در متن پیام تسلیت انجمن پیشکسوتان مطبوعات به ایسنا آمده است: «خبر تلخ و اندوهبار درگذشت مظلومانه خانم مهشاد کریمی خبرنگار سختکوش، پرتلاش و وظیفه شناس حوزه محیط زیست در آن خبرگزاری دل های اعضای هیات مدیره انجمن پیشکسوتان مطبوعات را سوزاند. انجمن پیشکسوتان مطبوعات ضمن عرض تسلیت به خبرنگاران، کارکنان و مدیران خبرگزاری ایسنا و جامعه رسانه ای کشور برای روح بزرگ این خبرنگار ارزشمند طلب آمرزش می کند و برای خانواده مهشاد کریمی آرزوی صبوری دارد.»
در ادامه این پیام، با عنوان «اتوبوس مرگ، قربانگاه خبرنگاران» همچنین آمده است:
«یک بار دیگر بی برنامه گی، ناآگاهی مدیران و ندانم کاری مسئولان جان دو خبرنگار سخت کوش را مظلومانه گرفت و ۱۸ خبرنگار حوزه محیط زیست را به خاک و خون کشاند.
همکاران رسانه ای جوان و پرتلاشمان خانم ها مهشاد کریمی از خبرگزاری ایسنا و ریحانه یاسینی از خبرگزاری ایرنا که همراه ۱۸ خبرنگار حوزه محیط زیست به دعوت ستاد احیای دریاچه ارومیه به اصطلاح قرار بود از پروژه های این ستاد بازدید کنند، به دلیل سوء مدیریت قربانی شدند و بقیه همکارانشان هم به شدت مصدوم شدند. این برنامه که با اجاره ی اتوبوسی غیراستاندارد که مخصوص انتقال کارگران کارخانه سیمان منطقه بود و از همه بدتر، اجازه ی تردد هم نداشت و به شهادت آن ها که در اتوبوس بوده و صدمه دیده اند ترمز هم نداشت و راننده به ناچار با دنده، اتوبوس را کنترل می کرده است ناگهان فاجعه ساز شد و اتوبوس حامل خبرنگاران به قربانگاه همکاران رسانه ای جوان و ارزشمندمان تبدیل شد و در نتیجه این حادثه، دو خبرنگار جوان و وظیفه شناس جان به جان آفرین تسلیم کردند. در میان بهت و ناباوری از بروز اینحادثه، اما دور نیست که دوباره، فردا نظیر چنین حوادثی تکرار نشود و باز اتوبوسی در نقطه ای دیگر شبیه آنچه که در اتوبوس حامل دانشجویان دانشگاه آزاد یا اتوبوس حامل نخبگان ریاضی کشور که پروفسور مریم میرزاخانی هم در همین اتوبوس بود، دچار حادثه نشود ... .
حوادثی نظیر این رخداد غم انگیز و دلخراش هر روز در جاده های کشور در حال وقوع است و کسی پاسخگوی این رخدادهای غم انگیز نیست.
پرسش اساسی در این حادثه اینکه آیا اصلا لزومی داشته است که سازمان حفاظت محیط زیست در این بلبشوی سرایت کرونا، برای فتح الفتوحش که حاصل آن خشکاندن چند رودخانه برای پر آب کردن دریاچه ارومیه بوده است خبرنگاران را چنین بی رحمانه به خاک و خون کشاند؟
آیا سازمان محیط زیست نمی توانسته است برای خبرنگارانی که قرار بوده است خبرها و گزارش هایشان را از اقدامات مدبرانه!شان را به گوش مخاطبان رسانه های خود برسانند کمی بیشتر هزینه کند و برای جایگاه خبرنگاران قدر و قیمتی در شأن آنها قائل شود؟
معلومنیست چرا وقتی کار به خبرنگاران می رسد آقایان صرفه جو می شوند و سخن در تقبیح اسراف می زنند. آیا حرمت گذاشتن به خبرنگاراتی که چه در عزا و چه در عروسی سرشان را می برند! اسراف است؟
متاسفیم که بگوییم شوربختانه در کشور ما هرگز جایگاه خبرنگاران تبیین نشده و آنچه را که در شأن خبرنگار باید انجام دهند از یادشان رفته است ... مخلص کلام، در ن