ورود به دانشگاه برای دانشآموزان، فراتر از تغییر یک مقطع تحصیلی، تجربهای لبریز از تلاطم و اضطراب است؛ لحظهای که فرد باید امنیت آشنای مدرسه را پشت سر بگذارد و قدم به فضایی بگذارد که قواعدش را نمیداند. در این گذار، مفاهیمی همچون «یادگیری»، «مسئولیت» و «تعاملات اجتماعی» بازتعریف میشوند؛ گویی فرد ناچار است هویت مستقل خود را در فضای جدید، از نو بنا کند.
در این گزارش، پای صحبت دانشآموزانی نشستیم که از یک سو درباره تفاوتهای مدرسه و دانشگاه و مسئولیتهای تازه خود میگویند و از سوی دیگر، در آستانه این گذار، درباره رشتهای که قرار است مسیر آینده تحصیلی و شغلیشان را رقم بزند، فکر میکنند.
عبور از حصار حافظهمحوری به دنیای پژوهشمحوری
سما شمسآبادی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به اینکه فضای آموزشی در مدرسه با دانشگاه تفاوت ماهوی دارد، اظهار کرد: نهتنها ساختار یادگیری در دانشگاه متفاوت است، بلکه شیوه مطالعه و مواجهه با دانش نیز از رویکردی صرفاً حافظهمحور به سمت رویکردی پژوهشمحور و مسئلهمحور حرکت دارد.
وی افزود: در مدرسه، دغدغه اصلی دانشآموز عمدتاً آمادهسازی برای آزمون سراسری و امتحان نهایی است و یادگیری به معنای انباشت اطلاعات برای کسب نمره و رتبه تقلیل مییابد، در حالی که در دانشگاه، فرد به مثابه پژوهشگری فعال در نظر گرفته میشود که باید جوینده علم و پرسشگر باشد.
شمسآبادی با بیان اینکه دانشآموز با ورود به دانشگاه مسئولیتهای اجتماعی جدیدی برعهده دارد، گفت: باید مهارتهای ارتباطی و تعاملی خود را با افراد گوناگون بازتعریف کند و شیوههای نوینی از معاشرت، گفتوگو و همکاری را بیاموزد؛ چراکه محیطهای علمی و پژوهشی، بیش از هر چیز، بر تعامل سازنده، نقدپذیری و کار گروهی استوار است.
در ادامه محمدامین به ایسنا گفت: با ورود به دانشگاه، فرد در تصمیمگیریهای خود از استقلال عمل برخوردار میشود و مسئولیتپذیری در قبال موفقیتها و ناکامیها بهطور کامل برعهده او قرار میگیرد. بنابراین، مسئول انتخاب رشته و ترسیم آینده خویش است و دیگر نظارت بیرونی و پیگیری مستمری از سوی نهادهای آموزشی یا خانواده وجود ندارد که در صورت افت تحصیلی یا کسب نمره نامطلوب، وضعیت او را جویا شود.
وی ادامه داد: قطعاً شیوه تدریس اساتید، سطح انتظارات و رویکرد آموزشی با آنچه در مدرسه تجربه کردهایم، تفاوت بنیادینی دارد. در کنار همه این تحولات، پرسشی بنیادین ذهن من را به خود مشغول کرده است؛ آیا رشتهای که برای ادامه تحصیل برگزیدهام، انتخابی درست و متناسب با تواناییها، علایق و آینده شغلی من بوده است یا نه؟

دانشگاه، تمرین زیستن در جامعهای کوچک
الهه دانش آموز دیگری در رشته علوم انسانی با اشاره به اینکه دانشگاه ساختار، قوانین و مختصات ویژه خود را دارد و در واقع شکل کوچکشده جامعه است، اظهار کرد: با ورود به دانشگاه، فرصتهای بیشتری برای کسب تجربیات گوناگون در اختیار ما قرار میگیرد. از این رو، دانشگاه بستری مناسب برای یادگیری مسائل مهمتر و فراتر از محتوای صرفاً درسی است.
