سعودی به صنعاء و شکست کامل انصارالله و هم پیمانانش خاتمه مییافته حالا بیش از هزار روز به درازا کشیده شده است. اکنون در سایه ضعف شدید اداره نظامی جنگ و عدم وجود نیروهای زمینی توانمند، عربستان سعودی امنیت سرزمینی خود را در معرض تهدید نیروهای یمنی میبیند که با موشکهای دوربرد اهدافی را در داخل سرزمینهای سعودی هدف قرار میدهند. هر چه از جنگ بیشتر میگذرد هزینههای مالی، سیاسی و امنیتی سعودی بیشتر میشود و انگار همه موشکهای دوربرد و هواپیماهای آمریکایی ارتش سعودی در برابر نیروهای مقاومت یمنی رنگ باختهاند و نمیتوانند در مقابل ارتشهای مردمی غیر کلاسیک دوام بیاورند.
کاملا آشکار و روشن است که طرح نظامی عربستان به عنوان یک کشور وامدار "ارتش کلاسیک و مهاجم" شکست خورده است زیرا برای شکست هر ارتش کلاسیکی در جهان همین مقدار کافی است که به اهداف از پیش تعیین شده اش نرسد و پیروزی برای نیروهای مقاومت همین مقدار کافی است که جلوی اجرایی شدن طرح ارتش خصم را بگیرد. در چنین فضایی دستگاه سیاست خارجی و نظامی پادشاهی سعودی مظلومانه و تحت عنوان " لزوم دفاع از امنیت و مصالح ملی سعودی " به سوی وزرای خارجه عرب در قاهره روی می آورند تا تحت عنوان حمایت ایران از حوثی ها، فرصتهای از دست رفته را در میدان یمن به میدانی جدید علیه ایران بازگردانند با این اتهام که موشکهای شلیک شده از یمن به سوی عربستان ساخت و یا ارسالی از ایران است!
3- عربستان در ماههای اخیر اسلوب روابط خود با عراق را عوض کرده است با این امید که از کشوری حامی مجموعه های مسلح تکفیری در این کشور به کشوری حامی استقرار و امنیت عراق تبدیل شود. عربستان در زمانی دست به این اقدام می زند که نیروهای مشترک حشد الشعبی و ارتش عراق دایره محاصره علیه داعش را تنگ کرده و در آستانه پیروزی کامل بر داعش قرار دارند، عملیات و پروسهای که سعودی در آن هیچ نقش مثبتی ندارد. در این اوضاع و احوال، نیروهای ارتش و حشد الشعبی عراق در حال رسیدن به مرزهای مشترک با سوریه هستند که خود پدید آورنده ائتلاف سیاسی امنیتی و نظامی جدید است که میتواند چرخ گردون خاورمیانه را بر خلاف سلیقه ریاض بچرخاند. در چنین اوضاع و احوالی و در حالی که ایران با تمام توان در حال کمک و حمایت از دولت، ارتش و نیروهای حشد الشعبی عراق است، پادشاهی سعودی پروندهای جدید علیه ایران تحت عنوان حمایت از تروریسم در دفتر وزرای خارجه عرب در قاهره میگشاید.
4- عربستان حزبالله لبنان را به عنوان سازمانی تروریستی متهم میکند. مدرک جرم حزبالله دخالت نیروهای این حزب در نبردهای سوریه است. این در حالی است که همه دست اندرکاران تحولات سوریه از جنگ شش ساله در این کشور به جنگ هفتاد و دو ملت علیه نظام و ارتش سوریه یاد میکردند. عربستان روزهایی را حتما به خاطر دارد که با سقوط شهر حلب، دیرالزور، الرقه، حماء و ادلب به دست داعش و النصره بر طبل سرنگونی نظام سوریه میکوبید و بیشتر این مجموعههای مسلح را حمایت مینمود. در چنین اوضاعی لبنان و مرزهای شرقی و امنیت داخلیاش به شدت آسیب پذیر شده بود اما حزبالله با کمک ارتش سوریه و لبنان در عملیاتی هم زمان از داخل سوریه و لبنان بالاخره موفق شد مرزهای شرقی لبنان را از وجود نیروهای داعش وجبهه النصره پاکسازی کند و مدح و تحسین همه نیروهای داخلی و طوایف لبنان را به دست آورد. در چنین اوضاع و احوالی عربستان به نشست وزرای خارجه عرب روی می آورد تا حزب الله لبنان را سازمانی تروریستی معرفی و ایران را به خاطر حمایت از این نیروی مقاومت توبیخ کنند.
5- بالاخره ارتش سوریه در ظرف کمتر از ده روز برای دومین بار آزادسازی البوکمال در شرقی ترین مرز سوریه با عراق را اعلام میکند. در بار دوم آزادسازی البوکمال، نقشههای نظامی هجوم به این منطقه با دقت تمام و حمایت هوایی ارتش روسیه و سوریه همراه میشود و هیکل سازمانی داعش به عنوان یک مجموع مسلح تروریستی و تکفیری در سوریه فرو میریزد و در این زمان میتوان رسما ادعا کرد نظام خلافت البغدادی در سوریه فرو ریخته است.
ارتش سوریه و هم پیمانانش به مرزهای مشترک با عراق رسیدهاند و به قول کارشناسان سیاسی و نظامی تحولات سوریه و عراق، ارتش سوریه و هم پیمانانش در مسابقه با آمریکا و مجموعههای تحت امرش، گوی سبقت را ربودند و وزدتر از آمریکا به مرزهای مشترک با عراق رسیدند تا موازنهای جدید در تحولات عراق و سوریه ایجاد کنند. این تحول بزرگ نظامی و امنیتی که حتما پیامدهای سیاسی بزرگی در مذاکرات روسای جمهور ایران، روسیه و سوریه در سوچی در باره سوریه به همراه خواهد داشت نیز بدون حضور پادشاهی سعودی در حال رقم خوردن است، در حالی که سعودی در آغاز بحران سوریه و به لطف مجموعههای مسلح تحت حمایتش به عنوان بازگر اصلی جنگ در سوریه قلمداد میشد.
حالا در چنین شرایطی سعودی به سوی وزرای خارجه عرب روی میآورد تا ایران را تحت عنوان دخالت در امور داخلی کشورهای عربی محکوم کنند و تهدید کنند که در مقابل اقدامات ایران دست بسته باقی نخواهند ماند!
حالا بهتر میتوان قضاوت نمود که دیپلماسی خارجی عرستان سعودی از قافله روند تحولات سیاسی در منطقه و به خصوص در لبنان، سوریه و عراق و حتی یمن عقب مانده است. با این حال این عقب ماندگی سیاسی سعودی به معنی آن نیست که ماجراجویی ریاض پایان یافته است.
گزارش از خبرنگار ایسنا: علی منتظری
انتهای پیام

