این کارگردان و بازیگر سینما که تجربه همکاری با بهرام بیضایی را نیز داشته، در گفتوگویی با ایسنا از مرگ تلخ این چهره برجسته هنر ایران سخن گفت و در شرایطی که تقریبا همه واکنشها به درگذشت بهرام بیضایی با حسرت و اندوه زیاد بوده، او با نگاهی آمیخته به نور و روشنی گفت: بهترین سوگواری برای آقای بیضایی این است که آثارش را دوباره بخوانیم و مسیری را که در این سالها طی کرده، مرور کنیم.
مرضیه برومند با بیانی تسلیبخش برای غم از دست رفتن بهرام بیضایی که نه فقط بخاطر هنرش در سینما و تئاتر بلکه برای تلاش در پاسداشت منزلت زبان فارسی نقشی بیبدیل در فرهنگ این سرزمین داشت، بیان کرد: فراموش نکنیم که بزرگان و متفکرین میروند و جای آنها نسلی جدید میآیند که نطفه و جوانههای آن به واسطه حضور انسانهایی همچون بهرام بیضایی کاشته شده، منتها شاید فعلا بخاطر شرایط و اوضاع و احوال کشور مرئی نیستند.
او با اشاره به اینکه امثال بیضایی وظیفه تاریخی خود را انجام دادهاند، خاطرهای را از سالروز تولد ۶۹ سالگی این هنرمند بازگو کرد:
«روز پنجم دیماه سال ۱۳۸۶ بود و مشغول تمرین نمایشنامه «افرا» در سالن بالایی تالار وحدت بودیم. از آنجا که آن روز تولد آقای بیضایی بود، ما کیک تولد و هدیه گرفته بودیم و میخواستیم جشن کوچکی برای آقای بیضایی بگیریم که ناگهان خبر درگذشت آقای رادی آمد.
همه ناراحت شدیم به ویژه آقای بیضایی که از شدت ناراحتی، هایهای گریه میکرد و اشک میریخت. ما هم ناراحت بودیم و گریه میکردیم و از گریه آقای بیضایی هم متاثر شده بودیم. این عزاداری بیش از یک ساعت طول کشید و همینطور ادامه داشت تا اینکه یکی از بچهها آمد و گفت، حالا تولد را چه کار کنیم؟
من گفتم، الان درستش میکنم. وارد سالن شدم، رفتم جایی که آقای بیضایی بود. کمی خواهرانه و مادرانه صحبت کردم و گفتم مرگ برای همه میآید، این همه اثر از آقای رادی به جا مانده و او هنوز زنده است. امروز هم تولد شماست و ما میخواهیم برای تولد شما خوشحالی کنیم.
خلاصه به هر طریقی بود ایشان را متوجه کردیم که ما میخواهیم برایشان جشن بگیریم. آقای بیضایی هم اشکهایش را پاک کرد و لبخند زد و فضا عوض شد.
آن روز کیک را آوردیم، آقای بیضایی شمع تولدش را فوت کرد و ما هم هدیههایمان را دادیم و حالا اینکه ۱۸ سال پس از آن ماجرا، این تصادف عجیب رخ داده برایم بسیار غریب است؛ اینکه بهرام بیضایی در روزی که هم تولد خودش بود و هم اکبر رادی فوت کرد و او برایش آنطور گریه کرد، از این دنیا برود.
برومند در ادامه گفت: من آن روز و اتفاقهای آن روز را همچنان تجسم میکنم و بر این باورم که همه این بزرگانی که ما بختِ آن را داشتیم در کنارشان زندگی کنیم و از آنها بیاموزیم همچنان هستند. جسمشان میرود ولی روح آنها در آثارشان باقی مانده و در روند رشد فرهنگ و هنر و ادبیات ما تاثیرگذار بودند.
او افزود: من امیدوارم کمتر شاهد از دست دادنها باشیم ولی به هر حال این هم طبیعی و بخشی از زندگی است. به نظرم بهترین سوگواری برای آقای بیضایی این است که آثارشان را دوباره و چندباره بخوانیم و مسیری را که طی کردند مرور