باراک اوباما را ممکن است با صفتهای زیادی در جهان بشناسند اما اغلب از او با عنوان نخستین رئیسجمهوری سیاهپوست آمریکا یاد میکنند که اتفاقا پدر و پدرخواندهاش هم مسلمان بودهاند گرچه خودش مسیحی است؛ رئیسجمهوری که تلاش کرد یا لااقل نشان میداد که دارد تلاش میکند با استفاده از موقعیت و ریشههای خانوادگیاش، دیوار «اسلامهراسی» و «نژادپرستی» در جهان را تا جایی که میتواند کوتاه کند.
شاید شما هم اگر بخواهید از یک زن قدرتمند و قاطع تعریف و تمجید کنید، او را «بانوی آهنین» بخوانید اما شاید ندانید که این صفت برای نخستین بار به بانوی سیاستمداری نسبت داده شد که توازن مردسالارانه در عرصه قدرت را بر هم زد و در زمانهای که مردان حرف اول و آخر را در عرصه سیاست میزدند، فارغ از تمام تشویقها و تشویشها، آنچنان درخشید که نامش به یک مَثَل تبدیل شد.
برای مردی که بدترین راه مبارزه را خشونت میدانست و برخلاف حرفهای شعاری و کلیشهای ثابت کرد لزوما فریاد زدن و درگیری منجر به پیروزی ملتها بر دیکتاتوریها نمیشود، ترور شدن سرنوشت عجیبی بود.