عباسعلی وفایی با اشاره به کاربردی نبودن رشته ادبیات با روشهای فعلی که منجر به بیکاری دانشجویان آن میشود، میگوید: این رشته باید از این حالتی که جنبه محفوظاتی و تئوری دارد فاصله بگیرد. امروزه هیچ رشتهای نباید خالی از این لطف باشد که در جامعه مورد بهرهبرداری قرار گیرد، پس باید جنبههای کاربردی و کارکردی پیدا کند.
یک مدرس ادبیات میگوید: در میان رشتههای علوم انسانی نگاه سطح پایینی به رشتههای ادبیات، فلسفه و تاریخ وجود دارد. این باعث شده خیلی وقتها دانشآموزان علاقهمند به رشته ادبیات بهخاطر نگرانیهایی که از سوی خانواده یا برای آینده شغلیشان دارند، به سمت این رشته نیایند، که این مسئله صدمه زیادی وارد میکند.
یک مدرس دانشگاه میگوید: در دوران کودکی من قصهگویی بود که آنقدر زیبا کلمات را در قصهها بیان میکرد که من همیشه دلم میخواست مثل او کلمات را تلفظ کنم. اما الان بچهها چنین چیزی ندارند؛ آنها یک زبان لوس و بیهویت دارند که برایشان چیزی را تعریف میکند.