به گزارش ایسنا، «سید موسی صدر» عالم و اندیشمند برجسته در سال ۱۳۰۷ در قم متولد شد. او از خانوادهای عالم و سرشناس بود و تحصیلات حوزوی خود را در قم و نجف به پایان رساند. در سال ۱۳۳۸ به لبنان مهاجرت کرد و با فعالیتهای اجتماعی و سیاسی خود نقش مهمی در بهبود وضعیت شیعیان لبنان ایفا کرد. او جنبش امل را تأسیس کرد و به نماد وحدت و عدالتخواهی در منطقه تبدیل شد. در سال ۱۳۵۷، طی سفری به لیبی، بهطور مرموزی با ۲ همراه خود، «محمد یعقوب» روحانی خوشفکر لبنانی و «عباس بدرالدین» روزنامهنگار و مدیر خبرگزاری لبنان ناپدید شد و سرنوشت آنها همچنان نامعلوم است.
پیگیریهای مستمری در سالهای اخیر از سوی خانواده امام موسی صدر برای مشخص شدن وضعیت این پرونده انجام شده ولی این تلاشها عموما به دلیل عدم همکاری دولت لیبی به خصوص در دوران حکومت «معمر قذافی» به نتیجه نرسیده است.
بعد از سقوط قذافی، مقاماتی که مسئولیت در لیبی برعهده گرفته بودند قولهایی برای همکاری جهت مشخص شدن وضعیت این زخم کهنه به کمیته رسمی پیگیری این پرونده که از سوی دولت لبنان تشکیل شده بود و خانوده امام موسی صدر دادند و یک یادداشتتفاهم بین لبنان و لیبی در سال ۲۰۱۳ در این زمینه منعقد شد، ولی در فاصله زمانی اندکی، جنگ داخلی در لیبی آغاز و بعد از سال ۲۰۱۴ عملا ارتباطاتی که در حال شکل گرفتن بود، منجمد شد.
در سال ۲۰۱۵ «هانیبال قذافی» پسر کوچک قذافی بعد از بازداشت توسط پلیس اینترپل به دولت لبنان تحویل داده شد و این فرصت جدیدی را برای پیگیری وضعیت این پرونده فراهم کرد و در این راستا خانواده امام موسی صدر درخواست کردند که در مورد پرونده امام موسی از وی بازجویی شود. هانیبال قذافی در جریان بازجوییهای صورت گرفته از وی اعلام کرده است که اطلاعاتی در مورد این پرونده دارد ولی دادن اطلاعات تکمیلی در این ارتباط را به آزادی خود منوط کرده و صراحتا اعلام کرده که بعد از آزادی و سوار شدن هواپیما این اطلاعات را ارائه خواهد کرد.
«ژوزف عون» رئیسجمهور لبنان بر تعهد تزلزلناپذیر کشورش برای پیگیری پرونده ناپدید شدن امام موسی صدر و همراهان ایشان تاکید کرده و گفته «ما بر تعهد تزلزلناپذیر خود برای پیگیری این موضوع در همه سطوح و عدم چشمپوشی از حق لبنان برای دانستن حقیقت کامل، تاکید میکنیم».
با وجود پیگیریها، پیشرفت قابلتوجهی در روشنشدن وضعیت سرنوشت امام موسی صدر حاصل نشده است. لبنان و جنبش امل همچنان بر زنده بودن ایشان تأکید دارند و امیدوار به یافتن سرنخهای جدید هستند.

در سالگرد این واقعه، «حورا صدر» یکی از دختران امام موسی صدر که در زمان ربایش پدرش دختری ۱۶ ساله بوده است، یادداشتی اختصاصی برای ایسنا نوشته که توجه مخاطبان را به آن جلب میکنیم.
متن این یادداشت به این شرح است:
خبرنگار خبرگزاری ارزشمند ایسنا، یادداشتی به مناسبت سالروز ربودن پدرم، امام موسی صدر و دو یار همراهش از این جانب خواستند. ایشان میدانند که این کار کمتر از من بر میآید. اما پذیرفتم. چرا؟ نمیدانم.
از ۹ شهریور ۱۳۵۷ یا ۳۱ اوت ۱۹۷۸ و تا به امروز ۴۷ سال شمسی و ۴۸سال و اندی قمری گذشته است.
پس از حدود نیم قرن اسارت و زندگی اجباری در زندانهای لیبی چه باید گفت؟ چه باید نوشت؟ چگونه باید فکر کرد و تصمیم گرفت و تدبیر کرد؟ حتی نفس کشید و زنده ماند؟
ایام هجر را گذراندیم و زندهایم ما را به سخت جانی خود این گمان نبود
امام صدر معتقدند که «امید، حقیقت زندگی و مایه حیات انسان است». چه کنیم که سرنوشتمان اینگونه رقم خورده که با تمام موجهایی که ناامیدی میپراکند و مارا بابت پیگیری موضوع ربایش امام صدر و تلاش برای آزادی ایشان سرزنش میکند مقابله کنیم و حقیقت زندگی و مایه حیاتمان را با چنگ و دندان حفظ کنیم تا به راستی به اندیشه و عمل امام صدر پایبند باشیم.
