سمیه رمضانماهی - عضو هیئت علمی دانشکده هنر دانشگاه سوره - طی یک گفتوگو که در اختیار ایسنا قرار داده شده است، در تشریح جایگاه جشنواره هنرهای تجسمی جوان میگوید: به نظرم در مواجهه با یک رویدادی مثل جشنواره هنرهای تجسمی جوان، شاید آن خطای تحلیلی که بهصورت قالب در خبرگزاریها صورت میگیرد این است که اصولاً این جشنواره را مثل یک رویداد تقویمی یا مثل یک مسابقه تصور کنیم که قرار است، جوایزی به جوانها بدهد و به همین میزان آن را تقلیل دهیم.
او تأکید میکند: جشنواره در واقع یک نهاد واسطه و یک نوع اکوسیستم است که بهصورت پیوسته در این سیوچند دوره شکل گرفته و دو جهان را که اغلب با هم فاصله دارند، به یکدیگر پیوند میدهد؛ یکی جهان نظری دانشگاه و دیگری میدان عمل در عرصه حرفهای و تنشهایی که هر دانشجوی رشته هنری بعد از ورود به بازار کار با آنها مواجه خواهد شد.
رمضانماهی ادامه میدهد: یکی از ویژگیهای کلیدی که در این جشنواره اتفاق میافتد، این است که هنرمند یا دانشجوی رشته هنری در این رخداد شرکت میکند و طی یک فرآیند که میتواند بنمایههای کانسپتچوال داشته باشد، آرامآرام به سمت شکلگیری حرفهای اثر هنری پیش برده میشود.
او معتقد است حضور در کنار استاد و داور میتواند برای جوان یک چالش آموزشی ایجاد کند؛ چالشی که او را از فضای صرفاً دانشگاهی و دغدغه نمره و پاسکردن درس فراتر میبرد و با موقعیتهای تازهای مواجه میکند.
تمرکززدایی جغرافیایی؛ فرصتی برای دیدهشدن زیستبومهای هنری ایران
عضو شورای سیاستگذاری جشنواره هنرهای تجسمی، تمرکززدایی جغرافیایی را یکی دیگر از ویژگیهای بنیادین این رویداد میداند و میگوید: به نظرم ویژگی بنیادینی در جشنواره جوان وجود دارد و آن تمرکززدایی جغرافیایی از پایتخت است.
او با اشاره به اینکه بهجز دوره کرونا، جشنواره در ادوار مختلف عمدتاً در شهرستانها برگزار شده است، توضیح میدهد: این اتفاق به هنرمندان و پتانسیلهای هنرمندان آینده امکان میدهد که از نقاط مختلف ایران جمع شوند و در یک فضای شهرستان قرار بگیرند، لحنهای بومی و زیستجهانهای اقلیمی را درک کنند.
رمضانماهی ادامه میدهد: در عین حال به آن شهرستان هم این امکان را میدهد که پتانسیلهای فعالان خودش را نمایش بدهد و به نوعی زیستبومهای متنوع ایران را در وجه هنری فعال کند.
جشنواره میتواند برای نسل آینده سرمایه نمادین تولید کند
او تولید اعتبار و سرمایه نمادین برای نسل آینده را سومین مزیت جشنواره میداند و عنوان میکند: این جشنواره میتواند به نوعی یک کاتالیزور باشد برای اینکه جوان با اعتمادبهنفس بیشتری وارد فضای حرفهای کار شود.
رمضانماهی حضور انجمن نخبگان در سه سال اخیر در کنار جشنواره را نیز در همین راستا ارزیابی میکند و میگوید: این خودش گویای حمایتی است که یک جوان میتواند فارغ از دانشگاه، با مؤسسات دیگری در ارتباط باشد و از آنها اعتبار دریافت کند.
«تنش خلاق»؛ آموزش هنرمند در مواجهه با دیگران
این استاد دانشگاه درباره تأثیر آموزشی جشنواره توضیح میدهد: به نظرم اولین اتفاقی که در این فضا میافتد این است که هنرجو از فضای دانشگاه بیرون میآید. اصولاً در دانشگاه، دانشجو دنبال این است که یک نمرهای بگیرد، توسط استادش تشویق شود و درس تمام شود. اما اتمسفر جشنواره ناگهان دانشجو را در مجاورت دهها فرد دیگر از فرهنگها، خاستگاهها و دانشگاههای مختلف قرار میدهد که هرکدام با شیوههای اجرایی متفاوتی کار میکنند.
