به گزارش ایسنا، در این نشست که با حضور تعدادی از مدیران سازمان سینمایی، سازمان تنظیم مقررات رسانههای صوت و تصویر فراگیر در فضای مجازی و استادانی از دانشگاه همراه بود، معاون ارزشیابی و نظارت سازمان سینمایی با اشاره به همپوشانیهای به وجود آمده پس از شروع به کار «ساترا» گفت: همیشه وقتی فناوری مورد استفاده مردم در حال توسعه است، مسئولان به دنبال کنترل و مدیریت آن میافتند.
سعید رجبیفروتن در بخشی از این سمینار با اشاره به این که پیش از این معاونت امور سینمایی و سمعی و بصری و از ابتدای دهه نود، سازمان امور سینمایی و سمعی و بصری را داشتهایم که در عنوان آن بحث سمعی و بصری دیده شده بود و تا به امروز آئیننامه نظارت بر نمایش فیلم، اسلاید و ویدئو مصوبه هیأت وزیران وجود داشته است، ضمن آن که در کنار سازمان امور سینمایی، معاونت فناوری اطلاعات و رسانههای دیجیتال وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی هم فعالیت داشته که شاید ساترا، الگوگرفته از آن باشد.
او با اشاره به همپوشانیهایی که بعد از شروع به کار ساترا به وجود آمده، در صحبتهای خود به تأخیر در مقررات نویسی در زمینههای مختلف مدیریتی با ارائه مصادیق اشاره کرد و به آسیبشناسی این رویه و امکان برخورد واقعبینانه با تحولات پرداخت.
او با اشاره به اینکه همواره در کشور در خصوص قانونگذاری برای موضوعات جدید با تاخیر مواجه بودهایم، گفت: همواره دسترسیها فراهم میشود و مردم از آن فناوری استفاده میکنند و وقتی که آن فناوری در حال توسعه است، مسئولان به دنبال کنترل و مدیریت آن هستند. برای سینما و ویدیو هم این موضوع اتفاق افتاد و با چند سال تاخیر مقرراتگذاری آغاز شد.
وی ادامه داد: در آییننامه ساماندهی و توسعه رسانهها و فعالیتهای فرهنگی دیجیتال که در سال ۸۹ توسط هیات وزیران تصویب شد، مقرر شد تا مصادیق و نمونههای صوت و تصویر فراگیر را شورای عالی فضای مجازی روشن کند و هنوز بعد از ۱۰ سال شورای عالی فضای مجازی این مصادیق را روشن نکرده است. دراین سالها در دعوای صدا و سیما و دولت شاه کلیدی وجود دارد و آن مرجع قانونی تعیین حدود و ثغور صوت و تصویر فراگیر است که طبق این مصوبه شورای عالی فضای مجازی تعیین شده است.
به گفته فروتن براساس الگوهای جهانی بهتر است که نهاد تنظیمگر و رگولاتور غیر از نهادی باشد که خود در این زمینه ذینفع است. اگر این اتفاق بیفتد بسیاری از این چالشها برطرف میشود.
تابش: بدون عزم ملی و هماهنگی نمیتوان به وظیفه تنظیمگری و تسهیلگری پرداخت
همچنین علیرضا تابش - مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی - با ارائه مقدمهای از فعالیتهای رسانهای در عرصه صنعت تصویر در کشور گفت: امروز که در ورود به عصر پسادیجیتال هستیم، همه بهنوعی تحتتأثیر این تحولات قرار گرفتهاند و محصولات تصویری، نوع نظارت بر این محتواها و نقشآفرینی بیشتر بخش خصوصی و خروج دولت از سمت تصدیگری در تولید به سمت تسهیلگری گامهایی بوده که طی این سالها تحتتأثیر این تحولات برداشته شده است. البته طی این سالها چالشهایی هم بین دستگاههای نظارتی و دستگاههای فرهنگی وجود داشته و نمیشود آنها را کتمان کرد. وقتی قانون کلیتی را ابلاغ میکند و ارجاع میدهد، ما باید در ذیل آن کار کنیم و گفت و شنود کارشناسی داشته باشیم و مصادیق آن باید در یک کارگروه متشکل از این جمع تشکیل شود و به گمانم هنوز هم راه هست؛ یعنی پیشنهادم همچنان بر این است که این اتفاق بیفتد.
او سپس به تشریح انگارههای سنتی چالشپذیر پرداخت و گفت: چهار مولفهی اصلی در اینجا وجود دارد؛ یکی اینکه دولت را سیاستگذار و در مقام متصدی میدانند. دیگر اینکه هنرمند را در مقام سفارشپذیر (یا از بخش خصوصی یا از بخش دولتی) قرار میدهند. از طرفی آثار هنری سینمایی را به دو بخش تقسیم میکنند؛ «آثار فرهنگساز» یا هنری که الان بیشتر به آن آثار فاخر گفته میشود و این انتظار را در افکار عمومی به وجود میآورند که نهادهایی مثل حوزه هنری، بنیاد سینمایی فارابی، سازمان اوج، صداوسیما و نهادهای این چنینی این آثار را تولید کنند. از طرفی یک نگاه دیگر به آثاری میشود که از آن تلقی «فرهنگسوز» (عامهپسند یا بازاری) میشود... نگاه بعدی، متعلق به طیفی است که از معادلات اقتصادی در عالم هنر فرار میکند و همینطور از فرهنگ کسبوکار در اقتصاد فرهنگ و هنر، گریز دارد.