تا به امروز که ۹ شهریور ۱۴۰۴ است چه گذشته است؟ برخی حقایق قطعی را برمیشمارم.
• امام صدر و دو یار همراهش در ماه اوت سال ۱۹۷۸ میلادی به دعوت رسمی به لیبی سفر کردند و وارد طرابلس شدند
• امام صدر و دو یار همراهش پنج روز در طرابلس در هتل الشاطی اقامت داشتند و..
• ارتباط و دیدارهای امام از روز اول سفر بسیار محدود و فضای امنیتی بر این سفر و رفت و آمد های امام حاکم بود
• مجله کویتی «الیقظه» با امام مصاحبه کرد و گزارش مصاحبه را هفته بعد از ربودن ایشان منتشر کرد
• در همین چند روز رادیو لیبی با امام مصاحبه کرد اما هیچ وقت پخش نشد.
• تشریفات دولت میزبان به امام در تمام این ایام و محدودیت ها قول ملاقات با قذافی را داده بود و ایشان منتظر ملاقات با قذافی بود. ملاقاتی که چند بار به تعویق افتاد
• آخرین باری که امام و دو یار همراهش دیده شدند در ۳۱ اوت ۱۹۷۸ ساعت ۱:۱۵ بعد از ظهر در حال سوار شدن به خودروهای تشریفات دولتی لیبی بودند و به سمت دیدار با قذافی حرکت می کردند.
• این اخرین باری بود که امام و همراهان در معیت تشریفات حکومتی لیبی دیده شدند و پس از آن کلیه ارتباطات و تماس ها با ایشان قطع شد. پیگیریهای گسترده دولتی و مردمی آغاز شد.
• پاسخ لیبی به تماسهای متعدد مقامات و دولت و رئیس جمهور لبنان این بود که امام شامگاه ۳۱ اوت لیبی را به مقصد رُم پایتخت ایتالیا ترک کرد.
• امام قصد نداشت به ایتالیا برود بلکه مقصد بعدی او پاریس بود
• ادعاهای ترک لیبی ۲۳ سال ادامه داشت تا اینکه در سپتامبر ۲۰۰۱ قذافی در سخنرانی سالروز انقلاب لیبی اعتراف کرد که امام در لیبی ربوده شده و این را توطئهای برای بدنام کردن لیبی قلمداد کرد
• دادگاه ایتالیا دو بار در سال ۱۹۷۸ و در سال ۱۹۸۱ طی دو حکم جداگانه قضایی اعلام کرد هیچ دلیل و نشانه و قرینه ای برای ورود هیئت لبنانی به ایتالیا نیست؛ بلکه هیچ دلیلی برای ترک خاک لیبی هم نیست
• در سال ۲۰۰۵ یکی از دادگاههای ایتالیا حکم بی پایۀ عجیبی مبنی بر احتمال ورود امام به ایتالیا صادر کرد که با واکنش سریع خانواده و اعتراض قضایی روبرو شد. دادگاه ایتالیا پس از بررسیهای مجدد حکم را ملغی کرد و ومجدداً احکام سال های ۱۹۷۹ و ۱۹۸۱ را تایید کرد و پس از آن بود که تعاملات مالی و اقتصادی برلوسکونی، نخست وزیر وقت ایتالیا و قذافی فاش شد
• با آغاز تحولات لیبی در سال ۲۰۱۱ و سقوط نظام قذافی کمیتۀ رسمی پیگیری به ریاست وزیر خارجه وقت لبنان، تشکیل شد و پیگیری پرونده ربایش امام موسی صدر و دو یار همراهش شکل دیگری به خود گرفت
• کمیته رسمی پیگیری در سفری موفق به لیبی با مقامات متعدد دیدار کردند و مسئولیت پیگیری پرونده را به دفتر دادستان لیبی محول کردند تا با دادستان لبنان اقدامات لازم را برای آزادی امام انجام دهند
• سرانجام پس از سفرهای مکرر کمیته به لیبی و پیگیریهای جدی و درخواستهای به حق بسیار، تفاهمنامه میان دولت لیبی و لبنان برای انجام جست وجوهای میدانی و همکاریهای حقوقی و قضایی و اطلاعاتی برای یافتن محل اسارت امام و دو یار همراهش امضا شد؛ لیبی متعهد شد که با تمام ظرفیت کمال همکاری را برای این هدف انجام دهد.

از آن روز تا به امروز پیگیریهای خستگیناپذیر و مستمر کمیته رسمی پیگیری لبنان و خانوادههای ربوده شدگان برای اجرای تفاهم نامه همچنان به نتیجه نرسیده و تلاشهای متواضعانه دولتها، چه در لبنان و چه در ایران و چه در کشورهای دیگر موفقیت آمیز نبوده.
چرا متواضعانه؟ چون به صراحت میتوان گفت که اقدامی درخور و شایستۀ چنین مسئله و چنین شخصیتی انجام نگرفته است. لیبی امام را ربود اما دیگر کشورها هم در تلاش برای آزادی ایشان کوتاهی بی حد و مرز کردند.