این دانشآموز تصریح کرد: در محیط دانشگاه، نهتنها دانش تخصصی میآموزیم، بلکه مهارتهای ارتباطی و تعاملی خود را نیز تقویت میکنیم؛ مهارتهایی که در آینده به ما کمک میکند بدانیم چگونه با همکاران، مدیران و اطرافیان خود رفتار کنیم و ارتباطات انسانی سازندهای برقرار سازیم.
سپس حمیدرضا، دانشجوی دیگری با اشاره به اینکه در فضای مدرسه، معلمان نقش انتقالدهنده دانش و نظارتگر را ایفا میکنند، گفت: در محیط دانشگاه، فرد از یک مرحله به مرحله دیگری گام میگذارد؛ فضایی که در آن استاد بیش از آنکه انتقالدهنده صرف دانش باشد، نقش راهنما و تسهیلگر را ایفا میکند و دانشجو خود باید مسیر یادگیری و پژوهش را طی کند.
وی افزود: در چنین فضایی که قوانین و ضوابط خاص خود را در حوزه آموزشی و ارتباطات اجتماعی دارد، انتظارات و مسئولیتهای تازهای پیش روی ما نهاده میشود که همین مسئله سبب شده است من دچار نوعی اضطراب و نگرانی شوم؛ نگرانی از اینکه نتوانم بهدرستی با محیط دانشگاه و همکلاسیهایم تعامل اجتماعی برقرار کنم و خود را با اقتضائات این فضای نوین سازگار کنم.
دانشگاه، میدان شکوفایی مهارت اجتماعی و کار تیمی
در ادامه فاطمه دانشآموزی که دانشگاه را فرصتی برای تجربه کار گروهی و تقویت مهارتهای اجتماعی میداند، به ایسنا گفت: در مدرسه بخش عمده مطالعه و تکالیف بهصورت انفرادی انجام میشد. از این رو، دانشگاه با تبادل نظر و مشارکت جمعی، بستر مناسبی برای همفکری و همکاری گروهی پدید میآورد؛ امری که سبب میشود دانشجو علاوه بر یادگیری دانش تخصصی، مهارتهای اجتماعی و کار تیمی خود را نیز تقویت کند.
این دانشآموز با تأکید بر اینکه انتخابها و تصمیمهای فرد، سرنوشت تحصیلی، شغلی و اجتماعی او را رقم میزند، اظهار کرد: از این رو، ضروری است که از همان ابتدا آغازی درست و اندیشیده داشته باشیم و رشتهای را برگزینیم که با تواناییها، علایق و اهداف بلندمدت ما همخوانی داشته باشد؛ چراکه این انتخاب، نقطه عطفی تعیینکننده در مسیر آینده ما به شمار میآید.

وقتی انتخاب رشته، انتخاب تصویری از آینده است
اما تفاوت میان مدرسه و دانشگاه تنها بخشی از دغدغه دانشآموزان در آستانه ورود به این مرحله است؛ پشت این پرسش که «دانشگاه چگونه خواهد بود؟»، پرسش دیگری نیز قرار دارد: «قرار است در دانشگاه چه چیزی بخوانم و این انتخاب مرا به کجا برساند؟»
از همین رو، سراغ دانشآموزان دیگری رفتیم و از آنها پرسیدیم اگر امروز فرصت انتخاب رشته داشته باشند، چه مسیری را برای ادامه تحصیل خود انتخاب میکنند و آینده شغلیشان را چگونه میبینند؛ پاسخهایی که نشان میدهد انتخاب رشته برای آنها تنها انتخاب یک عنوان دانشگاهی نیست و علاقه، توانایی، بازار کار، درآمد، امکان فعالیت مستقل و حتی تحولات فناوری را نیز دربرمیگیرد.