رمضانماهی این تجربه را از منظر روانشناسی تربیتی «آموزش در وضعیت تنش خلاق» میداند و میگوید: هنرجو متوجه میشود آن تکنیکی که فکر میکند نهایت مهارت است، الزاماً نهایت نیست. میبیند همتاهایش در شهرستانها یا دانشگاههای دیگر چطور راهکارهای جسورانهتری برای آثار هنری پیش میگیرند و این باعث میشود خلاقیت دچار تنشی شود که بسیار آموزنده است.
نقد زنده استاد و داور، سواد انتقادی دانشجو را ارتقا میدهد
او تجربه نقد زنده را یکی دیگر از ویژگیهای مهم جشنواره عنوان میکند و میگوید: مسئله بعد، تجربه منحصر بهفردی است که در آن نقد زنده و درجا، در فرآیند استاد، داور و دانشجو شکل میگیرد. وقتی استاد میپرسد چرا این کمپوزیسیون را انتخاب کردی؟ چرا این متریال را استفاده میکنی؟ رابطه فیگور با پسزمینه چیست؟ یا هر سؤال انتقادی دیگری که برای فعالکردن خلاقیت دانشجو مطرح میشود، اینها آرامآرام میتواند سواد انتقادی دانشجو را ارتقا دهد.
او معتقد است این تجربه به دانشجو کمک میکند در آینده حرفهای خود، از استدلالهای بهتری در خلق اثر و داوری مخاطب برخوردار باشد و برای نحوه ارائه اثر، پیشبینیهای دقیقتری داشته باشد.
جشنواره ظرفیت بینالمللیشدن دارد؛ اما به زبان مشترک نظری نیازمند است
رمضانماهی درباره ظرفیت بینالمللیشدن جشنواره هنرهای تجسمی جوان میگوید: قابلیتهای بالقوهای در این جشنواره وجود دارد که شاید به واسطه شرایط سیاسی هنوز امکانش ایجاد نشده باشد.
او مهمترین ظرفیت این رویداد را در پیوند میان سنت و مدرنیته میداند و عنوان میکند: ما در یک چهارراه ژئوپولیتیک و فرهنگی هستیم. ایران کشوری است که محل تلاقی سنتهای غربی و شرقی بوده و توانسته این دو بخش را به هم پیوند بدهد و از دلش هنری را خلق کند که از آنِ خود ایران است و ریشه در تمام تاریخ تفکر این فرهنگ دارد.
این عضو هیئت علمی دانشکده هنر دانشگاه سوره البته بر ضرورت فراهمشدن زیرساختهای لازم تأکید میکند و میگوید: ما باید به یک زبان مشترک و تئوریک اول برسیم و بتوانیم جشنواره را به سمت کیوریتوریالشدن پیش ببریم. نمیتوانیم یک فراخوان عام مثل آنچه الان در سطح ملی اتفاق میافتد، برای عرصه بینالمللی هم ارائه کنیم.
او ادامه میدهد: احتیاج است زیرساختهای ارتباطیمان را گستردهتر کنیم و دیپلماسی هنر را شاید یک بازنگری دوباره کنیم تا امکان بینالمللیشدن جشنواره فراهم شود.
بازتعریف مفهوم نخبگی، راه را برای استعدادهای هنری باز میکند
او با اشاره به تغییر نگاه نسبت به مفهوم نخبه در سالهای اخیر توضیح میدهد: یکی از اتفاقات مثبتی که در این دو سه سال اخیر افتاده، بازنگری در آن رویکرد ساینتیستی و پوزیتیویستی به نخبگی است؛ رویکردی که در نظام بروکراتیک ایران، نخبه را فردی میدانست که مثلاً برنده المپیاد ریاضی شده یا رتبه برتر کنکور در رشته مهندسی را کسب کرده است.
رمضانماهی این تعریف را محدودکننده میداند و میگوید: این نگاه به نخبه، به نوعی ناقض آن تمدنسازی است؛ چراکه هنر بخش بزرگی از پیشرفتهای یک تمدن را برای ما تصویر و تثبیت میکند.
او با اشاره به نظریه هوشهای چندگانه هاوارد گاردنر عنوان میکند: هوش فضایی، هوش بصری، هوش ادراکی و انواع دیگری از هوشها، اشکال مختلف نبوغ هستند و اتفاقاً در جامعه هنر این انواع هوش بسیار بیشتر به کار گرفته میشوند.
رمضانماهی حضور انجمن نخبگان در این حوزه را «اتفاقی مبارک» میخواند و میافزاید: پیدا کردن یک استعداد یک امر است و پرورشدادن و امکان قرارگرفتن آن در یک بستر مناسب، امر دوم و بسیار لازمی است. انجمن نخبگان میتواند این شرایط را برای نخبه هنری فراهم کند.
