فرزاد قائمی در گفتوگو با ایسنا با اشاره به نخستین مواجهه بخشی از نسل جوان امروز با مولانا از طریق جملات کوتاه و گاه ناقص در شبکههای اجتماعی اظهار کرد: این نوع مواجهه با بزرگان اندیشه و ادبیات در جامعهشناسی ادبیات با تعابیری مانند «شاعر مجازی» یا «حقیقت فیسبوکی» و در مورد چهرههایی مانند شکسپیر و مولانا نیز با تعبیرهایی همچون «شکسپیر اینستاگرامی» یا «مولانا کپسولی» توصیف شده است. این نوع مواجهه با بزرگان اندیشه، ادبیات و فلسفه که در فضای مجازی و رسانههای عمومی بسیار رواج دارد، واقعیتی غیرقابل انکار است و نمیتوان از آن پرهیز کرد، اما طبیعتاً همچون یک شمشیر دولبه، هم جنبههای مثبت و مفید دارد و هم میتواند جنبههای منفی و بازدارنده داشته باشد.
وی افزود: از یک سو این شیوه میتواند عمق اندیشه یک اندیشمند را در سطح عمومی قابل دسترس کند و بهویژه در ذهن یک جوان جرقهای ایجاد کند که او را به سمت شناخت جوهر اندیشه و آثار آن اندیشمند سوق دهد، اما از سوی دیگر ممکن است زمینهساز سوءبرداشت، تفسیرهای نادرست، مصادره به مطلوب و حتی واژگوننمایی حقیقت اندیشه اندیشمندی مانند مولانا شود. آنچه بیشتر موجب نگرانی است، همین جنبههای منفی این نوع مواجهه است؛ هرچند این مسئله منحصر به مولانا نیست و درباره همه بزرگان ادبیات ما نیز شواهد آن وجود دارد، اما درباره مولانا با توجه به روح اندیشه او، این نمودها حتی ممکن است پررنگتر از دیگر بزرگان باشد.
این استاد زبان و ادبیات فارسی با اشاره به مهمترین آسیب مواجهه ناقص با آثار مولانا تصریح کرد: بزرگترین آسیب، جدا کردن یک بیت یا بخشی از اثر از متن و گسست آن از بافت اصلی است. وقتی مصراعی از یک شعر را انتخاب میکنیم و گاهی با دستکاریهایی که در فضای مجازی رایج است، آن را در یک متن یا بافت جدید قرار میدهیم، این امکان وجود دارد که حتی معنایی برخلاف معنای حقیقی متن اصلی به آن تحمیل شود. در چنین شرایطی، مفاهیم عمیق و پیچیده اندیشه مولانا به مفاهیم دمدستی تبدیل میشوند و نوعی تقلیدگرایی مفهومی شکل میگیرد که نمونههایی از آن را در آنچه در عرفان زرد رایج است، میتوان مشاهده کرد.
انتسابهای جعلی و روانشناسی زرد؛ دامهای استفاده نادرست از مولانا
قائمی ادامه داد: بخش دیگری از آسیبهای این نوع استفاده از کلام بزرگان، سوءاستفادههایی است که برخی افراد در دنیای تجارت امروز از آن انجام میدهند؛ از شعارهای آرامشبخش و پیامهای انگیزشی گرفته تا نسخههای سریع برای رسیدن به موفقیت و روانشناسی عامهپسند و زرد. در کنار این موارد، خطر تحریف، انتسابهای دروغین و ترجمههای غلط نیز وجود دارد. همه اینها دامهایی هستند که میتوانند نسل جوان را که شاید ابزار کافی برای راستیآزمایی ندارد، در معرض سوءاستفاده از شهرت و قدرت جلب اعتماد اندیشمندی مانند مولانا قرار دهند و زمینه انحراف از اندیشه واقعی او را فراهم کنند.