ثنا یکی از دانشجویان علوم انسانی، انتخاب رشته را در شرایط کنونی تصمیمی دشوار توصیف و اظهار کرد: با توجه به شرایط فعلی، انتخاب رشته بسیار سخت است و عواملی مانند بازار کار، درآمد و امکان مهاجرت در این تصمیم تأثیرگذار هستند. اگر امروز بخواهم رشتهای انتخاب کنم، روانشناسی را انتخاب میکنم. ترجیح میدهم در آینده در حوزه زنان و دختران فعالیت کنم و امیدوارم این شغل به من امکان دهد به زنان و دختران زیادی که در شرایط دشواری گرفتار شدهاند، کمک کنم و آنان را از این وضعیت نجات دهم.
حامد اما آینده خود را در پیوند میان فناوری و مدیریت میبیند. او با اشاره به نقش هوش مصنوعی در آینده گفت: اگر بخواهم امروز انتخاب رشته کنم، رشته کامپیوتر را انتخاب میکنم، اما در کنار آن به مدیریت و اقتصاد نیز فکر میکنم؛ زیرا در شرایط فعلی کشور به این دو حوزه نیاز داریم و کمبود در این زمینهها به یک بحران تبدیل شده است. میخواهم در کشور خودم حرفی برای گفتن داشته باشم و بتوانم یک استارتآپ یا شرکت را اداره کنم تا به وسیله آن بتوانم قلهها و اهداف جدیدی را که در گذشته اتفاق نیفتاده است، محقق کنم.
برای صبا، علاقه شخصی نقش پررنگتری در این انتخاب دارد. او با اشاره به علاقهاش به تربیت بدنی اظهار کرد: رشته تربیت بدنی را انتخاب میکنم و هدفم فعالیت در حوزه مربیگری است. دوست دارم در این رشته در دانشگاه فردوسی پذیرفته شوم، در آن پیشرفت کنم و به جایگاه بالایی در حوزهای که انتخاب کردم، دست پیدا کنم.
محمدمهدی نیز در انتخاب خود میان علاقه، توانایی و آینده شغلی در حال سنجش است. او درباره انتخابش گفت: با توجه به دغدغهها و اهدافی که در ذهن دارم، رشته حقوق را برای فعالیت در حوزه وکالت انتخاب میکنم. البته در حال تحقیق هستم تا متوجه شوم که آیا برای این رشته ساخته شدهام یا خیر. مسیر تحصیل در رشته حقوق، بهخصوص وکالت، بسیار طولانی است و به نظر من فعالیت در حوزه وکالت ممکن است با کاهش آرامش خاطر فرد همراه باشد، اما از نظر مالی میتواند آسایش بیشتری برای او به همراه داشته باشد. باید مبادله کرد؛ آرامش خاطرت را بگذاری و آسایش را برداری.
امیرمحمد نیز علاقهاش به حقوق را با دغدغه پیشرفت در علوم انسانی و رسیدن به درآمد همراه کرده است. او گفت: قصد دارم در حوزه علوم انسانی و کشور پیشرفت ایجاد کنم و در کنار آن به درآمد نیز دست پیدا کنم. انتخاب این رشته را ابتدا بر اساس توانایی و سپس علاقه خود انجام میدهم.

محمدجواد هم از علاقه خود به حقوق و وکالت به ما گفت: من علاقه دارم در رشته حقوق به تحصیل بپردازم و پس از آن در زمینه وکالت فعالیت کنم. این انتخاب را با توجه به علاقه و مجموعهای از عوامل مختلف انجام میدهم. دروس ترم نخست دانشگاه در رشته حقوق را مطالعه کردم و از آن خوشم آمد و احساس کردم فضای این رشته نسبت به سایر رشتهها، سازگاری بیشتری با ویژگیها و علاقه من دارد.
هانیه هنوز انتخاب نهایی خود را انجام نداده، اما مسیر احتمالیاش را تا حدی مشخص کرده است. او تصریح کرد: هنوز بهطور دقیق رشتهام را انتخاب نکردهام، اما اگر شرایط فراهم باشد، بیشتر به رشته حقوق فکر میکنم. برای من بسیار مهم است که فرد مفیدی برای جامعه باشم و بتوانم خدمتی به کشورم ارائه دهم.