انتخاب «آب»؛ نجات یک مسئله اجتماعی از کلیشههای تبلیغاتی
او درباره انتخاب آب بهعنوان موضوع جشنواره میگوید: فکر میکنم هوشمندانهترین اتفاقی است که در جشنواره هنر جوان هر ساله پیش میآید. درست است که جشنواره در انجام کار موضوعی برای دانشجویان آزاد است، ولی هر سال با انتخاب یک موضوع، توجه جوانان و همه شرکتکنندگان به یک مسئله جلب میشود.
او با اشاره به تکرار پیامهای مستقیم درباره بحران آب در فضای تبلیغاتی میگوید: این مسئله آنقدر تکرار شده که وارد یک کلیشه بصری یا یک کلیشه تاریخ مصرف گذشته شده است.
در شورای سیاستگذاری تلاش میشود مسئله آب از ابتذال پیامهای مستقیم نجات پیدا کند و به یک ساحت انضمامی یا همان زیباییشناختی برده شود؛ تا هنرمند جوان و آن استعدادی که قرار است ایران آینده را بسازد، متوجه یک مسئله اجتماعی شود که ما افراد بزرگتر و دستاندرکاران جامعه، امروز درباره آن نگران هستیم.
«تنگنا» میتواند موتور محرک خلاقیت باشد
این استاد فلسفه هنر در ادامه به نقش محدودیت در شکلگیری خلاقیت اشاره میکند و میگوید: اگر بخواهیم از رویکردهای روانشناسی هنر و فلسفه فرم پاسخ بدهم، ما نظریهای داریم در خصوص تنگنا به مثابه موتور محرک خلاقیت.
او ادامه میدهد: تاریخ هنر به ما میگوید اگر آزادی مطلق بگذاریم، اصولاً نوعی انفعال ذهنی رخ میدهد و نمیتوانیم به یک نتیجه کامل برسیم. برای همین، اعلام یک هدف از سوی جشنواره میتواند در لایههای خلاقیتبخش ذهن افراد جوان و خلاق، باعث شود نظرشان به سمت یک موضوع جلب شود و بتوانند ایدههایشان را در یک رویکرد تداوم دهند یا دستهبندی بهتری ارائه کنند.

آب؛ از آناهیتا و آب حیات تا بحران اقلیمی امروز
رمضانماهی مسئله آب را در ایران مفهومی چندلایه میداند و میگوید: امروز آب و مسئله آب در کشور ما ایران، یک مفهوم چندلایه و چندوجهی است. به لحاظ اسطورهشناختی و آنتولوژیک، آب سرچشمه زایش، تطهیر و جاودانگی است و با الهه آناهیتا در ارتباط است. در سیر و سلوک عرفانی ایران هم آب، آب حیات و آب زندگی، مفاهیمی هستند که در اندیشههای شرقی بسیار ریشه دارند.
او تأکید میکند: اگر بگوییم هنر معاصر یکی از مهمترین ویژگیهایش نگاه نقادانه به مسائل روز جهان است، انتخاب آب به نوعی با جریان جهانی هنر معاصر کاملاً همسو است و نسل Z میتواند مواجهه مستقیمی با یک مسئله جهانی داشته باشد.
آب در حافظه تاریخی ایرانیان؛ محک خلاقیت نسل جدید
رمضانماهی در پایان به لایه جامعهشناختی و خاطره جمعی ایرانیان از مسئله آب اشاره میکند و میگوید: از قدیم، اقلیم ایران با بیآبی طرف بوده و نیاکان ما بهخوبی بلد بودند چطور با بیآبی در این سرزمین زندگی کنند، تمدن بسازند و آثار هنری بیافرینند که مایه فخر همه ماست.
او ادامه میدهد: اینکه امروز زایندهرود خشک شده و دریاچه ارومیه رو به مرگ است، نشان میدهد مسئله آب برای ما فقط امروز مطرح نیست؛ بلکه همیشه یک معضل بوده، اما ما بلد بودیم با این بحران کنار بیاییم. امروزه به واسطه سبک زندگی مدرن، متأسفانه نتوانستیم این بومیسازی را انجام دهیم.
رمضانماهی در جمعبندی میگوید: به نظرم انتخاب موضوع آب برای جشنواره هنرهای تجسمی، نوعی محک خلاقیت است؛ اینکه ببینیم جوان امروزی با مسئله آب، که هم ریشه اسطورهشناسی دارد، هم جهانی است و هم در خاطره جمعی همه ما ایرانیان وجود دارد، چگونه میتواند دستوپنجه نرم کند و آن را در قالب یک اثر هنری شکل دهد.
انتهای پیام