وی با بیان اینکه راهکار مواجهه با این آسیب، حذف مولانا از فضای عمومی یا دشوار کردن دسترسی به آثار او نیست، اظهار کرد: باید برای بازنمایی حقیقت اندیشه مولانا به زبانی قابل درک برای مخاطب عام در فضای رسانه تلاش کرد. همانطور که اشاره شد، این شیوه همچنان یک تیغ دولبه است و میتواند مثبت یا منفی باشد و بخش زیادی از نتیجه آن به انگیزه و شیوه کسی بازمیگردد که دست به سادهسازی و جدا کردن ابیات از متن میزند. البته حسن نیت بهتنهایی برای درست انجام دادن این کار کافی نیست؛ چه بسیار افرادی که تلاش میکنند از اندیشه مولانا برای کمک به زیست فردی و اجتماعی مخاطب یا تقویت جنبههای فرهنگی استفاده کنند، اما چون خودشان درک درستی از اندیشه، شعر، فلسفه و نگاه پیچیده او به جهان و روح انسان ندارند، ممکن است با یک برداشت سطحی و غلط، به جای آشنایی مخاطب با مولانا، دامگاهی برای گمراهی ایجاد کنند.
این استاد دانشگاه با اشاره به خطر خوانشهای مغرضانه از اندیشه مولانا خاطرنشان کرد: گاهی حتی برخی مفسران مغرض نیز با سوءاستفاده از برشها، واژگوننمایی و سادهسازی آمیخته با انحراف، اندیشههای واقعی مولانا را به چیزی متفاوت تبدیل میکنند و از کلام او یک دام برای مخاطب میسازند. این بخش قطعاً خطرناکتر است، اما اگر سادهسازی و جدا کردن ابیات از بافت متن با درک درست از متن و اندیشه مولانا اتفاق بیفتد و در کنار شناخت درست، از ابزارها و تکنیکهای بیان و بلاغت نیز به شکل صحیح استفاده شود، این سادهسازی نهتنها آسیب نیست، بلکه ضرورتی است که نباید از آن غافل شد.
قائمی افزود: اگر از سادهسازی و عمومی کردن اندیشههای بزرگانی مانند مولانا غافل شویم، عملاً شعر، اندیشه و حقیقت پیام آنها را پشت ویترین مطالعات تخصصی و دانشگاهی قرار دادهایم و از آرمان واقعی کسی مانند مولانا، که نجات روح انسان است، فاصله گرفتهایم و او را به یک موضوع پژوهشی و نهایتاً مجموعهای از برداشتهای انتزاعی و محدود تبدیل کردهایم. بنابراین برای رسیدن به یک تصویر کامل از مولانا، ابتدا باید خود او را شناخت و دانش خوانش صحیح اشعارش را به دست آورد؛ بخشی از این دانش، دانش ادبی و بخشی دیگر، دانش عرفانی، دینی، فقهی و فلسفی است. تلفیق این دو ابزار، یعنی ادبیات و حکمت، در کنار ابزارهای بیان جدید و هنر امروز میتواند مولانا را به یک رسانه تأثیرگذار و تکثیرشونده در دنیای مدرن تبدیل کند.
مولانا میتواند با دغدغههای انسان امروز سخن بگوید
وی با اشاره به ظرفیت اندیشه مولانا برای پاسخگویی به برخی دغدغههای انسان معاصر گفت: انسان مدرن و پسامدرن با بحرانهایی مانند اضطراب، سردرگمی و بیهویتی مواجه است و برای رهایی از این وضعیت و رسیدن به آرامش و معنویت، به منابعی نیاز دارد که بتواند با زبان امروز با او ارتباط برقرار کند و این قلم و اندیشه در شعر مولانا به فراوانی وجود دارد. مخاطب امروز و مولانای دیروز میتوانند مانند دو بحر با یکدیگر ارتباط پیدا کنند و وقتی این دو به هم برسند، به جای اینکه یکدیگر را از بین ببرند، میتوانند ابزار درک و دسترسی به حقیقت یکدیگر باشند. کلام مولانا ابزاری برای رسیدن به حقیقت است و این ابزار باید در هر زمان و هر مکان، با زبان همان زمان و مکان بازتولید شود؛ بنابراین سادهسازی یک ضرورت است، اما مسئله مهم این است که باید درباره چگونگی این سادهسازی اندیشید و برای آن سرمایهگذاری کرد و از آن غافل نشد.