فاطمه اما آینده خود را در روانشناسی دنبال میکند و اظهار کرد: قصد دارم در رشته روانشناسی تحصیل کنم و در آینده مطب خودم را راهاندازی کرده و بهعنوان رواندرمانگر فعالیت کنم. این رشته را بر اساس تحقیقاتی که انجام شده و کلاسهایی که در آنها شرکت کردهام، انتخاب میکنم.
آمنه برای انتخاب رشته مسیر تحقیق را در پیش گرفته و سه گزینه اصلی برای خود در نظر گرفته است. او گفت: اولویت نخست من روانشناسی است؛ زیرا به مددکاری و کمک به دیگران علاقه دارم و این حوزه به من احساس خوبی میدهد. در اولویتهای بعدی نیز مدیریت و اقتصاد را با توجه به توانمندیهایم در نظر گرفتهام، چراکه در ریاضی عملکرد خوبی دارم و فکر میکنم میتوانم در این رشتهها نیز موفق باشم.
وی افزود: یکی از دلایلی که روانشناسی را در اولویت قرار دادهام، علاوه بر علاقه شخصی و ارتباط با دروسی که به آنها علاقه دارم، بازار کار این رشته است. دوست دارم به صورت مستقل فعالیت کنم و بتوانم مطب خودم را راهاندازی کنم. ممکن است رسیدن به بازدهی در این مسیر کمی زمانبر باشد، اما این موضوع درباره بسیاری از مشاغل نیز وجود دارد. همچنین در مقطع کارشناسی ارشد آزادی انتخاب بیشتری دارم و اگر در آینده نظرم تغییر کند، میتوانم به رشته مورد علاقه خود برسم.
ضیایی نیز از تغییر مسیر علاقه خود در انتخاب رشته سخن گفت و خاطرنشان کرد: در رشته تجربی تحصیل کردم، اما متوجه شدم علاقه بیشتری به رشتههای علوم انسانی دارم. از ابتدا روانشناسی را به عنوان انتخاب خود در نظر گرفته بودم، اما در ادامه با رشتههایی مانند مدیریت و مشاوره بیشتر آشنا شدم و احساس کردم در این حوزهها نیز میتوانم توانمندی داشته باشم. با این حال، با توجه به صحبتهایی که با استادان داشتهام، همچنان خودم را در آینده در رشته روانشناسی میبینم.

انتخاب رشته، آغاز ساختن آینده
روایت این دانشآموزان نشان میدهد که انتخاب رشته برای بخشی از دانشآموزان، دیگر صرفاً انتخاب یک عنوان دانشگاهی یا بر اساس مدرکمحوری نیست، بلکه تصمیمی چندوجهی درباره آینده زندگی است؛ تصمیمی که در آن علاقه و توانایی فردی در کنار بازار کار، درآمد، امکان فعالیت مستقل و تحولات فناوری قرار گرفته است. در کنار این دغدغهها، ورود به دانشگاه نیز برای آنان به معنای عبور از فضای آشنای مدرسه و ورود به محیطی است که در آن استقلال، مسئولیتپذیری، تعامل اجتماعی، پژوهش و کار گروهی نقش بیشتری پیدا میکند.
آنچه در جریان این گفتوگوها بیش از نام رشتهها به چشم آمد، امید و تکاپوی دانشآموزانی بود که در آستانه ورود به فصل تازهای از زندگی ایستادهاند؛ نوجوانانی که با وجود تردیدها و نگرانیهایشان درباره آینده، هنوز برای ساختن آن رؤیا دارند، سؤال میپرسند و تحقیق میکنند. پشت هر انتخاب رشته، تنها یک داوطلب کنکور قرار ندارد؛ انسانی ایستاده که میخواهد آیندهای برای خود بسازد و کیفیت هدایت، آموزش و فرصتهایی که در اختیار او قرار میگیرد، میتواند این انتخاب را به مسیری برای ساختن آینده فرد و جامعه تبدیل کند.
انتهای پیام
