• دوشنبه / ۶ بهمن ۱۴۰۴ / ۱۰:۵۸
  • دسته‌بندی: دین و اندیشه
  • کد خبر: 1404110602822

یادداشت

عبور از قانون جنگل

عبور از قانون جنگل

در طول دو قرن گذشته، تمدن غرب با تکیه بر برتری نظامی، مالی و رسانه‌ای خود، تلاش کرد تا نوعی نظم جهانی را بر پایه منافع خود و در قالب ایدئولوژی «لیبرال ـ دموکراسی» تثبیت کند. این نظم غربی، در ظاهر حامل ارزش‌هایی ادعایی همچون آزادی و حقوق بشر بود، اما در واقع، به شهادت تاریخ و تجربه ملت‌ها ،چیزی جز تثبیت سلطه، استعمار نوین و گسترش نابرابری در نظام جهانی نبود.

به گزارش ایسنا،محمد مهدی ایمانی پور رئیس سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی در یادداشتی،رفتار کشورهای غربی را در چند موضوعاتی چون دموکراسی، تحریم و ... واکاوی کرد. دراین یادداشت که در اختیار ایسنا قرار گرفت، آمده است:

نشست امسال مجمع جهانی اقتصاد در داووس، اگرچه همچون سال‌های گذشته با شعارهایی از جنس «توسعه پایدار»، «نوآوری»، و «تعامل جهانی» برگزار شد، اما این بار در لایه‌های پنهان و آشکار خود پیامی متفاوت را به جهان مخابره کرد؛ پیامی که از افول نظم ادعایی غرب در نظام بین‌الملل و آغاز دوره‌ای نوین از بازتعریف قدرت، عدالت و معنا در روابط جهانی حکایت دارد. با عریان‌تر شدن واقعیت هژمونی آمریکایی، جهان وارد مرحله‌ای از گذار شده است؛ گذاری از «قانون جنگل» که محصول نظم غربی بوده، به سوی نظمی عادلانه‌تر. در این خصوص سه نکته اساسی وجود دارد که لازم است مورد توجه قرار گیرد:

نخست اینکه در طول دو قرن گذشته، تمدن غرب با تکیه بر برتری نظامی، مالی و رسانه‌ای خود، تلاش کرد تا نوعی نظم جهانی را بر پایه منافع خود و در قالب ایدئولوژی «لیبرال ـ دموکراسی» تثبیت کند. این نظم غربی، در ظاهر حامل ارزش‌هایی  ادعایی همچون آزادی و حقوق بشر بود اما در واقع و به شهادت تاریخ و تجربه ملت‌ها ،چیزی جز تثبیت سلطه، استعمار نوین و گسترش نابرابری در نظام جهانی نبود. جنگ‌های بی‌پایان در غرب آسیا، کودتاها در آمریکای لاتین، تحریم‌های اقتصادی علیه ملت‌های مستقل و حتی بهره‌کشی از بحران‌های زیست‌محیطی برای کنترل سیاسی دیگران، همگی شواهدی هستند از سلطه «قانون جنگل» در روابط بین‌الملل؛ قانونی که در آن، قدرتمندان تعیین‌کننده حق و باطل‌اند و منافع انسانی قربانی مطامع سیاسی می‌شود.

نکته دوم معطوف به نقطه‌ای است که در آن قرار داریم.  اکنون صحنه در حال تغییر است.  سخنانی که در اجلاس داووس، امسال از زبان برخی رهبران و سیاستمداران غربی شنیده شد، خود نشانه‌ای از این دگرگونی عمیق است. اظهارات مک کارنی، نخست‌وزیر کانادا، که به طور بی‌سابقه‌ای از نیاز به «بازبینی نظم جهانی مبتنی بر سلطه شرکت‌های فراملی» سخن گفت و استفاده از  واژگانی نظیر «امپریالیسم نوین» که توسط امانوئل مکرون، رئیس جمهور فرانسه در توصیف وضعیت کنونی دنیا به کار رفت، پیامی متفاوت را به جهان مخابره کرد؛ پیامی که از افول نظم ادعایی غرب در نظام بین‌الملل و ضرورت بازتعریف قدرت، عدالت و معنا در روابط جهانی حکایت دارد. صورت مسئله گویاست: جهان وارد مرحله‌ای از گذار شده است.