خانواده امام دست همۀ مسئولین و مقاماتی که تلاش کردند واقداماتی کردند میفشارد و از تلاشهایشان، چه در لبنان و چه در ایران و چه در هر کشور دیگری قدردانی میکند.
اما چه کنیم که امام هنوز در اسارت است و لبنان وایران و منطقۀ آشوب زده ما همچنان از حضور ایشان محروم است؟
نه فقط محروم است که همچنان باید در مقابل ادعاهای گزاف طرف های متعدد قرار گیرد ودر مقابل اصرار بیمنطق برخی بر اقدام به ختم پرونده بایستد. تک و تنها و بیحمایت فشارها را تحمل و خنثی کند.
از جمله این فشارها:
• سوق دادن تحقیقات و پرونده به سوی گورهای دسته جمعی و بررسیهای میدانی
• خانواده امام صدر بهرغم اعتقاد راسخ به زنده بودن امام، هرآنچه لازم بود انجام داد و بهرغم تاکید بر ساختگی بودن روایتها و سناریوهای ادعایی، تن به آزمایشDNA داد.
• نخستین روایت ساختگی در سال ۲۰۲۱ و در منطقأ تاجورا بود. نتیجه آن آزمایش نشان داد که جسد مد نظر و مورد آزمایش متعلق به منصور الکیخیا، وزیر امور خارجه سابق لیبی بوده است.
• از آن پس بارها و بارها درخواست آزمایش DNA شد که باز هم همان اتفاق افتاد و همان روند پیش گرفته شده و باز هم عدم تطابق تثبیت شد
در همه این موارد، کمیته رسمی پیگیری و خانواده امام از هیچ اقدامی اگر هم برخلاف باورشان بود فروگذار نکردند و اسیر احساسات و عاطفه نشدند.

بهرغم همه این کنشها و واکنشها، چند سالی است که شاهد حملهها و وساطتها و دخالتهای مستقیم یا غیر مستقیم و مکرر دولت لیبی و حتی خانواده و وابستگان قذافی بودهایم، به ویژه پس از بازداشت هانیبال، فرزند قذافی، در لبنان و اعترافات او درباره ربایش و محل اسارت امام و اطلاعات بسیار دیگری که در بازجوییها اقرار کرد. علاوه بر اقرار کتبی و شفاهی هانیبال، اطلاعات و اسناد و تصاویر و فیلمهای شکنجه زندانیان لیبیایی و نیز تصاویری از اشخاص پیگیر پرونده ربایش امام و دو یار همراهش که در بانک دیتای دستگاه کامپیوتر شخصی او یافت شد، نشان از دست داشتن وی در ماجرای ربودن امام و دو یار همراهش دارد.
هانیبال هم اکنون فقط متهم نیست بلکه مجرم شناخته شده است. او از دادن اطلاعات بیشتر استنکاف کرده و بیان اطلاعات بیشتر را منوط به آزادی خود از زندان لبنان کرده است. او مجرم است چون هم اطلاعاتی را کتمان کرده و هم در ناپدیدسازی اجباری امام و دو همراهش دخالت پسینی دارد و هم در استمرار نگهداری امام موسی صدر در زندانهای قذافی و مصادرۀ آزادی وی مشارکت و دخالت جدی دارد.
حال چه باید کرد؟
با توجه به شرحی که به ظاهر مفصل اما ذرهای بیش از ماجرای ۴۷ ساله نیست،
• چرا دولت لیبی همچنان به وظیفه خود عمل نمیکند و همچنان نقش دولت ربایندهٔ امام را بازی میکند؟
• چرا دولت لیبی تفاهمنامه با دولت لبنان را اجرایی نمی کند؟
• اگر دستگاه قضایی لبنان و دادگاه عالی عدالت کشور از اجرایی کردن حکم بازداشت قذافی و اعوان و انصار و نیز همدستان او عاجزند، چرا دولت لبنان ناتوان مانده؟
• چرا دولتهای پیاپی ایران هنوز نتوانستهاند از پرونده و اقدامات و درخواست های کمیتۀ رسمی پیگیری و تلاش های جانکاه و به حق خانوادههای ربوده شدگان پشتیبانی و حمایت شایسته کنند تا این ماجرا ختم بخیر شود و امام و یارانش از زندان های لیبی آزاد شوند؟
• چرا مجامع بینالمللی به وظایف خود عمل نمیکنند واین ماجرا را که مصداق ناپدیدشدگی اجباری است به طور شایسته دنبال نمیکنند و بر لیبی فشار نمیآورند که امام را آزاد کنند؟
• چرا خانواده امام در این راه یکه و تنها مانده است؟
مگر چه توانی؟ چه قدرتی؟ چه تدبیری؟ چه اهرم فشاری خانواد دارد تا بتواند فشار لازم را بر یک دیکتاتور و دولت پس از او بیاورد تنها دولتها هستند که قادر به اعمال انواع فشارهای اجرایی و سیاسی و قضایی و حتی اقتصادی و یا غیره باشند. یعنی دولتهای متبوع امام موسی صدر؛ دولت لبنان و دولت ایران.
انتهای پیام
نظرات