این استاد زبان و ادبیات فارسی با اشاره به ضرورت عبور مخاطب از جملات قصار به شناخت عمیقتر مولانا گفت: برای تبدیل علاقههای سطحی و اولیه به یک شناخت عمیق از آثار و اندیشههای مولانا و تبدیل مصرفکننده جملات قصار به مخاطب جدی اندیشه، باید مجموعهای از کنشها و یک مسیر مشخص طی شود. نخست باید ظاهر دشوار کنار زده شود تا حقیقت زیبای اندیشه مولانا پدیدار شود؛ به تعبیر یکی از صاحبنظران، باید از قصه به غصه رسید. نباید مخاطب را در نخستین مواجهه با مولانا با ابیات سنگین و زبان دشوار شعر قرن هفتم مواجه کرد، بلکه بهتر است این ارتباط از برگردانها و روایتهای سادهتر آغاز شود.
قائمی ادامه داد: میتوان کتابها و حتی بهتر از آن، پادکستها و تولیدات صوتی و تصویری تولید کرد که در آنها داستانهای مثنوی به زبان ساده، امروزی و حتی محاورهای بازگو شوند. وقتی مخاطب با حقایق و ظرافتهای تمثیلی داستانها جذب میشود و درگیر دشواری زبان فاخر شعر نمیماند، بهصورت طبیعی کنجکاو خواهد شد تا پس از نوشیدن از سرچشمه این داستانها، به سراغ صورت کلام و پیامها از زبان خود شاعر برود. این میتواند نخستین گام در استفاده از ظرفیتهای دیداری و شنیداری، از جمله پادکست، تولیدات نمایشی و مستند، برای نزدیک کردن مخاطب امروز به مولانا باشد.
وی با تأکید بر اهمیت استفاده از شرحها و تفسیرهای قابل فهم برای مخاطب عمومی اظهار کرد: پس از این مرحله باید از شرحها و تفسیرهایی استفاده کرد که در عین جامعیت، به زبان ساده و برای مخاطب عام نوشته شده باشند. این شرحها میتوانند ضمن تبیین اندیشه و نگرش مولانا، گزیده ابیات، بهویژه غزلها و بخشهایی از داستانهای مثنوی را با زبان امروز به مخاطب ارائه کنند. بهتدریج نیز میتوان این محتواها را از شکل صرفاً شنیداری و دیداری به محتوای نوشتاری، شنیداری و دیداری تبدیل کرد و مخاطب را آرامآرام به سمت محتوای بیشتر نوشتاری و مطالعه مستقیم آثار سوق داد.
مولانا؛ روایتی از سرگردانی مشترک انسان دیروز و امروز
این استاد دانشگاه با اشاره به ظرفیت تمثیلی داستانهای مثنوی برای ارتباط با دغدغههای انسان امروز افزود: در این مسیر، میتوان میان دغدغههای اشعار مثنوی و غزلیات مولانا با دغدغههای انسان معاصر ارتباط برقرار کرد و دید که مولانا درباره مشکلات انسان امروز چه میگوید. انسان امروز همچنان با سرگردانی مواجه است و بسیاری از این سرگردانیها، با وجود تفاوت زمانه، در روزگار مولانا نیز وجود داشته است. معنویت مولانا وقتی با زبان خود او و از طریق متن اصلی دریافت شود، عمیقترین تأثیر را خواهد داشت؛ با این حال سادهسازی آثار او نیز میتواند به عنوان یک مسیر تدریجی، مخاطب علاقهمند به اندیشه و هنر مولانا را به لایههای عمیقتر کلام و اندیشه او هدایت کند.
قائمی اضافه کرد: هدف نهایی این است که مخاطب بهتدریج ظرفیت و توانایی خواندن خود متن را پیدا کند و در کنار ابزارها، شرحها و تفسیرهایی که به او کمک میکنند، آرامآرام با شعر و اندیشه شاعر آشنا شود. امیدوارم رسانهها و پژوهشگران بتوانند در تولید و گسترش این محتواها و در ارتقای سلیقه، دانش و درک مخاطب امروز، بهویژه نسل جوانی که تشنه معنویت است، گامهای اساسی و بنیادین بردارند.
انتهای پیام