تئوری مشهور فوکویاما مبنی بر اینکه لیبرال‌دموکراسی آخرین مرحله تکامل سیاسی بشر است، امروز بیش از هر زمان دیگری بی‌اعتبار شده است. بحران‌های متعدد اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در غرب، از افزایش فقر و نابرابری در جوامع پیشرفته گرفته تا ناکارآمدی ساختارهای بین‌المللی،مداخله گرایی بی‌حد و حصر آمریکا و برخی کشورهای اروپایی در دیگر نقاط دنیا،همگی شواهدی هستند از سلطه «قانون جنگل» در روابط بین‌الملل؛ قانونی که در آن، گفتگو و منطق جای خود را به قدرت و زور داده است.

نکته سوم اینکه ملت‌های آگاه  با اتکا به ظرفیت‌های درونی و استقلال‌طلبی فزاینده، فروپاشی اعتماد عمومی به نهادهای سیاسی را رقم زده‌اند. دیگر کمتر کسی می‌تواند بپذیرد که غرب با این حجم از جنگ‌افروزی، مداخله‌جویی و دوگانگی در رفتار، نماینده تمدن و حقوق بشر باشد. پدیده‌هایی همچون گسترش پیمان‌های غیرغربی نظیر بریکس و شانگهای، افزایش ارتباطات اقتصادی میان شرق و جنوب، و تلاش کشورها برای مبادلات غیردلاری، همه نشانه‌هایی هستند از اراده جمعی کشورهای مستقل برای عبور از ساختار قدرتی که غرب طی دهه‌ها بر جهان تحمیل کرده است.

نظم غربی اگرچه بر ویرانه‌های استعمار قدیم بنا شد اما ماهیتش تفاوت چندانی با گذشته نداشت. تنها چهره‌اش مدرن‌تر و ابزارهایش پیچیده‌تر شده بود؛ رسانه به جای شمشیر و تحریم جای لشکرکشی.!  امروز اما همان ابزارها هم دیگر کارایی گذشته را ندارند. حقیقتی که سال‌ها زیر لایه‌های روایت‌سازی رسانه‌ای پنهان نگه داشته شده بود، اکنون در فضای آگاهی جهانی سر بر آورده است. ملت‌ها دیگر نمی‌پذیرند که حقوق‌شان گروگان تصمیمات معدودی قدرت‌مند در واشنگتن یا بروکسل باشد.

در چنین شرایطی، خشم و سردرگمی سیاستمداران آمریکایی، امری طبیعی است. آنان شاهدند که انحصارشان در عرصه‌های سیاسی، اقتصادی و فرهنگی به سرعت در حال زوال است و دیگر نمی‌توانند با شعار «نظم لیبرال » بقای نفوذ خود را تضمین کنند. این سردرگمی تا جایی پیش می‌رود که ترامپ خود را دیکتاتور می‌خواند و جهان را نیازمند دیکتاتوری.

جهان در حال تولد دوباره است؛ تولدی که از دل بحران‌ها بیرون آمده، اما مقصد آن روشن است: گذار به نظمی نوین، بر پایه عدالت‌محوری، حق‌طلبی و خداجویی.

در نهایت اینکه عبور از قانون جنگل به معنای عبور از دوران تحکم زور، دروغ و فریب است. جهانی که پیش‌رو داریم، فرصتی است برای بازگشت به ارزش‌های فراموش‌شده انسانی، برای احیای مفهوم عدالت و کرامت. داووس امسال نه تنها نماد شکست نظم لیبرال غربی بود، بلکه پرده از تعارضات درونی غرب گشود. امید به نظمی نو، جهانی آزاد از سلطه و انسانی رها از زنجیر مادی‌گرایی همان راهی است که تاریخ، دیر یا زود، همه ملت‌ها را به سوی آن فراخواهد خواند.

انتهای پیام

  • در زمینه انتشار نظرات مخاطبان رعایت چند مورد ضروری است:
  • -لطفا نظرات خود را با حروف فارسی تایپ کنید.
  • -«ایسنا» مجاز به ویرایش ادبی نظرات مخاطبان است.
  • - ایسنا از انتشار نظراتی که حاوی مطالب کذب، توهین یا بی‌احترامی به اشخاص، قومیت‌ها، عقاید دیگران، موارد مغایر با قوانین کشور و آموزه‌های دین مبین اسلام باشد معذور است.
  • - نظرات پس از تأیید مدیر بخش مربوطه منتشر می‌شود.

نظرات

شما در حال پاسخ به نظر «» هستید.
لطفا عدد مقابل را در جعبه متن وارد کنید
captcha