بهگزارش ایسنا، از بین رفتن دامهای مولد و ذخائر ژنتیکی در کشوری که حمایت از تولید داخل را سرلوحه فعالیتهای اقتصادی خود قرار داده است، فاجعهای عمیق است. این آشفتگی در حالی ایجاد شده است که همه میدانند مشکل از کجاست همه برای حل مشکل برنامه دارند.
اما مشکل همچنان مشکل است و هر روز گره زندگی بیش از یک میلیون بهرهبردار دارای دام در کشور کورتر میشود. کمبود نهادههای دامی دولتی، افزایش یکباره و چند برابری قیمت نهادهها، ثابت بودن درآمد دامدار و افزایش سرسامآور هزینههای دامداری و آشفته بازار نهادههای آزاد، بیش از یکسال است که فعالان این صنعت را به نابودی کشانده و بسیاری با ضررهای چند صد میلیونی، عطایش را به لقایش بخشیدند و دامداری را تعطیل کردند.
دامداری که با هدف رونق تولید به صنعت دامداری وارد شده و حالا دامداری خود را تعطیل کرده است
یک دامدار می گوید: در صورتی که نصف دامداران کشور دست از کار بکشند و روند کشتار دام آبستن ادامه داشته باشد، زمستان امسال شاهد یک فاجعه بزرگ خواهیم بود.
احمد غریب از اولین دامداران ملایری است که اخیرا دامداری خود را بهدلیل کاهش صرفه اقتصادی این صنعت و بهویژه گرانی و کمبود نهادههای دامی، تعطیل کرده و حالا در یک مغازه قصابی و توزیع اقلام پروتئینی مشغول بهکار است.
او که بیست و چند سال بیشتر ندارد پس از پایان تحصیلات دانشگاهی خود در شهریور ماه سال ۹۸ و تنها با هدف رونق تولید، دامداری خود را با ۴۰ رأس بره نر و به قصد پرواربندی به راه انداخته است.
به گفته غریب آن زمان قیمت خوراک دام و علوفه به وضعیت سرسامآور حال حاضر نرسیده بود و دامدار میتوانست سود حداقلی بهدست آورد.
این دامدار ملایری در گفتوگو با ایسنا، به هدف خود از شروع کار دامداری یعنی ایجاد رونق در صنعت دامپروری اشاره میکند و میگوید: در ابتدا من با همین هدف شروع بهکار کردم و خوشبختانه توانستم چهار برابر دامدارهای سنتی افزایش وزن گله داشته باشم اما پس از طی دوره پرواربندی و زمانی که گوسفندان آماده فروش بودند، قیمت دام زنده اُفت شدیدی پیدا کرد و بهدلیل نوسانات این بازار حتی اگر یک جا همه دامها را میفروختم، حدود ۱۷ میلیون تومان ضرر میکردم و این اولین دلیلی بود که انگیزه من برای ادامه راه را کم کرد.
به گفته غریب عدم ثبات بازار سبب می شود که دامدار و یا هر فعال اقتصادی برآورد صحیحی از میزان سود خود نداشته باشد و در نتیجه متضرر شود.
او تصمیمات اشتباه دولت در واردات بیرویه گوشت قرمز را دلیل نوسانات بازار دام زنده در آن زمان میداند و ادامه میدهد: با وجود نوسانات بسیار در بازار دام زنده، قیمت گوشت ثابت بود پس من تصمیم به راهاندازی یک مغازه قصابی گرفتم تا بتوانم برای کنترل نوسانات، اقدام به کشتار دام و فروش گوشت کنم.
مهمترین محور تولید کشور، دامداری و کشاورزی است
غریب خاطرنشان میکند: از اوایل سال ۹۹ رفته رفته قیمت نهادهها افزایش یافته و خشکسالی نیز سبب افزایش قیمت علوفههای پرمصرف مانند کاه و یونجه شد، از طرفی بیتدبیری دولت در کنترل بازار و سوء مدیریت در توزیع مناسب نهادهها، سبب افزایش چند برابری قیمت نهادههای وارداتی مانند سویا ، جو و ذرت شد.
او تصریح میکند: با اینکه یک دامدار تازه کار بودم خیلی زود فهمیدم با این هزینهها، دامداری نه تنها بهصرفه نیست بلکه به ضرر هم هست و به همین دلیل دامداری را جمع کردم البته هشت دامدار دیگر در روستای حاجیآباد میشناسم که دامداری خود را بهدلیل همین مشکلات جمع کردند.
به گفته غریب هر دامداری با یک حساب و کتاب ساده متوجه ضرر و زی