تابش در ادامه و پس از طرح مباحثی با موضوع ضرورتهای تغییر نگرش به مدیریت رسانهای و صنعت تصویر و تسریع تحول رسانهای پس از بحران کرونا گفت: صنعت تصویر، سینما و رسانه برای آن که وارد عصر پسادیجیتال بشود، باید به صنایع مجاور نزدیک شود و بهنوعی دولت از تصدیگری به سمت تسهیلگری حرکت کند. در جهان دو تا الگوی موفق و مسلط تا به امروز برای مدیریت سینما و تصویر وجود دارد که قابلتأمل و مطالعه هستند. یکی مدل آمریکایی مبتنیبر عدم مدیریت دولتی است که به آن (deregulatory)(مقرراتزدایی) میگویند و یکی دیگر مدل چینی مبتنیبر مدیریت دولتی است. امروزه بحث بر سر این است که در عصر پسادیجیتال، آیا ما میتوانیم به این الگوی روز برسیم؟
او با اشاره به مدیریت سینما در عصرپسادیجیتال (الگوی روز) گفت: در حوزه تنظیمگیری رسانه، روند جهانی به گونهای است که به سمت یکپارچگی تنظیمگرها میروند و رگولاتوری مختلف درهم در سطح جهان ادغام شدند. در حوزه تنظیمگری رسانه، امروزه همه به سمت یکپارچگی رفتهاند. یکسری دولتها در دنیا به شکل مداخله سخت کار میکنند و این یک روش است. یک روش هم، شیوه مقرراتزدایی است و یک بخش، رفتن به سمت بازتنظیمگری که احتمال میرود این نقطه تعادل باشد. اما دو گروه در ایران ظاهرا با این گفتمان مخالفت جدی دارند؛ یکی طرفداران مداخله شدید حاکمیت و دولت که همچنان معتقدند دولت و حاکمیت باید در بحث تنظیمگیری ورود داشته بانشد؛ یکی هم گروههای روشنفکری که طرفدار مقرراتزدایی هستند. ما میبینیم هر سال بیانیههایی در کشورمان توسط این گروهها صادر میشود که به لزوم حذف ممیزی و... اشاره دارد. پیشنهاداتی به حاکمیت میدهند یا مطالبههایی دارند.
این مدیر فرهنگی در ادامه اظهار داشت: تجربه 42-43 ساله عرصه فرهنگ و هنر به ما میگوید، رسانه، سینما و هنر ما در عرصههای جهانی خوش درخشیده و تصوری که در جهان خارج از ایران به محصولات فرهنگی و هنری ما دارند، مثبت است و برند محصولات فرهنگی ایران، برند برجستهای است. پیشبینی میشود که ما در ایران ناچار هستیم بهرغم وجود این دو گروه، به سمت نگاه سوم یا آن نقطه تعادل برویم.
او تصریح کرد: بر اساس مبحث «همگرایی رسانهای در ایران»، ما نمیتوانیم بدون عزم ملی و هماهنگی نهادهای مختلف و حاکمیتی به وظیفه تنظیمگری و تسهیلگری که بر دوش نهادهای حاکمیتی و مطالبه جامعهی مدنی است، برسیم.
تابش در بخش دیگری از سخنان خود با عنوان «راهکارها و راهبردهای اصلی» گفت: در سینما باید از اثر بهمنظومه گذر کرد. گذار مدیریت سینما به مدیریت محصولات تصویری این چنین اتفاق خواهد افتاد. و این موضوع دو رکن دارد؛ اول اینکه پلتفرمها به شکل جدید تنظیمگری شوند و دوم اینکه فهم کسبوکاری را در صنعت تصویر تزریق کنیم. تاسیس صندوقهای خطرپذیر و تاسیس شتابدهندهها میتواند این نوع نگاه کسبوکاری را در سینما تسهیل کند. در حوزه تنظیمگری هم، تقویت بخش تحقیق و توسعه و همینطور تقویت بخش بازاریابی و مارکتینگ به نتیجه میرسد.
او ادامه داد: راهکار دوم تصحیح فرآیندهای خلق دانش است. باید در حوزه صنایع و محصولات تصویری پژوهشهای بیشتری شود تا حوزههای بینارشتهای برای مطالعات سینمایی ایجاد گردد. نمادهای خصوصی دیدهبانی (مدنی) سینما و صنایع تصویری تقویت و حمایت شوند و نهادهای مدنی برای حمایت از مخاطبان تقویت و حمایت شوند و ارزشهای اجتماعی جای خودش را به نظارتهای دولتی بدهد.
مدیرعامل بنیاد سینمایی فارابی افزود: راهکار سوم؛ به