به گزارش ایسنا، یکی از ویژگیهای بارز امام سجاد(ع) کثرت عبادت و نماز بوده است و برهمین اساس یکی از القاب حضرت سیدالساجدین است که در روایات اسلامی آمده که هرگاه امام سجاد(ع) مشغول نماز میشدند، آنچنان از خود بی خود میگشت که صدای اطراف خود را نمیشنید.
حضور قلب امام سجاد(ع) درعبادتها، به گونهای بود حماد بن حبیب عطار کوفی میگوید:«من همراه کاروان، از کوفه به سوی مکّه برای انجام حج، رهسپار شدیم، به منزلگاه "زباله" رسیدیم، و سپس از آنجا شبانه حرکت کردیم، باد سیاه تاریکی بر سر راه ما وزیدن گرفت، به طوری که افراد کاروان از همدیگرپراکنده شدند، من در آن صحرا و بیابان سرگردان بودم و همچنان بی هدف راه میرفتم تا به بیابان بی آب و علف و خشکی رسیدم، و به کنار درختی پناه بردم، وقتی که شب کاملا تاریک شد، ناگهان جوانی را که لباس سفید پوشیده بود و بوی مشک از او به مشام میرسید، کنار آن درخت آمد، با خود گفتم: این آقا، یکی از اولیای خدا است، اگر متوجه گردد، میترسم از من دور شود، و من باعث گردم که او از بسیاری از عباداتی که میخواهد انجام دهد، بازماند، تا آنجا که توانستم، خود را پنهان کردم، آن جوان به نزدیک آن درخت آمد، و آماده نماز شد، در حالی که ایستاده بود به مناجات پرداخت و در این حال به خدا چنین میگفت: «یا من حاز کلّ شی ء ملکوتا، و قهر کلّ شی ء جبروتا، اولج قلبی فرح الاقبال علیک، و الحقنی بمیدان المطیعین لک؛ ای خداوندی که به خاطر شکوه اقتدارت، بر همه چیز مالک شدهای و به خاطر عظمت خود بر همه چیز چیره شدهای، شادی روی آوردن به سویت را بر قلبم وارد کن(شیرینی یادت را به من بچشان) و مرا به میدانهای پیروان خودت برسان».
سپس مشغول نماز شد و پس از مدتی چون او را بیحرکت دیدم، به سوی آن محلی که عبادت میکرد، رفتم، ناگاه در آنجا چشمهای دیدم که آب سفید و درخشان از آن میجوشید، آماده نماز شدم، و پشت سر آن جوان ناشناس ایستادم، ناگهان خود را در محرابی دیدم، که گویا آن را همان وقت ساخته بودند، و آن جوان را دیدم که در نماز و مناجات خود، هرگاه به آیهای از قرآن میرسید که در آن از پاداش یا عذاب الهی، یاد شده بود، آن را با ناله و اندوهی جانکاه تکرار میکرد، این وضع تا سحر ادامه یافت، وقتی که تاریکی شب برطرف شد، برخاست و ایستاد، و چنین مناجات کرد: «یا من قصده الطّالبون، فاصابوه مرشدا، و امّه الخائفون فوجدوه متفصّلا، و لجأ الیه العابدون فوجدوه موئلا، متی راحة من نصب لغیرک بدنه، و متی فرج من قصد سواک بنیّته، الهی تقشع الظّلام و لم اقض من خدمتک و ط