توجه دو ابرقدرت شمالی عصر قاجار و پهلوی متوجه ایران شد. قدرت اول در شمال ایران و قدرت دوم در شمال اروپا، هر دو با چرب کردن سیبیل درباریان و دوستان وفادارشان، امتیازات نفتی بزرگی را از دربار ترکهای قاجار و فارسهای پهلوی گرفتند. حاجعلی رزمآرا جانش را برای تداوم منافع قراردادهای نفتی داد اما دکتر محمد مصدق و ملیگراهای وطنپرست در همپیمانی با آیتالله کاشانی و مذهبیهای ایراندوست، رشتههای رزمآرا را پنبه کردند.
کمی کمتر از دو قرن قبل یک سیاستمدار روس بدون اجازه صاحبخانهِ ایرانی ناموس تازه مسلمان شدهاش را به زور به سفارت کشورش برد و زمینه صدور فتوایی را به وجود آورد که «نجات زنان مسلمان از دست کفار را جایز دانست» و با این اقدام حکم قتل خود و هیات همراهش را صادر کرد.
انتظار درگیری با این شخصیت موجهِ ملی را نداشت و اصلا گمان نمیکرد علیهاش اسلحه بکشد اما اسماعیل قزاق، گماشته او در کمال ناباوری بعد از شناسایی مخفیگاهش با دستور کلنل روس، کار را تمام میکند و شیخ با شلیک چند گلوله به شهادت رسید.